(عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( حسین استادولی)  >  زکات وام ( حکمت شماره 6 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم

متن عربی

6. و [منه‏] في حديثه (علیه السلام):إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ لَهُ الدَّيْنُ الظَّنُونُ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يُزَكِّيَهُ لِمَا مَضَى إِذَا قَبَضَهُ‏.

[ [قال الظنون‏] فالظنون الذي لا يعلم صاحبه أ [يقضيه‏] يقبضه من الذي هو عليه أم لا فكأنه الذي يظن به [ذلك‏] فمرة يرجوه و مرة لا يرجوه و [هو] هذا من أفصح الكلام و كذلك كل أمر تطلبه و لا تدري على أي شي‏ء أنت منه فهو ظنون و على ذلك قول الأعشى-

[من‏] ما يجعل الجد الظنون الذي‏

 

جنب صوب اللجب الماطر

مثل الفراتي إذا ما طما

 

يقذف بالبوصي و الماهر

 

 

 

 

 و الجد البئر العادية في الصحراء و الظنون التي لا يعلم هل فيها ماء أم لا


متن فارسی

و درود خدا بر او ، فرمود : هرگاه کسی را «ردّین ظنون» باشد بر او واجب است هنگامی که آن را میستاند به خاطر سالی که بر آن گذشته زکاتش را بدهد. مؤلف: «ظنون» دینی است که طلبکار نمیداند که می تواند آن را از بدهکار بگیرد یا نه؟ گویا گمان دارد که بتواند. از این رو گاهی امیدوار می شود و گاهی ناامید. و این از فصیح ترین سخنان است. همچنین هرچیزی که آن را طلب کنی وندانی که به آن میرسی یا نه، ظنون نام دارد. و به ھمین معنی است قول اعشیٰ: «چه نسبت است چاهی را که نمی دانی آب در آن هست یا نه و دور از ریزش ابر باران زا است، با رود فرات که چون طغیان کند قایق و شناگر را از آب به بیرون افکند.»

«جذ» چاه ویران در بیابان است، و «ظنون» چاهی است که ندانند در آن آب هست یا نه.

قبلی بعدی