مردم ستمكار را سه نشان است: با سركشى به مافوق خود ستم روا دارد، و به زير دستان خود با زور و چيرگى ستم مى كند، و ستمكاران را يارى مى دهد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( عبدالمحمد آیتی)  >  بعد از حکمیت ( خطبه شماره 35 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم

متن عربی

(35) (و من خطبة له ( عليه السلام  ) (بعد التحكيم)

  1. الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ إِنْ أَتَى الدَّهْرُ بِالْخَطْبِ الْفَادِحِ وَ الْحَدَثِ الْجَلِيلِ
  2. وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَيْسَ مَعَهُ إِلَهٌ غَيْرُهُ
  3. وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ( صلى الله عليه وآله و سلم )
  4. أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَعْصِيَةَ النَّاصِحِ الشَّفِيقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَيْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ
  5. وَ قَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هَذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي
  6. وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي
  7. لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ
  8. فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ الْمُخَالِفِينَ الْجُفَاةِ
  9. وَ الْمُنَابِذِينَ الْعُصَاةِ
  10. حَتَّى ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ
  11. وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ
  12. فَكُنْتُ أَنَا وَ إِيَّاكُمْ
  13. كَمَا قَالَ أَخُو هَوَازِنَ
  14. أَمَرْتُكُمْ أَمْرِي بِمُنْعَرِجِ اللِّوَى فَلَمْ تَسْتَبِينُوا النُّصْحَ إِلَّا ضُحَى الْغَدِ

متن فارسی

خطبه اى از آن حضرت (علیه السلام) بعد از حكميّت

  1. حمد براى خداوند است، در هر حال، و در اين زمان، كه روزگار اين فاجعه دشوار و حادثه بزرگ را پيش آورده است.
  2. و شهادت مى دهم كه معبودى جز الله نيست و هيچ خدايى غير از او و با او نباشد.
  3. و شهادت مى دهم كه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده او و پيامبر اوست.
  4. اما بعد. بدانيد كه نافرمانى نيكخواه مهربان و داناى تجربت آموخته، موجب حسرت است و پشيمانى در پى دارد.
  5. من در اين حكميت، رأى و نظر خود را با شما در ميان نهادم
  6. و خلاصه آنچه را كه در خزانه رأى داشتم، برايتان آشكار كردم
  7. «اى كاش از رأى قصير پيروى مى كردند».
  8. ولى شما به خلاف من برخاستيد، چونان مخالفان
  9. جفاپيشه و پيمان شكنان نافرمان.
  10. تا آنجا كه اندرز دهنده نيكخواه در كار خود به ترديد افتاد
  11. و آتش زنه در افروختن آتش بخل ورزيد.
  12. ما و شما مصداق شعر آن شاعر هوازن هستيم،
  13. كه مى گفت:
  14. امرتكم امري بمنعرج اللّوى            و لم تستبينوا النّصح إلّا ضحى الغد«من در منعرج اللّوى رأى 
قبلی بعدی