اى اسيران آرزوها ، بس كنيد! زيرا صاحبان مقامات دنيا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افكند، اى مردم كار تربيت خود را خود بر عهده گيريد، و نفس را از عادت هايى كه به آن حرص دارد باز گردانيد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
امیرالمومنین علیه السلام
نمایش مطالب 11 تا 20 از 79
نویسندگان و محققان دانش دوست و پاره ای از افراد از همان دوره زندگانی امام علی علیه السلام شیفته شخصیت دریاسان او شدند و فضایل او را اگرچه دیگران دشمنكام نخواستند، در ضمن سخنان و یا نوشته های خود جاودانه كردند.تا آن جا كه با هرچه دور شدن از زمان شهادت حضرت در مسجد كوفه تا این عصر روز به روز بر شمار دوستداران و ارادتمندان وی افزوده می شود.ابوالعینای شاعر گفته است: «اگر من بخواهم فضایل تو را بازگویم چنان است كه به هنگام ظهر از روشنی روز خبر دهم كه بر هیچ كس پوشیده نیست».
قرن چهارم هجری دوران شكوه و شكوفایی تمدن اسلامی ، و در عین حال دوران گسترش سلطه ی سیاسی شیعه بر اقطار جهان اسلام (از ایران و عراق و شامات گرفته تا حجاز و یمن و شمال آفریقا) و نیز اوج نشاط و تحرك علمی این گروه در تاریخ است. افزون بر این، از آنجا كه سلطه ی سیاسی و نشاط علمی شیعه بر مذاق مخالفان این آیین چندان گوارا نبود و واكنش تند و همه جانبه ی آنان را بر می انگیخت، قرن چهارم، ضمنا دوران پیكار سهمگین فكری اعتقادی میان شیعیان (و معتزله) یعنی عدلیه با اهل حدیث و اشعریان نیز هست. پیكار سهمگینی كه میدان اصلی نبرد آن، بحث بر سر موضوعاتی چون توحید و صفات باریتعالی، و رهبری علمی و سیاسی امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.
عذرخواهی از معصیت وظیفه بنده است و بی عذری نیز تنها عذر گناهانِ اوست؛ همان گونه كه سرور یگانه پرستان، امیرعارفان، حضرت علی علیه السلام ، در «مناجات شعبانیه» به خداوندگار خویش عرضه می دارد: «ای معبود من! عذر آوردن من به پیشگاه تو، عذرآوردنِ كسی است كه از قبول شدنِ عذرش بی نیاز نیست (یعنی: تنها نیازش قبول عذر است.) پس عذر مرا بپذیر، ای با كرامت ترینِ كسی كه خطاكاران عذرشان را به سوی او می آورند!»
گرفتاري اجتماعي و آزمون انساني شما به وضع روزگاري درآمده است كه خدا پيامبرش را برانگيخت، سوگند به كسي كه او را «به حق» و بر آن پايه اي كه بايد برانگيخت؛ بي گمان به سختي بايد زير و رو شويد و با دقت از غربال حق بگذريد و پي در پي و بي گذشت با كفگير داد در ديگ اجتماع به هم زده شويد تا اينكه افراد به ناحق در زير قرار گرفته، به حق و شايستگي به سطح بالاي اجتماعي بيايند و كساني كه به ناشايستگي و بر اثر روابط ناسالم اجتماعي، در بالا جاي گرفته اند، در جاي درست خود در پايين قرار بگيرند...»
ابوموسي اشعري پس از بركناري از فرمانداري كوفه، به نزد معاويه به شام رفت، و در جريان جنگ صفين، در روستايي ميان دمشق و سرزمين صفين، به نام «دومه الجندل» مي زيست. وي از قبيله كنده يمن و از همان قبيله اشعث بود. به احتمال زياد او با شناختي كه از اشعث داشته، معاويه را برانگيخته تا از ميان افراد علي، با اشعث مخفيانه تماس بگيرد. ابوموسي، بر خلاف شهرت تاريخي، ساده و زودباور نبود. بلكه سياست باز، زيرك و اهل زدوبند و دسيسه چيني بود و به گونه اي عمل مي كرد كه كسي او را نشناسد تا بتواند نقش خود را به خوبي بازي كند.
«به كساني دچار و گرفتار شده ام كه وقتي فرمان دهم، فرمان نمي برند و هنگاميكه فرا خوانم، پاسخ نمي دهند. چگونه با اين سستي به ياري پروردگارتان چشم داشت داريد. آيا ديني در شما نيست كه شما را فراهم بياورد؟ آيا حميتي نداريد كه به غيرتتان وادارد؟ در ميان شما به دادرسي بر مي خيزم و به فريادرسي بانگ مي دهم، نه گفتاري از من مي شنويد، و نه فرماني مي بريد، تا پيشامدها از سرانجام هاي بد و تباه پرده بردارد؛ پس با شما مردم نه خونخواهي توان كرد، و نه به هدف و خواستي توان رسيد.
این حقیقت پـذیـرفـته شده است که شخصیت علی(علیه السلام) چنان که در قلمرو مکتب های الـهـی (مـنـهای نبوت) در ردیف پیامبرانی مانند ابراهیم، موسی، عـیـسـی، محمد (صلوات الله علیهم) قرار دارد، هم چنان در قلمرو پـیـش تـازان کـاروان انـسانی که تکامل در انسانیت را هدف گیری نموده اند، در صف اول جای گرفته است.
اصلا علی علیه السلام یک بشر ملکی و دنیوی است که ملکیان از او سخن بگویند یا یک موجود ملکوتی است که ملکوتیان او را اندازه گیری کنند؟ اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهیون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاری می خواهند به معرفی او بنشینند؟! تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه کنند؟
سوگند به خد، تا هنگامی که یک نخل در مدینه داشته باشم، از بیت المال چیزی برنمی دارم. درست بیندیشید که آیا وقتی من خود از بیت المال مسلمانان به خود سهمی نمی دهم ، می توانم آن را به شما بدهم؟!
در جای جای بدن امیرمؤمنان(علیه السلام) از فرق مبارک که در جنگ بدر آسیب دید، تا کف پی او که در جنگ صفین تیری به آن اصابت کرد، آثار زخم و شمشیر و نیزه و تیر وجود داشت.

Pages