ستودن بيش از آنچه كه سزاوار است نوعى چاپلوسى ، و كمتر از آن ، درماندگى يا حسادت است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
امیرالمومنین علیه السلام
نمایش مطالب 71 تا 79 از 79
وقتی به کتب معتبر اهل سنت ازجمله کتب شش گانه اهل سنت که به عنوان «صحاح سته» معروف است و کتب معتبر دیگر نگاه می‌کنیم، احادیثی به چشم ما می‌خورد که حکایت از این می‌کند که رسول گرامی که خودش برای اسلام و مسلمین اسوه حسنه بود، حضرت علی(ع) را به عنوان معیار و ترازو معرفی نموده است.
رسیدگی به یتیمان و محرومان هر انسان مسلمانی مسئول است با روی باز و سرشار از محبت با یتیمان برخورد کند، به گونه‌ای که احساس نکنند پدر یا مادر خود را از دست داده اند.
در نظر فارابی، مسوول حکومت باید بکوشد تا زمینه رشد خوبیها و سودمندیهای عمومی فراهم آید و همگان برای سعادت و برخورداریهای اجتماعی یکدیگر را یاری رسانند: «کار سیاستمدار مدینه که پادشاه آن است، این که نظام مدینه‏‌ها را بدان سان نماید که اجزا و دسته‏‌ها و اعضا مدینه‏‌ها با نظام خاصی به یکدیگر پیوسته گردند
سوگند به خدایی که دانه را می‌شکافد و جانداران را می‌آفریند، اگر وضع حاضر نبود و اگر آماده شدن یاور و فشار جمعیت که تکلیف را تعیین می‌کند، نبود و اگر خدا از دانشمندان پیمان نگرفته بود که در برابر عوارض شکمبارگی ستمگران و گرسنگی بیچارگان نباید آرام بگیرند، من افسار مرکب خلافت را روی شانه اش می‌انداختم و کنار می‌رفتم.
اين مقاله به بررسى حكومت از نگاه حضرت اميرعليه السلام از دو منظر پرداخته شده است: مبانى نظرى حكومت در سيره قولى و سيره عملى. بازخوانى و بازنگرى سيره عملى امام عليه السلام براى همه ما از آن جهت ضرورت دارد كه با محك سيره امام مى توانيم درباره چند و چون كاركرد زمام داران و كارگزاران و ميزان توفيق جمهورى اسلامى پس از پيروزى انقلاب اسلامى در انطباق با آرمان هاى حكومت علوى داورى كنيم.
قاطعیت‏‌ها و نرمش‏‌‌های مولا کجا و چگونه بود؟ معیارهای مولا در نصب و عزل‏‌ها چه بود؟ راز به کار گماردن برخی از افراد ناصالح یا ابقای آنها در مسوولیت چه بود؟ آیا اینان از آغاز ناصالح بودند؟ یا بعدا به انحراف کشیده شدند؟ چه شیوه‌‌هایی امام در عزل کارگزاران داشت؟ با کارگزاران صالح ناتوان چگونه رفتار می‌کرد؟
از بانوان ساکن کوفه در این باره گزارش داده است که علی(ع) را در حالی دیدم که لباس کوتاه پوشیده بود و دامنش را تا نیمه ساق پایش بالا زده بود.
پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، ابوبکر به خلافت رسید. ابوسفیان که در پی فرصتی برای ایجاد فتنه در جامعه‏ ی نوپای اسلامی بود، از امیرمومنان خواست خلافت ابوبکر را نپذیرد و گفت: «اگر بخواهم، زمین را از سرباز و اسب پر می‌کنم و خلافت را از او می‌ستانم. »
خدا، محمد(ص) را به راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان رهایی بخشد و به عبادت و اطاعت خود وادارد و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خود کشاند، با قرآنی که معنی آن را آشکار کرد و اساسش را استوار فرمود تا بندگان بزرگی پروردگار را بدانند که نمی‌دانستند و به آن اقرار کنند پس از آنکه بر انکار می‌افزودند، او را نیک بشناسند.

Pages