(عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

المجازات النبویة

کتاب «المجازات النبویه» که نام اصلى آن عبارت است از«مجازات الآثار النبویه» تالیف ابوالحسن محمد بن حسین بن موسى سید رضى (359ـ406ق) مى باشد. سید رضى احادیث نبوى که داراى نکاتى بدیع و فصاحت و بلاغتى فراوان بوده است را در آن گرد آورى کرده و توضیح داده است. او در این کتاب با شرح کلمات و عبارات نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) از لحاظ لغت، تشبیهات، استعارات و کنایات بیان معجزه‌آسای نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) را به نمایش گذارده است.

کتاب «المجازات النبویه» که نام اصلى آن عبارت است از«مجازات الآثار النبویه» تالیف ابوالحسن محمد بن حسین بن موسى سید رضى (359ـ406ق) مى باشد. سید رضى احادیث نبوى که داراى نکاتى بدیع و فصاحت و بلاغتى فراوان بوده است را در آن گرد آورى کرده و توضیح داده است. او در این کتاب با شرح کلمات و عبارات نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) از لحاظ لغت، تشبیهات، استعارات و کنایات بیان معجزه‌آسای نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) را به نمایش گذارده است.

یکى از اشکال ها و نواقصى که از سوى متعصبان اهل سنت بر ضد شیعه مطرح شده و مى شود این است که شیعیان بیش از اینکه به پیامبر و قرآن بپردازند، به ائمه خود پرداخته و کمتر درباره نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) کتاب نوشته اند. در حالى که سید رضى نخستین دانشمند تاریخ اسلام است که درباره مجازات القرآن و مجازات اقوال رسول خدا به تالیف کتاب پرداخته است. او در مقدمه کتاب «المجازات النبویه» مى نویسد: «پس از تالیف کتاب تلخیص البیان عن مجازات القرآن مشاهده کردم که راهى را پیموده ام و درى را گشوده ام که تا کنون پیموده نشده بود. از این رو خواستم همان شیوه را ادامه داده و کتابى را تدوین نمایم تا به مجازات آثار وارد شده از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) بپردازم که استعارات بدیع، بیان غریب، و اسرار لطیف لغت را شامل مى شود. بنابراین، این دو کتاب به اذن الهى دو پاره نور است که مسلمانان از آنها نورانیت مى گیرند».
نکته حائز اهمیت اینکه او این دو کتاب را همزمان تالیف کرده ولى تلخیص البیان را پیش از مجازات النبویه منتشر کرده است؛ زیرا در تلخیص البیان به مطالب مجازات النبویه ارجاع داده است.
البته سید رضى این کتاب را در مقابل کتاب یکى از علماى اهل سنت به نام ابوعلى محمد بن عبد الوهاب (صاحب شرح الحدیث) نوشته است تا توهّم تشبیه، تجسیم، و جواز ظلم درباره خداوند را که در آن کتاب بر بیانات پیامبر اسلام تحمیل کرده است رد و ابطال نماید و وجوه مجاز گویى و استعارات نبوى را تبیین نماید.
او در این کتاب حدود سیصد و شصت حدیث نبوی را نقل و شرح کرده است.
این کتاب مورد توجه بسیارى از علماى اسلام قرار گرفته است به طورى که به عنوان یکى از منابع حدیثى و شرح عبارات احادیث نبوى تلقى شده و علماى شیعه به احادیث آن استناد مى کنند. بعلاوه تحلیل ها و نظرات سید رضى در ذیل احادیث نبوى مورد استناد و اعتماد دانشمندان قرار گرفته است. به طورى که فقها و سایر دانشمندان در توضیح احادیث نبوى از آن بهره‌های فراوانى برده اند.
یکى از کتاب‌هایی که پیرامون این کتاب تالیف شده است، کتاب اختصار المجازات النبویه نوشته شیخ ابراهیم کفعمى است.
از نکات بسیار مهم درباره کتاب سید رضى این است که در میان علماى شیعه به عنوان یک منبع حدیثى تلقى شده است ولى با احادیث آن به مثل حدیث مرسل و بدون سند معامله و برخورد کرده اند درحالى که بسیارى از احادیث آن داراى سند معتبر است و با یک استدراک (که متاسفانه مستدرک آن نانوشته است) و تفحص در میان منابع مهم حدیثى شیعه و مراجع حدیثى معتبر اهل سنت(مثل آثار بیهقى و صحاح سته) مى توان سند روایات آن را یافت. از این رو برخى از علماى بزرگ شیعه مثل شیخ حرّ عاملى در کتاب وسائل الشیعه به احادیث آن استناد کرده است. همچنین برخى از دانشمندان اهل سنت مثل فخر الدین زیلعى (م 743ق) علاء الدین بخارى (م730) به احادیث این کتاب اعتماد کرده اند.
این کتاب بارها در کشورهاى اسلامى به ویژه در مصر چاپ شده است.

پی نوشت:

1 ـ خیرالدین زرکلى، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ 8، 1989 م، ج 1، ص 286؛ ج 2، ص 231؛ ج 3، ص 47 و 278؛ ج 4، ص 63، 219، 278؛ ج 5، ص 293، 323؛ ج 6، ص 99، ص 119، 127 و ص 347؛ ج 10، ص 15.

2 ـ شمس الدین ذهبى، تاریخ الإسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، چ 2، 1413 ق، ج 28، ص 15، و ص 150، ج 27، ص 280؛ ج 29، ص 246؛ ج 33، ص 168؛ ج 1، ص 358؛ ج 19، ص 351.

3 ـ سید محسن امین، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ق، ج 1، ص 77، به بعد و ص 129.

4 ـ عزّالدین ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر و دار بیروت، 1385 ق، ج 9، ص 189، ص 68، و 459.

5 ـ شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، 1408 ق، ج 1، ص 80؛ ج 7، ص 164؛ ج 10، ص 144؛ ج 14، ص 138 و بعد؛ ج 19، ص 62 و 351؛ ج 22، ص 331؛ ج 1، ص 358؛ ج 19، ص 351.

6 ـ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407 ق، ج 12، ص 3 و 15.

7 ـ ابن العماد حنبلى، شذرات الذهب فى أخبار من ذهب، تحقیق الأرناؤوط، دمشق و بیروت، دار ابن کثیر، 1406 ق، ج 5، ص 43 به بعد و ص 144.

8 ـ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارإحیاء الکتب العربیّة، 1387 ق (20 جلد در 10 مجلد)، ج 1، ص 41; ج 14، ص 146.

9 ـ علامه امینى، الغدیر، بیروت، دارالکتاب العربى، چ 4، 1379 ق، ج 4، ص 184.

10 ـ سید رضى، خصائص الأئمه، تحقیق محمدهادى امینى، مشهد، آستان قدس رضوى، چ 2، 1406 ق، مقدمه محقق.

11 ـ زین الدین جبل عاملى شهید ثانى، روض الجنان فى شرح ارشاد الأذهان، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث.

12 ـ آیة الله شیخ جعفر سبحانى، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، 1418 ق، ج 5، ص 293؛ ج 10، ص 15.

13 ـ ابن شهرآشوب مازندرانى، معالم العلماء فى فهرست کتب الشیعة و أسماء المصنفین، بى جا، بى تا، ص 51.

14 ـ شیخ حرّ عاملى، أمل الآمل، بغداد، مکتبة الاندلس، 1385 ق، ج 2، ص 261 به بعد.

15 ـ علاء الدین عبدالعزیز بن احمد بخارى، کشف الأسرار عن اصول فخر الاسلام البزدوى، تحقیق عبدالله محمود محمد عمر، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1418 ق، ج 1، ص 306.

16 ـ فخرالدین عثمان زیلعى، تبیین الحقایق فى شرح کنز الدقائق، قاهره، بولاق، 1315 ق، ج 4، ص 9.

17 ـ سید رضى، مجازات الآثار النبویة، تحقیق طه محمد الزینى، قم، بصیرتى، بى تا.