بزرگ ترين عيب آن كه چيزى را در خوددارى، بر ديگران عيب بشمار!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  مقالات (اخلاقی)  >  روش تربیت در نهج البلاغه(2)

روش تربیت در نهج البلاغه(2)

و: توبه یا مکتب تربیت

یکی از مهمترین روشهای تربیت، که در منابع دینی مخصوصاً قرآن و نهج البلاغه روی آن سخت تکیه و پافشاری شده است «توبه» و بازگشت به سوی خداوند متعال است و تاریخ نیز در صفحات بی شمار خود آثار گرانبها و گرانسنگ تربیتی و سازندگی توبه را در خود ثبت کرده است، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) گرفته تا دوران خاتم، توبه آدم برکات بی شماری را برای او در پی داشت و تائبان دوران پیامبر(ص) همچون ابولبابه، و مراد، هلال، و کعب و...هنوز منشأ تربیت است، چرا که هنوز ستون توبه «استوانة التوبه و یا ابولبابه» در مسجد النبی (ص) مرکز گریه ها و ناله و توبه هاست، تاریخ هنوز توبه حربن یزید ریاحی را فراموش نکرده و هنوز ناله های «انی تائبٌ الی اللّه» او را در گوش دارد که چگونه با یک گام بلند به نام «توبه» عظمتی به بلندای تاریخ پیدا نمود، و از حضیض ذلّت و خواری به اوج سعادت و عزّت راهیافت، و یک شبه راه صد ساله را طی نمود و همین طور به پیشرفت زهیر بن قین عثمانی را که به زهیر حسینی تبدیل گشت فراموش ننمود که چگونه چند روزه آن چنان تربیت یافت که تمام پرده ها و حجاب ها از جلو دید او کنار رفت و علی گونه فریاد کشید: «لو کشف الغطا ما ازددت یقینا؛ اگر همه حجاب ها کنار رود بر علم من افزوده نمی شود.» و همین طور تاریخ چهره فضیل بن عیاذها را به خود دیده که راهزن ماهر، عارف آگاه می شود بر اثر توبه و بازگشت و صدها و هزاران انسان دیگر که هر سال و هر روز از مجالس وعظ ها و عزاداری ها درس توبه می آموزند و تربیتی آنچنانی می یابند که هزاران استدلال و برنامه و تعلیم و...نمی توانند چنان اثر تربیتی را در پی داشته باشند، این است که باید گفت توبه تنها یک روش نیست، بلکه توبه یک مکتب تربیتی وسیعی است که همه را زیربال خود می گیرد، نه جنس می شناسد، و نه مال و ثروت و نه سن می شناسد و نه سواد و علم مرز بی منتهای دارد، هرگاه هر زمان، هر کس با هر حالت سابقه، در هرجا بخواهد برای تربیت خویش به دامن توبه پناهنده شود درب آن به وسعت همه بشریت باز است، علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «ما کان اللّه... لیفتح لعبد باب التّوبة و یغلق عنه باب المغفرة؛ خداوند در توبه و بازگشت را باز نگذاشته که در آمرزش را بسته نگهدارد (بلکه در توبه و آمرزش همیشه باز است).»(1)

و این ندای الهی هر لحظه بلند است:

هرچه که هستی بیا گرچه که پستی بیا توبه شکستی بیا دوست نظر می کند
نیمه شب خلوت است مظهر هر رأفت است عاشق شوریده را دوست نظر می کند
ای شده غرق گناه خواب گران تا به کی چاره درد تو را دیده تر می کند

راستی این اشک ندامت و توبه چه اکسیری دارد که مس وجود تائب و نادم را طلای ناب می کند، راستی این قطره اشک چه معجزه ای می کند که این گونه انسان ها را متحول و زیر و رونموده 180 درجه مسیرش را عوض می کند، راستی اگر این اشک نبود چه می کردیم:

و برای نجات نسل انقلاب از چنگال خطرناک تهاجم فرهنگی باید مسؤولان و دلسوزان کشور مجالس وعظ واعظانی که دارای نفس پاک، چون حسینقلی همدانی ها و علی آقا شیرازی هستند توسعه و فراگیر نمایند تا از طریق ایجاد توبه در دلهای سیاه شده و گناه آلوده آنها را زنده نمایند و در مکتب بلند توبه راهیابند.

معنی و مفهوم توبه

«توبه» از ریشه «ت و ب» به معنی رجوع و بازگشت از گناه است(2) و در علم اخلاق برای آن تعریف های فراوانی شده است از جمله

«رجوع از طبیعت (حیوانی) به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیّت محجوب به ظلمت طبیعت شده است.»(3) نفس و روح انسان در آغاز همچون صفحه ای سفید پاک پاک، و خالی از هر نقش و نگاری است و نور فطرت، استعداد رسیدن به کمالات روحانی را در او مهیّا و آماده می کند، ولی بر اثر انجام گناه و ارتکاب معاصی در روح و دل انسان کدورت و سیاهی پیدا می شود، توبه باعث زدودن این کدورتهاو ظلمتها می شود تا روح و دل به حالت اصلی و فطری خود بازگردد و راه کمال و سعادت را در پیش گیرد.

یوسف روحم گرفتار است در چاه معاصی خود برون آور زچاهم یا غیاث المستغیثین

و اگر انسان پس از ارتکاب معاصی توبه ننماید آرام آرام صفحه دل تیره و تار می شود و ممکن است سرانجام به آنجا برسد که خداوند می فرماید: «ختم اللّه علی قلوبهم، خداوند مهر می زند بر دلهای آنها»و راهی برای فلاح و رستگاری باقی نماند. امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «اذا اذنب الرّجل خرج فی قلبه نکتةٌ سوداءٌ فان تاب انمحت و ان زادت حتی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً؛ هنگامی که شخصی مرتکب گناه می شود، در قلب او نقطه سیاهی به وجود می آید، پس اگر توبه کند، از بین می رود و اگر گناهان او زیاد شود، تا آنجا که سیاهی قلب او را فراگیرد، پس از آن دیگر رستگار نخواهد شد.»(4)

21

توبه از نظر روانی

توبه از مشخصات ویژه انسان است نسبت به حیوانات، یعنی انسان دارای استعدادهایی است مخصوص به خود یکی از آنها توبه است، که انسان از درون خویش علیه خود قیام می کند و علیه خویش شعار می دهد، و مسیر رفته خویش را خطرناک تشخیص می دهد، و تصمیم می گیرد که آن مسیر را عوض کند، به این جهت توبه یک انقلاب درونی است نه یک لفظ خشک و بی جان. توضیح مطلب این است که جمادات با گیاهان این تفاوت را دارند، که جمادات هنگام خطر نه متوجه آن می شود و نه قدرتی از درون دارد که آن مسیر را تغییر دهد، ولی در نباتات این استعداد وجود دارد که هرگاه با مانعی برخورد کرد مسیر خویش را تغییر می دهد، و همین طور در حیوانات، هم درک احساس خطر وجود دارد و هم قدرت تغییر مسیر، توبه در انسان تغییر مسیر است منتهی نه چون گیاه و حیوان که بر اثر غریزه است نه از سر آگاهی، توبه در انسان احساس خطر نمودن و تغییر مسیر دادن آگاهانه است، چون احساس می کند عقل و فرشته درونش اسیر شهوت و نفس شیطانی شده است، لذا دست به قیام می زند، و عقل و فرشته از دست نفس رها می شود. به این جهت این نوع از انقلاب اختصاص به ادیان الهی دارد، مکتب های دیگر فقط می توانند علّتی را علیه علّت دیگر، و قشر و صنفی را علیه قشر و صنف دیگر وادار به قیام نمایند، امّا هرگز نمی تواند خود انسان را علیه خودش وادار به قیام نمایند، این دین، مخصوصاً دین اسلام است که می تواند انسان را علیه خودش بشوراند و دست به قیام علیه خویش بزند.(5)

عکس العمل توبه

این انقلاب درونی شدّت و قدرت آن بستگی به دو چیز دارد: 1ـ بزرگی گناه و جنایت. 2ـ آمادگی درونی، و زمینه روحی، ممکن است انسانی از گناه کوچکی به خود به لرزد، و گاه ممکن است جان دهد، همچون همام که مرد عابدی بود ولی وعظ و پندهای امیرمؤمنان(علیه السلام) چنان انقلاب و آتشی در درون او برپا کرد که سرانجام جان خویش را فدا کرد و علی(علیه السلام) فرمود: «سوگند به خدا من از این پیش آمد بر همّام می ترسیدم» و آنگاه فرمود: «اهکذا تصنع المواعظ البالغة باهلها؛ آری مواعظ رسا به اهلش (و آنهایی که آمادگی روحی دارند) چنین می کند.»(6) و گاه بزرگی گناه انسان را می لرزاند مانند آنچه درباره یکی از سرداران معاویه نقل شده است که بعد از این که بچّه های خردسال عبداللّه بن عباس را کشت دچار عذاب وجدان شده بود و خود را به شدّت سرزنش می کرد، و یا آن خلبان آمریکائی که بعد از بمباران شهر «هیروشیما» و «ناکازاکی» دچار عذاب وجدان و انقلاب شدید درونی شده بود.

حال تائب

مهمترین رکن توبه و اصلی ترین نقطه آن که سخت تحوّل ساز و تربیت کننده و اثر ساز و اعجازگر است، حال تائب است. که بر دوپایه اساسی استوار است:1ـ ندامت شدید از گذشته تاریک. 2ـامیدواری شدید به رحمت الهی و باور این مطلب که قطعاً خداوند انسان را می بخشد، در این باب امیرمؤمنان(علیه السلام) با این که معصوم است، و گناه نمی کند غوغا کرده، آنچنان می نالد که گویا تمام عمر خویش را به گناه به سر برده به نمونه هایی از کلام آن مولا در این زمینه اشاره می کنیم:

1 ـ نماز امیرمؤمنان(علیه السلام):

بعد از نماز امیرمؤمنان(علیه السلام) دعایی وارد شده است که در بخشی از آن می خوانیم «یا من عفی عن السّیّئات و لم یجاز بها ارحم عبدک یا اللّه...فکیف انت صانعٌ بی ولیت شعری کیف تقول لدعائی اتقول نعم ام تقول لا فان قلت «فیاویلی یا ویلی یا ویلی یا عولی...؛ای بخشنده گناهان که در مقابل گناهان مجازات نمی کنی، بر بنده ات رحم کن ای خدا و... پس چگونه تو بامن رفتار می کنی؟ و کاش می دانستم درباره دعایم چه می گویی؟ آیا جواب مثبت می دهی یا جواب منفی؟ اگر در جوابم نه بگویی (و مرا نپذیری) ای وای بر من، ای وای بر من، ای وای بر بی نوایی من، وای بر نداری من، وای بر شقاوت و بدبختی من، وای بر بدبختی من، وای بر ذلّت من، وای بر ذلّت من، وای بر خواری من؛..»(7)

2ـ دعای کمیل علی(علیه السلام)

با دعای کمیل علی(علیه السلام) همه کم و بیش آشناییم، اگر کسی سابقه علی(علیه السلام) را نداند و نگاهی به دعای کمیل او داشته باشد، می بیند سراسر گریه و ناله و توبه و پشیمانی از گناه، و عذرخواهی از خداوند است: «الهی قد اتیتک بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی معتذراً نادماً...؛ خدایا بعد از تقصیرم و اسراف بر نفسم به پیشگاهت آمده ام در حالی که عذرخواه، پشیمان، دل شکسته، آمرزش طلب بازگشت کننده، اقرار کننده(به گناه) و اعتراف(به تقصیر و گناه خویش) دارم.»(8)

3ـ دعای صباح

در بخشی از این دعا می خوانیم: «الهی کیف تطرد مسکیناً التجأ الیک من الذّنوب هارباً ام کیف تخیّب مستر شداً قصد الی جنابک ساعیّاً؛ خدایا چگونه طرد می کنی از درگاهت بیچاره ای را که از گناه گریزان به تو پناه آورده است و چگونه ناامید می کنی راه جویی را که قصد تو کرده است با سعی و تلاش...؛(9)

4ـ مناجات منظومه علی(علیه السلام):

این مناجات سراسر سوز و ناله و گریه و توبه است، که به نمونه هایی اشاره می شود:

الهی لئن جلّت و جمّت خطیئتی فعفوک عن ذنبی اجلّ و اوسع

ای خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است

پس عفو تو از گناه من بزرگتر و وسیع تر است

الهی لئن اعطیت نفسی سؤلها فها انا فی ارض النّدامة ارتع...

ای خدا اگر من خواهش های نفس خود را پیروی کردم،

اکنون من در باغ پشیمانی قدم می زنم

الهی ذنوبی بذّت الطّود و اعتلت وصفحک عن ذنبی اجلّ وارفع...

ای خدا گناهان من از کوهها افزون تر و بالاتر است

(ولی) بخشش تو از گناه من بسی بزرگتر و بلندتر است

الهی فان تعفو فعفوک منقذی والّا فبا لذّنب المدمّر اصرع...

ای خدا اگر مرا ببخشی عفو تو نجات بخش من است

وگرنه من به گناه مهلک هلاک خواهم شد...(10)

22
است ولی تمامی امامان آن را می خواندند و هرگاه انسان حال و حضور قلبی داشته باشد آن را بخواند، که ما فقط به برخی از جملات مختصر آن اکتفا می کنیم که بیانگر حال تائب است:

«الهی ان قدجرت علی نفسی فی النّظر لها فلها الویل ان لم تغفرلها؛ خدایا در توجّه به نفسم(بر اثر گناه) بر خود ستم کرده ام، پس وای بر آن نفس اگر تو آن را نبخشی.»(11) و در بخش دیگر فرمود: «الهی اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک و ان ادخلتنی النّار اعلمت اهلها انّی احبّک الهی ان کان صغر فی جنب طاعتک عملی فقد کبر فی جنب رجائک املی؛ خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی تو را به عفوت می گیرم، و اگر به گناهم مؤاخذه کنی به آمرزشت بازخواست می کنم و اگر مرا داخل جهنّم کنی(دست به افشاگری می زنم و) اعلام می کنم که تو را( ای خدا) دوست دارم.»(12)

الهی ان کانت الخطایا قد استقطتنی لدیک فاصفح عنّی بحسن توکّلی علیک؛ خدایا اگر خطاها مرا از نظرت انداخته(و از چشمت ساقط کرده) پس از من چشم بپوشان بخاطر خوبی توکّلی که به تو دارم.

6 ـ مناجات مسجد کوفه:

از دیگر دعاهای سراسر حال و توبه و سوز امیرمؤمنان که حقیقةً تربیت کننده و انسان ساز است مناجات مسجد کوفه امیرمؤمنان(علیه السلام) است که ساعت ها وقت می خواهد که با حال و توجه در کنار محراب آن حضرت خوانده شود، که متأسفانه امروزه اکثر زائران مسجد کوفه و محراب از آن ها غافلند حداکثر به بوسیدن محراب و دو رکعت نماز و یک عکس یادگاری بسنده می کنند، اگر انسان با دیده دل در این مناجات بنگرد گویا از درون آن ناله های جانسوز علی را از نختلستانهای کوفه می شنود که: «و اسئلک الامان یوم یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنّواصی والاقدام...؛ از تو امان می خواهم در روزی که مجرمان از چهره شان شناخته می شوند و با موی پیشانی و قدمهاشان گرفته می شوند...»(13)

و از تو امان می خواهم برای روزی که گنهکاران دوست دارند. بجای عذاب فرزندان و همسر و برادر و خویشان او را و تمام آنچه در زمین است فدیه و عوض بگیرند( ولی او) نجات یابد.» و عرضه دارد «مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الّا الغفور ؛ مولای من، ای آقای من، تو آمرزنده ای و من گنهکار و آیا گناه کار را جز آمرزنده (و بخشنده) چه کسی ترحم می کند.»(14)

آنچه بیان شد قطره ای از دریای حال علی (علیه السلام) است که همیشه مخصوصاً، شب ها از آن برخوردار بوده است. راستی اگر کسی با آن مناجات ها خو بگیرد، و بر خواندن آنها مداومت به ورزد از نظر معنوی چگونه تربیت خواهد شد؟ ژرفای آن را جز کسانی که در این وادی هستند نمی دانند علی(علیه السلام) این مناجات ها و دعاها را و همین طور دعای دیگری که از دیگر امامان رسیده، همچون مناجات توّابین امام سجاد(علیه السلام) و...برای این به یادگار گذارده که شیعیان او با حال توبه و مناجات تربیت شوند، و در مسیر صحیح معنویت و عرفان قرار می گیرند.

ضرورت توبه

امیرمؤمنان در نهج البلاغه به بخشهای مهمی که برد تربیتی دارد پرداخته یکی از آنها ضرورت و لزوم توبه است و این که هر کسی نیاز به توبه دارد، انبیاء از اضطراب سرّ، اولیاء از تلوّث خاطر و کدورت قلبی، و اصفیا و... و خواص از اشتغال ذهن به غیر خدا و عوام نیز از دست گناهان خویش باید توبه نمایند.(15) قرآن با صراحت می گوید که همه نیاز به توبه دارند آنجا که فرمود: «توبوا الی اللّه جمیعاً ایّها المؤمنون لعلکم تفلحون ؛ ای مؤمنین! همگی به سوی خدا توبه کنید، امید است که رستگار شوید.»(16) این آیه خطاب به کفّار نیست بلکه به مؤمنین است آنهم نه فقط به مؤمن گنهکار بلکه عمومیت دارد. منتهی مرتکبان معصیت بیشتر نیازمند به توبه هستند و هرچه زودتر باید این کار را انجام دهند، علی(علیه السلام) می فرماید: «ان قارنت سیّئةً فعجّل محوها بالتّوبة؛(17) اگر مرتکب گناهی شدی، به سرعت آن را با توبه محو کن( و آثار آن را از بین ببر) و در جای دیگر فرمود: «مردم! عمل کنید که عمل نیکو به سوی خدا بالا می رود، و توبه سودمند است، و دعا به اجابت می رسد، و قلم های فرشتگان در جریان است. به سوی اعمال نیکو بشتابید پیش از آنکه عمرتان پایان پذیرد، یا بیماری مانع و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد.»(18)

و فرمود: «فرحم اللّه امرأً استقبل توبته، و استقال خطیئته و بادر منیّته ؛ پس رحمت خدا بر آن کس که به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و پیش از آن که مرگ او فرا رسد. اصلاح گردد.»(19)

آیا توبه کاری پیدا می شود؟

«همانا دنیا روی گردانده و وداع خویش را اعلام داشته است، و آخرت به ما روی آورده و پیشروان لشکرش نمایان شده. آگاه باشید امروز روز تمرین و آمادگی، و فردا روز مسابقه است، پاداش برندگان بهشت، و کیفر عقب ماندگان آتش است: «افلا تائبٌ من خطیئته قبل منیّته؛ آیا کسی هست که قبل از فرا رسیدن مرگ از اشتباهات خود توبه کند.»(20)

ارزش توبه:

گاه حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) برای بهره برداری از توبه در مسیر تربیت خویش به بیان ارزش و جایگاه توبه پرداخته و در موارد متعدد به آن اشاره نموده است از جمله:

1ـ بالاترین شفیع: فرمود: «لاشرف اعلی من الاسلام...و لا شفیع انجح من التّوبة؛ هیچ شرافتی برتر از اسلام...و هیچ شفاعت کننده ای کارسازتر از توبه نیست.»(21)

2ـ برترین خیر: علی (علیه السلام) می فرماید: «ولاخیر فی الدّنیا الّا لرجلین رجلٌ اذنب ذنوباً فهو یتدارکها بالتّوبة و رجلٌ یسارع فی الخیرات؛ در دنیا جز برای دو کس خیر نیست، یکی گناهکاری که با توبه جبران گناه خود نماید، و دیگری مردی که به کارهای نیک شتاب کند.»(22)

23

3ـ امان انسان: در این باره امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود. یکی از آن دو برداشته شد، پس دیگری را دریابید به آن چنگ بزنید، امّا الامان الّذی رفع فهو رسول اللّه (ص) و اما الامان الباقی فالاستغفار؛(23) امّا امانی که برداشته شد رسول خدا(ص) بود و امّا امان باقیمانده استغفار و توبه است که خدای بزرگ به رسول خدا فرمود: «خدا آنان را عذاب نمی کند در حالی که تو در میان آنانی، و عذابشان نمی کند تا آن هنگام که استغفار می کنند.»(24)

توبه آنچنان ارزش دارد که خداوند نیز از انجام آن خشنود می گردد و گویا مشتاق آن است امام باقر(علیه السلام) فرمود: «به درستی که خداوند به واسطه توبه بنده اش بیشتر از کسی که در یک شب ظلمانی مرکب و زاد و توشه اش را گم کرده و سپس آن را پیدا کرده خوشحال و خشنود می شود.»(25)

4ـ تائب هدایت یافته است

نکته دیگر درباره ارزش توبه این است که یکی از بارزترین نشانه های انسانهای هدایت شده و باریافته به درگاه الهی توبه و ندامت از گناهان است، علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «خوشا به حال کسی که قلبی سالم دارد، خدای هدایتگر را اطاعت می کند. از شیطان گمراه کننده دوری می گزیند، با راهنمایی مردان الهی با آگاهی به راه سلامت رسیده...و راه رستگاری پیش از آن که درها بسته شود، و وسائلش قطع گردد بشتابد، و استفتح التوبة و اماط الحوبة...فقد اقیم علی الطِّریق، و هدی نهج السّبیل، در توبه را بگشاید و گناهان را از بین ببرد، پس (چنین فردی) به راه راست ایستاده، و به راه حق هدایت شده است.(26)

5 ـ درجه والا مقامان: عرفا و سالکان کوی دوست برای رسیدن به لقاء حق مراحل و مراتبی را تعیین کرده اند، که مرتبه اول و گام اول بیداری وجدان انسان، همانکاری که ابراهیم تلاش کرد با شکستن بت ها در درون قومش ایجاد کند.(27) و گام دوم توبه و برگشت به سوی خداوند متعال است. علی(علیه السلام) دراین باره می فرماید: «الاستغفار درجةٌ العلّییّن ؛ استغفار (و توبه) درجه والا مقامان است.»(28)

آثار و پی آمدهای توبه

«توبه» از مهمترین آموزه های تربیتی و اخلاقی است که آثار بی شمار و ره آورد گرانبها و پی آمدهای مثبت فراوانی دارد که به اهم آنها اشاره می شود.

1ـ امیدواری به آینده

یکی از مهم ترین آثار روانی و تربیتی و اجتماعی توبه این است که شخص گنهکار را نسبت به ترک گناه و اصلاح نفس و در پیش گرفتن راه خیر و سعادت و آینده بهتر و برتر امیدوار می نماید، چه این که اگر چنین امیدی در او زنده نگردد، ممکن است برای اصلاح خود قدم برندارد و بیشتر به سوی شقاوت و فساد سوق داده شود، ناامیدی از آینده گذشته برآثار سوء فردی، اثرات مخرّب و ویرانگر غیر تربیتی و اجتماعی نیز به دنبال دارد، لذا در منابع دینی ما که برای تربیت انسان آمده این نگرانی را بر طرف نموده و با تلاش زیاد انسان را به آینده امیدوارم می کند. قرآن کریم دراین باره می فرماید: «قل یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه انّ اللّه یغفر الذّنوب جمیعاً؛ بگو ای بندگان من که بر نفسهای خود (براثر گناه) اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خداوند همه گناهان را می آمرزد.»(29)

و علی (علیه السلام) که نه تنها امیرمؤمنان(علیه السلام)، بلکه امیر مربیان نیز هست، لذا درنامه سراسر تربیتی خود به فرزند ارشد و دلبندش حسن مجتبی(علیه السلام) او را با توبه سخت به آینده خوب و روشن امیدوار می کند و می فرماید: «انّ الّذی بیده خزائن السّماوات و الارض قد اذن لک فی الدّعاء... ولم یمنعک ان اسأت من التّوبة، و لم یعاجلک بالنّعمة، ولم یعیّرک بالانابة، و لم یفضحک حیث الفضیحة بک اولی، و لم یشدّد علیک فی قبول الانابة، و لم یناقشک بالجریمة و لم یؤیسک من الرّحمة بل جعل نزوعک عن الذّنب حسنةً، وحسب سیّئتک واحدةً، و حسب حسنتک عشراً و فتح لک باب المتاب و باب الاستعتاب...؛(30) بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده... و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت (به سوی خدا) بر تو عیب نگرفته است در آنجا که رسوایی سزاوار توست، رسوا نساخته، و برای بازگشت به خویش شرائط سنگینی مطرح نکرده است در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده بلکه بازگشت تو را از گناهان، حسنه و نیکی شمرده است، هرگناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده برابر به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است، هرگاه او را بخوانی ندایت را می شنود،و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند...» این جملات سراسر امید و خوشبینی است یک بار دیگر برخی جملات را بازخوانی کنیم: 1ـ با گناه در توبه باز است 2ـ در کیفر گناه کار شتاب نمی شود 3ـ در صورت برگشتن به پیشگاه الهی مورد هیچ گونه ملامت و عتابی قرار نمی گیرد همانچیزی که خیلی از مجرمان از آن ترس دارند 4ـ حتی اگر مستحق رسوایی باشد، او را رسوا نمی کند 5 ـ و برای برگشتن جر توبه شرائط سنگین دیگری قرار نداده است 6ـ و در این دنیا در مقابل گناهان محاکمه نمی کند 7ـ با این همه امیدواری، باز صریحاً اعلام نموده که از رحمت من ناامید نباشید 8 ـ و از همه بالاتر خود برگشتن را حسنه و کار نیک شمرده و بر آن ثواب مترتب نموده است 9ـ و آنچه گفته شد را اگر با آن چه که قرآن می گوید که حتّی گناهان گذشته نیز تبدیل به حسنات می شود(31) همراه کنیم امیدواری صد چندان شده و آثار مهمّ تربیتی بر روح و روان گناهکار خواهد داشت، راستی کدام مجرم و زندانی است اگر در صورت پشیمانی سابقه زندان او را سابقه کار به حساب آورند، دست از جرم نکشد؟ و کدام سرباز فراری است اگر مدّت غیبت و فرار او را سابقه خدمت بحساب آورند، به سربازی و خدمت حاضر نشود؟ ولی این اتفاق در مکتب تربیتی توبه رخ می دهد، که خلافهای او نیز تبدیل به نیکی می شود و مردودیهای او تبدیل به قبولی، و صفر او بلکه زیر صفر او بیست بحساب می آید.

و در جمله دیگر درباره نقش امید دهی توبه فرمود: «عجبت لمن یقنط ومعه الاستغفار؛ در شگفتم از کسی که می تواند استغفار (و توبه) کند و (با این حال) ناامید است.»(32)

2ـ سلامت و بزرگی و شادی

از آثار دیگر توبه این است که در روح و جسم انسان ایجاد سلامتی نموده بزرگواری و

33
شادابی را در پی دارد، علی(علیه السلام) در وصف توبه کاران می فرماید: «غرسوا اشجار ذنوبهم نصب عیونهم و قلوبهم وسقوها بمیاه النّدم فاثمرت لهم السّلامة و اعقبتهم الرضا و الکرامة؛ درخت گناهان را در معرض چشم و دلشان کاشته اند و آن را با آب ندامت و پشیمانی (مرتّب) سیراب می کنند، سپس نتیجه و میوه آن درختان برای آنها سلامتی است، و به دنبال آن خشنودی و بزرگی خواهد بود.»(33)

3ـ پاکی قلب و روح

تربیت صحیح و کامل در سلامتی و پاکی روان انسان ریشه دارد، و هیچ سلامتی و پاکی به سلامتی و پاکی قلب و روح نمی رسد، چرا که علی(علیه السلام) فرمود: در قلبهای پاک بندگان محل های نگاه (رحمت آمیز) الهی است پس هر کس قلب خود را پاک نمود خداوند به او نظر می کند.»(34) و توبه یکی از مهم ترین اثرش این است که قلب و روح انسان را پاک و پاکیزه می کند، چنان که علی (علیه السلام) فرمود: «التّوبة تطهّر القلوب و تغسل الذّنوب ؛ توبه دلها را پاک و (و پاکیزه) و گناهان را از بین می برد و می شوید.»(35)

و قرآن هم به همین مطلب اشاره دارد آنجا که می فرماید: «خدا توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد.»(36)

4ـ افزایش روزی

در مسائل تربیتی تشویق های مالی و مادّی نیز بی تأثیر نیست، علی(علیه السلام) برای تأثیر بیشتر توبه در تربیت انسان این مسأله را نیز تذکر می دهد که توبه در ازدیاد رزق و روزی نیز نقش دارد، لذا فرمود: «و قد جعل اللّه سبحانه الاستغفار سبباً لدرور الرّزق و رحمة الخلق؛ و خداوند استغفار( و توبه) را وسیله دائمی فرو ریختن روزی، و موجب رحمت آفریدگان خود قرار داده است. پس (در قرآن) فرمود: «از پروردگار خود آمرزش بخواهید که آمرزنده است، برکات را از آسمان بر شما فرو می ریزد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یاری می دهد، و باغستان ها و نهرهای پر آب در اختیار شما می گذارد.»(37)

5 ـ بازیابی شخصیّت: انسانی که مرتکب جرمی شده است و گناهی انجام داده است، چه بخواهد و یا نخواهد احساس سرشکستگی و کوچکی می کند. اگر متولّیان تربیت او را ملامت و تحقیر کنند این احساس بیشتر می شود، و اگر ملامت ها ادامه یابد، ممکن است به آنجا برسد که کاملاً احساس کند که شخصیّت خود را از دست داده است و در این صورت است که به شدّت وجود او برای خانواده و جامعه خطرناک خواهد شد، و ممکن است دست به هر جنایت و فسادی بزند، چون او احساس می کند همه چیز را از دست داده است، منابع دینی مخصوصاً قرآن و نهج البلاغه در روش تربیتی خود تلاش می کند که با توبه و اظهار ندامت (آنهم ندامتی که در قلب اوست و هیچ لزومی ندارد که در نزددیگران اظهار شود، بلکه حق اظهار ندارد) شخصیّت گناهکار را بازیابد و او را به حالت اوّل بلکه بالاتر از آن حالت برگرداند لذا قرآن از یک طرف می فرماید: «انّ اللّه یحبّ التّوابین؛ خداوند توبه کاران را دوست می دارد.»(38) و از طرف دیگر به مردم گوشزد می کند که خلاف کاران اگر برگردند، برادران دینی شما هستند و هیچ تنزّل شخصیتی پیدا نکرده اند: «فان تابوا و اقاموا الصّلوة...فاخوانکم فی الدّین...؛ (ولی) اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند... برادر دینی شما هستند. و ما آیات خود را برای گروهی که می دانند (و می اندیشند) شرح می دهیم.»(39)

و علی (علیه السلام) نیز در جملاتی که از نامه 31 نقل شد، فرمود: که خداوند توبه کار را نه تنها ملامت نمی کند بلکه برای بازیابی شخصیت او «جعل نزوعک عن الذّنب حسنةٌ؛ بازگشت تو را از گناهان حسنه و نیکی شمرده است.»(40) و در حدیث قدسی آمده که «انب المذنبین احبّ الیّ من تسبیح المسبحین؛ ناله گنهکاران در نزد من محبوبتر از سبحان اللّه گفتن تسبیح کنندگان است.»(41)

در قرآن کریم نیز به آثار توبه اشاره شده که به نمونه هایی به صورت فهرست وار اشاره می شود.

1ـ رستگاری «و توبوا الی اللّه...لعلّکم تفلحون، توبه کنید به سوی خدا شاید رستگار شوید.»(42)

2ـ بخشیده شدن گناهان «توبوا الی اللّه...عسی ان یکفّر عنکم سیئاتکم؛ ای مؤمنان به سوی خدا برگردید با توبه... شاید خداوند گناهان شما را بپوشاند.»(43)

3ـ محبوب خدا شدن «انّ اللّه یحبّ التوابین و یحبّ المتطهرین؛(44) براستی خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست می دارد.» خود اظهار دوستی خداوند به توبه کاران برد تربیتی مهمّی دارد، این همان است که در تربیت فرزندان توصیه شده که نسبت به آنها اظهار و بیان محبّت شود، و همین طور در پاک و با عفّت ماندن همسر، اظهار محبّت و این که شوهر بگوید «دوستت دارم» سخت مؤثر است. خداوند متعال با آن عظمتش نسبت به توبه کاران اظهار محبت می کند و با اعلا صوتش می فرماید: «توبه کار دوستت دارم»...چه توبه کردی مراد مایی.

4ـ آسایش ابدی: «الّا من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئک یدخلون الجنّة؛(45) مگر که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، پس آنان داخل بهشت می شوند.»

ادامه دارد.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. نهج البلاغه، محمد دشتی، ص 734، حکمت 434.

2. ابی فارس، لسان العرب، مادّت تَوَبَ و ر.ک راغب اصفهانی، المفردات دفتر نشر الکتاب چاپ دوم، 1404، ص 76.

3. امام خمینی قده، چهل حدیث، نشر فرهنگی رجاء، ص 231 ـ 232.

4. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 271.

5. نگاهی به مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، ص 132 ـ 139.

6. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه 193، ص 406.

7. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم انتشارات مطبوعات دینی، ص 64 ـ 65.

8. همان، ص 104.

9. همان، ص 99.

10. همان، ص 216 ـ 218.

11. همان، 260.

12. همان، مناجات شعبانیه، ص 261.

13. همان، مناجات مسجد کوفه، ص 656.

14. همان، ص 658.

15. رـ ک لقاء اللّه، ترجمه آقای فهری، ص 56.

16. سوره نور، آیه 31.

17. محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، سید حمید حسینی، قم دارالحدیث، چاپ دوم، 1382.

18. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه 230.

19. همان، خطبه 143.

20. همان، خطبه 28.

21. همان، حکمت 371.

22. همان، حکمت 94.

23. همان، حکمت 88.

24. سوره انفال، آیه 33.

25. اصول کافی، همان، ج 2، ص 435.

26. همان، خطبه 214.

27. سوره انبیاء، آیه 59 ـ 60.

28. نهج البلاغه، همان، حکمت 417.

29. سوره زمر، آیه 54.

30. همان، نامه 31.

31. قرآن کریم می فرماید:«الّا من تاب و آمن و عمل عملاً صالحاً فاولئک یبدّل اللّه سیّئاتهم حسناتٍ و کان اللّه غفوراً رحیماً ؛ مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می کند، و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است، سوره فرقان، آیه 70.

32. همان،حکمت 87.

33. منتخب میزان الحکمه، همان، ص 89، روایت 980.

34. همان، ص 430، روایت 5327.

35. همان، ص 89، روایت 975.

36. سوره شوری، آیه 25.

37. نهج البلاغه، خطبه 143.

38. سوره نوح، آیه 10 - 11.

39. سوره بقره، آیه 223.

40. نهج البلاغه، نامه 31، ص 528.

41. گفتارهای معنوی، ص 122.

42. سوره نور، آیه 31.

43. سوره تحریم، آیه 66.

44. سوره بقره، آیه 223.

45. سوره مریم، آیه 69.

منبع :مجله  پاسدار اسلام  تیر 1384 - شماره 283