استوارى رأى با كسى است كه قدرت و دارايى دارد، با روى آوردن قدرت، روى آورد، و با پشت كردن آن روى بر تابد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  عبادت  >  توبه

توبه

1220. گریه بر گناهان

طوبی لمن لزم بیته، و اکل قوته و اشتغل بطاعه ربه، و بکی علی خطیئته، فکان من نفسه فی شغل، و الناس منه فی راحه!.

خوشا به حال کسی که پایبند خانه خود شود و غذای خود را بخورد و به اطاعت پروردگارش مشغول و بر گناهان خویش گریه کند، پس اوست که به کار خود مشغول، و مردم از او در آسایش اند. ( خطبه 176)


 

1221. قبولی توبه در هر زمان

فتح لک باب المتاب، و باب الاستعتاب، فاذا نادیته سمع نداک.

خدای متعال در توبه و بازگشت و خشنودی خویش را برای تو گشوده است، پس هر وقت او را بخوانی ندایت را می شنود. ( نامه 31)


 

1222. آسان تر از توبه

ترک الذنب اهوان من طلب التوبه.

گناه نکردن، آسان تر است از طلب قبول توبه. ( حکمت 170)


 

1223. باز بودن در توبه

من وصایاه لابنه الحسن علیه السلام: لم یشدد علیک فی قبول الانابه، و لم یناقشک بالجریمه، و لم یؤ یسک من الرحمه. بل جعل نزوعک عن الذنب حسنه، و حسب سئیتک و احده، و حسب حسنتک عشرا، و فتح لک باب المتاب.

از وصیت های حضرت علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام: در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و به علت گناه تو را در تنگنا نیانداخته و از رحمت خویش نومیدت نکرده است، بلکه خودداری تو از گناه را حسنه به شما آورده و گناهت را یک و حسنه ات را ده به شمار آورده و در توبه و بازگشت را برای تو گشوده است. ( نامه 31)


 

1224. سکوت بهتر از سخن نا به جا

تلافیک ما فرط من صمتک ایسر من ادراک مافات من منطقک، و حفظ ما فی الوعاء بشد الوکاء.

تدارک خطایی که از سکوت تو به وجود آمده است، آسان تر است از جبران آنچه که از سخنت فوت شده است و حفظ آنچه که در ظرف است با بستن بندهایش. ( نامه 31)


 

1225. شفیع نافع

لا شفیع انجح من التوبه.

هیچ شفیعی رهاننده تر از توبه نیست. ( حکمت 371)


 

1226. حسن توبه

لا خیر فی الدنیا لرجلین: رجل اذنب ذنوبا فهو یتدارکها بالتوبه، و رجل یسارع فی الخیرات.

در دنیا جز دو کس را خبری نبود: یکی آن که گناهی کند و با توبه جبران نماید و دیگر کسی که در کارهای خوب شتاب ورزد. ( حکمت 94)


 

1227. تاخیر در توبه

کل معاجل یسال الانظار، و کل مؤ جل یتعلل بالتسویف.

هر کس که مهلتش به سرآید (برای جبران گذشته) مهلتی می طلبد و به هر کس که مهلتی داده شود و در انجام کار امروز و فردا می کند. ( حکمت 285)


 

1228. امید توبه

ما اهمنی ذنب امهلت بعده حتی اصلی رکعتین و اسال الله العافیه.

گناهی که بعد از آن مهلت دو رکعت نماز و درخواست عافیت از خدا داشته باشم برایم مهم نیست. ( حکمت 299)


 

1229. بدون عمل امید مدار به سعادت!

قال علیه السلام لرجل ساله ان یعظه: لا تکن ممن یرجو الاخره بغیر العمل، و یرجی التوبه، بطول الامل ان عرضت له شهوه اسلف المعصیه، و سوف التوبه.

امام علیه السلام در پاسخ کسی که تقاضای موعظه کرد فرمود: از کسانی مباش که بدون عمل امید به سعادت آخرت دارند، و به واسطه آرزوهای بلند امید قبول توبه را دارند … اگر شهوت به او روی آورد نافرمانی پیش گرفته و توبه و بازگشت را پشت سر اندازد. (حکمت 150)


 

1230. استغفار چیست!؟

قال علیه السلام لقائل قال بحضرته: استغفرالله: ثکلتک امک! اتدری ما الاستغفار؟

الاستغفار درجه العلیین، و هو اسم واقع علی سته معان: اولها الندم علی ما مضی، والثانی العزم علی ترک العود الیه ابدا، و الثالت ان تؤ دی الی المخلوقین حقوقهم حتی تلقی الله املس لیس علیک تبعه، و الرابع ان تعمد الی کل فریضه علیک ضیعتها فتؤ دی حقها، والخامس ان تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان، حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشاء بینهما لحم جدید، و السادس ان تذیق الجسم الم الطاعه کما اذقته حلاوه المعصیه، فعند ذلک تقول: استغفرالله.

امام علیه السلام به کسی که در حضورش از خداوند طلب آمرزش می کرد، فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! آیا می دانی استغفار چیست؟

استغفار جایگاه والا مقامان است و آن نامی است که بر شش معنی نهاده شده است: اول پشیمانی از (بدی های) گذشته.

دوم: تصمیم بر ترک بازگشت بهآن (بدی ها) برای همیشه.

سوم: ادای حقوق آفریدگان خدا.

چهارم: توجه به هر واجبی که تباه کردی و آن را ادا کنی.

پنجم: آب کردن گوشت هایی که از خشم پروردگار روییده تا آن جا که پوست بر استخوان بپیوندد و میان آن دو، گوشت تازه بروید.

ششم: به تنت رنج بندگانی را بچشانی آن گونه که شیرینی گناه را چشانده ای، پس در این هنگام بگویی استغفر الله. ( حکمت 417)


 

1231. خیر واقعی در دنیا

لیس الخیر ان یکثر مالک و ولدک، و لکن الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک، و ان تباهی الناس بعباده ربک، فان احسنت حمدت الله، و ان اسات استغفرت الله، و لا خیر فی الدنیا الا لرجلین: رجل اذنب ذنوبا فهو یتدارکها بالتوبه، و رجل یسارع فی الخیرات.

خوبی آن نیست که مالت فراوان و اولادت بسیار گردد، بلکه خیر آن است که عملت افزون و حلمت زیاد شود، و این که به عبادت پروردگارت در میان مردم مباهات کنی و اگر گناه کردی استغفار نمایی و خبری در دنیا نیست مگر برای دو کس: گناهکاری که گناهش را با توبه جبران کند و کسی که در انجام کارهای خیر شتاب کند. ( حکمت 94)


 

1232. توبه به همراه آمرزش

ما کان الله لیفتح علی عبد باب الشکر و یغلق عنه باب الزیاده و لا لیفتح لعبد باب التوبه و یغلق عنه باب المغفره.

این طور نیست که خداوند در سپاسگزاری و شکر را بر بنده ای بگشاید؛ ولی در فزونی را بر او ببندد … و ممکن نیست که در توبه را به روی کسی باز کند و در آمرزش را به رویش مسدود نماید. ( حکمت 435)


 

1233. آیا توبه کاری نیست!؟

افلا تائب من خطیئته قبل منیته!

 آیا کسی نیست که قبل از فرا رسیدن مرگ از گناهش توبه نماید؟( خطبه 28)


 

1234. رابطه گناه و باران

قال علیه السلام و قد خرج للاستسقاء: ان الله یبتلی عباده عند الاعمال السیئه بنقص الثمرات، و حبس البرکات، و اغلاق خزائن الخیرات، لیتوب تائب، و یقلع مقلع، و یتذکر متذکر، و یزدجر مزدجر.

امام علی علیه السلام در هنگام بیرون رفتن برای طلب باران: هرگاه بندگان خدا گناه و بد کرداری کنند، خداوند آنان را به کاهش محصولات و بازداشت برکات و بستن در گنجینه های خیر مبتلا می سازد تا توبه گر توبه کند و گنهکار دل از گناه برکند و پند گیرنده پند پذیرد و نهی شده (از گناه) باز ایستد. ( خطبه 143)


 

1235. گناهان نابخشودنی

ان من عزائم الله فی الذکر الحکیم انه لا ینفع عبدا و ان اجهد نفسه و اخلص فعله ان یخرج من الدنیا، لاقیا ربه بخصله من هذه الخصال لم یتب منها: ان یشرک بالله فیما افترض علیه من عبادته، او یشفی غیظه بهلاک نفس، او یعر بامر فعله غیره، او یستنجح حاجه الی الناس باظهار بدعه فی دینه، او یلقی الناس بوجهین، او یمشی فیهم بلسانین.

از جمله حکم های قطعی خدا در قرآن حکیم … این است که بنده چنانچه با یکی از این اعمال خدایش را ملاقات کند و از آنها توبه نکرده باشد هر چند (در انجام اعمال نیک) خود را به زحمت انداخته و عملش را خالص کرده باشد سودی نمی برد، در عبارت و پرستش خدا که بر او واجب کرده است شرک ورزیده باشد، یا آتش خشم خویش را با کشتن کسی فرو نشانده باشد، یا کاری را که خود کرده است به دیگری نسبت دهد (و او را بدان متهم سازد) یا برای رسیدن به نیاز و خواسته خود از مردم بدعتی در دین پدید آورد، یا با مردم دورو باشد و یا دو زبان باشد. ( خطبه 153)


 

1236. شتاب در توبه

بادرو المعاد و سابقوا الاجال، فان الناس یوشک ان ینقطع بهم الامل، و برهقهم الاجل، و یسد عنهم باب التوبه.

به سوی قیامت (با اعمالتان) بشتابید و قبل از فرا رسیدن مرگ کار کنید؛ زیرا زود است که آرزوی مردم قطع گردد و مرگ آن ها را در کام خود فرو برد و در توبه به رویشان بسته شود. ( خطبه 183)


 

1237. بخشش خداوند

یصف خلقه آدم علیه السلام: ثم بسط الله سبحانه له فی توبته، و لقاه کلمه رحمته.

توصیف آفرینش آدم علیه السلام: آن گاه خدای سبحان در توبه خود را به روی او گشود و کلمه رحمت خود را به او آموخت. ( خطبه 1)


 

1238. رحمت خدا بر توبه کار

رحم الله امراء استقبل توبته، و استقال خطیئته، و بادر منیته!

رحمت خدا بر آن کس که به توبه رو کند و از خطاهای خود پوزش طلبد و پیش از مرگ کاری کند. ( حکمت 143)


 

1239. امان آمرزش

کان فی الارض امانان من عذاب الله، و قد رفع احدهما، فدونکم الاخر فتمسکوا به: اما الامان الذی رفع فهو رسول الله صلی الله علیه و آله، و اما الامان الباقی فالاستغفار: قال الله تعالی: (و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون)

در زمین دو امان از کیفر الهی بود که یکی برداشته شد و دیگری با شماست پس چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود و آن که مانده آمرزش است که خداوند فرمود: و خداوند ایشان را کیفر نکرد در حالی که تو در میانشان بودی و ایشان را کیفر نفرماید در حالی که آمرزش می خواهند. ( حکمت 88)


 

1240. باز بودن در توبه

من اعطی التوبه لم یحرم القبول، و من اعطی الاستغفار لم یحرم المغفره.

هر آن کس که توبه کند از پذیرفته شدن آن ناامید نشود و آن کس که از خدای آمرزش طلبد از بخشایش حق نومید نگردد. ( حکمت 135)


 

1241. از رحمت خدا نومید مباش!

عجبت لمن یقنط و معه الاستغفار.

در شگفتم از آن که از (رحمت خدا) نومید است، در حالی که استغفار به همراه دارد. ( حکمت 87)