دعوت كنندة بى عمل، چون تير انداز بدون كمان است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  شناخت شناسی (امیرالمومنین علیه السلام)  >  پیامهایی در مورد زندگی و ویژگیهای حضرت علی(علیه السلام)

پیامهایی در مورد زندگی و ویژگیهای حضرت علی(علیه السلام)

پیشگام در نماز
حضرت علی(علیه السلام) نخستین فردی بودند که به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ایمان آوردند و در نماز به آن حضرت اقتدا کردند. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در این رابطه می فرمودند: هفت سال ملائکه با من و علی(علیه السلام) نماز خواندند و این در حالی بود که جز او کسی با من در این نماز همراه نبود.
علی بن ابیطالب(علیه السلام) در نهج البلاغه نیز می فرمایند: پروردگارا من نخستین کسی هستم که به سوی تو بازگشتم و پیام تو را شنیدم و دعوت پیامبرت را پاسخ دادم و در نماز خواندن، جز پیامبرت کسی بر من سبقت نگرفته است.
گریه برای محرومیّت از شهادت
در جریان جنگ احد بیش از هشتاد زخم بر بدن علی بن ابیطالب(علیه السلام) وارد شده بود. روزی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به عیادت آن حضرت رفتند. علی(علیه السلام) با دیدن ایشان شروع به گریستن کردند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند: کسی که در راه خدا چنین جراحاتی برداشته است، سزاوار است که خداوند برای او پاداش زیادی بدهد. علی(علیه السلام) خطاب به آنحضرت فرمودند: ای رسول خدا! شما شا هد بودید که من نه از میدان جنگ فرار کردم و نه به شما پشت کردم؛ اما گریه ام به خاطر این است که چرا از نعمت شهادت محروم شدم؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: در آینده شهادت نصیبت خواهد شد: ان شا اللّه.
علی از قرآن جدا نمی شود
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در یکی از روزهای بیماری خود، در حالی که اصحاب در کنار بستر ایشان نشسته بودند، خطاب به آنها فرمودند: عمر من به پایان رسیده است و به زودی از بین شما خواهم رفت، آگاه باشید که من کتاب خدا و عترت و اهل بیت خودم را در بین شما می گذارم. سپس دست علی بن ابیطالب(علیه السلام) را بالا بردند و فرمودند: «و هذا علیّ مع القرآن و القرآن مع علّی...؛ علی با قرآن است و قرآن با علی همراه است این دو جانشین من، یار هم اند، تا روز قیامت از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند. آنگاه از شما درباره چگونگی رفتار با این دو جانشینی خود سئوال خواهم کرد.»
معرفی الگو
هنگامی که معاویه در صدد بود تا به منطقه استراتژیک بصره مسلط شود، علی(علیه السلام) برای آزادسازی بصره از مردم کمک خواست و چون با سستی و سهل انگاری مردم روبرو شدند، خطاب به آنها چنین فرمودند: ای مردم! در حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) مخلصانه فداکاری می کردیم و حتی حاضر بودیم که پدران و فرزندان و برادران خود را فدا نماییم. روز به روز بر ایمان ما در برابر دستورات رسول خدا(صلی الله علیه وآله) افزوده می شد و هر لحظه بیش از پیش در این راه ثابت قدم می شدیم. گاهی ما بر دشمن و گاهی دشمن بر ما پیروز می شد ولی هرگز از خود سستی نشان نمی دادیم. وقتی خداوند اخلاص و راستی ما را دید، ذلّت و شکست را به دشمنان نازل کرد و ما را پیروز کرد و اسلام گسترش پیدا کرد و... به جانم سوگند اگر ما هم در نبرد، مثل شما بودیم، نه پایه دین استوار می شد و نه شاخه ای از دین سبز می شد.
بیزاری از مدح
در جنگ صفین بعد از آنکه علی(علیه السلام) درباره حقوق زمامداران اسلام بر مردم سخنان مهمّی ایراد کردند، یکی از اصحاب ایشان از جای بلند شد و آن حضرت را ستود و گفت: «تویی گوینده راستگو و حاکم موفّق و مالک هوشمند... عظمت و جلال تو بسیار زیاد است و فضایل تو فوق تصور است و...»
آن حضرت در جواب فرمودند: سزاوار است، آن کس که عظمت خدا در نظرش بزرگ است، همه چیز در نظرش کوچک باشد. بدترین حالات رهبران در پیشگاه صالحان این است که گمان برده شود، آنها فریفته تفاخر شده اند و من نمی پسندم که حتی در ذهن شما این موضوع راه یابد که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذّت می برم. من و شما بندگان خداوندیم و خدا ما را از گمراهی به سوی رستگاری هدایت کرد. با من سخنانی که با گردنکشان گفته می شود نگوئید.
قدردانی از یاران
حضرت علی(علیه السلام) در موقعیّت های مناسب، یاران مخلص و مؤمنان پاک سرشت خود را معرفی می کرد تا مردم آنها را الگوی خود قرار دهند و در ضمن تجلیلی هم از ایشان شده باشد. به عنوان مثال در مورد مالک اشتر، این سرباز فداکار اسلام می فرمایند: «کاش در میان شما دو نفر مثل مالک اشتر داشتم. مالک برای من همانگونه بود که من برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودم. «خداوند به او خیر دهد که کژی ها را راست کرد و به درمان بیماری ها پرداخت، سنت را به پا داشت و آشوب را پشت سر گذاشت و از آزمایش ها و امتحان ها سربلند بیرون آمد...به خدا قسم اگر او کوه بود، کوهی منحصر به فرد بود و اگر سنگ بود، چنان سخت و بلند بود که پای هیچ کوهنوردی به دامن آن نمی رسید و هیچ مرغ بلند پروازی نمی توانست به قلّه بلند آن پر کشد.»
علی در فراق پیامبر(صلی الله علیه وآله)
حضرت علی(علیه السلام) علاقه و محبت بسیار زیادی به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) داشتند. ایشان در جریان رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله) بسیار اندوهگین و بی تاب شدند و در موقع غسل پیامبر(صلی الله علیه وآله) در نهایت اندوه فرمود: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدای تو باد... تو یگانه عزیزی هستی که اندوه رحلت تو چنان بزرگ است که مصیبت های دیگر را کوچک می کند. ای رسول خدا! اگر به خاطر این نبود که تو ما را به صبر و تحمّل امر کردی و از ناله و جزع بر حذر داشته ای، چنان در سوگ تو گریه می کردیم که چشمه های اشک مان خشک شود. صبر و شکیبایی زیباست اما نه در مورد تو... هر مصیبتی قبل از تو و بعد از تو کوچک است»
توصیه به سربازان
حضرت علی(علیه السلام) قبل از شروع جنگ جمل خطاب به سربازان خود فرمودند: «هرگز آغاز کننده جنگ نباشید؛ چرا که خودداری از جنگ پیش از این که آنها جنگ را آغاز کنند، دلیل دیگری بر حقانیت شماست و وقتی که به کارزار وارد شدید (مجبور به جنگ شدید)به زخم خوردگان آسیب نرسانید. وقتی دشمن را شکست دادید، فراریان آنها را تعقیب نکنید و لباس از تنِ کشته های آنها در نیاورید و هرگز زنان را آزار ندهید؛ هر چند آنها به شما دشنام دهند. چون به سراپرده و منزلگاه آنها رسیدید به آن وارد نشوید و حریم آنها را محترم بشمارید و هیچ کشته ای را مُثله (بریدن دست و پا و گوش و بینی و...) نکنید و...»
پرهیز از اجبار مردم
علی بن ابیطالب(علیه السلام) عازم جنگ با معاویه بودند، وقتی به سرزمین «رقه» در کنار فرات رسیدند، با مشکل عبور از رود فرات روبرو شدند. بنابر این از مردم این شهر مرزی خواستند، تا وسیله عبور سپاهیان را فراهم نمایند. اما آنها از انجام این کار خودداری کردند. امام(علیه السلام) با اینکه قدرت داشتند تا آنها را به زور وادار به این کار نمایند، ولی از این کار صرف نظر کردند و تصمیم گرفتند که با سپاه خود از روی پلی که در نقطه ای دورتر از آنجا بود، عبور کنند.
نمونه ای از سعه صدر علی(علیه السلام)
خوارج در مجالس علی(علیه السلام) شرکت می کردند و به صورت علنی در بین مردم نسبتِ کفر و ارتداد به آن حضرت می دادند؛ ولی امام(علیه السلام) جهت جلوگیری از فتنه و آشوب و تفرقه با آنها مدارا می کردند، تا شاید آگاه شوند و از کار زشت خود دست بردارند.
روزی جمعی از خوارج در مسجد کوفه حاضر شدند و همین که امام(علیه السلام) خواستند با مردم سخن بگویند، با شعار «لا حُکْمَ اِلّا لِلّه»، مجلس را بر هم زدند. امام(علیه السلام) با کمال بزرگواری و محبّت فرمودند: «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا الباطِل...؛ این شعار شما سخن حقّی است ولی شما از ان اراده باطلی دارید. تا دست به شمشیر نبرده اید، از سه حق برخوردارید: از ورود شما به مساجد خدا جلوگیری نمی کنیم و از بیت المال شما را محروم نمی سازیم و تا آغاز به جنگ نکنید، با شما نمی جنگیم...»
تلاش برای هدایت فریب خورده ه
حضرت علی(علیه السلام) در جریان شورش خوارج گاهی از طریق فرستادن افرادی چون «ابن عباس» و «صعصعة بن صوحان» و «زیاد بن نصر» به میان شورشیان، تلاش می کردند تا آنها را با دادن جواب های قانع کننده و مناظره های علمی، آگاه کنند. خود آن حضرت نیز یکبار بر مرکب شان سوار شد ند و بر کنار خیمه «یزید بن قیس» که مورد توجّه خوارج بود، رفتند و آنها را نصیحت و موعظه کردند تا دست از کارهای ناشایست بردارند و وحدت صفوف مؤمنین را بر هم نزنند. آنها گفتند: ما با پذیرفتن حَکَمَین مرتکب گناه بزرگ شده ایم و اکنون توبه می کنیم پس تو نیز توبه کن. امام(علیه السلام) فرمودند: من از هر گناهی به درگاه خدای یکتا آمرزش می خواهم. به دنبال این گفتگو حدود شش هزار نفر دست از دشمنی با آن حضرت برداشتند و به کوفه برگشتند.
غذای حضرت
ام کلثوم(س) نقل می کند که پدرم شب نوزدهم رمضان در خانه ما مهمان بودند. هنگام افطار سفره را پهن کردم و دو قرص نان و کاسه ای شیر و مقداری نمک در سفره گذاشتم. وقتی نگاه ایشان به آن سفره افتاد، کمی مکث کردند و سپس با صدای بلند گریستند و فرمودند: فکر نمی کردم که دخترم به من بدی کند. عرض کردم پدر جان چه کرده ام؟ ایشان فرمودند: برای من دو خورش حاضر کرده ای؟ مگر نمی دانی من از برادر و پسر عمویم پیامبر(صلی الله علیه وآله) پیروی می کنم که هرگز دو خورش در یک سفره ننهاد؟ ای دخترم هر کس که خوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است، در قیامت او را برای سئوال و جواب، بیشتر نگاه می دارند... به خدا قسم تا یکی از خورش ها را بر نداری افطار نخواهم کرد.ام کلثوم(س) می گوید: شیر را برداشتم و پدرم با نان و نمک افطار کردند.
علی(علیه السلام) و اخبار آسمانی
حضرت علی(علیه السلام) اخبار آسمانی را به وسیله فرشتگان دریافت می کردند امام باقر(علیه السلام) در این رابطه فرمودند: حضرت علی(علیه السلام) توسط فرشتگان از اسرار و اخبار آسمان آگاه می شدند. ایشان نیز مانند آصف ابن برخیا و خضر نبی و ذوالقرنین که فرشتگان با آنها گفتگو می کردند، بودند.
آزادسازی هزار بنده
یکی از بزرگترین افتخارات اسلام، مبارزه با برده داری است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) یاران خود را به این کار سفارش می کردند و می فرمودند هر کس بنده مومنی را آزاد سازد، خداوند در برابر هر عضو آن بنده، عضوی از شخص آزاد کننده را از آتش جهنم آزاد خواهد ساخت.» علی بن ابیطالب(علیه السلام) نیز به پیروی از این سنت نبوی، بردگان را می خریدند (از دسترنج خود نه از بیت المال) و در راه خدا آزاد می کردند.
علی(علیه السلام) و مسجدسازی
یکی از مهمترین خدمات اجتماعی از دیدگاه قرآن ساختن و تعمیر مساجد است که از نشانه های ایمان به خدا و آخرت محسوب می شود. از بررسی های تاریخی چنین معلوم می شود که علی بن ابیطالب(علیه السلام) همانطور که در سایر امور پیشگام بودند، در این امر مهمّ اجتماعی و فرهنگی نیز همواره پیشقدم بودند و در طول عمر مبارک خود در ساختن و آبادسازی مساجد زیادی شرکت داشته اند که تعدادی از آنها عبارتند از:
مسجد الفتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر شریف حضرت حمزه در اُحد، مسجدی در میقات، مسجدی در شهر کوفه، مسجدی در شهر بصره و...

منبع: میرصادق سیدنژاد ،  گلبرگ ؛ شهریور 1379، شماره 6؛ص 16.