(از امام پرسيدند: اگر دُرِ خانة مردى را به رويش بندند، روزى او از كجا خواهد آمد ؟ فرمود) از آن جايى كه مرگ او مى آيد!.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   چهره ها (محققین)  >  دكتر محمدهادي اميني

دكتر محمدهادي اميني

شرح حال مختصري از زندگينامه ي مرحوم دكتر محمدهادي اميني
 
حجه الاسلام و المسلمين دكتر محمدهادي اميني فرزند ارشد آيت الله علامه اميني(ره) به سال 1310 ه.ش در تبريز ديده به جهان گشود و چون به سن هفت سالگي رسيد در مكتب شيخ اديب كه از مكتبداران فاضل و ماهر آن عصر بود تحصيلات مقدماتي را فراگرفت و با ارشاد پدر بزرگوارشان به تحصيل علوم حوزوي پرداخت. ايشان از محضر اساتيد والامقامي چون آيت الله حكيم، آقا شيخ محمدعلي اردوبادي، آقابزرگ طهراني، سيدعلي فاني، علامه محمدتقي جعفري، سيدحسين حمامي و علامه اميني پدر گرانقدرشان كسب فيض نموده و تا سطح خارج فقه و اصول را در حوزه ي نجف اشرف تلمذ نمود. از طرفي به جهت علاقه و تبحر فراوان در ادبيات و شعر زبان عربي، مدرك دكتري را در رشته ادبيات عرب از دانشگاه الازهر مصر اتخاذ كرد.
آثار به جا مانده از ايشان شامل سه دسته مي باشند: دسته ي اول، 27 اثر را در قالب كتب عربي و فارسي در بر مي گيرد كه تاكنون به طبع رسيده است و عناوين آن در ذيل خواهد آمد.
دسته ي دوم آثار ايشان تحقيقاتي است كه پيرامون كتب مختلف صورت گرفته است كه اين كتابها عموماً صبغه ادبي دارد و بعضاً درباره ي فضايل و مناقب اهل بيت (ع) است كه در مجموع 20 كتاب را به خود اختصاص داده است.
دسته ي سوم آثار ايشان كه در آخرين سالهاي عمر آن بزرگوار به رشته تحرير درآمده است و هنوز به چاپ نرسيده است، شامل شش تاليف مي باشد كه عناوين آنها در پي خواهد آمد.
با توجه به تبحر مرحوم در ادب و شعر عرب و نيز آشنايي و اشراف كافي او بر كتب رجالي و تاريخي، اكثر تاليفات ايشان در خصوص موضوعات تراجم رجال و راويان ائمه ي اطهار (ع)، ماخذشناسي آثار مؤلفان شهير، ادب و شعر مي باشد. آن بزرگوار تحقيقات وسيعي را پيرامون كتاب ارزشمند نهج البلاغه از جنبه هاي ادبي، تاريخي، رجالي و ...، و نيز درباره ي گردآورنده آن شريف رضي و همچنين مناقب اميرالمؤمنين (ع)، پيروان و روات آن امام همام داشته است.
از آثار برجسته ي ايشان كتاب «اصحاب الامام اميرالمؤمنين و الرواه عنه» مي باشد كه بنابر ويژگي هاي خاص اين كتاب كه مهمترين آن ارتباطش با شخصيت مولا علي (ع) است و جنبه هاي ديگري كه بعداً به عرض خواهد رسيد به معرفي تفصيلي و تطبيقي كتاب مذكور با كتاب ديگري از ايشان به نام «اعلام نهج البلاغه» خواهيم پرداخت.

 

معرفي كتابها
 
الف- دسته ي اول كتابهاي ايشان از اين قرار است:
1- اصحاب اميرالمؤمنين و الرواه عنه 2 جلد.
2- اعلام نهج البلاغه 1 جلد.
3- الي ابي (شعر) 1جلد.
4- بطل فخ 1 جلد.
5- التدخين و السرطان 1جلد.
6- حاله المراه الاجتماعيه في عهد الفاطميين 1 جلد.
7- الشريف الرضي 1 جلد.
8- شيوعيه ثوره و تآمر 1 جلد.
9- شيوعيه عدوه الانسانيه 1 جلد.
10- عترت در قرآن- (فارسي) 1 جلد.
11- عيدالغدير في عهد الفاطميين 1 جلد.
12- فاطمه بنت اسد 1 جلد.
13- فاطمه بنت الحسين (ع) 1 جلد.
14- فاطمه بنت الامام موسي الكاظم (ع) 1 جلد.
15- مخطوطات مكتبه السيد محمد البغدادي 1 جلد.
16- مصادر الدراسه عن النجف و شيخ الطوسي (ره) 1 جلد.
17- مصادر ترجمه الشريف الرضي 1 جلد.
18- معجم رجال الفكر و الادب في النجف 3 جلد.
19- معجم المطبوعات النجفيه 1 جلد.
20- مكه 1 جلد.
21- مناع المجتمع العربي 1 جلد.
22- من نوادر مخطوطات مكتبه السيد الحكيم 1 جلد.
23- نهج البلاغه و اثره علي الادب العربي 1 جلد.
24- ياران پايدار امام حسين (عليه السلام)- (فارسي)
25- درسهايي از مكتب ولايت- (فارسي)
26- تاريخ مكه- (فارسي)
27- موسوعه النبي الاعظم محمد بن عبدالله (ص)
ب- دسته ي دوم كتابهاي ايشان چنين اند:
1- اخبار السيد حميري للمرزباني
2- اخبار شعراء الشيعه للمرزباني
3- اختيار مصباح السالكين (شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحراني)
4- افحام الاعداء و الخصوم سيدناصر حسين.
5- اسني المطالب لشمس الدين الجزري
6- الايجاز في الفرائض و المواريث للشيخ الطوسي.
7- خصائص الائمه للشريف الرضي.
8- خصائص اميرالمؤمنين (ع) للحافظ النسائي
9- الدرر الباهره من الاصداف الطاهره للشهيد الاول
10- ديوان طلايع بن رزيك
11- روايه الطف لمحمدرضا شالچي موسي
12- السقيفه و فدك لابي بكر احمدالجوهري
13- فتح الملك العلي لاحمد بن صديق
14- فضائل فاطمه الزهرا (ع) لابن شاهين البغدادي
15- كفايه الطالب للحافظ الگنجي الشافعي
16- المناقب للمولي حيدرعلي الشيرواني
17- نزل الابرار للحافظ البدخشاني
18- نظم درالسمطين للحافظ الزرندي
19- مواهب الواهب شيخ جعفر الفقدي
20- شهداء الفضيله الشيخ عبدالحسين الاميني
ج- دسته ي سوم كتابها كه هنوز به طبع نرسيده است از اين قرار مي باشند:
1- اصحاب الامام ابي عبدالله الحسين و الرواه عنه
2- وعاض ايران- (فارسي)
3- الشعر و الشعراء في كتاب المناقب لابن شهر آشوب
4- فهرست التراجم و التصانيف المذكوره في المجلد الثالث من مستدرك الوسائل
5- امام زاده هاي مدفونين در ايران
6- شعراء غدير خم- (فارسي) در شش جلد.

گذري بر كتاب «اصحاب الامام اميرالمؤمنين و الرواه عنه»
 
در طول تاريخ اسلام به ويژه تاريخ تشيع كتب بسياري درباره ي فضايل و مناقب اميرالمؤمنين (ع) و تاريخ خلافت و حكومت ايشان و نيز اصحاب وفادار و معروف و فرمانروايان حضرتش به رشته تحرير درآمده است. البته بيشترين همت كه به جا هم مي باشد به پرداختن جوانب مختلف زندگي و شخصيت امام (ع) معطوف بوده است. اگرچه تحقيقات مجزا و مفصلي هم درباره ي برخي ياران مخصوص حضرت صورت گرفته است كه قابل ارزش است. اصحابي نظير: مالك اشتر، ابوذر غفاري، عمار ياسر و ... درباره ي ديگر اصحاب حضرت هم كم و بيش در كتب رجالي يا تاريخي مطالبي به دست مي آيد ولي كتاب مجزايي كه شرح حال همه ي ياران حضرت اعم از راويان ايشان يا غير آن را در يكجا جمع كرده باشد- تا آنجا كه مطلع شديم- تاكنون به نگارش درنيامده است. در ميان محققان معاصر جناب مرحوم دكتر محمدهادي اميني (ره) در اين باره دست به ابتكار جالبي زده و بدين كار مهم همت گماشته است.
كتاب «اصحاب الامام اميرالمؤمنين و الرواه عنه» تاليف مرحوم دكتر محمدهادي اميني (ره) آقازاده ي علامه اميني (ره) صاحب كتاب گرانسنگ الغدير مي باشد. چاپ اول اين كتاب توسط انتشارات دارالكتاب الاسلامي (دارالغدير للمطبوعات) سال 1412 برابر با 1992م در بيروت به چاپ رسيده است.
اين كتاب در دو مجلد تدوين شده است، ولي صفحه شماره دو جلد و نيز سلسله شماره هاي متعلق به هريك از شخصيتهاي مذكور در كتاب به دنبال هم مي آيند. در پايان جلد دوم فهرستي از منابع و مآخذ و سپس فهرست تراجم كه به عبارتي همان فهرست اعلام مي باشد، آمده است. شايان ذكر است جدا از فهرست منابع مذكور، بعد از ذكر احوال راويان و اصحاب داخل متن، ذيل آن ليستي از منابع مورد استفاده آمده است.
يكي از امتيازات بارز اين كتاب، تكثر منابع و مآخذ به كار رفته از طرفي و قدمت و اعتبار اين منابع از طرف ديگر است. به طوري كه براي برخي اصحاب امام (ع)به 45 منبع يا بيشتر اشاره شده است. قابل توجه آنكه اگر توضيحات مربوط به هر يك از شخصيتها در چند جلد از يك كتاب آمده باشد، همه ي آنها همرا با ذكر مجلد و صفحه آمده است؛ كه اين امر حاكي از اشراف علمي مؤلف گرانقدر بر اطلاعات كتب رجالي و تاريخي بوده است. بنابراين همان طور كه خود ايشان در مقدمه هم اذعان مي دارد به دقيقترين و مهمترين منابع عربي، معاجم حديث، درايه و رجال مراجعه شده است.
مؤلف محترم در اين كتاب در پي معرفي كردن ياران و راويان اميرالمؤمنين امام علي (ع) و به طور كلي هر كسي كه زمان حضرت را درك نموده و به نحوي با ايشان در ارتباط بوده است، مي باشد. از عمار ياسر، ابوذر غفاري، مالك اشتر، سلمان فارسي، نوف بكالي و ... كه از ياران صديق امام بوده اند گرفته تا اشعث بن قيس، شمر بن ذي الجوشن، ابن ملجم مرادي و ... كه در ابتدا با حضرت همراه بوده ولي بعداً ازايشان جدا شده و گروه خوارج را تشكيل دادند تا معاويه بن ابي سفيان و عمربن خطاب و ... كه از امام (ع) براي رفع مشكلات حكومتي و ديني خود كمك گرفتند و در زمان خلافت خود در بسياري از مواقع در صدور حكم ديني و قضاوت بين مردم دچار معضل جدي شده و دست ياري به سوي حضرتش دراز كرده و از او راهنمايي خواستند. اگرچه هم اجازه ي خلافت و امامت به حضرت را نداده و كسي همانند معاويه از دشمني آشكار خود با آن بزرگوار دريغ نكرده و سبّ و لعن بر ايشان را بين مسلمين رواج داد. با اين وجود، در ميان شخصيتهاي نامبرده در اين كتا بيشتر با شيعيان مخلص حضرت روبرو هستيم تا دشمنان ايشان.
البته همان طور كه مؤلف محترم در مقدمه كتاب مي نويسد تاريخچه بسياري از اين بزرگان به دلايل گوناگون كه به مهمترين آنها در مقدمه اشاره شده است، درگذشت تاريخ از بين رفته است و جز ذكر نامي از برخي آنان باقي نمانده است؛ بلكه نام تعدادي از ايشان هم از صفحه تاريخ محو شده است.
از اين رو در مواجهه با احوال تعدادي از اين شخصيتها جز ذكر نام و اشاره اي بسيار مختصر از وضعيت آنان نمي يابيم. به غير از برخي اصحاب مشهور حضرت نظير: مالك اشتر، ابوذر غفاري و ... كه مورخين و محدثين درباره ي آنان مطالب زيادي نقل كرده اند، درباره ي سرگذشت ديگر اصحاب جز چند سطري به خود اختصاص نمي دهد.
البته در برخي موارد شاهد اختصارگويي تعمدي مؤلف در بيان احوالات شخصيتهاي كتاب هستيم، به گونه اي كه به جاي ذكر توضيحي بيشتر تنها به سه نقطه اكتفا شده است و يا آنكه اشاره وار از آن رد شده است. گرچه شيوه ي نگارش كتب رجالي غالباً بر اختصارگويي استوار است، ولي اين مسئله فهم مطلب را گهگاه براي خواننده اي كه اطلاعات چنداني از تاريخ و دوران امام (ع) و يا ياران حضرت ندارد، مشكل مي نمايد.
به طور كلي مؤلف گرانقدر به شرح احوال 1401 نفر از اصحاب يا ياران حضرت پرداخته است به ترتيب الفبايي مي باشد. در اين ميان به توضيح نسب آنان، ذكر مختصري از زندگي ايشان، ولادت و وفات يا كشته شدن ايشان و آثار فكري، اجتماعي و عقيدتي آنها پرداخته است.
اين كتاب حاوي دو مقدمه است: مقدمه اول، كه كوتاه و چند صفحه اي بيش نيست و با ذكر نام مؤلف محترم در پايان آن همراه است، از چگونگي و انگيزه ي نگارش كتاب و سپس مختصري درباره ي مطالب آن صحبت مي كند.
مقدمه دوم، كه نسبتاً مفصل بوده و حدود چهل صفحه اي به خود اختصاص مي دهد درباره ي ويژگيهاي مكتب اميرالمؤمنين (ع) و دستاوردهاي آن بحث مي كند. آنگاه به جوانبي از برجستگيهاي شخصيتي و علمي حضرت از زبان بزرگان اصل سنت و ديگران پرداخته است. در ادامه سير تحولات و تطورات تاريخي به وجود آمده را كه بر زندگي اصحاب حضرت تأثير ويژه اي داشته است مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و در پايان نيز نظرات و ديدگاههاي رجال حديث (حديث شناسان) درباره ي اصحاب و راويان امام (ع) مطرح شده است كه در اين ميان دو ديدگاه محدثين شيعه، اهل سنت در مقايسه با هم بررسي شده و چگونگي برخورد بزرگان محدثين اهل سنت را در برابر راويان شيعه از زبان خود ايشان مفصلاً به بحث مي گذارد.

نگاهي بر كتاب اعلام نهج البلاغه
 
صاحب كتاب «اصحاب اميرالمؤمنين و الرواه عنه» مرحوم محمدهادي اميني (ره) كتاب ديگري را تحت عنوان «اعلام نهج البلاغه: شناختي از كساني كه در نهج البلاغه ياد شده اند» به زبان عربي به رشته تحرير درآورده است. اين كتاب كم حجم ولي ارزشمند كه توسط مترجم محترم جناب آقاي ابوالقاسم امامي به فارسي برگردان شده است، تنها به شخصيتهاي مطرح در نهج البلاغه پرداخته است از ياران صديق و شيعيان وفادار و مخلص امام (ع) گرفته تا دشمنان حضرت. به طور كلي انگيزه ي نويسنده بر اين بوده است كه هر شخصي كه به نحوي از وي در نهج البلاغه صحبتي به ميان آمده است و از او نام برده شده است، مورد بررسي قرار گيرد. همان طور كه نويسنده محترم خود در مقدمه متذكر مي شود، اين بحث براي پژوهشگراني كه مايلند درباره ي رهبران اسلام و يا پيشروان فكري تحقيق نمايند، مناسب مي باشد. البته بدين نكته اشاره دارد كه از پيامبران نامبرده شده در نهج البلاغه در اين كتاب ذكري به ميان نيامده است.
دراين پژوهش كه به شرح حال 62 شخصيت نامبرده در نهج البلاغه پرداخته است از 58 منبع مهم و مستند تاريخي و رجالي استفاده شده است كه به اهميت كتاب مي افزايد. جدا از آنكه شخصيت برجسته علمي مؤلف و نيز مطالب بحث ما را به دقت تاريخي و اعتبار آن رهنمون مي سازد.
لازم به ذكر است براي آناني كه مي خواهند از تاريخ مختصر زندگي شخصيتهاي نهج البلاغه كه اكثراً از شيعيان خالص و پاك حضرت و يا واليان و فرمانداران ايشانند، اطلاع يابند مطالعه اين كتاب توصيه مي شود.
آنچه مهم مي آيد آنكه مؤلف گرانقدر در بالاي هر يك از اسامي آدرس آن را در نهج البلاغه در پاورقي ارائه مي دهد كه به نوعي مي توان از آن به معجم اعلام نهج البلاغه نام برد. در اين صورت براي خواننده ميسر است كه سريعاً بتواند به مكان و علت مطرح شدن شخصيت مذكور در نهج البلاغه و چگونگي برخورد حضرت با او و يا احياناً مخاطب نامه ي امام قرار گرفتن و ديگر مسائلي از اين قبيل پي ببرد.
روشن است كه اين دو كتاب در مقايسه با يكديگر هر يك از زواياي خاصي قابل توجه است. چنين به نظر مي آيد كه مؤلف محترم به دنبال انگيزه ي نگارش تحقيق اعلام نهج البلاغه كه به مناسبت كنگره ي هزاره ي نهج البلاغه در سال 1359 ه.ش بدان كنگره ارائه داده است، به تدوين كتاب «اصحاب اميرالمؤمنين و الرواه عنه» به صورت مبسوط و جامعتر پرداخته باشد. بنابراين، با اندك نظري بر كتاب اصحاب الام اميرالمؤمنين متوجه مي شويم كه از پختگي قابل توجهي نسبت به اعلام نهج البلاغه برخوردار است و به جنبه هاي ارزشمندتري از زندگي آن بزرگان پرداخته است. البته گهگاه شاهد توضيحات تقريباً يكساني درباره ي يك شخصيت در هر دو تحقيق مي باشيم.
جاي بسي تاسف است كه كتاب اول تنها يك بار در بيروت به چاپ رسيده است و به چاپ آن در ايران نه تنها توجهي نشده است كه در مراكز انتشاراتي و يا كتابفروشي ها نشاني از اين كتاب نمي يابيم. كتاب دوم هم سالها پيش در ايران چاپ شده است و تاكنون تجديد چاپ نشده و در بازار هم موجود نيست. اميدواريم مسؤولين ذيربط اهتمام جدي تري در اين باره مبذول نمايند.
از خداوند متعال علو درجات براي روح بلند آن محقق و مؤلف عالي قدر كه عمري را در راه ترويج و تبليغ و تحقيق معارف ديني گذراند خواهانيم. اميد آنكه در پيشگاه الهي از انوار قدسي متنعم گردد.

وفات

و سرانجام شمع پرفروغ وجودش در روز چهارشنبه 18 شعبان سال 1412ه.ق مطابق با 25 آبانماه 1379ه.ش به خاموشي گراييد و به ملكوت اعلي پيوست.
روحش شاد و يادش گرامي باشد.
منبع: سالنماي النهج؛
فاطمه نقيبي؛شماره  1-5