(عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  دانستنی های نهج البلاغه (سایر مباحث)  >  بنی مخزوم

بنی مخزوم

در زمان های قدیم، زندگی مردم بیشتر به صورت قبیله ای بوده، و اقتضائات خاص خود را نیز داشته است. در شبه جزیره عربستان نیز، نظام قبیله ای حکم فرما بود. شهر مکه، به عنوان یکی از مهم ترین شهرهای شبه جزیره عربستان، به دست قبیله بزرگی به نام قریش اداره می شد.
قریش از تیره هایی تشکیل شده بود که هرکدام، قبیله‌ ای حساب می شدند که مهم ترین آنها بنی مخزوم، بنی زهره، بنی امیه و بنی ‌هاشم بودند.[1]
در تاریخ اسلام، از دو طائفه بنی هاشم (قبیله پیامبر و اهل بیت) و طائفه بنی امیه (قبیله ابوسفیان، معاویه و...) بیشتر یاد می شود. این دو گروه به جهت نقشی که در تاریخ اسلام داشتند (مثبت و منفی)، بیشتر مورد بحث واقع شده اند، اما قبل و هنگام ظهور اسلام، طائفه بنی مخزوم نقش بسیار مهمی در مکه داشتند. آنها اگر چه مانند بنی امیه حکومت اسلامی را به دست نیاوردند، اما در دشمنی با پیامبر قبل از هجرت و برخی از آنان در یاری رساندن جامعه اسلامی بعد از هجرت، مؤثّر بوده اند و حتی یکی از درهای مسجد الحرام  نیز به اسم این قبیله بوده است.[2]
شخصیت های معروف قبیله بنی مخزوم
امّ سلمه همسر پیامبر اسلام(ص)،[3] ابو جهل از بزرگ ترین دشمنان پیامبر اکرم در مکّه که در جنگ بدر کشته شد،[4] ولید بن مغیره بزرگ قبیله بنی مخزوم که ثروت و فرزند بسیار داشت و آیات 11 تا 25 سورۀ مدّثر در مورد او نازل شده است.[5] خالد بن ولید بن مغیره که به سیف الاسلام معروف شد.[6] او در جنگ احد علیه مسلمانان حضور داشت و بعد از صلح حدیبیه اسلام آورد.
 
[1]. بلعمی (گردانیده منسوب به بلعمى) ، تاریخنامه طبرى، ج 3، ص 27، تحقیق محمد روشن، سروش، تهران، 1378ش؛ و نیز ر.ک: ابن فضل الله العمرى، شهاب الدین احمد بن یحیى بن فضل الله، مسالک الابصار فى ممالک الامصار، ج 4، ص 368، المجمع الثقافى، ابو ظبى، چاپ اول، 1423ق.
[2]. ر.ک: أبو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقى، البدایة و النهایة، ج 6، ص 163، بیروت، دار الفکر، 1407/ 1986.
[3]. أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد  بن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ج 4، ص 1939، تحقیق على محمد البجاوى، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412ق.
[4].عبد الملک بن هشام الحمیرى المعافرى، السیرة النبویة، ج 1، ص 710، تحقیق مصطفى السقا و ابراهیم الأبیارى و عبد الحفیظ شلبى، بیروت، دار المعرفة، بى تا.
[5]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20 ص 86، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[6]. عز الدین بن الأثیر أبو الحسن على بن محمد الجزرى، أسد الغابة فى معرفة الصحابة ج1 ص 586، بیروت، دار الفکر، 1409ق.