همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمى ماند جز به كاميابى توانگران ، و خداوند از آنان دربارة گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
شعر

شعر در نهج البلاغه (2)

شريف رضي در توضيح اين بيت مي گويد: «دليل تشبيه سواران به ابرهاي تابستاني، اين است كه ابرهاي تابستاني چون آبي ندارند، سبكبار و تيزتازند.» درست برعكس ياران امام، كه باز به قول مرحوم رضي، همواره در برابر فرمانهاي امام تثاقل به خرج مي دهند.

شعر در نهج البلاغه (1)

در اين مقاله، جنبة ادبي شخصيت بي همتاي حضرت مولي الموحّدين، علي- عليه السلام- در هفت محور بررسي شده است: 1- شاعري آن حضرت. 2- نقد ادبي و نظرات فنّي مولانا در شعر و ادب. 3- بيان شاعرانة آن حضرت در نهج البلاغه..

بهره گيرى ادبيات فارسى از نهج البلاغه

حال گوينده در اين كار چه غرضى دارد و چرا سخن خودش را ساده نمى گويد و آن را به آرايش هاى لفظى و معنوى زيور مى دهد، اين بحثى است كه بايد در كلاس مخصوص ادبيات مطرح بشود و اينجا مجالى براى آن نمى بينيم.

بازتاب پیشامدهای روزگار در شعر سیّد رضی (ره)

در این قصیده نخست به سرزنش روزگار می پردازد که با او سرناسازگاری دارد؛ زیرا پدرش هنوز در زندان است و دارایی آنان مصادره شده است، سپس از نااهلان روزگار شکایت می کند که شایستگی مدح او را ندارند و قدرش را نمی دانند

اشعار حِکمی در شعر سیّد رضی (ره)

در مذمّت روزگار، و درد از دست رفتن خویشان، در صفر سال 402 ه‍ این قصیده را سروده است: امیدواری که در دارالحزن شاد گردی، و در جایگاه کوچ کردن منزل گزینی؛ هیهات که مرگِ گردش کننده در همه جا، و خیانتگر زمان بگذارد کسی باقی بماند؛ با روزگارخویش معاشرت نکن، جز ترسان از فراق همدمان و دوری از میهن

نگاهی به شعر سید رضی (ره)

حنا الفاخوری در مقام مقایسه ‏ی او با دیگر شاعران چنین می‌نویسد: این است رضی شاعری که از جهت تحلیل معنی و عمق آن هماند ابن الرومی نیست؛ و از جهت به کار گرفتن صنایع نادر و آوردن ابیات یگانه و بی همال که دل‏‌ها را واله و خیال را فروزان می‌سازد، به پایه‏ی ابوتمام نمی‌رسد؛ و از جهت تفکر و پرواز در فضای روح و زندگی و اخلاق با متنبی همسان نیست؛ ولی او را از هر یک از این ویژگی‏‌ها نصیبی است.

بازتاب پیشامدهای روزگار در شعر سیّد رضی (ره)

از این جا خطاب به پدرش می‌گوید: جانم فدای تو باد‌ای شکوه و دلیری بزرگواری ها، آنچه بر سر تو آوردند رفتار ترسویی است که کینه توزی‏‌ها او را دلیر کرده است؛ نه شمشیرهای بران و نیزه‏‌ها از تو به جا مانده است، و نه زیبارویان مرواریدگون از تو گرفته اند.