آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخلاق

آسيب شناسي اخلاقي از ديدگاه نهج البلاغه(3)

گستردگي، تخصص و پيچدگي روزافزون مسائل سياسي، فرهنگي و اقتصادي درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسياري موارد فهم همه جانبه ي آنها براي يک شخص ناممکن است. از اين رو مشورت با متخصصان، براي رسيدن به راه صحيح و اتخاذ تصميم درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت مي يابد. در صورت خودرأيي، اضمحلال جامعه ديني قطعي خواهد شد

آسيب شناسي اخلاقي از ديدگاه نهج البلاغه(2)

حسن خلق و خوش رفتاري، يکي از اصول مسلم اخلاقي است. که مورد توجه و سفارش معصومين(عليهم السلام) نيز بوده است. از ديدگاه امام علي(عليه السلام) رفق و مهرورزي عامل اتحاد و همبستگي است و از ويژگي ها و خصوصيت هاي خردمندان است.

اخلاق علوي با تأکيد بر نهج البلاغه (2)

در سيره ي عملي امام علي(عليه السلام)، در مورد توجه به خويشاوندان، روايت است که امام علي(عليه السلام) سالانه چهل هزار دينار درآمد باغات را در راه خدا به مستمندان مي بخشيد تا براي ازدواج جوانان يا تهيه ي مسکن براي بيچارگاه استفاده شود.

اخلاق علوي با تأکيد بر نهج البلاغه (1)

آموزه هاي دين در باب معاشرت و رفتار با والدين طريق مدارا و نرمي را سفارش کرده و در برخورد با ناملايمات رفتاري آنها سفارش بر صبر و تحمل دارد. اين دسته از روايات به يادآوري زحمات والدين در دوران طفوليت اشاره دارد. با اين توجه، نبايد به والدين از آنچه خداي تعالي براي انسان وسعت داده تنگ گرفت و از آنها روي گرداند و صداي خود را بلندتر از صداي آنها کرد

اخلاق علوي با تأکيد بر نهج البلاغه (3)

کار هر کدام از خدمتکارانت را معين کن که او را در برابر آن کار مسئول بداني؛ درست کار سبب مي شود افراد کارها را به يکديگر وانگذارند و در خدمت سستي نکنند(نهج البلاغه، ن 31). امام(عليه السلام) خدمتکارانشان را مانند يک معلم اخلاق، نصيحت مي کردند.

اخلاق در نهج البلاغه

انسان، داراى روانى است. من و شما داراى جوهره اى هستيم غير از جسم، به نام «روان» كه در كتاب الهى و در اخبارى كه به دست ما رسيده، در باب آن، سخن گفته شده است. گاهى از اين جوهره، تعبير به «روح» شده، تعبير به «نفس» شده، تعبير به «قلب» شده، تعبير به «صدر» شده و تعبير به «عقل» شده است. يعنى «روان» شما و روح شما پنج تا اسم دارد.

اخلاق در نهج البلاغه(4)

گاهي عزت در مواردي استعمال مي شود که موجب مدح است، و گاهي در مواردي به کار مي رود که موجب ذمّ و نکوهش است. عزتي که در مورد مدح استعمال مي شود از قبيل؛ خداوند، خود و رسول خود و مؤمنين به خود را داراي عزت معرفي کرده است

اخلاق در نهج البلاغه(3)

تقوي در طاعت، عبارتست از اخلاص در طاعت، و تقوي در معصيت عبارت از ترک و حذر کردن از معصيت است. گفته شده: تقوي محافظت آداب شريعت است. و گفته شده: تقوي دوري کردن از همه آن چيزي است که انسان را از خداي تعالي دور کند.

اخلاق در نهج البلاغه(2)

برشما باد که صبرو بردباري پيشه کنيد؛ زيرا همان گونه که سر، نشانه ي حيات بدن است، صبر نيز دليل ايمان است و بدني که سر در آن نباشد خير و حيات در آن نيست و ايمان که توأم با صبر نباشد ارزشي ندارد

اخلاق در نهج البلاغه(1)

شناخت خلق ها و تميز محمود و پسنديده از مذموم و زشت آنها و آراسته شدن به اخلاق پسنديده و نيکو و زائل ساختن اخلاق ناپسند از نظر اميرالمؤمنين در رأس دانش ها قرار دارد. اخلاق نيکو در نظر آن حضرت، به منزله ي برترين همنشين و بالاترين حسب براي انسان است. يکي از اين خلق ها، صله رحم است که از شعب فضيلت عدالت است. صله رحم آن است که انسان خويشان خود را در خيرات دنيوي شرکت دهد. خداوند صله رحم را به منظور کثرت عدد خويشاوندان واجب گردانيد. عيب پوشي که از شعب نصيحت است از اشرف کارهاي کريم محسوب شده است و ثواب آن را حدي نيست.

Pages