وقتى يكى از كارگزارانِ امام، خانة با شكوهى ساخت به او فرمود) سكه هاى طلا و نقره سر بر آورده خود را آشكار ساختند، همانا ساختن مجلل بى نيازى و ثروتمندى تو را مى رساند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( عمران علیزاده)  >  خطبه بعد از وفات پیامبر اسلام ( خطبه شماره 5 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم
برای دسترسی سریع به حکمت مورد نظر، شماره حکمت را وارد کنید

متن عربی

5 .و من [كلام‏] خطبة له (علیه السلام):لما قبض رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)و خاطبه العباس و أبو سفيان بن حرب في أن يبايعا له بالخلافة (و ذلك بعد أن تمت البيعة لأبي بكر في السقيفة، و فيها ينهى عن الفتنة و يبين عن خلقه و علمه)

النهي عن الفتنة

(1)أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ

(2)وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ

(3)وَ ضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ

(4)أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ

(5)أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ

(6)هَذَا مَاءٌ آجِنٌ وَ لُقْمَةٌ يَغَصُّ بِهَا آكِلُهَا

(7)وَ مُجْتَنِي الثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ.

خلقه و علمه‏

(8)فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ

(9)هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي

(10)وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ

(11)بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ.


متن فارسی

از فرمایشات آن حضرت است هنگامی که رسول خدا- رحمت خدا بر او آلش باد- به عالم اخرت رحلت نمود، عباس بن عبدالمطلب عموی حضرت، و ابوسفیان بن حرب به آن حضرت پیشنهاد کردند که بعنوان خلیفه به او بیعت کنند فرمود:

  1. ای مردم پاره کنید و بشکافید موجهای فتنه ها را با کشتی های نجات(امواجی که در اثر رحلت پیامبر رو به جامعه مسلمین نموده آنرا با کشتی های نجات که خاندان پیغمبر است بشکافید و به کنار زنید).
  2. به کنار روید و دست بردارید از راه نفرت و مخالفت از یکدیگر. عرّج: عدول نمود.
  3. و به زمین بگذارید تاج فخر فروشی را(ّاد غرور و نخوت را از سر خود بیرون کنید).
  4. به نتیجه و هدف خود رسید کسی که با پر و بال حرکت کرد(هر کس یار و یاور داشت به هدف خود نائل شد).
  5. یا تسلیم شد و راحت نمود( اگر یاور نداشت بدون فائده به چیزی اقدام نکنند و مردم را راحت بگذارد).
  6. این خلافت- آبی است متغیّر و متعفّن، و لقمه ای است که خورنده اش با آن گلوگیر می شود.
  7. کسی که میوه را در غیر وقت رسیدنش بچیند مانند کسی است که در غیر زمین خود زراعت کند که هر دو بهره نمی برند( شاید منظور و اشاره باشد با اینکه وقت قبول خلافت نرسیده است).
  8. اگر حقانیت و فضایل خود را بگویم گویند به ملک و ریاست حریص شده، و اگر ساکت باشم گویند از مرگ می ترسد که از حق دفاع نمی کند.
  9. این افکار و تهمت ترس از مرگ در حق من خیلی بعید است پس از آن همه کارهای کوچک و بزرگی که من انجام داده ام.
  10. بخدا سوگند که پسر ابوطالب با مرگ انسش بیشتر است از انس بچه با پستان مادرش.
  11. بلکه احاطه دارم و پوشیده شده ام به دانشی که اگر آنرا آشکار کنم به اضطراب میافتید مانند اضطراب ریسمانها در چاهاهی عمیق (از مطالب مخصوص و مخفی اطلاع دارم که اگرآنها را آَکار بگویم جامعه شما به تشنج و اضطراب میافتد).

اندماج: پوشیده شدن، مکنون: پنهان، باح: آشکار نمودن مطلب پنهان، ارشیه: طناب و ریسمان دلو، طوی: چاه کنده شده.

قبلی بعدی