حاكم اسلامى ، پاسبان خدا در زمين اوست.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( عمران علیزاده)  >  حال عرب قبل از بعثت ( خطبه شماره 26 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم
برای دسترسی سریع به حکمت مورد نظر، شماره حکمت را وارد کنید

متن عربی

26 .و من خطبة له (علیه السلام):و فيها يصف العرب قبل البعثة ثم يصف حاله قبل البيعة له‏

العرب قبل البعثة

(1)إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَى‏] بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله و سلم)نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ

(2)وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ

(3)وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ

(4) مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ

(5)تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ

(6)وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ

(7)الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ

و منها صفته قبل البيعة له‏

(8)فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِي

(9)فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ

(10)وَ أَغْضَيْتُ عَلَى الْقَذَى

(11)وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا

(12)وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الْكَظَمِ

(13)وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ‏

و منها

(14)وَ لَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً

(15)فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ

(16)فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا

(17)فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا

(18)وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ.


متن فارسی

 از خطبه های آن حضرت است که درباره حال عرب قبل از بعثت، و حال خودش پیش از رسیدن بخلافت، و توافق معاویه و عمربن عاص بر مخالفت آن بزرگوار ایراد نموده است

(1)همانا خدا حضرت محمد را برانگیخت برای اینکه ترساننده جهانیان باشد.

(2)در حالی که به وحی ها و آیات الهی امین بود.

(3)در حالی که شما گروه عرب در بدترین دین (شرک و بت پرستی) و در بدترین جامعه و محیط بودند.

(4)اقامت نموده بودید میان سنگهای سخت و مارهای کر و نانجیب.

(5)آبهای آلوده نوشیده و غذای خشک و خالی می خورید، جشب: نان خشک و خالی.

(6)خون یکدیگر می ریختید و ارحام خود را قطع می کردید.

(7)بتها در میان شما نصب شده بود، گناهان مثل دستمال سر به شما احاطه کرده بود.

از آن خطبه در بیان حال خودش قبل از خلافت.

(8)پس رحلت رسول اکرم و برقرار شدن ابوبکر در خلافت فکر و نظر کرده و دیدم یاوری ندام بجز از اهل بیتم/

(9)پس بایشان از مرگ بخل ورزیدم (نخواستم قیام کرده ایشان را به کشتن بدهم).

(10)و به خار و خس چشم پوشیدم.

(11)و با وجود گلوگیری نوشیدم.

(12)و صبر نمودم به گرفته شدن گلو و نفس گاه.

(13)و به تلختر از هندوانه ابوجهل یعنی مانند کسیکه در چشمش خار بیفتد و در حلقش لقمه گیر کند و نفسش را خفه کنند و بحلقش ماده تلخ بریزند، صبر کردم.

از آن خطبه است درباره اتحاد نامقدس معاویه و عمروعاص به مخالفت و قتال آنحضرت، عمروعاص قبول کرد که به معاویه در جنگ با آن حضرت یاری کند با این شرط که معاویه حکومت و فرمانداری مصر را به او دهد.

(14)عمروعاص به معاویه بیعت نکرد مگر پس از آنکه شرط نمود که معاویه به این بیعت قیمتی پرداخت کند.

(15)به هدف نرسد دست فروشنده و خوار باد امین بودن خریدار.

(16)پس بگیرید برای جنگ آمادگی آنرا و مهیا نمائید برای آن تدارکات آنرا.

(17)همانا جوان و تیز شده است آتش آن (جنگ) و بلند شده است و نور و روشنایی آن.

(18)صبر را برای خود شعار کنید که آن وسیله و باعث غلبه است.

قبلی بعدی