صدقه دادن دارويى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اجتماعی
نمایش مطالب 31 تا 40 از 53
مباحث نظرى در جامعه شناسى همواره به رابطه عقل و تجربه توجه کرده اند. مطالعات دينى نيز از توجه به اين رابطه برکنار نبوده اند. اما در اين مطالعات نوعى نگرانى از نتيجه برقرارى اين ارتباط به چشم مى خورد. کتاب نهج البلاغه توجه به رابطه عقل و تجربه را در مضامين خود نشان مى دهد. تجربه به ترسيم رابطه بين انسان و خالق از يک سو و انسان و واقعيت از سوى ديگر مى پردازد. قول و فعل اميرالمؤمنين نيز گوياى رابطه بين عقل و تجربه است. توصيه امام به مشورت و گفتگو با دانشمندان و حکيمان استفاده از تجربه هاى آنان است. از اين ارتباط قواعد تازه اى کشف مى شوند که آينده پيش رو را روشن تر مى سازند. يکى از مراتب عقل، «خرد علمى» است که همانا «عقل تجربى» مى باشد و از «روش استقراء» سود مى جويد. «درک اجتماعى» به واسطه مسيرى حاصل مى آيد که از عقل تجربى آغاز مى شود و از اينجا است که امام عقل را «حفظ تجربه ها» مى خواند. فکر کردن به معناى نشاطى است که انسان را به روى خلق روش ها و جذب داده هايى رهنمون مى شود که بين او و واقعيت خارجى روى مى دهد. تجربه در ذهن چونان يک موضوع حاصل مى آيد که آن را «علم حصولى» مى گوئيم. با قرب به برخى مقدمات، اصول درک تجربه اجتماعى به دست داده مى شود: تأمّل، ارجاع، ارتباط و اختبار (آزمون).
با توجه به اينکه هدف اقتصاد تأمين نيازمنديهاي مالي بشر است، سؤالي که به ذهن خطور مي‎نمايد اين‎ است که نظام اقتصادي مطلوب مورد نظر حضرت علي(ع) ، چه هدفي را دنبال مي‎کند؟ آيا اين نظام ، فقط در صدد رفع نيازمنديهاي ضروري زندگي انسان است؟ در پاسخ بايد گفت که اين نکته، از دقت و ژرفنگري در بيانات حضرت و مخصوصاً در نامه ايشان به مالک اشتر، به دست مي‎آيد : نظام اقتصادي مطلوب امام(ع) فقط در صدد رفع نيازمنديهاي ضروري بشر نيست و با تأمين آنها کار خود را تمام شده نمي‎داند، بلکه در صدد ايجاد عدالت اجتماعي و تأمين رفاه براي همه است.
از حضرتش پرسيدند: دادگرى بهتر است يا بخشندگى؟ فرمود: دادگرى هر چيزى را در جاى خويش قرار مى دهد و بخشش آنها را از جاى خود بيرون مى كند و عدل نگهبان همه مردم است و بخشندگى به افراد مخصوص بهره مى دهد. بنابراين عدل شريف تر و برتر است.
اميرالمؤمنين عليه السلام اولين و تنها فردى از ائمه است که به خلافت رسيد و اين امکان برايش فراهم شد تا عدالت را (ولو به مدت اندک) به اجرا گذاشته و همچنين به تبيين آن بپردازد. در اين مدت کوتاه ايشان آن چنان بنيان نظرى و عملى براى عدالت بنا نهادند که در تاريخ پندآموز و نمونه است. وقتى که على عليه السلام به خلافت رسيد در حدود 35 سال از زمان حکومت پيامبر صلى الله عليه و آله مى گذشت.
درانديشه و سيره امام علي(ع) عدالت و برپايي آن مهم ترين و والاترين موضوع زيست انساني- ايماني است، به گونه اي که جز در پرتو عدالتي فراگير نمي توان از دين و ايمان، و سلامت و سعادت به درستي سخن راند و زندگي انساني و ايماني داشت، و در عرصه جامعه، سياست، حکومت، مديريت، اقتصاد، قضاوت و ديگر عرصه ها از سلامت و کمال بهره مند بود. آن چه در رويکرد به عدالت، اساسي است؛ اين است که راه برپايي و تحقق عدالت چيست؟
در بیان امام علی(ع)، هیچ فاصله‌ای بین سیاست و عدالت نیست و بهترین سیاست را سیاستی می داند که بر مبنای عدالت استوار باشد.ان را عامل قدرت به حساب می اورد عدالت را برترین سیاست می داند عدالت را برای قوام و استواری مردم در دفاع از نظام سیاسی توصیه می‌نمایدو رعایت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی می داند. امام علی(ع)، اعمال عدالت را بهترین روش برای جلب اعتماد مردم و حفظ صیانت از حمایت‌های مردمی توصیه می‌نماید از منظر علی(ع)، جمال و آبروی حاکمان و پایداری ملت به رعایت عدالت است
امّا مگر باور کردنی است که جوانی سی و سه ساله دورنگری و اخلاص را تا آنجا رسانده باشد و تا آن حد بر نفس خویش مسلّط و نسبت به اسلام وفادار باشد که به خاطر اسلام راهی را انتخاب کند که پایانش محرومیت و خرد شدن خود اوست! بلی باور کردنی است.
در زاهدان برادران اهل سنت پیرامون مسائل امامت و رهبری و ولایت شبهه دارند ولی در شهرهای شمالی مسأله حجاب مطرح است. برای این که نهج البلاغه را کاربردی تدریس و تبلیغ کنیم، باید مناطق تبلیغی را قبل از اعزام یا بعد از ورود بشناسیم.
داشتن خلق نیکو «اکرم اخلاقا»: از ویژگی های خوب هر مدیر،حسن خلق است. خوش خلقی در ناملایمات و مشکلات، سبب می شود تامعضل بهتر و سریع تر حل و فصل شود. در حالت عادی بشاش بودن کارسختی نیست در ناملایمات است که اخلاق حسنه زایل می شود. یک مدیربدخلق به هنگام بروز ناملایمات، همکاران و مشاوران خود را نیزدچار ناهنجاری می کند.
از آفات مهم حکومت، بی تفاوتی به ارزش ها، لیاقت ها و تلاش هاست که از طرفی، زمینه ساز قرار گرفتن افراد نالایق در مسئولیت ها می شود و از سوی دیگر، موجب انزوای نیروهای شایسته می گردد. آنچه از سیره پیامبران الهی به دست می آید، این است که آنها همواره نیکوکاران را به تشویق الهی، مژده و بدکاران را از تنبیه الهی بیم می دادند.

Pages