اى مردم، بايد خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه كيفر ، ترسان بنگرد ، زيرا كسى كه رفاه و گشايش را زمينة گرفتار شدن خويش نداند ، پس خود را از حوادث ترسناك ايمن مى پندارد و آن كس كه تنگدستى را آزمايش الهى نداند پاداشى را كه اميدى به آن بود از دست خواهد
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
فرهنگ

فرهنگ سياسي كوفيان در روزگار امام علي ابن ابي طالب(ع) (3)

«به كساني دچار و گرفتار شده ام كه وقتي فرمان دهم، فرمان نمي برند و هنگاميكه فرا خوانم، پاسخ نمي دهند. چگونه با اين سستي به ياري پروردگارتان چشم داشت داريد. آيا ديني در شما نيست كه شما را فراهم بياورد؟ آيا حميتي نداريد كه به غيرتتان وادارد؟ در ميان شما به دادرسي بر مي خيزم و به فريادرسي بانگ مي دهم، نه گفتاري از من مي شنويد، و نه فرماني مي بريد، تا پيشامدها از سرانجام هاي بد و تباه پرده بردارد؛ پس با شما مردم نه خونخواهي توان كرد، و نه به هدف و خواستي توان رسيد.

فرهنگ سياسي كوفيان در روزگار امام علي ابن ابي طالب(ع) (2)

ابوموسي اشعري پس از بركناري از فرمانداري كوفه، به نزد معاويه به شام رفت، و در جريان جنگ صفين، در روستايي ميان دمشق و سرزمين صفين، به نام «دومه الجندل» مي زيست. وي از قبيله كنده يمن و از همان قبيله اشعث بود. به احتمال زياد او با شناختي كه از اشعث داشته، معاويه را برانگيخته تا از ميان افراد علي، با اشعث مخفيانه تماس بگيرد. ابوموسي، بر خلاف شهرت تاريخي، ساده و زودباور نبود. بلكه سياست باز، زيرك و اهل زدوبند و دسيسه چيني بود و به گونه اي عمل مي كرد كه كسي او را نشناسد تا بتواند نقش خود را به خوبي بازي كند.

فرهنگ سياسي كوفيان در روزگار امام علي ابن ابي طالب(ع) (1)

گرفتاري اجتماعي و آزمون انساني شما به وضع روزگاري درآمده است كه خدا پيامبرش را برانگيخت، سوگند به كسي كه او را «به حق» و بر آن پايه اي كه بايد برانگيخت؛ بي گمان به سختي بايد زير و رو شويد و با دقت از غربال حق بگذريد و پي در پي و بي گذشت با كفگير داد در ديگ اجتماع به هم زده شويد تا اينكه افراد به ناحق در زير قرار گرفته، به حق و شايستگي به سطح بالاي اجتماعي بيايند و كساني كه به ناشايستگي و بر اثر روابط ناسالم اجتماعي، در بالا جاي گرفته اند، در جاي درست خود در پايين قرار بگيرند...»

فرهنگ سازي از ديدگاه امام علي (ع)(1)

فرهنگ، مجموعه اي است از فضايل و هنرها و آداب و دانش ها و معارف و كليه نيروهاي اخلاقي و روحي كه بشر را از حالت بدوي و ابتدايي خارج ساخته و به سوي كمال معنوي سوق مي دهد.

فرهنگ سازى در نهج البلاغه(2)

فرهنگ، مجموعه اى از دانش ها، بينش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش هاى يك ملت مى باشد، پس مى توان گفت كه فرهنگ هر جامعه نيز به عنوان پديده اى بى همتا، به تدريج، در حيات جامعه شكل گرفته و قوام مى يابد