با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
شبهه

پاسخي به شبهاتي پيرامون نهج البلاغه (1)

اما در عين حال که او نهج البلاغه را کلام سست و پر از ضعف مي داند، و ما مي پنداريم ايشان سلا ح تازه اي به دست آورده است که قبلا ديگران از آن بي نصيب بوده اند، مي بينيم که متأسفانه سلاح تازه او، سلاح شکسته زنگ زده اي است که زيانش به سوي خود او باز مي گردد، و داستان اسلحه فاسد روزگار فاروق، خديو بد نام مصر را به خاطر مي آورد.

پاسخي به شبهاتي پيرامون نهج البلاغه (2)

نويسنده معاصر مصري، محمد عبدالغني حسن مي گويد:«و هر گز سخني را که بعضي از خرده گيران با آن، گلوي خود را خسته کرده اند، نبايد بازگوکنم. و آن سخن اين است که نهج البلاغه از علي-کرم الله وجهه-نيست بلکه خود شريف رضي آن را جعل کرده است.

پاسخي به شبهاتي پيرامون نهج البلاغه (3)

در سنن«ابن ماجه»آمد است:رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود:«لعنت برشما يا واي برشما باد اگر بعد از من به کفر بازگرديد که در آن حال خون بعضي از شما به دست برخي ديگر ريخته خواهد شد.»

پاسخي به شبهاتي پيرامون نهج البلاغه (4)

عقيده ما در باب علم غيب امامان عليه السلام :علمي که از صحاب آن آموخته اند، و اين صاحب علم، پيامبر خدا صلي الله عليه و اله است. اين معني با آنچه شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان از ابن المغيره نقل کرده است، تأييد مي شود.

مرسوم نبودن خطبه های طولانی در صدر اسلام

زکي مبارک در «النثر الفني» جلد 1 ص 59 مي گويد: سحبان وائلهمان سخنراني که طولاني بودن سخنرانيهايش معروف بوده و گاهي نصف روز سخنراني مي کرده و در عين حال خطبه هاي کوتاهي نيز از او نقل شده است.

سجع و قافيه ي خاصي در نهج البلاغه

و همچنين وجود تقسيمهاي عددي در نهج البلاغه موجب هيچ اشکالي نيست زيرا در صدر اسلام اينگونه تقسيمها در سخنان فصيحان و بليغان متعارف بوده و در بسياري از احاديث نبوي نظير آن نقل شده است از آن جمله:

مذمت دنیا در نهج البلاغه

احاديث بسياري از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در بي ارزشي و بي اعتباري دينا نقل شده است از جمله: در وصايا و سفارشات آن حضرت به ابوذر مي فرمايد: «يا اباذر و الذي نفس محمد بيده لو ان الدنيا کانت تعدل عندالله جناح بعوضه او ذباب ما سقي الکافر منها شربه من ما

اوصاف طاووس، مورچه، خفاش

البته ممکن است گفته شود ما مي پذيريم که خطبا و شعراي جاهليت و صدر اسلام در اثر ذوق سرشار توان توصيف اسب و شتر و حتي مورچه و ملخ را داشتند، ولي از کجا مي توانستند طاووس را توصيف کنند با اينکه در مدينه طاووسي وجود نداشت و چگونه اميرالمومنين عليه السلام در خطبه ي 165 در توصيف طاووس و کيفيت جفت گيري آن مي فرمايد: «احيلک من ذلک علي معاينه...» من تو را از چيزي که بالعيان ديده ام خبر مي دهم و بر شنيده ها حواله نمي دهم.

نقل اخبار گذشتگان در سخنان امام علی علیه السلام

گرچه آيه شريفه (و عنده مفاتح الغيب) که در بيان اصل شبهه به آن استدلال شده است دلالت دارد که علمي غيب مخصوص خدا است و کسي از آن اطلاعي ندارد. ولي در آيات ديگر قرآن برگزيدگان خدا و کساني که مشيت الهي به آگاهي آنان به علمي غيب تعلق گرفته استثنا شده اند. بنابراين (انبياء، اولياء و مومنين) به گواهي قرآن کريم داراي علم غيب مي باشند.

انتقاد از شرايط حاکم

آيا تمام اينها کافي نيست که آن حضرت از شرائط حاکم و تمام دستگاههاي مقصر انتقاد کند و از حقوق مردم دفاع نمايد؟ و با واليان خيانتکار و قضات فاسق و عالمان دين فروش برخورد کند؟ بنابراين، اين شبهه نيز ناتمام است.

Pages