مردم ستمكار را سه نشان است: با سركشى به مافوق خود ستم روا دارد، و به زير دستان خود با زور و چيرگى ستم مى كند، و ستمكاران را يارى مى دهد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

معرفی و نقد کتاب‏ معرفی ترجمه‏ نهج البلاغه ترجمه حسین استادولی

تهران:نشر اسوه،1384

نویسنده :دکتر بخشعلی قنبری

کلمات کلیدی :نهج البلاغه، ترجمه نهج البلاغه، حسین استاد ولی.

صاحب این قلم که سالیان درازی است ترجمه‏ ها و شرح‏های‏ نهج البلاغه را پیگیری می‏کند و تقریبا مشهورترین آنها را معرفی‏ یا بررسی کرده و اغلب این بررسی‏ها در این نشریه منتشر شده،درصدد یافتن ترجمه ‏ای دقیق و در عین حال روان بوده، هر چند که کم‏تر به خواسته خود رسیده است.با این همه، ترجمه‏ ای به قلم‏ آقای حسین استادولی ویژگی دقت و روان و سلیس بودن را توأما داراست.

به سبب افتخار آشنایی با مترجم محترم،کم و بیش با ترجمه‏ های ایشان آشنایی دارم.ترجمه ی روان و دقیق ایشان از بحرالمعارف که در یکی از شماره ‏های همین مجله معرفی کرده‏ام، از توانایی مترجم حکایت دارد.

استادولی ترجمه خود را با مقدمه ‏ای برای بررسی و معرفی‏ نهج البلاغه آغاز کرده است.وی پیش از همه،موضوعات اصلی‏ کتاب را معرفی کرده که مهم‏ترین آنها چنین خلاصه شده است: عقاید و معارف دینی؛احکام شرعی؛اخلاق اسلامی؛مسایل‏ اجتماعی؛تاریخ؛طوایف و اشخاص؛پیشگویی‏ها و خبر از حوادث‏ خونبار آینده؛تفسیر و بیان انواع حدیث.1

مترجم آنگاه درباره ی انتساب نهج البلاغه به امیر مؤمنان سخنانی‏ آورده و چند نکته را یادآور شده است.

انتساب نهج البلاغه

مؤلف گرانقدر نهج البلاغه بیشتر از زاویهء فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان علی(علیه السلام)نگریسته است و به همین جهت عباراتی‏ را که هر چه بیشتر از این ویژگی برخوردار بوده انتخاب کرده و به همین دلیل نیز نام آن را نهج البلاغه(راه و روش فصاحت و بلاغت)نهاده است.چون ارزش یک اثر ادبی به لطف و زیبایی‏ آن است نه در اسناد آن،سیدرضی به ذکر اسناد نپرداخته است.به‏ علاوه،شهرت سخنان و انتساب آنها به آن حضرت و نیز سطح‏ والای سخنان به حد است که نیاز به ذکر سند نیست.

همچنین،مطالب نهج البلاغه سخنان اخلاقی است که عقل‏ عملی مؤید آن است و نیازی به ذکر سند نیست.2با وجود این‏ مترجم چند منبع را جهت آگاهی خوانندگان از اسناد نهج البلاغه به‏ قرار زیر معرفی کرده است:

ماهو نهج البلاغة،تألیف مرحوم سید هبة الدین شهرستانی؛ مدارک نهج البلاغة،تألیف مرحوم شیخ هادی آل کاشف الغطاء؛ استناد نهج البلاغة،تألیف امتیاز علی خان عرشی هندی؛مصادر نهج البلاغة،تألیف سید عبدالزهراء حسینی؛نهج السعادة،تألیف‏ شیخ محمد باقر محمودی.3

مترجم در این باره چنین نوشته است:«گرایش‏های مذهبی، سلیقه ‏های شخصی،ناآگاهی‏های تاریخی و حدیثی و برخی‏ علل دیگر،گروهی را برانگیخته است تا اولا در انتساب کتاب‏ نهج البلاغه به سیدرضی،شبهه کنند،ثانیا در انتساب مطالب آن‏ به علی(علیه السلام)تردید افکنند.مجموع این شبهات به ده شبهه می‏رسد که همه ی آنها به آسانی از سوی عالمان شیعه پاسخ داده شده است‏ و ما به جهت تنگی مجال و بی‏پایه بودن آنها،به نقل و پاسخ‏ آنها نمی‏پردازیم و خوانندگان گرامی را به کتاب‏های زیر ارجاع‏ می‏دهیم:

پاسخ به معاندان نهج البلاغه،تألیف محقق گرامی شیخ عزیزاللّه‏ عطاردی؛نهج البلاغه از کیست؟تألیف مرحوم آیت اللّه شیخ‏ محمدحسن آل یاسین؛بحثی کوتاه پیرامون مدارک نهج البلاغه، آیت اللّه رضا استادی؛مقدمه ترجمه و شرح نهج البلاغه،آیت اللّه‏ مکارم شیرازی».4

مترجم در ادامه،نحوه ی ترجمه و چگونگی آغاز آن را توضیح‏ داده است:«آخرین سخن در این مقال کوتاه،درباره ی ترجمه حاضر است.این مترجم ضمن ویرایش یکی از ترجمه‏های نهج البلاغه، به ترجمه‏ های موجود مراجعه می‏کرد،از این رو با پی بردن به‏ مزایای آنها بر پاره‏ای نقص‏ها و اشتباهات نیز آگاهی یافت و از همین طریق نقدی هم بر ترجمه ی ارزشمند دکتر سیدجعفر شهیدی‏ نوشت و ظاهرا مقبول ایشان افتاد و در چاپ بعد ضمن اصلاح آنها به نام ناقد نیز اشاره فرمود.از این رو در اندیشه ترجمه‏ای افتاد که‏ علاوه بر ارائه ترجمه ‏ای دست‏تر از این کتاب گرانقدر،کار ترجمه‏ قرآن کریم خود را نیز تکمیل نموده باشد،چنان که ترجمه ی صحیفه‏ سجادیه خود را نیز با ترجمه مفاتیح الجنان کامل ساخت.

بنابراین پیشنهاد ترجمه را از سوی انتشارات وزین و موفق‏ اسوه پذیرفت و در سال 77 کار را شروع کرد،ولی چاپ آن به‏ عللی تأخیر افتاد تا این زمان که به حمد الهی به چاپ رسید و در اختیار علاقمندان قرار گرفت».5

روش ترجمه

مترجم ضمن معرفی ترجمه‏ های دیگر به ذکر نقایص‏ ترجمه‏های مورد استفاده خود نیز پرداخته است:

روش مترجم در این چنین بود که نخست نهج البلاغه را از روی نسخه ی صبحی صالح ترجمه کرد،سپس با تطبیق متن صبحی‏ صالح با متن فیض‏الاسلام،مواردی را که در متن فیض الاسلام‏ درست یا درست‏تر می‏دانست بر اساس همان متن اصلاح نمود.در ضمن ترجمه به شرح‏های ابن ابی الحدید و ابن میثم نیز مراجعه‏ می‏کرد و اصلاحات لازم را به عمل می‏آورد.

اما از آن رو که پیش از اقدام به ترجمه،با ترجمهء ادیب گرامی‏ جناب آقای محسن فارسی آشنا بود و قلم زیبا،روان و مسجع آن‏ را پسندیده بود،پس از انجام این کار،به ترجمه مذکور نیز مراجعه‏ کرد و با بهره ‏گیری از آن،موارد بسیاری را از نظر قلمی و تعبیرات‏ فارسی زیبا و جذاب،اصلاح نمود و این بهره‏مندی تنها از نظر قلم و ترکیب عبارات بوده و ارتباطی به محتوا ندارد،که متأسفانه‏ آن ترجمه از دقت نظر کمتری برخوردار است.با این حال خود را مبرّای از اشتباه نمی‏پندارد».6

مترجم برای آسان‏یاب بودن مطالب برای خوانندگان‏ نهج البلاغه و نهج البلاغه ‏پژوهان فهرستی تطبیقی میان متون‏ صبحی صالحی،فیض ‏الاسلام،شرح ابن ابی الحدید و ابن میثم،در پایان کتاب نهاده است.7

برای آشنایی خوانندگان با دقت و روان بودن ترجمه ی حاضر به‏ ذکر چند نمونه اکتفا می‏کنیم:«احمده استتماما لنعمه و استسلاما لعزته،و استعصاما من معصیته و استعینه فاقة الی کفایته،انه‏ لا یضل من هداه و لا یئل من عاداه»8؛«خدای را برای دریافت‏ کامل نعمتش و فروتنی در برابر عزتش و پناه جستن از نافرمانی‏اش‏ سپاس و ستایش می‏گویم،و به خاطر نیاز به کفایتش از او یاری‏ می‏جویم،که هر که او را هدایت کند گمراه نشود،و هر که را او دشمن بدارد رهایی نیابد».

و نیز: «تجهزوا و رحکمک اللّه!فقد نودی فیکم بالرحیل و اقلوا العرجة علی الدنیا و انقلبوا بصالح ا بحضرتکم من الزاد،فان امامکم عقبة مؤودا و منازل مخوفة مهولة لابد من الورود علیها»9؛«خدا شما را رحمت کند،بار سفر بردارید که همانا بانگ رحیل(کوچ کردن) را در میان شما برآورده‏اند،و کم‏تر در این سر منزل دنیا درنگ‏ کنید،و با توشه خوب و شایسته‏ای که در دسترس شماست به راه‏ افتید،زیرا کریوه‏هایی سخت و ناهموار،و منزل‏هایی هول‏انگیز و ترسناک در پیش دارید،که از فرود آمدن و درنگ نمودن در آنها چاره‏ای نیست».

چند نکته

در پایان این مقاله چند نکته به عرض خوانندگان می‏رسد:

1. ترجمه ی حاضر انصافاً در میان ترجمه‏ های حاضر از نظر دقت‏ و روان بودن سرآمد است.هر چند که هیچ ترجمه ‏ای،ترجمه‏ ای‏ نهایی نخواهد بود و این ترجمه نیز از این قاعده مستثنا نیست.

2. به همان اندازه که محتوای ترجمه خوب است،شکل‏ ظاهری صفحات و نحوه ی تنظیم آن نامناسب است.معلوم نیست‏ چرا ناشر محترم این اثر ارزنده،ظاهری متناسب با محتوای زیبای‏ آن مهیا نکره است.کتاب متجاوز از 1100 صفحه است.این در حالی است که اگر ناشر در تنظیم صفحات دقت می‏کرد حجم آن‏ به نصف کاهش می‏یافت،ضمن آن که از اسراف فراوانی که در آن صورت گرفته جلوگیری می‏شد.ناشر می‏توانست از سلایق‏ دیگران،از جمله از سلیقه ی عالی علی شیروانی در ترجمه،بهره‏ بگیرد و از حجم غیر ضرور بکاهد.

3. به رغم ترجمه ی عالی،مترجم محترم مقدمه ‏ای غیر ضروری‏ و تکراری آورده که معلوم نیست درصدد پاسخگویی به چه سؤالی‏ است؟درباره ی موضوعاتی که مترجم در مقدمه آورده،تحقیقات‏ زیادی صورت گرفته است و تکرار گزیده ی آنها ضروری به نظر نمی‏ رسد.به ویژه آنکه،این گزیده نیز صورت عملی و دقیق به‏ خود نگرفته جز این که تعداد صفحات را افزایش داده است.

.4 پیشنهاد می‏شود که مترجم محترم درباره ی قطع کتاب،تعداد صفحات آن و نیز مقدمه تجدیدنظر کند تا ارزش محتوای عالی و ترجمه کم‏ نظیرش همچنان محفوظ بماند.

پی‏ نوشت‏ها:

1)مقدمه ی مترجم،ص 27-28.

2) همان،ص 28-29.

(3همان،ص 29.

4) همان.

5)همان،ص 31.

6) همان،ص 31-32.

7) همان،ص 32.

8) همان،خ 2،ص 46.

(9 همان،خ 204،ص 321.

منبع: اطلاع رسانی و کتابداری ؛ کتاب ماه دین ؛ دي 1384 - شماره 99