كسى كه چيزى از او خواسته اند تا وعده نداده آزاد است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

مستدركات نهج البلاغه

كالبد شكافى لغوى

 

'استدراك' در لغت به معناى طلبِ دريافتن چيزى؛ و 'استدراك مافات' به معناى 'تدارك كردن مافات را و اراده كردن تدارك مافات را به چيزى' آمده است. [ دهخدا، لغتنامه، ماده 'استدراك'، به نقل از: صفى پورى، منتهى الارب. ] استدراك در اصطلاح عالمان معانى و بيان چنين تعريف شده است: 'يطلق على ذكر شيئين يكون الاول منهما مغنياً عن الآخر سواء كان ذكر الاخر ايضاً مغنياً عن الاول اولم يكن.' [ تهانوى، كشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج1، ص 150. ] براى كلمه 'مستدرَك' كه در عنوان برخى كتاب ها آمده، تعريفى ارائه نشده است، ولى از مقدمه آن ها برمى آيد كه مؤلفان، معناى لغوى آن، يعنى 'استدراك مافات' را اراده كرده اند.

 

ابن نديم در فهرست، دو كتاب را با عنوان استدراك معرفى كرده كه بر كتاب العين خليل نوشته شده و نامشان چنين است: الاستدراك لما اغفله الخليل، تأليف ابوالفتح محمد بن جعفر همدانى، مشهور به ابن مراغى، متوفاى بعد از سال 371 قمرى [ ابن نديم، الفهرست، ص 94؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، ج 1، ص 78؛ تهرانى، آقابزرگ، الذريعه، ج 2، ص 22. ] و الاستدارك على الخليل فى المهمل والمستعمل، تأليف ابوتراب. [ ابن نديم، الفهرست، ص 92. ] پس از آن، حاكم نيشابورى "متوفاى 405 ق" كتاب معروف خود، المستدرك على الصحيحين را نوشت؛ سپس دانشمندان شيعى كتاب هاى گوناگونى را با اين عنوان تأليف كردند. برخى از اين كتاب ها بدين قرارند:

 

المستدرك المختار، نگاشته ابن بطريق حلى كه مستدركى بر كتاب عمده مؤلف است. [ تهرانى، آقابزرگ، الذريعه، ج 21، ص 4. ]

 

المستدرك لما لايدرك، از مؤلفى مجهول. [ تهراني،آقا بزرگ،الذريعة، ج 2، ص 22. ]

 

مستدرك الوافى، تأليف نوه برادر فيض كاشانى كه بر كتاب الوافى فيض نوشته است. [ تهراني، آقا بزرگ، الذريعه، ج 21، ص 6. ]

 

مستدرك وسائل الشيعه، تأليف ميرزا حسين محدث نورى. [ تهراني، آقا بزرگ، الذريعه، ج 21، ص 8. ]

 

مستدركات نهج البلاغه

 

با توجه به مطالب يادشده، 'مستدرك' به كتابى گفته مى شود كه دانشمندى، آن چه را از مؤلف كتابى "در چارچوب اهدافى كه مؤلف در نظر داشته" فوت شده يا او به آن مطالب دسترسى نداشته، در كتابى گرد آورد. با اين توضيح، ابتدا بايد هدف گردآورنده نهج البلاغه معين شود تا بفهميم طبق هدف وى، چه مطالبى در آن محدوده داخل بوده، ولى او بدان ها دسترسى نداشته يا از وى فوت شده است.

 

سيدرضى در مقدمه كتاب، انگيزه خود را چنين بيان مى كند: پس از آن كه بخش نخست كتاب خصائص الائمه را نگاشتم و در پايانِ شرح حال اميرمؤمنان "ع" سخنانى از حضرت را آوردم، عده اى تقاضا كردند تا كتابى شامل منتخبى از سخنان حضرت كه جميع فنون و علوم را دربرداشته باشد، بنگارم. عبارت او چنين است:

 

وسألونى عند ذلك أن أبدأ بتأليف كتاب يحتوى على مختار كلام مولانا اميرالمؤمنين "ع" فى جميع فنونه و متشعبات غصونه من خطب و كتب و مواعظ و آداب، علماً ان ذلك يتضمن عجائب البلاغة و غرايب الفصاحة و جواهر العربية و ثواقب الكلم الدينية والدنيوية.... فأجبتهم الى الابتداء بذلك، عالماً بما فيه من عظيم النفع و منشور الذكر و مذخور الأجر و اعتمدتُ به أن أبيّن من عظيم قدر اميرالمؤمنين "ع" فى هذه الفضيلة مضافة إلى المحاسن الدثرة و الفضائل الجمة.

 

چنان كه ملاحظه مى شود، سيدرضى درصدد بوده است كتابى از سخنان اميرمؤمنان "ع" فراهم سازد تا پيشتازى حضرت را در ميدان فصاحت روشن كند و افزون بر آن، محاسن فراوان و فضايل جامع وى را بيان نمايد. بنابراين، هدف اصلى سيدرضى، نمايان ساختن بلاغت و فصاحت امام و هدف فرعى او، بيان محاسن و فضايل جامع حضرت بوده است.

 

با توجه به هدف سيدرضى، ارزيابى مستدركاتى كه بر نهج البلاغه نوشته شده، بايد در دو محور انجام گيرد: محور نخست، هدف اصلى سيدرضى است. براساس اين ارزيابى، واقعيت اين است كه هيچ كدام از مؤلفان مستدرك ها نتوانسته اند كتابشان را در اين محور تأليف كنند و خود نيز بر آن معترفند؛ اما در محور دوم، يعنى هدف جانبى رضى كه نشان دادن فضايل جامع امام بود، شايد بتوان گفت بيش تر مستدركات، براساس اين هدف تنظيم شده و اين هدف را برآورده اند؛ بنابراين، از اين ديدگاه مى توانند مستدرك نهج البلاغه قلمداد شوند.

 

اينك كتاب هايى كه به نام مستدرك نهج البلاغه تأليف شده اند يا در شيوه و سبك تأليف، مستدرك آن به شمار مى روند، ذكر مى شوند.

 

تكمله سيدرضى

 

سيد رضى هنگام تدوين نهج البلاغه، بنا داشته سخنانى از حضرت را كه پس از اتمام نهج البلاغه به دست مى آورد و با انتخاب و موضوع كتابش مناسب است به آن بيفزايد. او در پايان كتاب مى گويد:

 

و تقرر العزم كما شرطنا اولاً على تفضيل أوراق من البياض فى آخر كل باب من الابواب، ليكون لاقتناص الشارد و استلحاق الوارد.

 

از اين رو سيدرضى در پايان هر سه بخش كتابش، اوراق سفيدى قرارداده بود تا اگر سخنان جديدى از حضرت به دستش رسيد و با گزينش و تدوين او تناسب داشت در آن برگه ها بنويسد. پس او نخستين كسى است كه بر نهج البلاغه تكمله يا مستدرك نوشته است؛ چنان كه در برخى از نسخه هاى آن [ مانند نسخه شماره 3670 كتابخانه آيت اللَّه مرعشى نجفى كه در باب دوم آن "نامه ها" چنين آمده: 'زيادة كتبت على عهد المصنف....'. ] در آخر باب سوم، چند سخن ديگر نوشته شده و نويسنده تصريح كرده كه اين سخنان را سيد پس از تأليف نهج البلاغه به نسخه اش افزوده و او از روى خط سيدرضى نوشته است. از تكمله هاى سيدرضى بر باب خطبه ها و نامه ها اطلاعى در دست نيست كه آيا وى تكمله اى بر آن ها افزوده و به دست ما نرسيده، يا اصلاً در اين دو بخش تكمله اى نداشته است.

 

تكمله هاى ناشناخته

 

اقدام سيدرضى در قراردادن برگه هاى سفيد در پايان هر باب نهج البلاغه براى الحاق خطبه ها و نامه ها و سخنان جديد، موجب شده است تا دانشمندان ديگر نيز در نسخه هاى خود، در پايان هر باب، سخنانى را بيفزايند. همچنين مالكان بيش تر نسخه هاى نهج البلاغه، دانشمندان و صاحبان آثار بوده اند؛ از اين رو، به نسخه خود، سخنان جديدى از حضرت على "ع" افزوده اند. با بررسى دقيق نسخه هاى خطى نهج البلاغه، تعداد فراوانى از اين مستدركات و تكمله ها شناسايى خواهد شد؛ براى نمونه به چند مورد اشاره مى شود:

 

در نسخه نهج البلاغه به شماره 176 كتابخانه دانشگاه تهران، خطبه بدون نقطه حضرت، پس از پايان نسخه نوشته شده است. [ منزوى، على نقى، و ديگران، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه دانشگاه تهران، ج 2، ص 324. اين نسخه در سال 773 قمرى نوشته شده و در پايان آن آمده است كه نهج البلاغه داراى 120 خطبه و 62 نامه و 105 كلام و شش دعا و 12 وصيت و يك سوگند و سه عهد و 480 حكمت يا كلمه قصار است. ] در نسخه شماره 3670 كتابخانه آيت اللَّه مرعشى نجفى، در آغاز نسخه و پيش از آغاز و پس از پايان نهج البلاغه، احاديث و اشعار بسيارى از حضرت على "ع" نقل و نوشته شده است. نسخه آستان قدس رضوى الحاقات مهمى دارد كه با عنوان ملحق نهج البلاغه، معرفى خواهد شد.

 

تاريخ الشهور و الدهور

 

عبدالجليل رازى در كتاب النقض، معروف به بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض، از اين كتاب ياد كرده و نوشته است: '... نهج البلاغه و تاريخ الشهور والدهور كه يك سخن از سخنان اميرمؤمنان على "ع" ، از آن جا فائت و ساقط نيست.' [ رازى، عبدالجليل، كتاب النقض، ص 76. ] او اين مطلب را در برابر يكى از دانشمندان اهل سنت آورده كه حديثى را از حضرت على "ع" در فضايل ابوبكر و عمر نقل كرده است. رازى در رد وى گفته است كه اگر چنين حديثى از حضرت صادر مى شد، بايست در كتاب نهج البلاغه يا كتاب تاريخ الشهور والدهور كه هيچ سخنى از سخنان حضرت از آن فوت نشده، ذكر مى شد. از اين گفته روشن مى شود كه اين كتاب پس از نهج البلاغه تأليف شده و تمام احاديث حضرت على "ع" را دربرداشته است. از سرنوشت تاريخ الشهور و الدهور و مؤلف آن، هيچ اثرى در كتابشناسى ها به چشم نمى خورد. [ البته قطع نداريم كه مؤلف اين كتاب، آن را به صورت مستدرك نهج البلاغه نوشته باشد؛ چنان كه از خلاف آن نيز آگاهى نداريم. ذكر اين كتاب در اين جا براى آن بوده كه شايد كسى از آن خبرى به دست آورد و روشن شود كه مستدرك نهج البلاغه است يا غير آن. ] با توجه به اين كه عبدالجليل، اثر خود را در سده ششم قمرى نوشته، مى توان گفت كه مؤلف اين كتاب، از دانشمندان سده ششم قمرى يا پيش از آن بوده است.

 

تذييل نهج البلاغه

 

اين كتاب، تأليف ابوالفتح عبداللَّه بن اسماعيل بن احمد بن اسماعيل جُلى، مشهور به ابن جلى است. وى از بزرگان خاندان جلى حلب به شمار مى رود و شرح حالش در منابع موجود است. [ از جمله، در الانساب سمعانى در ذيل عنوان 'الجلى'؛ المشتبه، ج 1، ص 168؛ تبصيرالمنتبه، ج 1، ص 342؛ زبيدى، تاج العروس، ج 7، ص 262؛ مجله تراثنا، شماره 5، سال اول "1406 ق" ، ص 51 - 52. ] تاريخ فوت پدر او را سال 447 قمرى نوشته اند. ابن ابى الحديد [ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 225. ] حديثى را از اين كتاب نقل كرده، و پس از آن، خبرى و اثرى از اين كتاب به دست نيامده است. [ ر.ك: طباطبايى، سيد عبدالعزيز، 'المبتقى من مخطوطات نهج البلاغه'، مجله تراثنا، شماره 5، ص 51 - 52. ]

 

ملحق نهج البلاغه

 

احمد بن يحيى بن احمد بن ناقه، از دانشمندان ناشناخته شيعى است. عصر زندگى وى ميان سال هاى 400 "سال تأليف نهج البلاغه" تا 729 قمرى "تاريخ نوشتن نسخه ملحق نهج البلاغه" است. ابن ناقه ملحقاتى را بر نهج البلاغه سيدرضى افزوده كه بسيار مهم و باارزشند. او چند خطبه مهم، مانند خطبه موسوم به الدرة اليتيمه، خطبه اقاليم و خطبه خالى از الف، موسوم به خطبه مونقه، را در آخر نهج البلاغه با نام ملحقات نهج البلاغه آورده است. نسخه اى از اين ملحقات در آستان قدس رضوى به شماره 1860 نگهدارى مى شود كه آن را محمد بن محمد بن حسن بن طويل صفار حلى، نزيل واسط، در سال 729 قمرى نوشته است. [ فهرستى، عماد، و ديگران، فهرست نسخه هاى خطى آستان قدس رضوى، ج 1، ص 97. ]

 

النهج القويم فى كلام اميرالمؤمنين

 

اين كتاب، تأليف سيدخلف بن عبدالمطلب بن حيدر بن محسن بن محمدمهدى بن فلاح موسوى حويزى مشعشعى است. سيد خلف حويزى از دانشمندان نيمه اول سده يازدهم قمرى و معاصر ميرزا محمد استرآبادى و شيخ بهايى به شمار مى رود و شرح حالش در منابع متعدد موجود است. [ نخستين شرح حال گسترده وى در رياض العلماء، تأليف عبداللَّه افندى، ج 2، ص 239 - 247 آمده است. ] از جمله آثار او كتاب النهج القويم فى كلام اميرالمؤمنين "ع" است. افندى از اين اثر در رياض العلماء به نقل از فرزند مؤلف، با اين عبارت ياد كرده است: 'النهج القويم فى كلام اميرالمؤمنين "ع" ، لكنه لم يتم، و قد جمع فيه مالا يجمعه الرضى فى نهج البلاغه.' [ افندى، عبداللَّه، رياض العلماء، ج 2، ص 244. ] آگاهى ما از اين اثر، همين اندازه است و تاكنون نسخه اى از آن شناسايى نشده است. شيخ آقابزرگ تهرانى نيز همين مطلب را درالذريعه، [ تهرانى، آقابزرگ، الذريعه، ج 24، ص 423. ] به نقل از رياض العلماء، آورده است.

 

مستدرك نهج البلاغه

 

مؤلف اين اثر، شيخ هادى، فرزند شيخ عباس، فرزند شيخ على، فرزند شيخ جعفر كاشف الغطاء "1289 يا 1361 - 1287 ق" است. [ شرح حال وى را آقابزرگ تهرانى در طبقات اعلام الشيعه "نقباء البشر" در بخش هاى پايانى و منتشرنشده آن "در ذيل نامش: هادى" ذكر كرده است. ] كاشف الغطاء، اين مستدرك را به همان روش اصل كتاب، در سه بخش "خطبه ها، نامه ها، و حكمت ها" تنظيم كرده و تأليف آن را در اوايل ربيع المولود سال 1358 به پايان برده است. [ در پايان كتاب، تاريخ تأليف، سال 1358 قمرى ذكر شده و در الذريعه، ج 21، ص 6 و معجم المطبوعات النجفيه، ص 318، تاريخ چاپ اول، سال 1354 قمرى دانسته شده كه گويا يكى از اين تاريخ ها اشتباه است. ] او برخى از سخنانى را كه سيدرضى بخشى از آن را ذكر كرده، به طور كامل آورده و در بيش تر موارد نيز خطبه ها و كلمات جديدى را افزوده است.

 

مؤلف در بخش خطبه ها، 93 خطبه، در بخش نامه ها، 46 نامه و در بخش حكمت ها، حدود هفتصد كلمه را ذكر كرده است. وى در ذكر احاديث، سند و مأخذ خود را ارائه نكرده و مانند سيدرضى ملتزم نبوده كه تمام خطبه يا نامه را بياورد يا حديث را فقط از يك منبع بگيرد؛ بلكه شيوه تقطيع و تلفيق را در پيش گرفته است.

 

اين كتاب تاكنون دوبار بدين ترتيب به چاپ رسيده است.

 

1. نجف اشرف، مطبعةالراعى، نجف اشرف/ 1354ق /1934 م، قطع وزيرى، 204 صفحه. [ امينى، محمدهادى، معجم المطبوعات النجفيه، ص 318. ]

 

2. كتابخانه اندلس، بيروت، به ضميمه مدارك نهج البلاغه و دفع الشبهات عنه از همين مؤلف، قطع وزيرى، 268 صفحه. "189 صفحه مستدرك نهج البلاغه و باقى مدارك نهج البلاغه"

 

مصباح البلاغه

 

مؤلف اين اثر، سيدحسن ميرجهانى طباطبايى اصفهانى است. او نام كتابش را مصباح البلاغة فى مشكوةالصياغه نهاده و تاكنون چهار جزء آن منتشر شده است. تأليف اين چهار جزء در سال هاى 1388 و 1387 قمرى صورت گرفته است كه سه جزء نخست آن به خطبه ها "شامل 327 خطبه" و جزء چهارم به نامه ها و وصاياى حضرت "122 نامه و وصيت" اختصاص دارد.

 

مؤلف در آغاز هر خطبه و نامه، مأخذ خود را ياد كرده و سند روايتى را كه براى آن حديث در مأخذ ذكر شده، به طور كامل آورده است. او در پايان هر حديث، در مواردى به توضيح لغوى كوتاهى تحت عنوان 'اقول' پرداخته است.

 

در اين كتاب، از مآخذ فريقين استفاده شده كه نام برخى از آن ها چنين است: منتخب كنزالعمال از علاءالدين متقى هندى، تهذيب الاحكام، از شيخ طوسى؛ كتاب من لايحضره الفقيه، از شيخ صدوق؛ وقعة صفين، از نصر بن مزاحم؛ تذكرةالخواص، از سبط ابن جوزى؛ حلية الاولياء، از ابونعيم اصفهانى؛ العقدالفريد، از ابن عبد ربه؛ الارشاد، از شيخ مفيد؛ تاريخ اليعقوبى؛ از ابن واضح يعقوبى؛ تاريخ الطبرى، از ابن جرير طبرى؛ بشارةالمصطفى "ع" ، از عمادالدين محمد بن على طبرى؛ المسترشد، از محمد بن جريربن رستم طبرى؛ بحارالانوار، از محمدباقر مجلسى؛ كتاب الغيبه، از نعمانى؛ الكافى، از كلينى؛ مشارق الانوار، از رجب برسى؛ الامالى، از شيخ صدوق؛ تحف العقول، از ابن شعبه حرانى.

 

مؤلف، برخى از خطبه ها را كه سيدرضى، گُزيده و چكيده آن ها را ذكر كرده، به طور كامل آورده است. اين كتاب را مؤلف در دو جلد "1327 صفحه" به سال 1388 قمرى در تهران به صورت افست منتشر كرده است.

 

نهج الفصاحة فى مستدرك نهج البلاغه

 

اين كتاب، تأليف سيدمحمدكاظم كفايى "متولد 1345 قمرى" است، آقابزرگ تهرانى در الذريعه [ تهرانى،آقابزرگ، الذريعه، ج24، ص423. ] گفته است كه مؤلف در اين كتاب، تمام خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار و طولانى حضرت على "ع" را در تمام موضوعات، حتى فقه، گردآورده است. در همين منبع آمده كه اين كتاب آماده چاپ است؛ ولى هنوز از چاپ آن، خبرى در دست نيست.

 

نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه

 

پديدآورنده اين اثر، استاد شيخ محمدباقر محمودى است كه آن را در سيزده جلد بدين ترتيب تنظيم كرده است: جلدهاى اول تا سوم، خطبه ها؛ جلدهاى چهارم و پنجم، نامه ها؛ جلد ششم، دعاها؛ جلد هفتم و هشتم، وصيت ها؛ جلد نهم تا دوازدهم، حكمت ها؛ جلد سيزدهم، اشعار. از اين سيزده جلد، هشت جلد نخست آن تاكنون دو بار منتشر شده است.

 

مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا از كتاب هاى تمام فرقه هاى اسلامى بهره بَرَد و روايات را با ذكر مأخذ و سند و منابع مشابه ثبت كند. از جهت ترتيب، تلفيقى بين دو شيوه شبه موضوعى و تاريخى اتخاذ شده است؛ بدين ترتيب كه كل احاديث، ابتدا در پنج موضوع "كلمات و خطبه ها، نامه ها، دعاها، وصايا و اشعار" تنظيم شده و پس از آن، احاديث مربوط به هر موضوع به ترتيب تاريخ صدور از حضرت تدوين يافته و اگر زمان احاديثى معين نبوده، پس از احاديث زماندار، درج شده است. استاد مطهرى در كتاب سيرى در نهج البلاغه كه در آن هنگام فقط چهار جلد از نهج السعاده منتشر شده بود، از آن ياد كرده و آن را ستوده است. [ مطهرى، مرتضى، سيرى در نهج البلاغه، ص 5 - 6. ]

 

مبناى مؤلف در ابتدا، استدراك نهج البلاغه بوده؛ ولى پس از بررسى هايى مشخص شده كه آن چه در نهج البلاغه نيامده، بسيار بيش تر از چيزى است كه در آن درج گشته است. افزون بر اين، با توجه به گزيده نويسى سيدرضى، بسيارى از مطالب نهج البلاغه كامل نيست يا پراكنده شده است؛ از اين رو، در مراحل بعدى كار، استدراك نهج البلاغه چندان مورد توجه مؤلف نبوده و برخى از خطبه ها و كلمات كه فقط در نهج البلاغه آمده و مدرك آن ها فقط خود نهج البلاغه است و در ديگر منابع يافت نمى شود نيز در نهج السعاده ذكر شده است؛ البته اين تعداد، از انگشتان دست تجاوز نمى كند؛ بنابراين، مى توان گفت كه اين كتاب، موسوعه سخنان امام على "ع" است؛ چه در نهج البلاغه آمده باشد و چه نيامده باشد. براى بسيارى از سخنان، منابع متعددى در اين كتاب ذكر شده است.

 

مؤلف در اين كتاب، منابع و مآخذ نقل و سند احاديث و اختلاف نسخه ها را ذكر كرده و افزون بر آن، تعليقه هاى بسيارى نوشته كه در جلدهاى هفتم و هشتم بسيار گسترده و در شش جلد نخست متوسط است و فقط برحسب ضرورت و نياز نوشته شده است. بخش خطبه ها، بيش از پانصد خطبه، و بخش نامه ها، حدود سيصد نامه را دربردارد. [ در معرفى كتاب نهج السعاده، ازمقاله فرزند مؤلف، محمدكاظم محمودى، در مجله پژوهش و حوزه، ش 3، ص 147 با عنوان 'نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه' استفاده شده است. ]

 

نهج البلاغة الثانى

 

اين كتاب، اثر شيخ جعفر حائرى از نويسندگان معاصر شيعى است. وى به گردآورى خطبه ها و نامه ها و حكمت هايى اقدام كرده كه سيدرضى در كتابش نياورده است. مؤلف در اين كتاب، 139 خطبه، 71 نامه و 336 حكمت را گردآورده و در سه بخش به همان ترتيب نهج البلاغه تنظيم كرده است. در اين كتاب، خطبه ها، نامه ها و حكمت ها بدون سند و هيچ توضيحى آورده شده و در پايان، مأخذ و منبع يكايك خطبه ها و نامه ها و نشان حكمت ها را داده است.

 

منابع كتاب متنوع است و از كتاب هاى فريقين باهم استفاده شده و غير از جوامع روايى، كتاب هايى تاريخى را نيز دربردارد. در ميان منابع كتاب، بيش تر از اين آثار نقل شده است: شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد؛ غررالحكم از عبدالواحد آمدى؛ مستدرك نهج البلاغه از هادى كاشف الغطاء؛ نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه از محمدباقر محمودى. اين كتاب در سال 1410 قمرى از سوى مؤسسه دارالهجره در 382 صفحه با قطع وزيرى منتشر شده است. [ در معرفى اين كتاب، از مقاله محمد اسفنديارى تحت عنوان 'از نهج البلاغه اول تا نهج البلاغه دوم' در كتاب پژوهى، ص 297 - 337، استفاده شده است. براى آگاهى بيش تر درباره اين كتاب و نواقص آن به مقاله مزبور مراجعه شود. ]

 

تمام نهج البلاغه

 

[ البته شايد با توجه به عنوان كتاب، نتوان آن را مستدرك نهج البلاغه، قلمداد كرد؛ ولى با توجه به مطلب گفته شده در آغاز نوشتار كه اغلب مستدركات، هدف اصلى سيد رضى را در نظر نگرفته و هدف فرعى او را در نظر داشته اند، اين كتاب نيز مى تواند مستدرك نهج البلاغه تلقى شود. ]

 

اين كتاب، تأليف سيدصادق موسوى، از واپسين و جديدترين مستدركاتى است كه بر نهج البلاغه نوشته شده و سبك ابداعى وى در اين اثر، در ميان مستدركات نهج البلاغه منحصر به فرد است. او خطبه ها و كلماتى را كه سيدرضى تقطيع كرده، شناخته و تمام حديث را آورده و در لابه لاى آن، بخشى را كه سيد رضى برگزيده، معين نموده است. مؤلف ارزش سبك خود را با تغييرى كه در ترتيب مطالب نهج البلاغه پديد آورده، تقريباً از بين برده است. وى ترتيب سيدرضى را برهم زده و خود ترتيبى اتخاذ كرده كه ترجيحى بر آن ندارد. موسوى كتابش را در دو باب و هر باب را در چند فصل با اين عنوان ها قرار داده است:

 

باب اول، شامل چهار فصل: 1. خطبه ها "62 خطبه"؛ 2. كلمات "156 كلمه"؛ 3. وصاياى شفاهى "12 وصيت"؛ 4. دعاها. "9 دعا"

 

باب دوم، شامل سه فصل: 1. نامه ها "75 نامه"؛ 2. عهدها و سوگندها "سه عهد و يك سوگند"؛ 3. وصاياى مكتوب. "چهار وصيت"

 

چنان كه ملاحظه مى شود، او بخش سوم نهج البلاغه "حكمت ها" را به طور كامل حذف كرده و با اين اعتقاد كه اين حكمت ها در خطبه ها و نامه ها مندرجند، از آوردن آن ها خوددارى نموده است. افزون بر آن، مؤلف نوشته است كه ابتدا نهج البلاغه را با چند نسخه معتبر تصحيح كرده و تصويرى از نسخه هاى استفاده شده ارائه داده كه نشان مى دهد دقت لازم را در شناسايى نسخه ها نداشته است؛ براى نمونه، نوشته است: نسخه اى از كتابخانه ظاهريه دمشق كه در سال 400 قمرى نوشته شده، كه اين تاريخ، تاريخ تأليف نهج البلاغه است و از عكس نسخه نيز به طور واضح، مشهود است.

 

اين كتاب ابتدا در بيروت و پس از آن از سوى مؤسسه امام صاحب الزمان مشهد، در سال 1418 قمرى، در 1070 صفحه با قطع وزيرى بزرگ منتشر شده است.