بزرگ ترين عيب آن كه چيزى را در خوددارى، بر ديگران عيب بشمار!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  دانستنی های نهج البلاغه (اصحاب)  >  محمّد بن ابى بکر

محمّد بن ابى بکر

معرّفى محمّد بن ابى بکر

 محمّد بن عبد الله بن عثمان یا همان محمّد بن ابى بکر بن ابى قحافه، به سال دهم هجرى در ذوالحُلَیفه به دنیا آمد. در آن هنگام، پیامبر خدا به همراه همه یاران خود، براى برگزارى آخرین حج، از مدینه آهنگ مکّه کرده بود مادر او اسماء بنت عُمَیس است که ابتدا همسر جعفر بن ابى طالب بود و همراه او به حبشه هجرت کرد و پس از شهادت جعفر، با ابوبکر(خلیفه اوّل)، ازدواج کرد و پس از مرگ ابوبکر، على(علیه السلام) او را به همسرى برگزید و او با فرزندانش از جمله محمّد ـ که سه ساله بود ـ به خانه مولا(علیه السلام) رفت.
بدین سان، محمّد در دامان على(علیه السلام) و در کنار حسن و حسین(علیهما السلام) رشد کرد و جانش با آگاهى هاى درست و عشق به اهل بیت(علیهم السلام) درآمیخت.
على(علیه السلام) گاه با لطافت مى فرمود : «محمّد، پسر من از پشت ابوبکر است».
محمّد به روزگار خلافت عثمان، در مصر بود که شماتت و انتقاد بر عثمان را آغاز کرد و در شورش علیه عثمان، شرکت جُست.
وى، پس از به خلافت رسیدن على(علیه السلام) در کنار ایشان بود و قبل از جنگ جمل، پیام امام(علیه السلام) را براى کوفیان برد و در جنگ جمل، فرماندهى پیاده نظام را به عهده داشت.
پس از پیروزى امام(علیه السلام) در جنگ جمل، پیگیرى کارهاى مربوط به عایشه را به دستور امام(علیه السلام) بر عهده گرفت و او را به مدینه بازگرداند.
محمّد، در جهاد و عبادت، سختکوش بود و به خاطر سختکوشى او در عبادت، وى را «عابد قریش» مى نامیدند. (1) وى، جدّ مادرى امام صادق(علیه السلام) است. (2)
به سال 36 هجرى و پس از عزل قیس بن سعد از حکومت مصر، على(علیه السلام) محمّد را به حکومت آن جا گمارد محمّد بن ابى بکر بر کسانى که تفکّر و گرایش عثمانى داشتند، سخت گرفت. آنان نیز پس از آنچه در صفّین گذشت و کار به حکمیّت انجامید، بر ضدّ محمّد بن ابى بکر نافرمانى و شورش کرده، عرصه را بر او تنگ کردند. معاویه و عمرو عاص، فرصت را غنیمت شمرده، به حمایت شورشیان پرداختند.
معاویه، عمرو عاص را همراه با گروهى براى کمک به یاغیان فرستاد. عمرو عاص، چون در زمان خلافت عمر مصر را گشوده بود، در آن جا نفوذ داشت. برخوردهایى پیش آمد که کنانه در آن به شهادت رسید. او را محمّد در رأس دوهزار نفر براى رویارویى با عمرو عاص فرستاده بود. این سبب شد که یاران محمّد بن ابى بکر، امیر خود را تنها گذاشتند، او هم به چنگ دشمن افتاد. از سوى دیگر، یارى خواهى امام(علیه السلام) از مردم کوفه براى پشتیبانى محمّد، بى فایده بود. کار به آن جا کشید که معاویة بن خدیج، محمّد بن ابى بکر را داخل پوست الاغ مُرده بگذارد و آتش بزند، در حالى که تشنه بود. در برخى نقل ها آمده است که او را زنده زنده سوزاند.
شهادت محمّد بن ابى بکر، امام(علیه السلام) را بسیار اندوهگین ساخت و به سخت ترین وجه، بر آنچه بر سر عزیز از دست رفته اش آمد، نالید.
حضرت پیوسته در مناسبت هاى مختلف از محمّد یاد مى کرد و او را مى ستود و مى فرمود: «لقد کان إلیّ حبیباً، وکان لی ربیباً .(3) فعند الله نحتسبه ولداً ناصحاً، وعاملاً کادحاً، وسیفاً قاطعاً، و رکناً دافعاً»؛ (برایم دوست داشتنى بود. تربیت شده من بود. در مرگ او از خداوند اجر مى طلبیم.فرزندى خیرخواه، کارگزارى سخت کوش، شمشیرى بُرنده و ستونى جلوگیرنده بود).(4)

پی نوشتها:
(1). در المعارف، ص 175 و شرح نهج البلاغة، ج 6، ص 54 آمده است: «محمّد، از پارسایان قریش بود».
(2). احتمالا کلام منقول از امام صادق(علیه السلام): «ابو بکر، دو بار مرا پدید آورد» نیز اشاره به این موضوع دارد؛ چون مادر ایشان، اُمّ فَروه ، فرزند قاسم بن محمّد بن ابى بکر است و مادر امّ فروه نیز، اسماء، دختر عبد الرحمان بن ابى بکر است.
(3). نهج البلاغة، الخطبة 68؛ الغارات، ج 1، ص 301 ولیس فیه صدره.
(4). نهج البلاغة، الکتاب 35.