چون سختى ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقه هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

متن نهج البلاغه در جامعه ما غریب است 31 فروردین

دکتر محمدرضا سنگری در گفت وگو با شفقنا: متن نهج البلاغه در جامعه ما غریب است/ طرح ها و لوایح حکومتی باید به نهج البلاغه ارجاع داده شوند

شفقنا- عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه امروزه متن نهج البلاغه یکی از غریب ترین متن هاست اظهار کرد: در نظام امروز حکومتی باید هر کدام از لوایح، طرح و برنامه ها را به نهج البلاغه هم ارجاع داد و با معیارهایی که امام علی(ع)  فرمودند تطبیق دهیم و اگر همساز و همخوان با نهج البلاغه بود، بپذیریم.

دکتر محمدرضا سنگری در گفت و گو با خبرنگار شفقنا به بررسی واژه حق در اندیشه امام علی(ع) پرداخت و گفت: واژه حق به چند سبب کاربرد فراوان در نهج البلاغه پیدا کرده است؛ یک بُعد آن این است که امیرالمؤمنین علی(ع) در جایگاه حقوقی خلافت ۵ سال حضور داشته است و به سبب همین فضا و موقعیت بارها به این مساله اشاره کرده است. نکته دوم حقِ شخصی خود حضرت علی(ع) بوده است که در موارد چندگانه ای در نهج البلاغه به تضییع حق خود و دفاعی که از حق دارد اشاره کرده است. حضرت علی(ع) می فرماید«اگر مساله حق نبود من خلافت را رها می کردم حق من به سبب این اعتبار، موقعیت و دلایلی که دارم از دست رفته بود. نکته بعد هم این است که امام علی(ع) با مردم مواجه است و باید آنها را به حق دعوت کند. اصل حق به معنای یک امر ثابت است امری که ثابت و لایتغیر باشد حق است و اینکه خود حضرت حق هم به حق موصوف شده است به همین معناست.

حضرت علی(ع) بارها مردم را به رعایت حقوق مسلمین دعوت کرده است

او ادامه داد: حضرت علی(ع) بارها مردم را به رعایت حقوق مسلمین دعوت کرده حتی به حقوق انسانی اشاره کرده است. به طور مشخص وقتی در نامه ای که به مالک اشتر دارد و او را به مصر اعزام می کند به حقوق مردمی و انسانی توجه دارد و به مالک گوشزد می کند «اگر به مصر رفتی مردمی را که با آنها مواجه می شوی یا در دین با تو مشترک هستند یا در انسانیت بنابراین حقوق انسانی آنها باید رعایت شود».

حق به معنای معیار الهی است

عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص مصادیق حق اظهار کرد: در قرآن اشاره شده «ولوزن یومئذ الحق» یعنی فقط آنچه که حق است وزن دارد و اعتبار دارد و هر چه غیر حق است بی وزن و اعتبار و باطل است. حق در اینجا به مفهوم کلام الهی است و آنچه که وحی بر پیامبر (ص) فرستاده است و معیار ما در تمام قضایا همین است. حتی پیامبر(ص) می فرماید «اگر روایتی از من شنیدید آن را با قرآن تطبیق دهید اگر همساز، همراه و همخوان با قرآن بود آن را بپذیرید و اگر نبود آن را به دیوار بکوبید» بنابراین حق به معنی معیار الهی است و معیار الهی حق است که جلوه کامل آن را می توانیم در قرآن پیدا کنیم. پس دعوت علی به کارگزاران خودش این است که معیارمند باشید و معیار، معیار مشخصی است که قرآن است.

سنگری تصریح کرد: اگر ما به زندگی امیرالمومنین علی(ع) نگاه کنیم دقیقا این رفتار حق را می بینیم. اولین مساله این است که حضرت علی(ع) می فرماید «امروز که من خلافت خودم را آغاز کردم نگاه به من کنید ببینید با چه آمدم و روزی که حکومتم را تمام می کنم اگر جز این بودم می توانید با من برخورد کنید و معترض شوید». یعنی خلافت را ابزاری برای رسیدن به دنیای خودم قرار ندادم. روایت بعدی این است که ظاهرا حضرت زینب(س) برای مراسمی از بیت المال گلوبند یا دست بندی دریافت می کند و آن را به عنوان امانت از خزانه دار می گیرد حضرت علی(ع) متوجه می شود و خطاب به او می فرماید «اگر نبود که آن را به عنوان امانت گرفته بودی من دست تو را مانند دیگران قطع می کردم». نوشته اند وقتی امام علی(ع) بیت المال را تقسیم می کرد چون آن روز امکانات تقسیم کردن نبود با دست این کار را انجام می دادند و مثلا وقتی عسل تقسیم می کرد و اندکی عسل به انگشتایش باقی مانده بود می گفت «کودکان یتیم شهر را بگویید بیایند انگشتان علی را مک بزنند چون این عسل ها مال من نیست». و وقتی بیت المال را کاملا خالی می کرد کمرش را می بست و کف آنجا را جارو می کرد و بعد از آن دو رکعت نماز می خواند و مشت خود را گره می کرد و به کف زمین می کوبید و می گفت «ای زمین تو هم شهادت بده تو را برای خدا پر کردم و برای خدا خالی کردم».

حضرت در دوران حکومت خود سیاست بازی و سیاست کاری نکرد و عدالت زیر پا نگذاشت

او ادامه داد: مشهور است که شب هنگام بود و دو نفر از شخصیت های بزرگ آن روزگار که سوابق درخشانی در اسلام داشتند نزد حضرت آمده و با او شروع به صحبت کردند و گفتند فرماندهان جنگ بودیم و به پیامبر نزدیک بودیم انتظار داریم که به ما توجه ویژه شود چون گویا در عصر خلافت خلیفه قبلی از بیت المال امکاناتی به آنها داده شده بود. حضرت علی(ع) چراغ بیت المال را خاموش کرد و وقتی آنها علت این کار را سوال کردند حضرت فرمود «تا این لحظه برای بیت المال می سوخت و از این لحظه به بعد برای شما می سوزد» و بعد فرمود که اگر معیارتان قرابت با پیامبر (ص) است من بیش از شما به پیامبر نزدیک هستم، اگر منظورتان خدمت به اسلام است خب همه می دانید در صحنه جنگ ها من بیشتر از شما حضور داشتم و اگر سبقت در اسلام است من اولین نفر هستم که اسلام آوردم اما من از بیت المال بیش از دیگران برنداشتم. سهم من معادل همه افراد دیگر است و آنجا بود که آن افراد برخاستند و توطئه را شروع کردند. یعنی حضرت حاضر نشد امتیازی به دیگران دهد هر چند ممکن است امروز سیاستمدارانی بگویند که ای کاش حضرت علی(ع) این کار را انجام می داد تا حکومت خود را تثبیت کند و بعد با آنها برخورد می کرد اما حضرت سیاست بازی و سیاست کاری نکرد و عدالت را زیر پا نگذاشت.

متن نهج البلاغه یکی از غریب ترین متن هاست

سنگری با بیان اینکه متن نهج البلاغه یکی از غریب ترین متن هاست گفت: به گمان من نهج البلاغه یکی از غریب ترین متن هاست که ما آن را اخ القرآن می دانیم. ظاهرا اوایل انقلاب در آغاز جلسات دولت بخش هایی از خطبه های نهج البلاغه خوانده می شد تا مسوولان همیشه در موضع هشدار و انذار نسبت به مساله حکومت قرار بگیرند و شیوه و روش حضرت علی(ع) را ملاک کار خود قرار دهند. بنابراین شاید یک روش این باشد که جملاتی از نهج البلاغه همیشه نصب العین آنها باشد تا یادشان باشد چگونه باید عمل کنند. یادم است میزی که شهید رجایی پشت آن کار می کردند که من بعدها پشت آن کار کردم یعنی زمانی که سردبیر مجله تربیت بودم، شهید رجایی جملاتی را انتخاب کرده بود تا همیشه پیش روش باشد و به عنوان معیار و ملاک کار خود به آنها توجه می کرد. به نظر من، ما امروز بیش از گذشته به کلام امام علی(ع) و رهنمودهای او نیازمند هستیم که باید چراغ راه ما باشد.

طرح ها و لوایح حکومتی باید به نهج البلاغه ازجاع داده شود

عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: در نظام امروز حکومتی باید هر کدام از لوایح، طرح و برنامه ها را به نهج البلاغه هم ارجاع داد و با معیارهایی که امام علی(ع)  فرمودند تطبیق دهیم و اگر همساز و همخوان با نهج البلاغه بود بپذیریم و اگر جز این بود آن را مخالف قرآن هم بدانیم چون نهج البلاغه برادر قرآن است. به نظر می رسید که همه ما در این زمینه کوتاهی کردیم. فضاهای رسانه ای ما به این مساله توجه کمی دارند و کم توجی نسبت به نهج البلاغه فراوان شده است؛ حتی خود شما هم الان دارید به نهج البلاغه توجه می کنید چون در آستانه ولادت او هستیم ولی در طول سال کسی از من سراغ نمی گیرد و موضوعات نهج البلاغه را طرح نمی کند.

او در پایان در رابطه با تاثیرات عدم توجه به حق و نهج البلاغه خاطرنشان کرد: هر چه ما خودمان را از این منابع محروم کنیم با اسلام رسول الله و در حقیقت با یک نظام سالم بیشتر فاصله می گیریم باید سبک زندگی خود را از حضرت علی(ع) دریافت کنیم چون علی معیار است و پیامبر (ص) فرمود « عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ» یعنی هر جا علی باشد شما حق را با او بجویید». یعنی اگر می خواهید مساله ای را بسنجید با علی بسنجید و منظور تنها نهج البلاغه نیست بلکه زیست و سبک زندگی علی(ع) باید معیاری برای ما باشد. امام صادق(ع) از پدرش امام محمد باقر(ع) نقل می کند که روزی خدمت امام سجاد(ع) می رسد و وقتی می بیند چشمان امام سجاد(ع) گود افتاده و پا از عبادت ورم کرده گریه می کند و می گوید پدر این چه حالتی است که تو داری پدر درنگ می کند می گوید نوشته هایی که آن گوشه است را بیار و وقتی امام باقر آن را حاضر می کند می گوید اینها یکی از گوشه های زندگی حضرت (علی) است و پدرم علی اینگونه عبادت می کرد و بعد می فرماید «ای کاش ما به افق عبادت علی(ع) می رسیدیم». ای کاش ما خودمان را به افق و آستانه آن قله رفیع نزدیک می کردیم چون حضرت علی(ع) در مورد خود می گوید «ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر» من آن قله رفیعی هستم که سیلاب های دانش و حکمت از آن قله سرازیر می شود و هیچ بنده ای را قدرت پرواز بر قله آن نیست. اما اگر ما نمی توانیم به آن قله برسیم لااقل در دامنه ها حرکت کنیم و کوشش کنیم این شکوه و عظمت را بیشتر و بهتر بشناسیم.

منبع:شفقنا