(آنگاه كه خبر كشته شدن محمد بن ابى بكر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او ، به اندازه شادى شاميان است، جز آن كه از آن يك دشمن ، و از ما يك دوست كم شد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( مصطفی زمانی)  >  على عليه السلام در بحران صفين ( خطبه شماره 2 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
برای دسترسی سریع به خطبه مورد نظر، شماره خطبه را وارد کنید

متن عربی

ص : (46)
2-  و من خطبة له ( عليه السلام ) بعد انصرافه من صفين و فيها حال الناس قبل البعثة و صفة آل النبي ثم صفة قوم آخرين :
أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِيَتِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ فَاقَةً إِلَى كِفَايَتِهِ إِنَّهُ لَا يَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا يَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا يَفْتَقِرُ مَنْ كَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً مُمْتَحَناً إِخْلَاصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّكُ بِهَا أَبَداً مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِيلِ مَا يَلْقَانَا فَإِنَّهَا عَزِيمَةُ الْإِيمَانِ وَ فَاتِحَةُ الْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيْطَانِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّيَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَيِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآيَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلَاتِ وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ
ص : (47)
سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ .
و منها يعني آل النبي عليه الصلاة و السلام
هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ .
وَ مِنْهَا يَعْنِي قَوْماً آخَرِينَ
زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ( صلى الله عليه وآله ) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ .


متن فارسی

ص   28
خداى را به پاس نعمت هاى فراوانى كه به من ارزانى داشت سپاس مى گويم و تسليم قدرت او هستم و براى پرهيز از گناه باو پناه مى برم. در حالى كه به بى نيازيش نيازمندم از او كمك مى خواهم، زيرا خدا كسى را كه راهنمائى كرد گمراه نمى گرداند و كسى كه با او مخالفت كرد راه گريز ندارد. كسى كه خدا بى نيازش ساخت فقير نمى گردد، چون خدا بهترين وزنه ها و بالاترين پشتوانه هاست. گواهى مى دهم كه خدائى غير از خداى يكتا وجود ندارد و شريكى براى او نيست.
اخلاص در گواهى ام آزمايش شده و حقيقت آن اعتقاد من است. تا زمانى كه زنده ام به آن پناه مى برم و آن را پشتوانه اى مشكلاتى كه در پيش دارم قرار مى دهم زيرا كلمه ى «لا اله الّا اللّه» حقيقت ايمان، آغاز نيكى، خشنودى خدا و حمله و فرار دادن شيطان است.
ص   29
گواهى مى دهم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده ى خدا و پيامبر اوست.
خدا آن حضرت را همراه دين واضح و قابل هضم همه، معجزه، كتاب منظم، نور درخشان آفتاب خيره كننده و امر آشكار، جهت بر طرف كردن اشكال هاى مردم اعزام فرمود تا با دليل و برهان و اعلام خطر از طريق بيان مطالب الهى و ترساندن مردم از عقوبت و كيفرها به راه صحيح هدايت گردند. در عصر بعثت محمد صلّى اللّه عليه و آله مردم گرفتار آشوبهائى بودند كه ارتباط دين قطع، استوانه ى يقين متزلزل و ريشه ى آن مختلف گرديده بود، عقائد مردم متفاوت راه فرار از اختلاف مشكل و سرچشمه ى اختلاف هم مخفى ود. راهنمائى مردم بى اثر بود، نادانى همه جا را فراگرفته بود، از خدا اطاعت نمى شد، شيطان يارى مى گرديد، ايمان ورشكسته بود، اركانش متزلزل، علامت هايش فراموش شده، راههاى آن كهنه و جاده هاى آن ويران گرديده بود. از شيطان اطاعت مى كردند، راههاى او را مى پيمودند و از مسيرى كه او آب مى نوشيد گام بر مى داشتند. به وسيله ى اين مردم آثار شيطان رشد پيدا كرد پرچم او برافراشته شد. اگر شيطان را حيوانى همانند شتر و گاو فرض كنيم، ملت را زير دست و پاى خود له كرده و روى پاى خود ايستاده بود. ملت در چنين شرائطى حيران و سرگردان، نادان و آشوب زده بودند.
در بهترين سرزمين ها با بدترين همسايه ها سر و كار داشتند (چشمهايشان بخواب نمى رفت) خوابشان بيدارى بود و سرمه چشم آنان گريه. در سرزمينى قرار گرفته بودند كه دانشمندشان حق سخن نداشت و نادان مورد احترام بود.
ص   30
عظمت خاندان رسالت
آنان (اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله) مركز اسرار خدا، پناهگاه دستور و خزينه ى علم پروردگار هستند. آنان سرچشمه دستور خدا، نگهبان كتابهاى الهى و پشتوانه دين خدا هستند. به وجود خاندان رسالت انحراف هاى دين برطرف مى گردد و تزلزل آن فرو مى نشيند.
اساس دين اسلام
جنايت كشت كردند و با غرور آن را آبيارى نمودند و نتيجه ى آن را كه هلاكت بود چيدند از ميان مسلمانان هيچكس در رديف آل محمد (صلّى اللّه عليه و آله) نيست و آنانكه نعمت وجود اين خانواده آنان را احاطه كرده در رديف آل محمد (صلّى اللّه عليه و آله) نخواهند بود. اين خانواده اساس دين و تكيه گاه يقين اند، پيشگامان به آنان باز مى گردند و عقب ماندگان بايشان مى رسند. اين خانواده از امتيازات حكومت برخوردارند
ص   31
و سفارش هاى جانشينى براى آن حضرت (رسول صلّى اللّه عليه و آله) و دريافت علوم و مال مخصوص ايشان ميباشد. اينك (پس از رسيدن على (عليه السلام) به خلافت) حق به حق دار و حكومت به شايسته اش رسيده است.