خداى سبحان طاعت را غنيمت زيركان قرار داد آنگاه كه مردم ناتوان ، كوتاهى كنند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

ضعیف السند بودن روایات نقصان زنان

نتایج یک پایان نامه با موضوع «ارزیابی روایات تنقیصی در مورد زنان براساس سیره عملی معصومان(ع)» نشان می دهد که اغلب روایاتی که زنان را ناقص، شر یا فتنه می‌نامند، ضعیف السند هستند.

به گزارش خبرنگار مهر، چندی پیش در مؤسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران) وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، پایان نامه ای (سطح سه)  نوشته حلیمه دانشیان با عنوان «ارزیابی روایات تنقیصی در مورد زنان براساس سیره عملی معصومان(ع)(عدم مشورت، شرّ بودن و شوم بودن)» دفاع شد. دانشیان، تحصیلکرده مقطع دانشجوی سطح ۳(کارشناسی ارشد) در رشته مطالعات زنان است. استاد راهنمای این پایان نامه زهره رجبیان و استاد داور آن حجت الاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی بوده است.

متن زیر یادداشتی از نگارنده این پایان نامه است که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده شده است؛

فمنیست ها در کتاب ها خود زن را به عنوان جنس دوم و یا به عبارتی « دیگری» معرفی کرده اند و نسبت به این مسئله اعتراضاتی دارند. آنها به مبانی اسلام  نسبت به جنس زن ایراداتی وارد کردند ، یکی از مباحثی که بازار آنها را گرم و به عنوان حربه ای برای تشویش افکار زنان ازآن استفاده می کردند وجود روایاتی در منابع دینی ما می باشد؛ روایاتی که دلالت بر نقصان عقل، نقصان ایمان، شر و شوم بودن، عدم مشورت با زنان می کنند. روایاتی که در بین عامه مردم دست به دست می شود و گاها برای تمسخر  زنان به کاربرده می شود.

در کتب روایی شیعه روایاتی از جمله: «النِّسَاءُ لَا یُشَاوَرْنَ فِی النَّجْوَی وَ لَا یُطَعْنَ فِی ذَوِی الْقُرْبَی إِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا أَسَنَّتْ ذَهَبَ خَیْرُ شَطْرَیْهَا وَ بَقِیَ شَرُّهُمَا وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یَعْقِمُ رَحِمُهَا وَ یَسُوءُ خُلُقُهَا وَ یَحْتَدُّ لِسَانُهَا وَ إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَسَنَّ ذَهَبَ شَرُّ شَطْرَیْهِ وَ بَقِیَ خَیْرُهُمَا وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یَئُوبُ عَقْلُهُ‏ وَ یَسْتَحْکِمُ رَأْیُهُ وَ یَحْسُنُ خُلُقُه» که در کتاب کافی شریف آمده  و یا روایاتی که زن را شر و شوم و فتنه معرفی می کنند از جمله: «الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرٌّ [أَشَرُّ] مِنْهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا و یا النِّسَاءُ أَعْظَمُ الْفِتْنَتَیْنِ»

و می توان به خطبه ۸۰ نهج البلاغه اشاره کردکه حضرت زنان را اینگونه معرفی می کند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَی الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَی حَذَرٍ، وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّی لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر.»

وجود چنین روایاتی در منابع دینی سوالات زیادی ایجاد می‌کند. از یک‌طرف نمی توان پذیرفت که جنس زن دچار کمبودهای ذاتی وناقص العقل است و از یک طرف غیرت دینی و اعتماد به اهل بیت هم اجازه نمی دهد که بپذیریم دین و اهل بیت نگاه تحقیرآمیز نسبت به جنس زن دارند، لذا سوالاتی از این دسته که آیا واقعاً سیره اهل بیت علیهم السلام در برخورد با زنان تحقیر آمیز بوده و آیا واقعاً اهل بیت علیهم السلام زنان را ناقص العقل، شر، فتنه و... می دانند و آیا واقعا اسلام چنین نگاهی نسبت به زنان دارد، باعث شد که در پایان نامه ام درصدد یافتن پاسخ این سوالات بر آیم. در این پژوهش ابتدا روایات در کتب روایی شیعه جستجو شده و سپس اسناد آنها بررسی شده است. برای رسیدن به پاسخ این سوالات از علم رجال، علم حدیث، تاریخ و علم تفسیر کمک گرفته شده است و روایات از نظر سندی و دلالی مورد بررسی قرار گرفته است. از کتب رجالی همچون رجال کشی، رجال ابن داوود، رجال ابن غضائری، فهرست طوسی نیز استفاده شده است.

با تتبع و جستجو در اسناد روایات و بررسی روایات، اینگونه به دست می آید که اغلب روایات ضعیف السند بودند. راوی ها عمدتاً ضعیف و غیر ثقه ، کذاب، عامی مذهب، غالی و مجهول الحال بودند. تعدادی از روایات مرسل بودند. روایات مرسل قابل استناد نیستند، زیرا که راوی آن را از معصوم نشنیده، اما بدون واسطه یا با واسطه نقل کرده، اما واسطه را فراموش کرده و به فراموشی تصریح نموده و یا از روی عمد یا سهو آن را نیاورده باشد و یا واسطه را با ابهام ذکر کرده است.

نتیجه پژوهش

این روایات ضعیف السند و ضعیف الدلالت بودند و همچنین با سیره حضرات معصومان در برخورد با زنان تناقض داشتند. به طور مثال می توان به خطبه ۸۰ حضرت علی(ع) در نهج البلاغه اشاره کرد؛ ایشان زنان را ناقص العقل، ناقص الایمان و... معرفی کرده اند. اولاً این خطبه در شرایط تاریخی خاصی ایراد شده و ثانیاً مخاطب این خطبه شخص خاصی می باشد. این خطبه بعد از جنگ جمل که عده ای آن را برای خونخواهی عثمان و عده ای هم به امید رسیدن به قدرت  برافروخته بودند، ایراد شده است. امام(ع) این گونه افراد را به سبب کمبودهایی که دارند و به خاطر همان کمبودها دست به کارهای خلافی می زنند، نکوهش می کند و مؤمنان را از القائات سوء آنان برحذر می دارد. سخن امام ناظر به برخی از زنان فتنه انگیز است و یک قانون کلی و همگانی برای زنان نیست که البته ابن ابی الحدید که از شارحان سنی مذهب نهج البلاغه است، این خطاب را منحصراً خطاب به عایشه می داند. لذا نمی توان مضمون این خطبه را برای جنس زن بدانیم و بگوییم همه زنان ناقص العقل و ناقص والایمان هستند. موید دیگر  این است که در آیات وحی خداوند می فرمایند زن و مرد هر دو دارای ارزش انسانی و کرامت ذاتی هستند و کسی نزد خداوند کرامت بالایی دارد که با تقوا باشد در این آیه اشاره به جنسیت نشده است.  

مثال دیگر روایات شر و شوم و فتنه بودن زنان است. اولاً این روایات مرسل بودند و ما نمونه این روایات را در کتب معتبر روای شیعه پیدا نکردیم و ثانیاً این روایات با سیره حضرات معصومین علیهم السلام سازگار نبوده اند. در پاسخ به روایاتی که زن را مذمت می کردند، روایات و سیره ای از معصومان علیهم آوردیم که به اجمال خدمتتان عرض می کنم. در زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نوشته که «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه» کسی حق شفاعت دارد که در کنار عدالت الهی از مظاهر اسما حسنای خداوند باشد. کسی که هیچ شر و شومی در وجودش نباشد. همچنین می توان به حمیده، همسر امام صادق (ع) اشاره کرد که ایشان یکی از ۵ نفری بودند که امام به عنوان وصی خود معرفی کرد و همچنین امام ایشان را مرجع برخی از سوالات اصحاب قرار داده بودند. این نشان از ارزش و جایگاه جنس زن نزد اهل بیت است، البته روایات دیگری دال بر خیر و برکت بودن زنان و نکوهش عزب بودن و روایاتی در مورد حب النساء و رابطه آن با ازدیاد ایمان نیز وجود دارد. اگر زنان شر و نامبارک هستند چرا اهل بیت ما ایشان را مایه خیر و برکت می دانند؟ چرا می فرمایند حب النسا از اخلاق انبیاء و ازدیاد حب النسا باعث ازدیاد ایمان می شود و چرا مجرد ماندن را نکوهش می کنند؟ زنان از نظر جایگاه انسانی با مردان هیچ تفاوتی ندارند و هر دو جنس استعداد رسیدن به کمال نهایی را دارند.