چون دنيا به كسى روى آورد ، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

شكوفه‌هاى خرد يا سخنان على(ع)

شكوفه‌هاى خرد يا سخنان على(علیه السلام)، تأليف ابوالقاسم حالت (م 1298ش) به زبان فارسى است. در اين اثر بيش از 1200 مورد از كلمات گهربار اميرالمؤمنين على(علیه السلام) گردآورى شده و به همراه ترجمه‌اى روان و يك رباعى از نویسنده آمده است. در بين ترجمه‌هاى منظومى كه از نهج‌البلاغه صورت گرفته است، ترجمه ابوالقاسم حالت ممتاز است و اى كاش به ترجمه بخشى از نهج‌البلاغه اكتفا نمى‌كرد و تمامى اين كتاب شريف را به نظم در مى‌آورد.

از خصوصيات اشعار ابوالقاسم حالت سادگى و روانى و در عين حالت انقياد كامل بر اصول شعرنويسى و اوزان و سبک ‌هاى شعر است. علاقه به مسائل دينى سبب شد كه حالت كه نویسنده و شاعرى طنزپرداز است، از سال 1323(ش) هر هفته چند رباعى جدّى كه ترجمه‌اى از كلمات قصار حضرت على(علیه السلام) بود، در مجله «آئين‌اسلام» چاپ كند.

وى داراى طبعى روان و قريحه‌اى سيّال است، به گونه‌اى كه در بديهه‌گويى و ارتجال در رديف سخنوران بزرگ قرار دارد. زين‌العابدين مؤتمن ضمن مقدمه‌اى كه بر ديوان وى نگاشته، مى‌نويسد: «طبع سرشار حالت به مثابه‌ى چشمه فيّاضى است كه على‌الدّوام مى‌زايد و هرگز نقصانى در آن راه نمى‌يابد. حالت طبعى روان و قريحه‌اى سيّال دارد و از لحاظ بديهه‌گويى و ارتجال نيز گوينده‌اى تواناست».

«سوءظنّ» مداوم نوع بيمارى روانى است كه درد و رنج مداومى را ايجاد مى‌كند و اضطراب و تشويش و نگرانى به بار مى‌آورد، در حالى‌كه «حسن ظنّ» نشانه اعتماد و اطمينان و موجب آسايش و آرامش خاطر است. اين دو موضوع در نهج‌البلاغه در موارد مختلف به طور وضوح بيان شده و مورد تأكيد قرار گرفته است كه به دو نمونه از كلمات گهربار كه به زيبايى در قالب نظم درآمده است، اشاره مى‌شود:

  1. «حُسنُ الظنِّ راحَة القَلْبْ وَ سَلامَةُ البَدن»: حسن ظنّ مايه آرامش دل و سلامت بدن است.

    ابوالقاسم حالت اين سخن را در يك رباعى فارسى چنين آورده است:

    «يك چند اگر كنى به خوش‌بينى زيست دانى كه خوشى به غير خوش‌بينى نيست

    گر صحت جس‍-م است وگر راحت دل هر دو بر و برگ شاخه خوش‌بينى است».

  2. «مَنْ حَسُنَ ظَنُّه بِالنّاسِ حازَ منْهُمُ المَحَبَّةَ»: هر كس به مردم حسن ظنّ داشته باشد، دوستى آنان را به دست مى‌آورد.

و اما در دو بيتى به زيبايى چنين مى‌سرايد:

«بدبين كه به چشمش همه كس همچو عدوست گر بى‌كس و تنهاست، ز بدبينى اوست

با اهل زمانه هر كه خوشبين‌تر شد، از اهل زمانه بيشتر گيرد دوست».

منابع مقاله

  1. متن كتاب
  2. مجله آموزش زبان و ادب فارسى، سال هفدهم، 1382، شماره 68، ص 18