بيشترين اوقات زندگى را به زن و فرزندت اختصاص مده ، زيرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند خدا آن ها را تباه نخواهد كرد ، و اگر دشمنان خدايند ، چرا غم دشمنان خدا را مى خوري؟!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  معارف نهج البلاغه (امامت)  >  دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

سرمقاله
خدای را بر این عنایت و نعمت سپاسگزاریم که به مدد عزیزان اهل فکر و نظر چهارمین و پنجمین شماره «فصلنامه تخصصی نهج البلاغه » با مجموعه مقالات تخصصی در زمینه «حکومت و رهبری از دیدگاه نهج البلاغه » به محضر علاقه مندان و فرهیختگان گرانقدر و گرامی تقدیم می داریم، و چه خوشتر که پیش از ورود به بحث، سخن را با ابیاتی از حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر شیعی بزرگ طوس آغاز کنیم؛ بزرگ شاعری که در آن دوران پرتعصب و سرشار از خشک اندیشی از جان نهراسید و این چنین به پیشگاه مولایش امیرمؤمنان علی (ع) عرض ادب کرد و عارفانه ارادت ورزید:
حکیم، این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج از او، تندباد
چو هفتاد کشتی بر او ساخته
همه بادبان ها برافراشته
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته، همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و ولی
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه من است
چنین است و این دین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم
روانش شاد و یادش گرامی و جاودان باد .
در این وجیزه بر آن نیستیم و توان آن را هم نداریم که به تمامی ابعاد وجودی والای مولود کعبه بپردازیم، انسانی که با خدا و برای خدا زیست و نخستین کسی بود که با آغاز رسالت ایمان آورد و در کنار پیامبر نماز خواند و در رکاب رسول خدا (ص) مردانه شمشیر زد و قهرمانی را در اسلام مفهوم بخشید؛ انسانی که همواره یار و همراه آن حضرت بود و همه علوم را از آن بزرگوار آموخت و دروازه دانش او شد (انا مدینة العلم و علی بابها) .
آری، پرداختن به عظمت ابعاد وجودی «امام الفصحاء و سید البلغاء» . مظهر حق و عدالت، و رادمرد بزرگ تاریخ اسلام نه تنها دشوار که ممتنع است و بقول مولانا:
امتحانی گر چنین مشکل بود
عقلها اینجاست کاندر گل شود
با اینهمه، به مصداق:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باشد چشید
برآنیم که، به قدر رفع عطش، ساغری از باده عشق و محبت و ولای به مولا پر کرده و به لب تشنگان وادی حقیقت تقدیم نماییم .
برآنیم که، دیدگاه نهج البلاغه را درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری » بازگوییم، و دور از غور در مباحث لفظی، و تکیه بر تحلیلها و برداشتهای فردی، تصویری واقعی و تفسیری معنوی از دیدگاه و کلام امام در عرصه های حکومت، سیاست، خلافت، امامت، ولایت، رهبری و هدایت امت ارائه کنیم؛ کلامی که - به گفته ابن ابی الحدید معتزلی - به حق «دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق است » و ادبای عرب و غیرعرب را از قرن سوم هجری بر آن داشت تا با توجه خاص آن را گرد آورند و از هیچ کلامی به اندازه کلام علی (ع) در آرایش گفتار و نوشتارشان بهره نجویند .
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
در این مقوله، گذرا باید گفت که:
اولا: اجماع مسلمین برآنند که انتخاب رهبر و زمامدار جامعه تکلیف مسلمانان است، به ویژه در عصر غیبت، منتها این مسؤولیت مهم باید بر مبنای روش و اصولی انجام پذیرد .
ثانیا: مشروعیت مسئولیت حاکم اسلامی از خدا و برای رضای او و حفظ ارزشها و ملاکهای شرعی و قانونی است . وی حافظ و پاسدار حقوق خدا و مردم است، هرگز خودسر و مستبد، خودفریب و دگرفریب نیست . در نظام اسلامی اعمال ولایت فقیه بر اساس اسلام و مصالح است، نه تمایلات و خواسته های فردی، و در حقیقت حاکم خداست، و حکومت اسلام است، و فقیه تنها احکام الهی را بر مبنای حدود و ضوابط شرعی به عنوان تکلیف الهی انجام می دهد .
امیر مؤمنان درباره حاکم، حکومت و رهبری بیانات فراوانی دارند که از باب اختصار به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم .
ضرورت حاکم و زمامدار
«و انه لابد للناس من امیر . . .» (1)
مردم را حاکم و زمامداری باید . . . .
و لا یبدؤوا بشی ء قبل ان یختاروا لانفسهم اماما، عفیفا، عالما، ورعا بالقضاء والسنة . . .» (2)
بر مسلمانان است که پیش از هر اقدامی، رهبری پاک و وارسته، عالم، پرهیزکار و عارف به قضا و سنت برگزینند . . .
نیز آمده است:
فاعلم ان افضل عبادالله عندالله امام عادل هدی و هدی، فاقام سنة معلومة و امات بدعة مجهولة .» (3)
بدان که برترین بندگان در پیشگاه خدا امام و رهبر عادلی است که خود هدایت یافته و هدایتگر دیگران باشد، سنتهای شناخته شده را در جامعه برپا بدارد، و بدعتهای ناشناخته را نابود سازد).
مبانی و ویژگی های حکومت اسلامی از نگاه حضرت علی (ع) :
- استواری حکومت اسلامی بر پایه کتاب و سنت:
«فلما افضت الی نظرت الی کتاب الله و ما وضع لنا و امرنا بالحکم به فاتبعته، و ما استسن النبی فاقتدیته » . (4)
چون کار حکومت به من رسید، به کتاب خدا و آنچه برای ما مقرر نموده و ما را به حکم کردن بدان امر فرموده نگریستم و از آن پیروی کردم، و به سنتی که رسول خدا (ص) نهاده است اقتدا نمودم .
«فالله لا تشرکوا به شیئا، و محمد (ص) فلا تضیعوا سنته، اقیموا هذین العمودین، و اوقدوا هذین المصباحین » . (5)
(چیزی را شریک خدا میارید، و سنت محمد (ص) را ضایع نگذارید، این دو ستون را به پا بدارید، و این دو چراغ را افروخته نگاه دارید) .
اجرای رافت و عطوفت در حق رعیت و دوری و پرهیز از خشونت:
«فاخفض لهم جناحک، و الن لهم جانبک، و ابسط لهم وجهک » . (6)
(با آنان فروتن باش و نرمخو و هموار و گشاده رو) .
برقراری برابری و مساوات
«الناس کلهم سواء کاسنان المشط، لافضل لعربی علی عجمی، انما الفضل بالتقوی » . (7)
مردم همانند دندانه های شانه برابرند، عرب را بر عجم جز در تقوا برتری نیست .
«و اقامة الحدود علی القریب و البعید، والحکم بکتاب الله فی الرضی والسخط، والقسم بالعدل بین الاحمر والاسود» . (8)
اجرای حدود بر آشنا و غریب، و حکم به کتاب خدا در هر حال، و تقسیم عادلانه بیت المال بین سیاه و سفید .
«فی العدل الاقتداء بسنة الله و ثبات الدول » . (9)
با به کار بستن عدالت، پیروی از دستور خدا حاصل، و موجبات اقتدار و ثبات دولتها محقق می شود .
برپا داشتن عدالت اجتماعی و نظارت بر بهره مندی از بیت المال
العدل یضع الامور مواضعها، والعدل سائس عام » . (10)
عدالت کارها را بدانجا می نهد که باید، و تدبیر کننده ای است به سود همگان .
ان افضل عباد الله عند الله امام عادل » . (11)
بهترین بندگان خدا نزد پروردگار، رهبر عادل است .
«ان افضل قرة عین الولاة استقامة العدل » . (12)
بالاترین روشنی چشم حاکم، برپا داشتن عدل در کشور است .
«والله لا اجد لبنی اسماعیل فی هذا الفی ء فضلا علی بنی اسحق » . (13)
به خدا سوگند [در تقسیم غنیمت] فرزندان اسماعیل را بر فرزندان اسحاق برتر نمی بینم .
تضمین آزادیهای (فردی، اجتماعی، سیاسی، شغلی و . .)
«لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا» (14)
بنده کسی مباش که خدا تو را آزاد آفریده است .
«ایها الناس، انما انا واحد منکم، لی ما لکم، و علی ما علیکم، والحق لا یبطله شی ء» (15)
ای مردم، من فردی از شما هستم، همان حقی را دارم که شما دارید، و حق را هیچ چیز نمی زداید .
«لا تقبلن فی استعمال عمالک و امرائک الا شفاعة الکفایة والامانة » . (16)
مرا به کار گماشتن عامل و کارگزار، هیچ توصیه ای را مپذیر و تنها لیاقت و امانت داری را مدنظر داشته باش .
ایجاد توازن در امور مادی و معنوی
«وابتغ فی ما اتاک الله الدار الآخرة، و لا تنس نصیبک من الدنیا . (17)
و در آنچه خدا ارزانی داشته، سرای آخرت را جستجو کن، و بهره ات را از دنیا فراموش مکن .
«و بالدنیا تحرز الآخرة » (18)
به وسیله دنیا می توان به آخرت دست یافت .
فقرزدایی و تلاش برای عمران و آبادانی و شکوفایی اقتصاد و کشاورزی
من وجد ماء و ترابا ثم افتقرا بعده الله » . (19)
نفرین خدا بر کسی که آب و خاک در اختیار دارد و با فقر روزگار می گذراند .
«و لیکن نظرک فی عمارة الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج . . .» (20)
در اندیشه آبادانی باش و نه تحصیل خراج . . .
«ثم استوص بالتجار و ذوی الصناعات و اوص بهم خیرا . . .» . (21)
دیگر اینکه نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر، و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر .
البته حضرت به مالک توصیه به مراقبت می فرماید که مباد آنان در تجارتشان احتکار و به خریدار اجحاف کنند که مستحق مجازات و کیفرند .
بنابراین اگر با دیده انصاف در خطب، رسائل حکم و مواعظ حضرت (ع) بنگریم و با نظر تحقیق تامل کنیم درخواهیم یافت که این همه دانش و معارف حیات بخش و انسان ساز جز از نفوس والای مؤید به روح القدس برنمی آید، و باید با تواضع اذعان کرد که اولا: نهج البلاغه نمونه بارز این معارف حقه است که در جمیع امور و شؤون حیات انسانی نهجی قویم و طریقی مستقیم است، و ثانیا سخن گفتن پیرامون شخصیت عظیم مولا (ع) به حق مشکل است و به قول مولانا:
در نیابد پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
پانوشت ها
1 - نهج البلاغه، خ 40 .
2 - کتاب سلیم بن قیس، ص 182
3 - نهج البلاغه، خ 163 .
4 - نهج البلاغه، خ 205 .
5 - نهج البلاغه، خ 149 .
6 - نهج البلاغه، ن 270 .
7 - سرخی، شمس الدین، مبسوط، ج 5، ص 23، دارالمعرفه، بیروت .
8 - وسایل الشیعه، ج 18، کتاب القضاء .
9 - غررالحکم، ج 2، فص 7، ح 54 .
10 - نهج البلاغه، خ 437 .
11 - نهج البلاغه، خ 164 .
12 - نهج البلاغه، ن 53 .
13 - ثقفی کوفی، ابراهیم، غارات، ج 2، ص 71 .
14 - جرج، جرداق، الامام علی صوت العدالة الانسانیة، ج 2، ص 499 .
15 - نهج البلاغه، ن 1 .
16 - غررالحکم، ص 661 .
17 - سوره قصص، آیه 77 .
18 - نهج البلاغه، خ 156 .
19 - بحارالانوار، ج 100، ص 65 .
20 - نهج البلاغه، ن 53 .
21 - نهج البلاغه، ن 53 .
منبع : فصلنامه نهج البلاغه، شماره 4 و 5.