(عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( علی اصغر فقیهی)  >  در باره طلحه و زبير ( خطبه شماره 4 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم

متن عربی

4.و من خطبة له عليه السلام:

بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِي الظَّلْمَاءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ الْعَلْيَاءِ وَ بِنَا انفجرتم عَنِ السرار وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ يَفْقَهِ الْوَاعِيَةَ وَ كَيْفَ يُرَاعِي النَّبْأَةَ مَنْ أَصَمَّتْهُ الصَّيْحَةُ ربط جَنَانٌ لَمْ يُفَارِقْهُ الْخَفَقَانُ مَا زِلْتُ أَنْتَظِرُ بِكُمْ عَوَاقِبَ الْغَدْرِ وَ أَتَوَسَّمُكُمْ بِحِلْيَةِ الْمُغْتَرِّينَ (حَتَّى) سَتَرَنِي عَنْكُمْ جِلْبَابُ الدِّينِ وَ بَصَّرَنِيكُمْ صِدْقُ النِّيَّةِ أَقَمْتُ لَكُمْ عَلَى سَنَنِ الْحَقِّ فِي جَوَادِّ الْمَضَلَّةِ حَيْثُ تَلْتَقُونَ وَ لَا دَلِيلَ وَ تَحْتَفِرُونَ وَ لَا تُمِيهُونَ الْيَوْمَ أُنْطِقُ لَكُمُ الْعَجْمَاءَ ذَاتَ الْبَيَانِ عَزَبَ رَأْيُ امْرِئٍ تَخَلَّفَ عَنِّي مَا شَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ لَمْ يُوجِسْ مُوسَى عليه السلام خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَالِ الْيَوْمَ توافقنا عَلَى سَبِيلِ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ وَثِقَ بِمَاءٍ لَمْ يَظْمَأْ.


متن فارسی

اين خطبه را امام پس از كشته شدن طلحه و زبير ايراد فرمود

در باره طلحه و زبير

شمايان در تاريكي‏ ها به نور ما راه يافتيد، و بر چكاد بلند بزرگي برآمديد، و به بركت فجر صادق ما از ظلمت ها رهيديد. كر باد گوشي كه بانگ رسا و پرطنين الهي را نشنود. و چگونه آواز آرام را بنيوشد آن كس كه غريو پرتپش پيامبر عزيز را نشنيده انگارد دلي كه از ترس خدا سرشار است آرام است. من همواره پي‏آمدهاي پيمان‏ شكني و خيانت شما را مي‏ ديدم و فريبايي فريب كاران را در سيمايتان مي‏ خواندم. احترام لباس دين، مرا از درگيري با شما بازداشت ولي روشني دلم، باطن تاريك شما را نمايان ساخت. پرچم حق را در كوران گمراهيها برايتان افراشتم آنجا كه در كوره راههاي گمراهي و بن‏ بستهاي ناداني، خودسرانه و گمگشته، به يكديگر خيره مي‏ شديد و تلاش بيهوده مي‏ كرديد چونان كسي كه آب در هاون كوبد. امروز پرده را بالا مي‏زنم و حق را صريح مي‏گويم: آن كس كه از فرمانم سر مي‏ پيچد انديشه خود را از دست داده است، زيرا از آن روز كه من حق را ديدم در آن ترديد نكردم. همان گونه كه موساي كليم از چيرگي نادانان و حاكميّت گمراهان بيم داشت، من نيز از همان در هراسم نه از مرگ. امروز خطّ حقّ و باطل در موضع ما روشن گشته است، و آن كس كه به سرچشمه حق ره يابد، تشنه ‏كامي را هرگز نبيند.

قبلی بعدی