مردم ستمكار را سه نشان است: با سركشى به مافوق خود ستم روا دارد، و به زير دستان خود با زور و چيرگى ستم مى كند، و ستمكاران را يارى مى دهد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

جلوه هایی از هنر تصویر آفرینی در نهج البلاغه

نویسنده : حاجی قاضی استر آبادی ـ مریم
استاد راهنما : جعفری ـ سید محمد مهدی
نام دانشگاه: دانشكده علوم حدیث
سال دفاع : 1388
شماره پایان نامه : 3808
چکیده : امام علی (علیه السلام) پیشوای سخنوران و امیر ادیبان و خطیبان است، که گوی سبقت را از تمامی آنان ربوده و تمامی شاعران و نویسندگان را مسحور کلام زیبای خویش نموده است. کلام ایشان بی تکلف، سلیس و روان و سرشار از آفرینش های هنر معانی و بیان و بدیع است که تصویرآفرینی یکی از جلوه های آن به شمار می رود. راز گفتار زیبای ایشان را می توان در کلام وحی و روایات پیامبر گرامی اسلام جست و به بیانی دیگر، گفتار شیوای ایشان رنگی از علم خدا دارد و بویی از گفتار مصطفی(ص). تصویر آفرینی در قرآن کریم دارای دو رکن اساسی است که عبارتند از: الف) تخییل حسی و ب) تجسم هنری. در شیوۀ نخست، معانی و مفاهیم در قالب پدیده هایی محسوس تجلی یافته تا مخاطب مقصود آن را بهتر درک کند و در شیوۀ دوم مجردات و معنویات پس از پندارسازی در خیال مخاطب، به صورت تصاویری در پیش چشمان وی مجسم و شخصیت پردازی می شود. علاوه بر این قرآن کریم، از عناصر ادبی همچون مجاز ، تشبیه ، استعاره و کنایه نیز سرشار بوده که تمامی این عناصر، نقش به سزایی در تصویرآفرینی آیات این کتاب مقدس ایفا می کنند. سایر روش هایی که خداوند متعال در قرآن کریم از آن بهره گرفته؛ شیوۀ داستانی, رویارویی صحنه ها و مقایسۀ مفاهیم متضاد با یکدیگر, تشخیص و شخصیت دادن به اشیاء و پدیده های بی جان و یا معانی و مفاهیم که تجسم نامیده می شود که هر یک به سهم خود موجب آفرینش تصاویری بدیع و جذاب در ذهن مخاطب گشته است. گفتار رسول گرامی اسلام نیز که متأثر از کلام وحی است از این شیوه ها بی بهره نیست و آن حضرت نیز به فراخور شرایط و مقتضای کلام و حال مخاطب از این روش ها استفاده نموده اند. علاوه بر آنکه ایشان گاهی برای درک بهتر مخاطب, از اشیاء نیز استفاده کرده و گاهی اقدام به رسم اشکالی برای ایجاد درک بهتر از مقصود خویش نموده و یا از حرکات دست و انگشتان استفاده می کردند. حضرت علی (علیه السلام) نیز که در دامان آن بزرگوار پرورش یافته و روح کلام وحی با جسم و جان ایشان عجین گردیده , در کلام گهربار خود به وفور از این روش ها بهره برده و چنان ماهرانه از صنایع ادبی و شیوه‌های تصویر آفرینی استفاده کرده اند که الفاظ و کلمات به صورت تابلوهایی پویا و جاندار در پیش چشم مخاطب حاضر شده، گویا مخاطب از نزدیک نظاره گر ماجراست. شیوه های تصویر آفرینی ایشان عبارتند از: رويارويی صحنه ها با يكديگر, محاوره و گفتگو، استفاده از حرکات دست و انگشتان، استفاده از رنگ ها، توصیف پدیده ها و جانبخشی به اشیاء(تشخیص). در شیوۀ نخست( رویارویی صحنه ها) اميرمؤمنان (عليه السلام) با كنار هم قرار دادن دو صحنه متضاد مخاطب را به داوری درباره آن ها می‌نشانند تا خود با مقايسه آن دو با يكديگر آموزه های اخلاقی ايشان را با قدرت عقل و منطق پذيرفته و راه صحيح را انتخاب كند. در روش بعد (محاوره) که در مواردی انگشت شمار در نهج البلاغه دیده می شود ایشان از طریق گفتگو به تفهيم مطلب برای مخاطب پرداخته اند. شيوۀ بعدی استفاده از حرکات دست و انگشتان است که در مواردی اندک در نهج البلاغه مشاهده می شود. حضرت همچنین با نهایت ظرافت و با استفاده از رنگ ها موجب آفرینش تابلو هایی زیبا در ذهن مخاطب گشته اند. اما دو روش آخر( وصف و تشخیص) بیشترین نقش را در تصویرآفرینی کلام ایشان ایفا می کنند و سراسر نهج البلاغه، مملو از توصيفات زيبايی است كه در عمق جان مخاطب نفوذ كرده و تأثير می‌گذارد. در این شیوه ها حضرت جهت درک هرچه بیشتر مخاطب از موضوع مورد بحث، معانی و مفاهیم را به اشکال گوناگون به تصویر کشیده اند. ایشان گاهی با بهره گیری از طبیعت، به این امر مبادرت ورزیده و معانی را به زیباترین صورت ممکن در ذهن مخاطب مجسم می سازند. حیوانات, ابزار و وسایل زندگی و جنگ, مکان‌ها, پوشیدنی‌ها, نوشیدنی‌هاوحالات مختلف انسان و.... از جمله موارد دیگری هستند که برقامت الفاظ و کلمات ایشان جامه ای زیبا از جنس محسوسات پوشانیده و موجب آفرینش تابلوهایی زیبا در نظر مخاطب گردیده‌اند تا مخاطب را با مفهوم حق و حقیقت آشنا ساخته و او را به راه سعادت و هدایت رهنمون گردند.
کلید واژه‌ها: تصویرآفرینی, نهج البلاغه, تشبيه، استعاره، كنايه.