حاكم اسلامى ، پاسبان خدا در زمين اوست.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  شناخت شناسی (امیرالمومنین علیه السلام)  >  جلوه هايي از سيره عملي امام علي عليه السلام

جلوه هايي از سيره عملي امام علي عليه السلام

حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) از آن نظر يك الگوي كامل است كه معصوم است. دست پرورده وحي و رسالت است و در تمام صفات ارزنده الهي گوي سبقت را از همگان ربوده، جامع اضداد است و در تمام جوانب زندگي فردي و اجتماعي، مادي و معنوي، نمونه و آينه تمام نماي اسلام است.
حال مي خواهيم در سال جهاد اقتصادي  قدمي در گلستان سرسبز و روح بخش «سيره عملي امام علي (علیه السلام)» بزنيم و نمونه هايي را براي الگوسازي در زندگي خود، برچينيم:
اول: عبادت امام
1- عبادت در كودكي:
همه مردم مي ديدند كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، حضرت خديجه (س) و كودكي به نام علي (علیه السلام) وارد خانه خدا مي شوند و نماز مي گزارند. امام (علیه السلام) خود فرمود: «من با پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پيش از همه انسان ها نماز خواندم. در حالي كه هفت ساله بودم من اول كسي هستم كه با پيامبر نماز گزاردم» (1)
حتي آن زمان كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براي عبادت به غار «حراء» مي رفت، علي (علیه السلام) را نيز همراه خود مي برد. وقتي كه جبرئيل براي نخستين بار در همان غار بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شد و آن حضرت را به پيامبري بشارت داد علي (علیه السلام) در كنار آن بزرگوار بود. (2)
2- مدهوش در عبادت:
ابو درداء به نقل عروه بن زبير در مسجد مدينه خطاب به مردم گفت: آيا مي دانيد پارساترين مردم كيست؟ گفتند: شما بگوييد.
پاسخ داد: اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) و آنگاه خاطره اي نقل كرد كه: ما و تعدادي از كارگزاران با علي(علیه السلام) در يكي از باغ هاي مدينه كار مي كرديم، به هنگام عبادت، علي(علیه السلام) را ديدم كه از ما فاصله گرفت و در لابه لاي درختان ناپيدا شد. با خود گفتم شايد به منزل رفته است. چيزي نگذشت كه صداي حزن آور علي (علیه السلام) را در عبادت شنيدم كه با خدا راز و نياز مي كرد.
آرام آرام خود را به علي (علیه السلام) رساندم، ديدم در گوشه اي بي حركت افتاده و آن قدر گريه كرده كه بدن او بي حركت شده است. با خود گفتم: شايد از خستگي كار و شب زنده داري به خواب رفته باشد، كمي صبر كردم. خواستم او را بيدار كنم هرچه تكانش دادم بيدار نشد، خواستم او را بنشانم نتوانستم. با گريه گفتم: انالله و انا اليه راجعون.
فوراً به منزل فاطمه (س) رفتم و گريان و شتاب زده خبر را گرفتم. حضرت زهرا (س) فرمود:
«ابودرداء به خدا علي (علیه السلام) مانند هميشه در عبادت از خوف خدا بي هوش شده است»
آب بردم و به صورت امام (علیه السلام) پاشيدم، به هوش آمد. وقتي مرا گريان ديد، فرمود:
«در قيامت كه مرا براي حساب فرا مي خوانند چگونه خواهي ديد» ابودرداء گويد: به خدا سوگند كه اين حالت را در هيچ كدام از ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نديدم. (3)
3- مشاهده معبود:
مولا علي (علیه السلام) فرمود: «ما كنت أعبد ربا لم أره» من آن نيستم كه خدايي را كه با چشم جان و باطن نديده ام عبادت كنم!(4)
در عبادت مولاي متقيان همين بس كه «بيرون آوردن تير از پاي مباركش را در حالت معنوي عبادت متوجه نمي شود»
دوم: شجاعت و ايثارگري
شجاعت و ايثارگري، يكي از صفات بارز و مثال زدني مولاي متقيان علي(علیه السلام) است. شجاعتي كه در جهت پيشبرد اهداف الهي و به ثمر رساندن مقاصد اسلام بود. شجاعتي كه ياد دلاوران روزگار را از دلهاي مردم برد و نام دليراني را كه بعدها آمدند، بكلي از خاطره ها زدود.
1- شجاعت و چالاكي در كودكي
نوشته اند:
دركودكي با هريك از هم سالان خود كشتي مي گرفت آنها را بر زمين مي كوبيد. چنان سريع مي دويد كه درحال دويدن به اسبهاي تندرو مي رسيد و بر آنها سوار مي شد.(5) امام(علیه السلام) خود فرمود: «من دركودكي، بزرگان و شجاعان عرب را به خاك افكندم و شاخه هاي بلند درخت قبيله ربيعه و مضر را درهم شكستم.»(6)
2- شهامت علي(علیه السلام) در نوجواني
يكي از القاب علي(علیه السلام) «قضم» است، هشام از امام صادق(علیه السلام) پرسيد: چرا به علي(علیه السلام) اين لقب را دادند؟ آنحضرت درپاسخ فرمود: «درآغاز بعثت، مشركان به كودكان گفته بودند كه به طرف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سنگ بيندازند و آنحضرت هرگاه از خانه بيرون مي آمد، كودكان به طرف او سنگ و خاك مي ريختند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين جريان را به علي(علیه السلام) (كه آن وقت نوجواني بود) گفت. علي(علیه السلام) عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، هرگاه از خانه بيرون آمدي مرا نيز خبر كن كه همراه تو بيرون آيم. تا اينكه روز بعد پيامبر(صلی الله علیه و آله) همراه علي(علیه السلام) از خانه بيرون آمدند، كودكان مانند عادت هر روزه به سوي پيامبر(صلی الله علیه و آله) سنگپراني كردند. دراين وقت علي(علیه السلام) به آنها حمله كرد و آنها را مي گرفت و به صورت و بيني و گوش آنها مي زد، كودكان با گريه نزد پدران خود مي رفتند و گريه كنان مي گفتند: «قضمنا علي قضمنا علي» (علي ما را كوبيد علي ما را زد) از اين رو، پس از اين واقعه به آن حضرت قضم گفتند.(7)
3- شجاعت بي همانند امام (علیه السلام)
شجاعت و قدرت بازو و قوام و قدرت روحي امام(علیه السلام) را با هيچ كس و با هيچ قدرتي نمي توان مقايسه كرد.
كسي كه دركودكي و نوجواني سر سركشان و دلاوران را به خاك ماليد، كسي كه صخره سنگ بزرگي را كه همه سپاهيان از كندن آن عاجز بودند، از جاي كند تا آب روان را همه بنوشند؛ كسي كه تمام زخم هاي دشمن را از روبرو تحمل كرده و هرگز پشت به دشمن نكرده است؛ و كسي كه پيامبر اكرم به او فرمود:
اگر مردم شرق و غرب دربرابر علي(علیه السلام) بايستند، برهمه آنها غلبه مي كند.(8)
و خود فرمود: «سوگند به خدا اگر تمامي عرب رو در روي من قرارگيرند، فرارنمي كنم.»
و در بزرگ ورودي خيبر را كه دهها نفر آن را باز و بسته مي كردند با دست يداللهي خود از جاي كند و بر روي خندقي قرارداد كه سربازان اسلام از آن عبور كنند و خود فرمود: «سوگند به خدا من اگر دشمنان را درحالي ملاقات كنم كه تمام روي زمين را پركرده باشند، باكي ندارم و وحشتي نخواهم كرد.»(9)
4- امام در ميدان هاي كارزار:
امام علي(علیه السلام) درجنگها درخط مقدم شركت مي كرد و زره مي پوشيد و خود را به قلب سپاه دشمن مي زد و چنان حملات شديدي انجام مي داد كه دشمن چون روباه درمقابلش مي گريختند. نوشته اند درجريان جنگ با شورشيان بصره چند بار شمشير امام (علیه السلام) خم شد و براي اصلاح به خيمه برگشت.
كسي كه اينطور خط شكن جبهه هاست و خود را درتمام جنگ ها درقلب سپاه دشمن فرو مي برد. طبيعي است كه بايد زخم هاي فراواني برتن داشته باشد.
اما دو نكته درباره جراحات بدن مولا علي (علیه السلام) وجود داشت:
الف) همه زخمها درقسمت جلوي بدن او وجود داشت
ب) زخم ها، فراوان و عميق بود. اين بدان جهت بود كه امام به دشمن پشت نمي كرد و همواره درحالت پيش روي و خط شكني و دفاع بود. نوشته اند زره امام تنها قسمت جلوي بدن را مي پوشاند، زيرا نيازي نداشت تا پشت سر را حفظ كند.
5- پرچمدار رسول الله:
مولا علي (علیه السلام) درتمام جنگ همراه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود و پرچم رسول الله درموارد بسياري بدست علي (علیه السلام) بود و درروز بدرهم دردست او قرار داشت. و چون «مصعب بن عمير» در روز احد كه پرچم پيامبر را به دست خويش داشت كشته شد، رسول الله آن را به دست علي (علیه السلام) داد. علي (علیه السلام) شاهد جنگ بدربود و درآن شركت كرد، درحالي كه بيش از 20 سال نداشت (قول ابن سراج).
6- امام (علیه السلام) و شمشير پيامبر (صلی الله علیه و آله):
درجنگ احد بود كه پيامبر اكرم و مولاعلي (علیه السلام) و يكي ازاصحاب درصحنه مانده بودند علي (علیه السلام) دربرابر حمله هاي دسته جمعي دشمن مي ايستاد و آنها را پراكنده مي كرد. بسياري از افراد دشمن را كشت، دراين ميان شمشيرش شكسته شد.
پيامبراكرم شمشير خود را كه ذوالفقار نام داشت، به مولا علي (علیه السلام) داد، امام علي(علیه السلام) پياپي بدون وقفه، با شمشير از حملات دشمن جلوگيري مي كرد، سراسر بدنش مجروح شده بود و شناخته نمي شد جبرئيل برپيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت:
«اي محمد (صلی الله علیه و آله)! برادري و فداكاري.يعني اين!»
پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«انه مني و أنامنه» علي از من است ومن از او هستم جبرئيل گفت:«و من از شما هستم» وحاضران زمزمه اي از طرف آسمان شنيدند كه مي گفت:
«لاسيف الاذوالفقار، ولافتي! الاعلي:
شمشيري جز ذوالفقار نيست. وجوانمردي مانند علي (علیه السلام) وجود ندارد.» (10)
آري فداكاري مولاي متقيان آنچنان شكوهمند بود، كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) افتخار مي كرد كه علي (علیه السلام) ازاو است، وجبرئيل بزرگترين فرشته مقرب درگاه خدا، آرزو مي نمود كه ازپيامبر(صلی الله علیه و آله) و از علي(علیه السلام) باشد، يعني داراي چنان فضائلي گردد كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و علي (علیه السلام) داراي آن بودند.
سوم: كار و كشاورزي امام (علیه السلام)
امامي كه عبادت وراز و نياز شبانه اش با خدا و شجاعت وجنگ آوريش نظير نداشت. دركار و توليد و سازندگي نيز يگانه دوران بود. از دسترنج خود مي خورد و با كار و عرق جبين، خانواده اش را اداره مي كرد و آن را عبادت خدا مي دانست و بيكاري و فقر و درنتيجه دست سؤال به سوي اين و آن درازكردن را ازصفات زشت و پرنكبت مي دانست.
1- آبياري باغ هاي مدينه
روزي به خانه آمد و ازفاطمه (س) پرسيد، غذايي داريم؟ پاسخ شنيد كه درمنزل چند روزي غذاي كافي نيست. امام سطل آبي گرفت و بيرون رفت وآبياري يكي ازنخلستانهاي اطراف «قبا» را به عهده گرفت و شب تا صبح مشغول آبياري شد. (11)
2-كارگري امام (علیه السلام)
روزي شرايط مادي زندگي برعلي (علیه السلام) به قدري تنگ شد كه دچار گرسنگي شديد گرديد. از خانه به جستجوي كار،بيرون آمد اما درمدينه كاري پيدا نكرد. تصميم گرفت به حوالي مدينه برود تا شايد درآنجا كارپيدا شود. به آنجا رفت ناگاه ديد زني خاك را غربال كرده و منتظر كارگري است تا آب بياورد و آن را گل نمايد.
حضرت علي(علیه السلام) با او صحبت كرد. دريافت كه او درانتظار كارگر بوده است. پس از توافق درمورد دستمزد مشغول آب كشيدن از چاه و آماده كردن گل براي ساختمان شد و درپايان كار مزد خود را كه مقداري خرما بود از آن زن گرفت و به مدينه بازگشت. وقتي به محضر رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) رسيد، ماجرا را بيان نمود.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) و علي (علیه السلام) با هم نشستند و از آن خرماها خوردند و گرسنگي آن روزشان برطرف گرديد. (12)
3- تشويق به كار:
امام به بي نيازي و خودكفايي بسيار توجه داشت و همگان را براي بي نياز شدن، به كار و توليد تشويق مي كرد و خود آنقدر كار مي كرد كه در دستانش پينه و آبله وجود داشت.
در حديثي فرمود: تجارت كنيد و به كار و توليد روي بياوريد تا از آنچه در دست ديگران است بي نياز شويد.(13)
چهارم: سخاوت و دست كرم امام(علیه السلام)
مولا علي(علیه السلام) هم در گفتار و هم در متن زندگي و رفتار خود، به سخاوت و بذل و بخشش در راه حق، اهميت بسيار مي داد.
او، همان مقدار كه به تأمين زندگي خانواده خود مي انديشيد، براي رفع نياز نيازمندان و سير كردن گرسنگان نيز تلاش مي كرد و در كنار خودكفايي و فراهم آوردن وسايل رفاهي براي زن و فرزندان خويش، شب و روز براي رفع نيازمندي هاي تهي دستان جامعه به كار و توليد مي انديشيد.
1- بخشش از درآمد باغ ها:
امام علي(علیه السلام) با كار و تلاش شبانه روزي، باغ هاي زيادي بوجود مي آورد و سپس آنها را مي فروخت و پول آن را بين مستمندان تقسيم مي كرد. شعبي مي گويد: روزي كه امام يكي از باغ ها را فروخت و طلا و نقره را روي هم انباشت. مستمندان زيادي را ديدم كه اجتماع كرده و امام(علیه السلام) همه طلا و نقره ها را به آنها بخشيد و خود دست خالي به منزل باز گشت. البته اين نكته را هم بايد توجه داشت كه امام ضمن بخشش به مستمندان، زندگي زنان و فرزندان خود را نيز تأمين مي فرمود، و باغ هاي منطقه «ينبع» را وقف اهل و عيال خود كرد و به كسي نبخشيد تا آنها كاملا تأمين شده و سربار جامعه نباشند.(14)
2- بخشيدن انگشتر در حال ركوع:
عده اي از مسيحيان خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيدند. يهوديان حاضر در جلسه پرسيدند: هر پيامبري وصي و جانشيني دارد. اگر شما پيامبر خداييد وصي و جانشين شما چه كسي است؟جبرئيل آمد و آيه «و يعطون الزكاه و هم راكعون» را بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلاوت كرد (كسي كه در حال ركوع صدقه مي دهد)(15)
مطلب براي حاضران روشن نبود. از اين رو همراه پيامبر برخاستند و وارد مسجد شدند. فقيري را ديدند كه از مسجد خارج مي شود، پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «كسي به تو كمكي نكرد؟» گفت: چرا آن مرد كه نماز مي خواند وقتي صداي مرا شنيد كه از مردم كمك مي خواهم اشاره كرد، به سوي او رفتم و در حالي كه در ركوع بود انگشتري را به من بخشيد.
رسول خدا با شگفتي تكبير گفت و اصحاب هم تكبير گفتند.
پيامبر به مسيحيان و يهوديان رو كرد و فرمود: «علي(علیه السلام) كه در حال ركوع صدقه مي دهد وصي و جانشين من است»(16)
3- بخشيدن غذاي مورد احتياج به فقير:
امام حسن و امام حسين مريض شدند. علي و فاطمه«ع» نذر كردند سه روز روزه بگيرند. در منزل نيز غذاي كافي نبود، علي(علیه السلام) از شمعون يهودي مقداري پشم گرفت تا تبديل به نخ كرده در قبال آن جو و گندم دريافت كند. گندم و آرد تهيه شد و 5 قرص نان پخته و سفره افطار آماده گرديد فضه نيز در روزه گرفتن شركت كرده بود، تا خواستند افطار كنند، فقيري در را كوبيد و تقاضاي غذا كرد. علي(علیه السلام) غذاي خود را داد، حضرت زهرا، و فرزندان بزرگوار و فضه نيز غذاي خود را به فقير بخشيدند. اين حركت ايثارگرانه تا سه روز تكرار شد به طوري كه بدن بچه ها از گرسنگي مي لرزيد و چشم هاي حضرت زهرا(س) در كاسه سرش فرو رفته بود، وقتي پيامبر(صلی الله علیه و آله) متوجه شد ناراحت گرديد. جبرئيل آمد و بشارت داد: يا رسول الله! سوره «هل أتي» به عنوان پاداش براي اين خانواده نازل شد.(17)
4- بخشيدن همه دارايي ها به مستمندان:
روزي حضرت زهرا(س) خدمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) رسيد و پس از سلام و احوالپرسي از علي(علیه السلام) پرسيد. حضرت زهرا فرمود: اي پيامبر(صلی الله علیه و آله) علي(علیه السلام) از غذا چيزي در خانه باقي نمي گذارد، هرچه دارد، به تهي دستان مي بخشد(18)
احمد بن حنبل در فضائل آورده كه محصول زراعت علي(علیه السلام) چهل هزار دينار بود كه آن را صدقه مستمندان ساخت(19)
5-عيد ضعيفان و مسكينان:
از ابوهريره روايت شده كه گفت: روز عيد بود، ضعيفان و مسكينان بر در خانه امام(علیه السلام) گرد آمده بودند. مولا علي(علیه السلام) دستور داد كه در بيت المال را بگشايند و سيصد هزار درهم به فقرا انفاق كنند. چون «ابوموسي» فرمان امام را به اجراگذاشت و آن حضرت از مراسم به خانه بازگشت؛ من وارد شدم، ديدم چند قرص نان جو بي روغن آوردند، به امام گفتم: اگر مي فرمودي از آن مال يك درهم را روغن مي خريدم چه مي شد؟امام فرمود:
اي ابوهريره! مي خواهي مرا در روز محشر شرمنده گرداني...
6-انفاق علي(علیه السلام) به اعتراف دشمنان:
انفاق بسيار و بخشش بي حساب او آنچنان زياد بود كه سرسخت ترين دشمنان او (معاويه) نيز اعتراف داشت. با اين كه وي همواره در جهت مشوش ساختن چهره امام در كار دروغ سازي و افترا زدن بود، با اين حال او نمي توانست فضيلت جود و سخاي آن حضرت را انكار كند.
مردي بنام «مخفي بن ابي مخفي ضبي» روزي به معاويه گفت: من از پيش بخيل ترين مردم آمده ام. معاويه بن ابي سفيان گفت: «واي بر تو چگونه مي گويي او بخيل ترين مردم است، حال آن كه اگر او خانه اي از طلا داشته باشد و خانه اي از كاه، طلاي خود را پيش از كاه انفاق خواهد كرد.(20)
7-تهيه مسكن براي مستمندان:
امام علي(علیه السلام) با كار و تلاش فراوان و توليد مناسب، نياز نيازمندان مدينه را برطرف مي فرمود و سالانه چهل هزار دينار درآمد باغ هاي او بود كه در راه خدا به مستمندان مي بخشيد يا در ازدواج جوانان و ترغيبشان به ازدواج و يا تهيه مسكن براي مستمندان استفاده مي كرد.
در تاريخ نوشته شده كه امام خانه هايي مي ساخت و در اختيار مستمندان قرار مي داد بعنوان مثال، امام(علیه السلام) در محله «بني زريق» مدينه چند خانه ساخت و آنها را به خاله هاي خود بخشيد با اين شرط كه پس از آنان وقف مستمندان باشد.

 

پي نوشت ها:

1-الغدير ج 3 ص 222

2- خطبه قاصعه (نهج البلاغه)

3-امالي شيخ صدوق ص 279

4-حكمت عبادت ص 237 «آيت الله جوادي آملي»

5-سفينه البحار «ماده قوا»

6-خطبه 192 نهج البلاغه

7-بحار ج 20 ص 67

8-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 20 ص 316

9-سفينه البحار ج 1 ص 149

10-علل الشرايع ص 14

11-فروع كافي ج 1 ص 37

12-بحار ج 41 ص 33

13-بحار ج 23 ص 19

14-نهج البلاغه- نامه 24

15-مجمع البيان ج 3

16-امالي شيخ صدوق ص 89

17-بحار ج 43 ص 143

18- امالي شيخ صدوق ص 149

19-شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 1 ص 22

20-بحار ج 33 ؛تمام صفحات

منبع: روزنامه کيهان ؛احمد شرفخاني