(عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  توبیخ اصحاب به خاطر سستی ( خطبه شماره 25 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم
برای دسترسی سریع به نامه مورد نظر، شماره نامه را وارد کنید

متن عربی

 

25.وَ مِن خُطبَةٍ لَهُ عَلیهِ السَّلامُ و قد تواترت علیه الأخبار باستیلاء أصحاب معاویة على البلاد، و قدِم علیه عاملاه على الیمن، و هما عبید اللّه بن عباس و سعید بن نَمْرَان لمّا غلب علیهما بُسْرُ بن أبی أرْطَاة، فقام (علیه السلام) على المنبر ضجراً بتثاقل أصحابه عن الجهاد، و مخالفتهم له فی الرأی، فقال:

  1. مَا هِیَ إِلا الْکُوفَةُ، أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا،
  2. إِنْ لَمْ تَکُونی إِلا أَنْتِ،
  3.  تَهُبُّ أَعَاصِیرُکِ، فَقَبَّحَکِ اللّهُ!
  4. و تمثّل بقول الشاعر:
  5. لَعَمْـرُ أَبِیکَ اَلْخَیْـرِ یَا عَمْـرُو إِنَّنِی *** عَلَى وَضَرٍ مِنْ ذا الْاِنَاءِ قَلِیلِ
  6. ثم قال (علیه السلام):
  7. أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْیمَنَ،
  8. وَ إِنِّی وَ اللّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ سَیُدَالوُنَ مِنْکُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ،
  9. وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ،
  10. وَ بِمَعْصِیَتِکُمْ إِمَامَکُمْ فِی الْحَقِّ،
  11. وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فی الْبَاطِلِ،
  12. وَ بِأَدَائِهِمُ الْاَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ،
  13. وَ خِیَانَتِکُمْ،
  14. وَ بِصَلاحِهِمْ فِی بِلادِهِمْ، وَ فَسَادِکُمْ.
  15.  فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَکُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِیْتُ أَنْ یَذْهَبَ بِعِلاقَتِهِ!
  16. اللّهُمَّ إِنِّی قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِی،
  17. وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِی،
  18. فَأَبْدِلْنی بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ،
  19. وَ أَبْدِلْهُمْ بِی شَراًّ مِنِّی،
  20. اللّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ کَمَا یُماثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ،
  21. أَمَا وَ اللّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لی بِکُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنی فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ.
  22. هُنَالِکَ،
  23. لَوْ دَعَوْتَ، أَتَاکَ مِنْهُمْ *** فَــوَارِسُ مِثْــلُ أَرْمِیَــةِ الْحَمِیــمِ
    ثمّ نزل (علیه السلام) من المنبر.

قال السیّد الشریف: أقول: الأرمیة جمعَ رَمِىّ، و هو السحاب، و الحَمیمُ هاهنا: وقت الصیف، و إنّما خصّ الشاعر سحاب الصیف بالذکر، لأنّه أشدّ جفولاً، و أسرع خُفوفاً، لأنّه لا ماء فیه، و إنّما یکون السحاب ثقیل السیر لامتِلائه بالماء، و ذلک لا یکون فى الأکثر إلا زمان الشتاء، و إنّما أراد الشاعر و صفَهم بالسرعة إذا دُعوا، و لإغاثة إذا استُغِیثوا، و الدلیل على ذلکَ، قوله: «هنالِکَ لو دعوت، أتاک منهم...»


متن فارسی

25.از خطبه هاى آن حضرت است هنگامى که اخبار متواترى از گوشه و کنار به امام (علیه السلام) رسید که اصحاب معاویه، بر پاره اى از بلاد، استیلا یافته اند. عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران، فرمانداران امام (علیه السلام) در یمن، پس از غلبه بُسْربن اَبى اَرْطَارة بر آن جا، نزد امام (علیه السلام) بازگشتند. امام (علیه السلام) براى توبیخ و سرزنش اصحابش به دلیل مسامحه در جهاد و تخلّف از دستوراتش، بر منبر ایستاد و این سخن را ایراد فرمود:

  1. علت شکست ملت ها: براى حکومت من، جز کوفه که آن را جمع مى کنم و یا مى گشایم، باقى نمانده است. اى کوفه!
  2. اگر تنها تو (سرمایه من در برابر دشمن) باشى،
  3. آن هم با این همه طوفان که دارى، چهره ات زشت باد (و اى کاش تو هم نبودى)!
  4. سپس امام (علیه السلام) به گفته شاعر، تمثّل جست (که تقریبآ فارسى آن چنین مى شود):
  5. به جان پدر نیکوکارت ـ اى عمرو! ـ سوگند! که من فقط سهم اندکى از آن پیمانه دارم. (این کلام، اشاره به این دارد که بر اثر نافرمانى و عصیان مردم کوفه و عراق، توان من براى حکومت و مبارزه با دشمن، کاهش یافته است).
  6. علل پیشرفت و پیروزى ملت ها: سپس چنین فرمود: به من خبر رسیده که بُسر (بن اَرطاة) بر یمن تسلّط یافته است.
  7. به خدا سوگند! یقین دارم که این گروه (ستمگر و خونخوار) به زودى بر همه شما مسلّط مى شوند و حکومت را از شما خواهند گرفت،
  8. به دلیل این که آن ها در امر باطل خود، متّحدند
  9.  و شما در امر حق خود، پراکنده اید.
  10. شما در امر حق، پیشواى خود را نافرمانى مى کنید،
  11. در حالى که آن ها در امر باطل، مطیع فرمان پیشواى خویش اند.
  12. آن ها به رییس خود، اداى امانت مى کنند،
  13.  در حالى که شما خیانت مى کنید.
  14. آن ها در اصلاح شهرها و دیار خود مى کوشند،
  15.  در حالى که شما مشغول فسادید (به این ترتیب، آن ها داراى اتحاد و انضباط و امانت و اصلاح در بلاد خویش اند و شما در تمام این ها، عکس آن ها هستید).
  16. من چگونه مى توانم به شما اعتماد کنم، در حالى که اگر قدحى را به رسم امانت به یکى از شما بسپارم، از آن بیم دارم که دسته یا بندِ آن را برباید؟
  17. نفرین بر مردم منافق: خداوندا! من از آن ها خسته شده ام و آن ها نیز از من (که هماهنگى با نیّات شومشان ندارم) خسته شده اند.
  18. من از آنان ملول گشته ام و آنان نیز از من ملول گشته اند؛
  19. پس به جاى آنان، افرادى بهتر به من عنایت فرما!
  20. و به جاى من، شخص بدى را بر سر آن ها مسلّط فرما.
  21. خداوندا! دل هاى آن ها را (از غم و اندوه) ذوب کن آن گونه که نمک در آب ذوب مى شود!
  22. بدانید ـ به خدا سوگند ـ دوست داشتم به جاى شما، یک هزار مرد سوار از قبیله بنى فراس بن غنم (که شجاع و وفادارند) مى داشتم.
    (سپس امام (علیه السلام) در وصف آنان به این شعر متمثّل مى شود:)
  23. هُنَالِکَ، لَوْ دَعَوْتَ، أَتَاکَ مِنْهُمْ *** فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِیَةِ آلْحَمِیمِ
    اگر آن ها را بخوانى، سوارانى مانند ابرهاى تابستانى (سریع و تندرو) به سوى تو مى آیند.

سپس امام (علیه السلام) (خطبه را پایان داد و) از منبر فرود آمد.

سیّد رضى(رحمه الله) مى گوید: «أرمیَةِ» جمع رَمى (بر وزن شَقى) به معناى «ابر» است. و «حمیم»، در این جا به معناى «وقت تابستان» است. و این که شاعر در این جا روى ابرهاى تابستانى تکیه کرده، به این دلیل است که آن ها سریع تر و سبک بارترند؛ چرا که آب چندانى همراه ندارند، ولى ابرهایى که پرآب اند، آهسته تر حرکت مى کنند و این غالبآ در فصل زمستان است. و منظور شاعر این بوده که آن ها را توصیف به سرعت در هنگام فراخوانى و فریادرسى و هنگام طلب فریادرس کند. و شاهد آن، مصرع نخست این بیت شعر است.

 

قبلی بعدی