رترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  معارف نهج البلاغه (اشعار)  >  تاثیر نهج البلاغه در شعر ناصر خسرو

تاثیر نهج البلاغه در شعر ناصر خسرو

قسمت اول
هر چند تو را خوش آمد این خانه باقی نشوی تو اندر این فانی
بیرون کندت خدای ازو گرچه بیرون نشوی تو زو به آسانی ...
 
مقدمه:
عصر ناصر خسرو در حقیقت، عصر شکوفایی فرهنگ اسلامی است و سده های چهارم و پنجم هجری را می توان دوران کلیدی فرهنگ اسلامی دانست، زیرا در این دوره علم و فلسفه و معارف اسلامی به اوج شکفتگی رسید و دانشوران صاحب نامی همچون فارابی، ابن سینا، ابوریحان، ابوعلی ومسکویه و «جمعیت اخوان الصفا» پیش آهنگان فکر و فلسفه و کلام و فقاهت به شکوفایی رسیدند، به گونه ای که پرتو آن در سراسر دنیای آن روز گسترش یافت.
در این عصر، تجربه های تازه ای از طریق برخورد عقاید و آرای کلامی نیز پدید آمد و هرچند از دوره حاکمیت غزنویان، کلام اشعری که برداشتی راکد و ایستا از اسلام بود. چیرگی یافت و برای مذاهب پیشتاز و پویا میدان و مجال بسیار تنگ شد و لی به علت رشد اندیشه و بالندگی فکر و فرهنگ، فرقه های عقل گرا پنهانی به فعالیت خود ادامه دادند و با سلاح دانش و آگاهی با مخالفان خود از در ستیز در آمدند.
دسته ای از شیعیان نیز در بخش های شمالی رشته کوه البرز و کرانه های مازندران با تشکیل حکومتهای شیعه مذهب آل بویه، زیاریان و دیلمیان، قدرت سیاسی چشمگیری به دست آوردند و در کنار آن، فرقه فاطمیان در مصر و شام، حکومت الهی بر مبنای تعلیمات مذهب شیعه تشکیل دادند که «ناصر خسرو» بزرگترین شاعر این دوره در میانه عمر به خدمت این تشکیلات درآمد و مامور تبلیغ تشیع گردید و لقب حجت گرفت.
بی تردید از میان شاعران قصیده پرداز فارسی، ناصر خسرو سرگذشتی شگفت انگیز و شنیدنی دارد. دوران کودکی او مصادف با اوج حکومت غزنوی و دوران جوانی او نیز مقارن با راه یافتن او به دیار پس از کسب دانش و کمال و حفظ قرآن مجید و ورزیدگی در کار دبیری و دوران میان سالی او هم زمان با فرونشستن از همه علایق و خواسته ها به واسطه بیداری از خواب چهل ساله و ورود به دنیای معنویت و تبلیغ مذهب شیعی، فاطمی و در اواخر عمر مصادف با آوارگی و تبعید و پناه بردن به دره یمگان بود.
در زبان فارسی نخستین گوینده ای که شعر را در خدمت فکر اخلاقی و اجتماعی و در راستای اندیش های مکتبی قرار داد، حکیم ناصر خسرو بود.
در سراسر دیوان عظیم و گران قدر او، نه یک سطر ستایش (جز مدح بزرگان دین و خلفای فاطمی)، نه یک بیت در وصف معشوق و نه حتی حرفی از دلبستگی های عادی زندگی یافت می شود. در دیوان او حتی وصف طبیعت نیز اندک است و هرچه هست سخن ازخرد و دین و اعتقاد و علم و جویندگی و حقیقت نگری و کمال انسانی و سجایا و وارستگی هاست.
کلامش بسیار سرد اما روشن و بیدار کننده است و گاهی دانش های زمان خود را از فلسفه و پزشکی و زیست شناسی گرفته تا نجوم و الهیات و حکمت و سایر علوم، همه را در یک قصیده جای می دهد. او بدین وسیله، اسرار خلقت و حکمت وجود را اثبات و بیان می کند و قدرت بیان و والایی معنا و صداقت و سوز دل، شعر او را دلنشین می سازد و تأثیر سخنش را بیش از حد تصور بالا می برد.
از سوی دیگر ، کتاب گرانقدر نهج البلاغه از امهات کتب شیعه و چشمه ی زایا و جوشانی است که کندوکاو در آن باعث زایندگی و پویایی روحی شده و اتصال به آن هموار کننده ظهور دریای عمیق معارف الهی و اسلامی در درون انسانهاست ، زیرا که نهج البلاغه رهنمون یک نسل و یک قرن نبوده بلکه راه گشای همه نسل ها و در همه عصرهاست و کتاب نفیسی است که تجلیگاه عشق ، شناخت ، سیاست و انسانیت ، حکومت و عدالت و حکمت و تربیت، عبادت ، فصاحت و بلاغت است. چون این کتاب از زبان علی (ع) پرورش یافته و در آغوش پر مهر پیامبر (ص) و سیراب شده از منبع جوشان وحی و رشد یافته در خانه قرآن نقل شده است.
در این مقال کوتاه برآنیم تا با عنایت به تقارن ایام زندگی ناصر خسرو و سیدرضی، جامع نهج البلاغه و با توجه به عشق و ارادت و محبت ویژه و قائل شدن مقام والا و خاص برای خاندان پیامبر (ص) خاصه حضرت علی (ع) در قصایدش با علم بر این موضوع که هدف غایی امام عارفان و مولای متقیان در بیان احادیث با موضوعات مختلف ، ساختن انسان و جامعه ایده آل و آرمانی و توصیه های اخلاقی آن در جهت نیل به نیک نامی و نیک بختی عقباست و از جانب دیگر دیوان ناصر خسرو سرشار از پند و اندرز بر پایه مذهب و حکمت است و مخاطبان را به فضایلی هم چون زهد و طاعت و خرسندی و قناعت طبع و فروتنی و دانش و حقیقت جویی دعوت و از رذایلی همچون پیروی از نفس ، دروغ و ریا و حرص و آزمندی و خواب و خور و دنیا پرستی و تکبر و نادانی و ستمکاری نهی می کند ، نمونه هایی از تأثیرات نهج البلاغه بر اشعار ناصر خسرو در قالب مقاله ای با عنوان «تجلی نهج البلاغه در شعر ناصر خسرو» را بررسی می کنیم. باشد قبول طبع افتد.
بیت
خداوندی که در وحدت قدیمست از همه اشیاء
نه اندر وحدتش کثرت به محدث زین همه تنها
دیوان ناصی خسرو، صفحه1
با این حدیث: مع کل شی ء لا بحقارنه و غیر کل شی ء لا بمزایله (خطبه نهج البلاغه)
بامر چیزی هست ولی هم نشین و یار آن نیست، و مغایر با همه چیز است اما نه این که از آن جدا و ناآشنا باشد. چیزی از حیطه قدرت و آگاهی او بیرون نیست. در خصوص رابطه خداوند با خلق تطابق دارد.
عشق و ارادت حکیم ناصر خسرو به خاندان اهل بیت خاصه حضرت علی (ع) وصف ناپذیر است. مطابقت این ابیات ناصر خسرو رابا عبارت نهج البلاغه ببینید:
ره سرّ یزدان که داند؟ پیمبر
پیمبر سپرده است این سر به حیدر
صفحه 308 دیوان
عیبه اسرار نبی بود علی
روی سوی عیبه اسرا کن
صفحه 214 دیوان
جز که علی را پس از رسول کرا بود
آن که خلافت به دو رسید ز بنیاد
همچو یکی یارزی رسول کرا بود
آن که برادرش بود و بن عم و داماد
دیوان ناصر خسرو/ 302
با احادیث :
اَهلُ البیت هُم موضعِ سِرَه... و عَیبه عِلمِه (خطبه 10نهج البلاغه)
اهل بیت (ع) آنان جایگاه اسرا خدا و... مخزن دانش های اویند. هُم مَوضعُ سِرّه وَ لَجَا امره و عیبه علمه. ولَهم خصایُصُ حقّ الولایه (خطبه 4 نهج البلاغه)
اهل بیت جایگاه اسرار الهی، تکیه گاه او امر پروردگار و ظرف علم خدا هستند. و ویژگی های حکومت و ولایت مخصوص آنهاست.
بیت:
راه تو بازی خیر و شر، هر دو گشاده ست
خواهی ایدون گرای و خواهی ایدون
دیوان ناصر خسرو/ صفحه8
با حدیث: الیومَ توافقُنا علی سبیلِ الحق و الباطل
(خطبه 5 نهج البلاغه)
امروز ما بر سر دوراهی حق و باطل قرار گرفته ایم. ( در خصوص شناخت حق و باطل، ارتباط مفهومی دارد.)
حکیم ناصر خسرو شعار دهندگان و بی عملان را به سختی نکوهش و مذمت نموده است و آن را زیر تیغ انتقاد به شدت سرزنش می کند.
ابیات:
در خور قول نکو باید کردنت عمل
تو ز گفتار عقابی و به کردار ذُباب
قول را نیست ثوابی چو عمل نیست بر او
ایزد از بهر عمل کرد ترا وعده ثواب
عملت کو؟ به عمل فخر کن ایرا که خدای
با تو از بهر عمل کرد به آیات خطاب
دیوان ناصر خسرو/ صفحه289
با حدیث: کلامُکم یوهی الصُمَ الصّلاب. وَ فعلکُم یُطمعُ فیکم الاعداء. تقولونَ فی المجالسِ لَیتِ و کیت فاذا جَاء اَاقتالُ قُلتُم حیدی حیاد
(خطبه 29 نهج البلاغه)
گفتار و شعارهای شما سنگ سخت را در هم بکوبد ولی کردار شما به خاطر ضعف و زبونی شما، در رابطه با نبرد چنین و چنان می گویید؛ لکن هنگام نبرد می گویید: ای جنگ، دست از سر ما بردار و از ما دور شو. (در نکوهش از اشعار زدگان بی عمل تناسب دارد).
حکیم ناصر خسرو در عین دعوت به زهد و طاعت و قناعت طبع به شدت با زهد مأبی مخالفت ورزیده و آن را نکوهش کرده است.
بیت:
ای ناتوان شده به تن و برگزیده زهد
زاهد شدی کنون که شدی سست و ناتوان
دیوان ناصر خسرو/500
با حدیث:وَ مِنهُم مَن ابعَدهُ عن طلب المُلک ضؤُوله نفسه و انقطاعُ سَببه، فقصرتُه الحالُ علی حاله فتحلّی باسمِ القناعهِ وتزیَن بلباس اهلِ الزهَادهِ ولَیس مِن ذلِک فی مزاح و لا مَغدی.(خطبه 32 نهج البلاغه)
احساس حقارت و عدم زمینه، برخی ازانسان ها را از دسترسی به ملک و مقام باز داشته است. اینان خود را به زیور قناعت آراسته و به لباس زهد در آمده اند و حال آنکه در باطن، نه روز و نه شب اهل زهد و قناعت می باشند.
بیت:
این آرزو، ای خواجه اژدهائیست
بدخو که ازین بتر اژدها نیست
دیوان ناصر خسرو/ صفحه 116
با این کلام امام علی (ع): ایها الناسُ انّ اَخوفَ ما اخافُ علیکم اثنانِ: اتباعُ الهوی و طولُ الأمَلِ. فأمّا اتباع الهوی فَیَصُدُ عَنِ الحقَ. (خطبه 42. نهج البلاغه)
ای مردم! ترسناک ترین چیزی که بر شما می ترسم دو چیز است:
یکی هواپرستی و آن دیگری آرزوهای طولانی است، اما پیروی از هوای نفس از حق باز می دارد. (در مذمت و نکوهش آمال و آرزوهای طولانی محال تناسب دارد.)
• فانی بودن دنیا و بی اعتباری آن و گذران عمر را می توان از مقایسه این ادبیات با نهج البلاغه فهمید:
هر چند تو را خوش آمد این خانه
باقی نشوی تو اندر این فانی
بیرون کندت خدای ازو گرچه
بیرون نشوی تو زو به آسانی
دیوان ناصر خسرو.ص59
جای رنج و اندوهست این ای پسر
جای آسانی و شادی دیگرست
دیوان ناصر خسرو.ص34
جهان معدن رنج و غم و تاریکیست
نور و شادی و بهی نیست درین معدن
دیوان ناصر خسرو.ص36
بیهوده چه داری طمع درین جای
آرام؟ که این نیست جای آرام
دیوان ناصر خسرو.ص68
احوال جهان گذرنده، گذرنده ست
سرما ز پس گرما، سرّا پس ضرّا
دیوان ناصر خسرو.ص4
ناز دنیا گذرنده ست و ترا گر بِهُشی
سزد آر هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
دیوان ناصر خسرو.ص111
ره گذار است این جهان ما را بدو، دل در مبند
دل نبندد هوشیار اندر سرای ره گذر
دیوان ناصر خسرو.ص175
با احادیث:
والدّنیا دارّمُنیَ لَها الفَناءُ (خطبه 45 نهج البلاغه)
دنیا، خانه ای است ه فنا و زوال از ویژگی های ذاتی آن است.
الّا و انّ الدّنیا قَد تَصَرّمَت و اَذَنَت بانقضاء (خطبه 59 نهج البلاغه)
دنیا، پایان یافته و ختم خود را اعلان داشته و به سرعت عقب گرد، کرده است.
چو تو سالار دین و علم گشتی
شود دنیا رهی پیش تو ناچار
دیوان ناصر خسرو. صفحه19
مااَصِفُ مِن دار اَوَلُها عَناء و آخرُها فناءَ (خطبه 82 نهج البلاغه)
چگونه خانه ای را که آغاز زندگی در آن سختیو پایان آن نیستی است بستایم. دریافت نمود. برای پی بردن به ارزش اطاعت و عمل و دعوت به پیشه سازی تقوای الهی این بیت در خور توجه است:
توشه از طاعت یزدانت همی باید کرد
که درین صعب سفر، طاعت او توشه ماست.
دیوان ناصر خسرو. صفحه20
با حدیث:
فاتقو الله... و استظهر زادالیوم رَحیله و وجه سبیله (خطبه 83 نهج البلاغه)
تقوای الهی را پیشه خود سازید، همانند کسی که توشه ای برای روز حرکت و روز نیازمندی فراهم می آورد.
• دعوت به راست گویی و نکوهش از دروغ گویی:
جز راست مگوی گاه و بیگاه
تا حاجت، نایدت به سوگند
گنده است دروغ ازو حذر کن
تا پاک شود دهانت از گند
دیوان ناصر خسرو. صفحه23
راستی در کار برتر حیلتست
راستی کن تا نیایدت احتیال
چون فرود آمد به جایی راستی
رخت بر بندد ز آنجا افتعال
دیوان ناصر خسرو. صفحه73
و شر القولِ الکَذِبَ (خطبه 84 نهج البلاغه)
خطرناک ترین گفتار، دروغ گویی است.
الصادقُ علی شَفا مَنجاه و کرامه (خطبه 86 نهج البلاغه)
انسان راستگو بر کرانه نجات و بزرگواری قرار دارد.

www.helal.ir