(مردمى را در مرگ يكى از خويشاوندانشان چنين تسليت گفت) مْردن از شما آغاز نشده ، و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين دوست شما به سفر مى رفت، اكنون پنداريد كه به يكى از سفرها رفته ؛ اگر او باز نگردد شما به سوى او خواهيد رفت.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >   ترجمه ( علی اصغر فقیهی)  >  به محمد بن ابوبکر ( نامه شماره 27 )

خطبـه ها
نامـــه ها
حکمت ها
غرائب الکلم

متن عربی

27.و من عهد له (علیه السلام) إلی محمد بن أبي بکر رضي الله عنه حين قلده مصر :
فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَک وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَک وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَک وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ حَتَّی لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِک لَهُمْ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِک عَلَيْهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی يُسَائِلُکمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ الصَّغِيرَةِ مِنْ أَعْمَالِکمْ وَ الْکبِيرَةِ وَ الظَّاهِرَةِ وَ الْمَسْتُورَةِ فَإِنْ يُعَذِّبْ فَأَنْتُمْ أَظْلَمُ وَ إِنْ يَعْفُ فَهُوَ أَکرَمُ وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْيَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ فَشَارَکوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ وَ لَمْ يُشَارِکوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي آخِرَتِهِمْ سَکنُوا الدُّنْيَا بِأَفْضَلِ مَا سُکنَتْ وَ أَکلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُکلَتْ فَحَظُوا مِنَ الدُّنْيَا بِمَا حَظِيَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ وَ أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَکبِّرُونَ ثُمَّ انْقَلَبُوا عَنْهَا بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَتْجَرِ الرَّابِحِ أَصَابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ وَ تَيَقَّنُوا أَنَّهُمْ جِيرَانُ اللَّهِ غَداً فِي آخِرَتِهِمْ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ لَا يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيمٍ وَ خَطْبٍ جَلِيلٍ بِخَيْرٍ لَا يَکونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً أَوْ شَرٍّ لَا يَکونُ مَعَهُ خَيْرٌ أَبَداً فَمَنْ أَقْرَبُ إِلَی الْجَنَّةِ مِنْ عَامِلِهَا وَ مَنْ أَقْرَبُ إِلَی النَّارِ مِنْ عَامِلِهَا وَ أَنْتُمْ طُرَدَاءُ الْمَوْتِ إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخَذَکمْ وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَککمْ وَ هُوَ أَلْزَمُ لَکمْ مِنْ ظِلِّکمْ الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيکمْ وَ الدُّنْيَا تُطْوَی مِنْ خَلْفِکمْ فَاحْذَرُوا نَاراً قَعْرُهَا بَعِيدٌ وَ حَرُّهَا شَدِيدٌ وَ عَذَابُهَا جَدِيدٌ دَارٌ لَيْسَ فِيهَا رَحْمَةٌ وَ لَا تُسْمَعُ فِيهَا دَعْوَةٌ وَ لَا تُفَرَّجُ فِيهَا کرْبَةٌ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَشْتَدَّ خَوْفُکمْ مِنَ اللَّهِ وَ أَنْ يَحْسُنَ ظَنُّکمْ بِهِ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُمَا فَإِنَّ الْعَبْدَ إِنَّمَا يَکونُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِرَبِّهِ عَلَی قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْ رَبِّهِ وَ إِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ ظَنّاً بِاللَّهِ أَشَدُّهُمْ خَوْفاً لِلَّهِ وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي بَکرٍ أَنِّي قَدْ وَلَّيْتُک أَعْظَمَ أَجْنَادِي فِي نَفْسِي أَهْلَ مِصْرَ فَأَنْتَ مَحْقُوقٌ أَنْ تُخَالِفَ عَلَی نَفْسِک وَ أَنْ تُنَافِحَ عَنْ دِينِک وَ لَوْ لَمْ يَکنْ لَک إِلَّا سَاعَةٌ مِنَ الدَّهْرِ وَ لَا تُسْخِطِ اللَّهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ فَإِنَّ فِي اللَّهِ خَلَفاً مِنْ غَيْرِهِ وَ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ خَلَفٌ فِي غَيْرِهِ صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ کلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِک تَبَعٌ لِصَلَاتِک .
وَ مِنْهُ : ‏فَإِنَّهُ لَا سَوَاءَ إِمَامُ الْهُدَی وَ إِمَامُ الرَّدَی وَ وَلِيُّ النَّبِيِّ وَ عَدُوُّ النَّبِيِّ وَ لَقَدْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ( صلی الله عليه وآله ) إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِکاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِک فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْکهِ وَ لَکنِّي أَخَافُ عَلَيْکمْ کلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تُنْکرُونَ .

 


متن فارسی

بخشی از عهد و سفارشی است از اميرالمومنين (علیه السلام)به محمد پسر ابوبکر در آن هنگام که او را متصدی امور مصر کرد:

پس بال خود را برای ايشان (يعنی مردمی که تصدی امور آنان به تو سپرده شده) پهن کن و بگستر (کنايه از اينکه با همه فروتن باش ) و پهلوی خود را برای آنان، باز کن (با گشاده رويی با ايشان برخورد کن و با روی باز و خوی خوش با آنان رفتار نما) در همه امور، حتی در نگريستن و نگاه کردن آنها را برابر دار، (و هيچ تفاوتی، ميان فقير و غنی و مرئوس و رئيس مگذار) تا بزرگان و قدرتمندان در ظلم تو درباره ضعيفان، به سود خود، طمع نورزند و ضعيفان در دادگری تو نسبت به خود، نااميد نگردند که به راستی، خدای تعالی از شما گروه بندگان خود، از اعمالتان، چه کوچک و چه بزرگ و چه آشکار و چه نهان بازخواست می کند، پس اگر عذاب کند، برای اين است که شما ستمگرتر از ديگران هستيد و اگر ببخشايد، به اين علت است که او کريمترين کريمان است.
 ای بندگان خدا، بدانيد که پرهيزگاران، از نعمتهای دنيای زودگذر و آخرتی که به دنبال دنيا فرا می رسد بهره مند شدند و بنابراين با دنيای دنياداران شريک گرديدند اما علاقه مندان به دنيا، در آخرت پرهيزگاران شريک نشدند، آنان (يعنی پرهيزگاران) در بهترين منزلها ساکن شدند و بهترين خوردنيها را خوردند و از دنيا همان بهره ای را بردند که متنعمان بردند، و همان را از دنيا دريافت کردند که گردنکشان و متکبران دريافت داشتند، و بعد از آن با توشه ای که آنان را به مقصد رساند و با داد و ستدی که برای ايشان سود بياورد از اين دنيا رفتند، آنها از لذت برکنار بودن از دنيايی که در آن می زيستند برخوردار شدند، و در يقين بودند که فردا در آخرت خود در جوار رحمت الهی خواهند زيست، که هيچ درخواستی از طرف ايشان از درگاه خداوند رد نمی شود و از هر سهمی از لذت که استحقاق آن را دارند کاسته نمی گردد.
 پس ای بندگان خدا، از مرگ و نزديک بودن آن حذر کنيد و آنچه آماده کردن آن، هنگام مرگ ضرورت دارد (از قبيل اطاعت از اوامر الهی و انجام اعمال نيک و ترک منهيات الهی) تهيه نماييد، که به راستی مرگ امری عظيم و کار ی بزرگ با خود برای انسان می آورد اگر با خير و خوشی فرا رسد چنان خيری است که هرگز شری با آن نخواهد بود و اگر با شر و ناخوشی فراز آيد شری است که هيچگاه خيری با آن همراه نمی گردد بنابراين چه کسی نزديکتر است به بهشت از آن کس که برای رسيدن به آن به عمل می پردازد؟ و چه کسی نزديکتر است به دوزخ از آن کس که برای رفتن به طرف آن عمل می کند؟ و (بدانيد که) شما رانده شدگان مرگيد (مرگ شما را از وطنتان دور می سازد) اگر در برابر آن بايستيد شما را می گيرد و اگر از مقابل آن، بگريزيد، به شما می رسد مرگ بيشتر از سايه شما، همراهتان می باشد مرگ به موهای بالای پيشانی شما بسته شده و از شما جدا نمی گردد، دنيا پس از شما به هم پيچيده می شود (آنچه در دنيا بر شما گذشته پيچيده و کنار گذاشته می شود) بنابراين از آتشی که ژرفای آن زياد و حرارت آن شديد و عذاب آن تازه به تازه است ، حذر کنيد (دوزخ) سرايی است که رحمت و مهری در آن يافته نمی شود و درخواستی در آن پذيرفته نمی گردد، از غم و اندوه، در آن، گشايشی نيست اگر توانايی داريد، که ترستان از خشم خدا شدت يابد و اين که گمان شما درباره رحمت او نيکو گردد آن دو را با هم گرد آوريد، (که هم از خشم خدا بترسيد و هم به رحمت او اميدوار باشيد) که به راستی، جز اين نيست که گمان نيکوی بنده به پروردگارش به قدر ترس او از پروردگار خود می باشد و همانا بهترين مردم از جهت داشتن گمان نيکو به خدا شديدترين ايشان است از جهت ترس از خدا.
 بدان، ای محمد پسر ابوبکر که به راستی، من تو را به بزرگترين سپاههای خود از نظر خود من يعنی مردم مصر ولايت دادم پس تو حق داری که با نفس خود به مخالفت برخيزی و اينکه در راه دينت جهاد کنی و از آن دفاع نمايی اگرچه لحظه ای بيش از عمرت باقی نمانده باشد.
 ديگر آنکه با خشنود ساختن يکی از خلق خدا، او را (خدا را) به خشم نياوری که همانا در قدرت خداست که به جای آن کس ديگری را عوض قرار دهد، اما در قدرت آن فرد مخلوق نيست که برای او (يعنی خدا) عوضی بيابد، (ای محمد) نماز را در وقت معين آن ، بگزار و به علت فارغ بودن از کار در ادای آن پيش از وقت معين شتاب مکن همچنين، نماز را به خاطر سرگرم کار بودن از وقت معين، به تاخير مينداز و بدان که هر يک از اعمال تو تابع نماز است (نماز نسبت به ديگر اعمال، اصل می باشد).
از همين نامه است: پس به راستی، پيشوايی که هدايت می کند و آنکه به راه هلاکت می برد و نيز دوست پيامبر با دشمن آن حضرت برابر نيستند و هر آينه و به تحقيق پيغمبر صلی الله عليه و آله، به من فرمود: همانا من نه از طرف مومن بر امتم بيمناکم و نه از ناحيه مشرک، اما مومن، پس ايمانش او را از کاری که به زيان امت باشد مانع می گردد، اما مشرک، پس خداوند او را به سبب شرک وی خوار می سازد و از عمل زشت وی جلوگيری می کند، ليکن من از هر منافقی که نفاقش را در دل نهان می سازد بيمناکم، آن که زبانش به امور دينی گويا و عالم است، به زبان چيزهايی را می گويد که شما می شناسيد و می پسنديد اما در عمل کارهايی را انجام می دهد که شما زشت می داريد و انکار می کنيد.

 

قبلی بعدی