دانش، ميراثى گرانبها ، و آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى شفاف است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

امام علی(ع) هیچ گاه در انتصابات، رفاقت و خویشاوندی را مدنظر نداشت

1401/02/25

حجت الاسلام محسن قنبریان گفت: انتخاب افراد ناشی و ناتوان، باعث اختلال در مدیریت و موجب تباهی می‌شود، ناتوانی کارگزار، به مدیریت آسیب می‌رساند.

خبرگزاری مهر-گروه دین و آئین- : عدالت وجه تمایز بین شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی بوده است. تلاش‌های فلسفی، کلامی، فقهی و اخلاقی برای تبیین ماهیت و شاخصه‌های عدالت، بخش بزرگی از تلاش‌های علمی شیعیان را تشکیل داده است. انسان علاوه بر زندگی فردی مسئولیت‌های گوناگون اجتماعی را نیز دارا بوده و ملزم به رعایت آنها است. یکی از این مسئولیت‌ها در بعد اقتصادی تعریف شده که از اساسی‌ترین مسائل حکومت‌ها و حیات جامعه به شمار می‌آید. حکومت امام علی (علیه السلام) به عنوان نمونه ماندگاری از نظام مطلوب اقتصادی در تاریخ اسلام رهیافت‌های مناسبی را برای مدیران اقتصادی جامعه امروز عرضه می‌کند. نظام حکومتی و تدابیر حقوقی امام علی (علیه السلام) به دلیل شخصیت خرد مدار امام و نیز قلمروی گسترده و متکثر تحت حاکمیت ایشان که تا پیش از زمامداری امام به انواع جرایم و انحرافات اجتماعی و اقتصادی آلوده شده بود می‌تواند الگوی مناسبی جهت برنامه‌ریزی در راستای اولویت بخشی کنترل و یا کاهش جرایم در کشور ما باشد.

از این روی و برای آشنایی با سیره امام علی (علیه السلام) در عزل و نصب کارگزاران نظام با حجت الاسلام والمسلمین محسن قنبریان، کارشناس مذهبی و استاد حوزه علمیه قم به گفتگو پرداختیم که حاصل آن را در ادامه می‌خوانید:

حجت الاسلام و المسلمین محسن قنبریان استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه هر جامعه‌ای برای اینکه بتواند روی سعادت ببیند و امور آن اصلاح گردد باید از کارگزاران لایق و متعهد بهره گیرد. گفت: همه حکومت‌ها برای پیشبرد جامعه خود به سمت تعالی و پیشرفت می‌کوشند تا از کارگزاران لایق و متعهد بهره گیرند، اما هیچکس مانند امام علی (علیه السلام) این قدر نسبت به امور کارگزاران خود حساسیت و دقت به خرج نمی‌دهد. این واقعیت را می‌توان از نامه‌ها و خطبه‌های گوناگون حضرت به کارگزاران و والیان حکومتی در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و دینی جستجو کرد. فرمان‌ها و دستوراتی که از جامعیت فوق‌العاده بی نظیر برخوردار بود، در تمامی نامه‌ها و عهدنامه‌های حضرت به کارگزاران ملاحظه می‌شود، همچنین مسئله رعایت تقوا و ترس از خدا و توجه به آخرت از مواردی بود که به آن توجه می‌شد.

وی افزود: اما پس از نصب کارگزاران برخی از آنها به دلایل مختلف با امام همراهی نکردند و یا شرایط زمان و مکان برای انتخاب کارگزاران مناسب برای حضرت فراهم نبود. عزل و نصب برخی از کارگزاران به جبر زمانه و یا اصرار اصحاب یا پافشاری مردم در پذیرش کارگزار و تحمیل بر امام بود. موانع و محدویت‌های بسیاری برای امام علی وجود داشت.

قنبریان خاطرنشان کرد: با اینکه امام علی وزیر و مشاور و همراه پیامبر بود اما پس از پیامبر کارگزار خلفا نبود و هیچ منصب رسمی کارگزاری در دوران خلفا نداشت جز مشاوره به صورت غیر رسمی. وقتی حضرت به خلافت رسید ملاک‌ها و معیارهایی را برای کارگزاران حکومت پیشنهاد کرد که با ملاک‌ها و معیارهای زمان خلفا تفاوت داشت.

ملاک‌ها و معیارهای انتخاب کارگزاران حکومت از نظر امام علی (علیه السلام)

وی با بیان اینکه امام علی (علیه السلام) هیچ گاه در عزل و نصب کارگزاران خود، مسئله رفاقت و خویشاوندی را مد نظر قرار نمی‌داد و روش سیاستمداران دنیاپرست را که تنها در راستای تمامی حکومت خود عمل می‌کردند نداشت، عنوان کرد: بلکه تنها به رضای خدا می‌اندیشید و مصلحت مردم را در نظر داشت. در اندیشه سیاسی امیر مؤمنان علی (علیه السلام) هیچ خطری برای جامعه اسلامی، بیشتر از خطر بر سرکار آمدن افراد فاقد اهلیت و کم صلاحیت نیست. او بیم داشت که افراد ناصالح و نالایق زمام امور مملکت را به دست بگیرند و جامعه را به سمت تباهی و سقوط بکشانند. به همین جهت هنگام گماردن مالک اشتر به حکومت مصر در نامه به مصریان، چنین هشدار داده است: «لکنّنی آسی أن یلی أمر هذه الأمّة سفهاؤها و فجّاؤها و فجّارها فیتّخنو امال اللّه دولا و عباده خولا و الصّالحین حربا و الفاسقین حزبا؛ من بیم دارم که نابخردان و نابکاران زمام امور این ملت را به دست گیرند و مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را بردگان خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند.»

این استاد حوزه علمیه قم گفت: حضرت همیشه مردم را به مسئله کارگزاران توجه می‌دادند و می‌فرمودند که: «بی گمان مردم هلاک شدند آنگاه که پیشوایان هدایت و پیشوایان کفر را یکسان شمردند و گفتند: هر که به جای پیامبر نشست چه نیکوکار باشد چه بدکار، اطاعت او واجب است. پس سبب هلاک شدند. خدای سبحان فرموده است: «پس آیا مسلمانان را همچون بدکاران قرار خواهیم داد، شما را چه شده است، چگونه داوری می‌کنید؟» بنابراین جا دارد در اینجا به بررسی معیارهای حضرت در انتخاب کارگزاران حکومتی بپردازیم.

وی افزود: یکی از مزایای کارگزار حکومتی شایسته، پیشگامی او در اسلام و نهضت اسلامی است. این پیشگامی در اسلام را، قرآن کریم ستوده است: «و السابقون السابقون اولئک المقربون.» امام علی (علیه السلام) با توجه به منطق قرآن کریم به مالک اشتر می‌فرمایند: «و توخّ منهم أهل التّجربة و الحیاء من أهل البیوتات الصّالحة و القدم فی الإسلام المتقدّم؛ کارگزاران شایسته را در میان گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندان‌های صالح، آنها که در اسلام سابقه‌ای دیرین دارند.»

قنبریان با اشاره به موضوع سوابق خانوادگی در تصمیم گیری های امیرالمومنین (علیه السلام) در خصوص عزل و نصب کارگزاران عنوان کرد: این مسئله نیز از دید امیر مؤمنان (علیه السلام) پنهان نمانده است و بارها مسئله صلاحیت خانوادگی کارگزاران را به مالک گوشزد کرده است و از وی خواسته که در انتخاب قضات و وزرای خود به خانواده‌های آنان نیز توجه کند. مولا علی (علیه السلام) در دو نامه به مالک اشتر در خصوص گزینش کارگزاران و فرماندهان نظامی فرموده است: «ثمّ الصق بنوی الأحساب و أهل البیوتات الصّالحة و السّوابق الحسنة؛ پس، از سپاهان خود کسی را بگمارد که دارای گوهری نیک و خاندان پارسا و صالح و سابقه نیک هستند.»

وی افزود: حضرت در خصوص حیا و عفت گفت: در این زمینه می‌فرمایند: «و من قلّ حیاؤه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النّار» «هرکس حیایش، کم باشد، پارسایی و ورع او کم می‌شود و هرکس پارسایی اش، کم باشد، قلبش می میرد و هرکس قلبش بمیرد، وارد آتش دورخ می‌شود.»

پایبندی به اخلاق و مبانی دینی

این استاد حوزه علمیه تصریح کرد: حضرت علی (علیه السلام) در نامه خود به مالک اشتر به این نکته اشاره می‌کند که همکار شایسته و برگزیده کسی است که در کارهایی که خدا آن را برای بندگان خود ناشایست می‌داند تو را یاری ندهد، برعکس، او تو را به اخلاق دینی، متوجه سازد. «ثم لیکن آثرهم عندک أقولهم بمرّ الحقّ لک و أقلّهم مساعدة فیما یکون منک ممّا کره اللّه لأولیائه؛ اما برگزیده‌ترین همکارانت، باید کسی باشد که در کارهایی که خدا برای اولیایش دوست ندارد و تو از روی هوسرانی به آن دست زده‌ای کمتر یاریت دهد.»

وی افزود: امام علی (علیه السلام) دربارۀ رعایت ضوابط، برای گزینش کارمندان می‌فرمایند: «ثمّ انظر فی أمور عمّالک فاستعملهم اختبارا و لاتولّهم محاباة و أثرة فإنّهما جماع من شعب الجور و الخیانة؛ ای مالک، در کارهای کارمندانت دقت کن، آنها را با امتحان و آزمایش به کار بگمار و از روی بخشش، به دلخواه و استبداد نباشد. زیرا استبداد و تسلیم تمایلات شدن، کانونی از شعبه‌های جور و خیانت است.»

قنبریان تصریح کرد: امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر در خصوص انتخاب افراد باتجربه و کاردان می‌فرمایند: «و توخّ منهم أهل التّجربة؛ از اهل تجربه برای امر کارگزاری برگزین.» معیار حضرت در اعطای مسئولیت‌ها این بود که: «ولایت و کارگزاری حکومت اسلامی جز به افراد متدین و امین واگذار نمی‌شود.»

وی ادامه داد: امام در این باره می‌فرمایند: «افرادی متدین، با دانش و تدبیر را برای کار، انتخاب نما» انتخاب افراد ناشی و ناتوان، باعث اختلال در مدیریت و موجب تباهی می‌شود. ناتوانی کارگزار، به مدیریت آسیب می‌رساند.

حضور در بین مردم

قنبریان افزود: امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «فلا تطوّلنّ احتجابک عن رعیّتک فإنّ احتجاب الولاة عن الرّعیّة شعبة من الضیق و قلّة علم بالأمور الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصّغیر؛ پنهان شدن خویش را از مردم، طولانی مکن، زیرا پنهانی مدیریت از مردم، افزون بر اینکه نشان تنگ خویی است، سبب می‌شود که اشراف به کار نداشته باشند. آنگاه کار کوچک را بزرگ جلوه دهند و کار مهم را کم اهمیت انگارند.»

داشتن صداقت در رفتار و گفتار

وی خاطرنشان کرد: امام علی (علیه السلام) در سیاستمداری خویش، فریب و نیرنگ را به کار نمی‌برد، زیرا صداقت و راستی است که سلامتی مدیریت را ضمانت می‌نماید. «و اللّه ما معاویة بأدهی منّی و لکنّه یغدر و یفجر و لو لا کراهیة الغدر لکنت مِن أدهی النّاس» «معاویه هرگز از من سیاستمدارتر نیست، وی فریبکار و جنایتکار است، اگر نیرنگ و فریب ناپسند نبود، من سیاستمدارترین مردم بودم».

داشتن حسن سابقه و شهرت

قنبریان با اشاره به توصیه حضرت امیر (علیه السلام) در خصوص داشتن حسن سابقه و شهرت، تصریح کرد: ایشان به مالک اشتر توصیه می‌کنند: «شرّ وزرائک من کان للأشرار قبلک وزیرا و من شرکهم فی الآثام فلا یکوننّ لک بطانة فإنّهم أعوان الأثمة و إخوان الظّلمة و أنت واجد منهم خیر الخلف ممّن له مثل آرائهم و نفاذهم و لیس علیه مثل آصارهم و أوزارهم ممّن لم یعاون ظالما علی ظلمه و لا آثما علی إثمه أولئک أخفّ علیک مئونة و أحسن لک معونة» «بدترین وزیران تو کسی است که پیش از تو، وزیر بدکاران بوده و آنکه در گناهان آنان شرکت نموده است. پس مبادا چنین کسانی محرم تو باشند که آنان یاوران گنهکارانند و ستمکاران را کمک کار و تو جانشینی بهتر از ایشان خواهی یافت که در کارایی، نفوذ و تأثیرگذاری چون آنان بود و گناهان و کردار بد آنان را بر عهده ندارد. آنکه ستمکاران را در ستم یار نبوده و در گناهش مددکار نبوده، بار اینها بر تو سبک تر است و یاری ایشان بیشتر.» برخی از کارگزاران حضرت در دورانی زندگی و حکومت می‌کند که به تعبیر خود حضرت که در نهج البلاغه در خطبه ۲۳۳ آمده است: بدانید شما در زمانی هستید که گوینده حق اندک, زبان از راستگویی عاجز, حق طلبان بی ارزش و مردم گرفتار گناه و به سازشکاری همداستانند. جوانان بد اخلاق, پیران گناهکار, عالمان دو رو و نزدیکان سود جو هستند. نه خردسالان بزرگان را احترام می‌کنند و نه توانگران دست مستمندان را می‌گیرند. و لذا کسانی که قابلیت فرماندهی و شایستگی مشاورت داشتند، اندک بودند. عزل و نصب برخی از کارگزاران به جبر زمانه و یا اصرار اصحاب یا پافشاری مردم در پذیرش کارگزار و تحمیل بر امام بود.

کارگزاران امام علی علیه السلام چند دسته‌اند؟

وی تصریح کرد: افراد متدیّن، مورد اعتماد، مدیر، مدبّر و دارای شخصیت اجتماعی ویژه‌ای که می‌توان آنان را از یاران برجسته علی علیه السلام و از پیشتازان آنها نامید، از جمله کارگزاران حکومت حضرت بودند، اینان، بازوان ستبر علی علیه السلام در حکومت و مشاوران نیکْ خوی و مخلص آن بزرگوار بودند. مالک اشتر، از این مجموعه است که ابتدا امام وی را بر حکومت «جزیره» (منطقه‌ای بین دجله و فرات که به لحاظ نزدیکی به شام، از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار بود) گماشت و سپس، وی را راهی مصر کرد. همچنین در این مجموعه، عبدا للّه بن عبّاس است که فرماندار بصره بود و نیز قیس بن سعد بن عباده، که ابتدا به مصر رفت و آن گاه به حکومت آذربایجان گماشته شد. با نگاه تاریخی، در این میان، مالک اشتر، چهره منوّری است که هیچ گونه پیرایه‌ای ندارد. درباره ابن عبّاس، شایعه چنگ اندازی وی بر بیت المال بصره، قابل تأمّل است و درباره قیس بن سعد، با همه بزرگی، عزل وی از حکومت مصر، قابل توجّه است.

قنبریان خاطرنشان کرد: افراد متدیّن، متعهّد و معتمدی که به گونه‌ای ضعف مدیریت داشتند و در تدبیر امور، از جایگاهی بلند برخوردار نبودند، نیز از جمله دیگر کارگزاران حضرت (علیه السلام) بودند، اینان، چهره‌هایی موجّه بودند؛ امّا در کوران حوادث نتوانستند تصمیمی استوار بگیرند و به درستی از بحران‌ها نجات یابند. محمّد بن ابی بکر، با همه ارجمندی، نتوانست مصر را آرام نگه دارد و پس از شورش هواداران معاویه، توان دفاع را از دست داد. ابو ایّوب انصاری، با همه جلالت و عظمت، از رویارویی با بُسر بن ارطات، عاجز آمد و فرار کرد. سهل بن حُنَیف، پس از شورش فارس و سر برتافتن مردمان آن سامان از پرداخت مالیات، نتوانست بر آنها چیره شود و از این رو، برکنار شد. عبید اللّه بن عبّاس نیز از مقابل بُسر، فرار کرد. عثمان بن حُنَیف، در رویارویی با فریبگری جَمَلیان، میدان را از دست داد و شکست خورد و دستگیر شد. کُمَیل بن زیاد، در رویارویی با هجوم ها و غارتگری‌های معاویه، تاب نیاورد. از این رو، آهنگ «مقابله به مِثْل» کرد و به غارت مناطق شام، روی آورد که امام علی علیه السلام او را سرزنش کرد.

وی با اشاره به دسته دیگری از کارگزاران حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) گفت: کسانی که باوری استوار نداشتند و از ایمانی ریشه دار، برخوردار نبودند، گو اینکه سیاستمدارانی بودند اهل تدبیر با مدیریتی کارآمد. اینان، از چنگ انداختن بر بیت المال و اسراف و تبذیر در آن، باکی نداشتند. امام علیه السلام از چنین کارگزارانی شکایت داشت و خطاب به آنان می‌فرمود: لَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَکُم عَلی قَدَحٍ، لأخَذَ عِلاقَتَهُ! اگر کاسه‌ای به یکی از شما بسپارم، دسته‌اش را می‌دزدید! زیاد بن ابیه، از این گونه کسان است. او به سبب تصرّف های ناروا در بیت المال، اعتراض امام علی علیه السلام را علیه خود برانگیخت و پس از شهادت امام علیه السلام به معاویه پیوست و از ارتکاب جنایت، روی برنتافت. مُنذِر بن جارود نیز بدان جهت که در بیت المال، حیف و میلْ روا داشته بود، مورد عتاب امام علیه السلام قرار گرفت. نُعمان بن عَجْلان، پس از بذل و بخشش بیت المال به افراد قبیله‌اش و تصرّفات ناروا به نفع خود، عتاب علی علیه السلام را برانگیخت. آن گاه فرار کرد و به معاویه پیوست. یزید بن حجیَّه و مَصْقَلة بن هُبَیره و قَعْقاع بن شور نیز چنین کردند. طلحه و زبیر در دوران حکومت حضرت با حضرت علی علیه السلام نساختند. آنان از زمان خلیفه دوم به بعد و بخصوص در زمان عثمان بن عفان به ثروت‌های بسیار زیادی دست یافتند و حضرت علی (علیه السلام) همان اول اعلام کرد که هرکس ثروت باطلی به دست آورده باید به بیت المال برگرداند. آنان نمی‌توانستند زیر بار این نوع حکومت بروند و حضرت علی (علیه السلام) هم نمی‌توانست زیر بار آن حکومتی که آنان می‌خواستند برود.

منبع :نگار احدپور اقبلاغ؛خبرگزاری مهر