(مردمى را در مرگ يكى از خويشاوندانشان چنين تسليت گفت) مْردن از شما آغاز نشده ، و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين دوست شما به سفر مى رفت، اكنون پنداريد كه به يكى از سفرها رفته ؛ اگر او باز نگردد شما به سوى او خواهيد رفت.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  معارف نهج البلاغه (داستانها)  >  اعلام آماده باش

اعلام آماده باش

حضرت علی (علیه السلام) در جریان هجوم و غارت سپاه معاویه به شهر انبار، همچنان در اندیشه آماده سازی سپاه خود بود، تا اشغالگران را از سرزمین های غصب شده بیرون کند، آن چه توان داشت، در این راه به کار برد، ولی بی وفایی مردم عراق موجب شد که علی (علیه السلام) نتوانست، به این هدف برسد.
پس از القاء آن خطبه آتشین و سخنرانی انقلابی، (خطبه 27 نهج البلاغه)، وقتی که دید مردم حرکت شایسته ای نشان نمی دهند، یکی از یاران خود «حارث اعور هَمدانی» را مأمور کرد که مردم را به سوی جهاد دعوت کند.
حارث به میان مردم آمد و فریاد زد: کجایند آنان که جان خویش را به خدا بفروشند و دنیا را به آخرت تبدیل کنند؟ هر آن کس که این گونه آمادگی دارد فردا بخواست خدا در محل «رحبَه» اجتماع کند.
در روز موعود، افراد پاکدل و مؤمنان واقعی در محل حاضر شدند، ولی تعداد آنها کمتر از سیصد نفر بود، وقتی که تعداد این جمعیت را به علی (علیه السلام) گزارش دادند، آن حضرت فرمود: اگر عده این افراد به هزار نفر می رسید، درباره آنها رأی و حکمی داشتم ولی اکنون فرمانی در این باره نخواهم داد.[1]
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود آن که در او غش باشد
[1]. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2، ص89.
منبع :محمد محمدي اشتهاردي ؛داستان هاي نهج البلاغه
.