ناتوانى ، آفت و شكيبايى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى .
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  دانستنی های نهج البلاغه (جنگ ها)  >  ابرازپشیمانی عایشه از شرکت در جنگ جمل

ابرازپشیمانی عایشه از شرکت در جنگ جمل

عایشه بعد از واقعه جمل بارها ابراز پشیمانی کرد و در این مورد بارها به نقش ابن زبیر هم اشاره داشت. با توجه به اینکه متون تاریخی اهل سنت حکایت از توجیه ناپذیری جنگ جمل و نقش حساس پسر زبیر دارد، سخن عایشه را در این باره ذکر می کنیم:
1. الکامل فی التاریخ به نقل از عایشه، می نویسد که وی پس از جنگ جمل گفت: به خدا سوگند، دوست داشتم بیست سال پیش از این روز، مُرده بودم.(1)
2. المستدرک على الصحیحین به نقل از عایشه روایت کرده که وی گفت: دوست داشتم در سوگ ده فرزند مانند حارث بن هشام مى نشستم و همراه پسر زبیر، این راه را نمى پیمودم. (2)
3. الطبقات الکبرى به نقل از عمارة بن عُمَیر می نویسد: کسى برایم روایت کرد که شنیده بود وقتى عایشه آیه: «وَقَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ …»(3)؛ (و در خانه هایتان بنشینید) را تلاوت مى کرد، چنان می گریست که روسرى اش خیس مى شد.(4)
4. تاریخ بغداد به نقل از عُروه روایت کرده که: هیچ گاه عایشه حضور در جنگ جمل را به یاد نمى آورْد، مگر آن که مى گریست تا آن جا که روسرى اش خیس مى شد و مى گفت: اى کاش از یاد رفته بودم و فراموش شده بودم ؟!(5)، (6)
5. المناقب به نقل از ابو عتیق نوشته است: عایشه گفت: هر زمان پسر عمر [از این جا] گذر مى کند، او را به من نشان دهید. وقتى گذر کرد، به عایشه گفته شد: این، فرزند عمر است.
عایشه گفت: اى ابو عبدالرحمان! چه چیزى جلوىِ تو را گرفت که مرا از رفتن [به جنگ با على] باز بدارى؟
عبد الله بن عمر گفت: دیدم مردى بر [فکر و کار] تو مسلّط شده است که یقین داشتم با او مخالفت نمى کنى (مقصودش عبد اللَّه بن زبیر بود).
عایشه گفت : بدان که اگر تو مرا باز مى داشتى، دست به شورش نمى زدم.(7)
6. نهایة الأرب می نویسد: چهره هاى سرشناسی بعد از جنگ جمل، نزد عایشه آمدند. یکى از آنها قَعقاع بن عمرو بود که نزد او آمد و سلام کرد. عایشه گفت: به خدا سوگند، دوست داشتم که بیست سال پیش از این، مُرده بودم.(8)
7. فتح البارى به نقل از محمّد بن قیس روایت کرده که: [روزی] جنگ جمل به یاد عایشه آمد و گفت: آیا هنوز مردم از جنگ جملْ سخن مى گویند؟ گفتند: آرى.
گفت: دوست داشتم در خانه مى نشستم - چنان که دیگران نشستند - و این براى من دوست داشتنى تر بود از این که از پیامبر خدا ده فرزند مى داشتم و تمامى آنان، مانند عبدالرحمان بن حارث بن هشام بودند.(9)، (10)
پی نوشتها:
(1). الکامل فى التاریخ ، ج2، ص 345؛ شرح نهج البلاغة ، ج 1، ص 264؛ الفتوح ،ج 2، ص 487.
(2). المستدرک على الصحیحین ، ج 3، ص 129، ح4609؛ الاعتقاد والهدایة، ص 246.
(3). سوره احزاب، آیه 33.
(4). الطبقات الکبرى، ج8، ص81؛ الزهد، ابن حنبل، ص 205؛ أنساب الأشراف ج 3، ص60.
(5). اشاره دارد به آیه 23 سوره مریم: «...؛ درد زایمان، او را به سوى تنه درخت خرما کشانید گفت: اى کاش پیش از این مُرده بودم و برای همیشه فراموش می شدم».
(6). تاریخ بغداد، ج9، ص185، رقم4766؛ الاعتقاد والهدایة، ص 246؛ المناقب، ص 182، ح 220.
(7). المناقب، ص182، ح 218؛ سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج1، ص776.
(8). نهایة الأرب، ج20، ص79.
(9). فتح البارى، ج 13، ص55؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص480، رقم12040؛ اُسد الغابة، ج3، ص 429، رقم3283.
(10). گردآوری از کتاب: دانش نامه امیرالمومنین(ع)، محمد محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، چاپ اوّل، ج 5، ص 255- 256.