عمرى كه خدا از فرزند آدم پوزش را مى پذيرد شصت سال است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  توصیف دنیا  >  وصف فقر

وصف فقر

975. مرگی بزرگ تر از مرگ حقیقی

الفقر الموت الاکبر.

فقر و بی چیزی مرگی است بزرگ تر از مرگ حقیقی! ( حکمت 163)


 

976. خوشا به حال فقیران!

و قال علیه السلام فی صفه الانبیاء: و ان شئت ثنیت بموسی کلیم الله صلی الله علیه و آله حیث یقول: (رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر) و الله ما ساله الا خبزا یاکله!

امام در صفت پیامبران علیه السلام این گونه فرمودن: اگر بخواهی دومین مثل موسی کلیم الله علیه السلام را بیاورم، آنگاه که عرض کرد: خداوند! به آن خیری که برای من فرستادی محتاجم، سوگند به خدا، او از خدا، جز نانی که بخورد چیزی سوال نکرده بود! ( خطبه 160)


 

977. غربت در وطن

الفقر فی الوطن غربه.

فقر و بی چیزی در وطن به منزله غربت است. ( حکمت 56)


 

978. معنای فقر

لا فقر کالجهل.

هیچ نیازمندی و احتیاجی مانند جهل نیست. ( حکمت 54)


 

979. بزرگ ترین فقر

اکبر القر الحمق.

بزرگ ترین بینوایی ها و نیازمندی ها، حمق و نادانی است. ( حکمت 38)


 

 

980. نتیجه سلامت تن

الا و ان من البلاء الفاقه، و اشد من الفاقه مرض البدن، و اشد من مرض البدن مرض القلب. الا و ان من النعم سعه المال. و افضل من سعه المال سحه البدن، و افضل من صحه البدن تقوی القلب.

آگاه باشید نداری از جمله بلاهاست و سخت تر از ان بیماری تن است و از ان سخت تر، بیماری دل است. بدانید که تقوای دل، از سلامتی بدن است. ( حکمت 388)


 

981. زیور فقر

العفاف زینه الفقر.

پاکدامنی و عزت نفس، موجب زیبایی فقر است. ( حکمت 68)


 

982. باعث بی دینی

عنه علیه السلام لابنه محمد بن الحنفیه: یا بنی! انی اخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصه للدین! مدهشه للعقل، داعیه للمقت.

به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: فرزند عزیزم! برای تو از فقر می ترسم، زیرا فقر عامل کاهش دین است و عقل را به دهشت می اندازد و باعث دشمنی می گردد. ( حکمت 319)


 

983. فقر زیرکان

الفقر یخرس الفطن عن حجته، و المقل غریب فی بلدته.

فقر، زیرک را از بیان دلیل خود باز می دارد و بیچاره در شهر خود غریب است. ( حکمت 3)


 

984. او فقیر نیست!

لا یقع اسم الاستصعاف علی من الحجه فسمعتها اذنه و وعاها قلبه.

عنوان استضعاف (قصور حجت شناسی) بر کسی که حجت به او رسیده و گوشش آن را شنیده و قلبش آن را دریافته است صدق نمی کند. ( خطبه 189)


 

985. نیازمندی بلاست!

الا و ان من البلاء الفاقه، و اشد من الفاقه مرض البدن، و اشد من مرض آلبدن مرض القلب.

آگاه باشید! نیازمندی بلاست و سخت تر از ان بیماری تن است و از آن بدتر بیماری قلب است. ( حکمت 388)


 

986. توانگری و فقر حقیقی

الغنی و الفقر بعد العرض علی الله.

توانگری و بینوایی بعد از عرضه (اعمال) بر خدا معلوم می شود. ( حکمت 452)