براى هر كسى در مال او دو شريك است: وارث و حوادث.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  توصیف دنیا  >  وصف دنیا و دنیاطلبان

وصف دنیا و دنیاطلبان

987. شگفت از آباد کننده دنیا

عجبت لمن انکر النشاء الاخری، و هو یری انشاه الاولی، و عجبت لعامر دار الفناء و تارک دار البقاء.

در شگفتم از کسی که ورود به جهان دیگر را انکار می کند، در حالی که ورود به جهان نخست را می نگرد و در شگفتم از آباد کننده این جهان ناپایدار و رها کننده آن سرای جاویدان. ( حکمت 126)


988. علت هلاکت گذشتگان

انما هلک من کان قبلکم بطول آمالهم و تغیب آجالهم.

پیشینیان شما، در حقیقت به سبب درازی آرزوها و از یاد بردن اجل هایشان به هلاکت افتادند. ( خطبه 147)


989. از علاقه دنیا بکاهید!

و من کلام له علیه السلام کان کثیرا ما ینادی به اصحابه: تجهزوا، رحمکم الله، فقد نودی فیکم بالرحیل، و اقلوا العرجه علی الدنیا، و انقلبوا بصالح ما بحضر تکم من الزاد، فان امامکم عقبه کوودا، و منازل مخوفه مهولد لا بد من الورود علیها، و الوقوف عندها، و اعلموا ان ملاحظ المنیته نحو کم دانیه، و کانکم بمخالبها و قد نشبت فیکم، وقد دهمتکم فیها مفظعات الامور، و معضلات المحذور. فقطعوا علائق الدنیا و استظهروا بزاد التقوی.

کلامی است از امیرالمومنین علی علیه السلام که در بسیاری از اوقات به صدای بلند، با آن سخن، به اصحاب خود خطاب می فرمود: خدا شما را رحمت کند، آماده شوید؟

پس به تحقیق، ندای کوچ کردن (از این دنیا) به شما داده شده است. اعتماد و علاقه خویش را نسبت به ماندن در دنیا کم کنید و با توشه ای مناسب و پسندیده که در اختیار دارید، از دنیا به آخرت منتقل شوید! پس بی گمان در برابر شما گردنه ای است که بالا رفتن از آن دشوار است و در راهتان منزل هایی است ترس آور و هولناک که انسان از وارد شدن و توقف در آن ها ناگزیر است.

پس بدانید که دیدگان مرگ (یا نگاه کردن آن از گوشه چشم به شما) به طرف شما نزدیک است، گویی شما در چنگال های آن هستید که به راستی آن چنگال ها به تنتان فرو رفته است و به تحقیق در مرگ، سختی های طاقت فرسا و دشواری هایی که از آن بیمناک و در حذر هستید، شما را فرا گرفته است. پس علاقه و وابستگی های خود را از دنیا قطع کنید و توشه تقوی را پشتیبان خود قرار دهید و از آن یاری جویید. ( خطبه 204)


 

990. برای آخرت آفریده شده ای نه دنیا

فی وصیته للحسن علیه السلام: و اعلم یا بنی! انک انما خلقت للاخره لا للدنیا و للفناء لا للبقاء و للموت لا للحیاه، و انک فی قلعه ودار بلغه و طریق الی الاخره و انک طرید الموت الذی لا ینجو منه هاربه، ولا یفوته طالبه، و لا بد انه مدرکه.

از سفارش امام علی علیه السلام به فرزندش حضرت حسن علیه السلام بدان پسرم! تو برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا، برای فنا نه برای بقا، برای مردن نه برای زیستن، تو در منزل کوچ هستی که رهگذری است به سوی آخرت. به راستی که مرگ در پی توست و فرار کننده از مرگ را رهایی نیست و از دست جوینده خود ره در نمی رود و سرانجام او را می گیرد. (نامه 31)


 

991. اندازه هر چیز

جعل لک شیء قدرا، و لکل قدر اجلا، و لک اجل کتابا.

(خداوند متعال) برای هر چیزی اندازه ای و برای اندازه ای پایانی و برای هر پایانی، حساب و کتابی قرار داده است. ( خطبه 183)


 

992. دنیا انسان را غافل می کند.

کانکم من الموت فی غمره، و من الذهول فی سکره.

گویی در حال احتضار هستید و گویی در اثر غفلت، از خود بی خود می باشید. ( خطبه 34)


 

993. شخص آگاه تو را آگاه می کند

الحذر الحذر ایها المستمع! و الجد الجد ایها الغافل! (و لا ینبئک مثل خبیر).

هشدار هشدار! ای شنونده! بکوش! بکوش! ای بی خبر! (هیچ کس مانند شخص آگاه، تو و خبردار نمی کند.) ( خطبه 153)


 

994. یکی بودن خداوند مرگ و زندگی

من وصایاه لا بنه الحسن علیه السلام: و اعلم ان مالک الموت هو مالک الحیاه، و ان الخالق هو الممیت، و ان المفنی هو المعید.

امیرمؤمنان علیه السلام در سفارش به فرزند بزرگوارش حسن علیه السلام می فرماید: بدان که خداوند مرگ، همان خداوند زندگی است و آن که می آفریند، هموست که می میراند و آن که نابود می کند همو که باز می گرداند. ( نامه 31)


 

995. کارهای بیهوده

من الغناء ان المرء یجمع ما لا یاکل، و یبنی ما لا یسکن، ثم یخرج الی الله تعالی لا مالا حمل، و لا بناء نقل.

یکی از رنج ها این است که انسان چیزی را فراهم آورد که نمی خورد و بنایی بسازد که در آن سکونت نمی کند و سپس به جانب خدای تعالی می رود در حالی که نه مالی با خود می برد و نه ساختمانی منتقل می کند! ( خطبه 114)


 

996. خسر الدنیا و الاخره

فانظر یا شریح! لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، او نقدت الثمن من غیر حلالک! فاذا انت قد خسرت دار الدنیا و دار الاخره!

امام علی علیه السلام خطاب به قاضی خود، شریح بن حارث فرمود: توجه کن ای شریح! مبادا این خانه را جز از مال خودت خریده باشی یا بهای آن را جز از مال حلال داده باشی، در غیر این صورت هم در دنیا و هم در سرای آخرت زیان کرده ای . ( نامه 3)


 

997. دنیا فانی است

ان الدنیا منقطعه عنک، و الاخره قریبه منک.

همانا دنیا از تو جدا شدنی و آخرت به تو نزدیک است. ( نامه 32)


 

998. فریب دنیا را مخورید!

اولی الابصار و الاسماع، و العافیه، و المتاع، هل من مناص او خلاص، ان معاذ او ملاذ، او فرار او محار، ام لا؟! (فانی تؤ فکون) ام این تصرفون؟! ام بماذا تغترون!؟

هان! ای صاحبان دیدگان بینا گوش های شنوا و ای برخورداران از تندرستی و مال و متاع! آیا جای گریزی یا راه نجاتی یا پناهگاهی یا تکیه گاهی یا راه فراری و یا طریق بازگشتی هست یا نیست؟

پس، به کجا باز می گردید؟

یا کجا می روید؟

یا فریب چه چیز را می خورید؟ ( خطبه 83)


 

999. سرای گذر

ایها الناس! انما الدنیا دار مجاز و الاخره دار قرار، فخذوا من ممرکم لمقرکم.

ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت جای ماندن، پس از گذرگاه خود برای جای باش خود (توشه) برگیرید. ( خطبه 203)


 

1000. ایام عمر خود را دریاب!

 فاستدرکوا بقیه ایاکم، و اصبروا لها انفسکم؛ فانها قلیل فی کثیر الایام التی تکون منکم فیها الغفله و التشاغل عن الموعظه.

باقی مانده ایام عمر خود را دریابید و جان های خود را برای آن ها شکیبا سازید؛ زیرا این چند روزه در مقابل روزهای بسیاری که در غفلت و روی گردانی از پند و اندرز گذرانیده اید است. ( خطبه 86)


 

1001. عزت ناپایدار دنیا

اوصیکم بالرفض لهذه الدنیا التارکه لکم، و ان لم تحبوا ترکها فلا تنافسوا فی عز الدنیا و فخرها فان عزها و فخرها الی انقطاع.

شما ره به رها کردن این دنیا توصیه می کنم، دنیایی که شما را رها می کند هر چند رها کردن آن را دوست نداشته باشید … پس، در عزت دنیا و افتخارات ان رقابت نکنید، زیرا عزت و افتخارات دنیا از بین رفتنی است. ( خطبه99)


 

1002. مشمولین رحمت حق

رحم الله امرا سمع حکما فوعی اغتنم المهمل، و بادر الاجل، و تزود من العمل.

رحمت خدا بر آن کس (بنده ای) که سخن حکیمانه ای را شنید و پذیرا شد، … مهلت عمر را غنیمت شمرد و بر مرگ پیشی گرفت و از عمل توشه بر گرفت. ( خطبه 76)


 

1003. دنیا را برنگزین!

 الستم فی مساکن من کان قبلکم اطول اعمارا، و ابقی آثارا ثم ظعنوا عنها بغیر زاد مبلغ و لا ظهر قاطع. فهل بلغکم ان الدنیا سخت لهم نفسا بفدیه و هل زودتهم الا السغب افهذه توثرون.

آیا شما در جاهای همان کسانی نیستید که پیش از شما بودند و عمرشان درازتر و آثارشان پاینده تر … بود و سپس بی هیچ توشه ای که آن ها را به مقصد رساند و بی هیچ مرکبی که راه را در نوردد کوچ کردند؟

آیا شنیده اید که دنیا خود را فدای آنان کند؟ … ؤ آیا جز گرسنگی توشه ای به آنان داد؟ … آیا چنین دنیایی را بر می گزینید؟ ( خطبه 111)


 

1004. مذمت دنیا

قال علیه السلام فی ذم الدنیا اقرب دار من سخط الله، و ابعدها من رضوان الله!

 (در مذمت دنیا فرمود): دنیا نزدیک ترین منزل به سخط خداوند و دورترین آن از رضای اوست. ( خطبه 161)


 

1005. تعجب از این گوش!

 کیف یراعی النباه من اصمته الصیحه.

آن گوشی که فریاد را نشنیده است، چگونه صدای آهسته را می شنود. ( خطبه 4)


 

1006. آسایش آخرت

انما مثل من خبر الدنیا کمثل قوم سفر نبا بهم منزل جدیت، فاموا منزلا خصیبا و جنابا مریعا، فحتملوا و عثاء الطریق، و فراق الصدیق، و خشونه اسفر، و جشوبه المطعم، لیائا سعه دراهم، و منزل قرار هم.

داستان آن کس که دنیا را آزموده همچون حکایت گروه مسافرانی است که فرود آمدن در منزلی خشک و بی آب و علف را خوش ندارند و برآنند تا به جایی پر نعمت و سر سبز خرم فرود آیند. بنابراین دشواری راه و فراق یار و سختی سفر و ناگواری خوراک را تحمل می کنند تا به سرای دلباز و منزل آسوده خود درآیند. ( نامه 31)


 

1007. مذمت دنیا

قال علیه السلام و قد سمع رجلا یذم الدنیا: ایها الذام للدنیا، المغتر بغرورها، المخدوع با باطیلها! اتغتر بالدنیا ثم تذمها؟

امام علیه السلام به کسی که از دنیا نکوهش می کرد فرمود: ای که از دنیا مذمت می کنی در حالی که گرفتار غرور آن شده و فریفته باطل های آن گردیده ای! آیا تو خود مغرور دنیایی و بعد مذمت آن را می کنی! ( حکمت 131)


 

1008. روزگار آرزو

الا و انکم فی ایام امل من ورائه اجل، فمن عمل فی ایام امله قبل حضور اجله فقد نفعمه عمله، و لم یضرره اجله و من قصر فی ایام امله قبل حضور اجله، فقد خسر عمله، و ضره اجله.

آگاه باشید! که در روزگار هستید که مرگ در پی آن است، پس هر که در روزگار آرزو و پیش از سرآمدن مهلت، به کار نیک بپردازد، کارهایش به او سود می بخشد و از فرا رسیدن مرگ زیان نخواهد دید و هر کس در روزگار آرزو قبل از سر آمدن مهلت در ان جام کار نیک کوتاهی کند، کارهایش زیان بخش و از فرا رسیدن مرگ زیان خواهد دید. ( خطبه 28)


 

1009. آرزو در دنیا

من جری فی عنان امله عثر باجله.

هر که با آرزو هم عنان شود به مرگ و نابودی رسد. ( حکمت 19)


 

1010. توصیف دنیا خواهان

فی صفة اهل الدنیا: نعم معقله، و اخری مهمله، قد اضلت عقولها، و رکبت مجهولها.

امام علی علیه السلام در توصیف دنیا خواهان می فرماید: چونان حیواناتی هستند برخی بسته و برخی رها، که خردهایشان را از دست داده اند و بیراهه می روند. ( نامه 31)


 

1011. زاد و توشه اخروی

انما الدنیا منتهی بصر الاعمی، لا یبصر مما وراها شیئا، و البصیر ینفذها بصره، و یعلم ان الدار وراها. فالبصیر منها شاخص، والا عمی الیها شاخص، و البصیر منها متزود، و الاعمی لها متزود.

دنیا نهایت دید کوردلان است، آنچه در پشت آن است نمی بیند (و توجه به آخرت ندراد) اما فرد بینا، دیدش در ان نفوذ می کند و می داند که آخرت در ورای آن است. پس کسی که چشم دلش باز است، در دنیا آماده کوچ است، اما کور دل، چشمش را به ان دوخته است. با این بیان افراد بینا از دنیا برای خود زاد و توشه بر می گیرند و کوردلان برای دنیا زاد و توشه می اندوزند. ( خطبه 133)


 

1012. لذت سیری ناپذیر

اعلموا! انه لیس من شیء الا و یکاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاه فانه لا یجد فی الموت راحه. و انما ذلک بمنزله الحکمه التی هی حیاه للقلب المیت، و بصر للعین العمیاء. و سمع للاذن الصماء، و ری للظلمان، و فیها الغنی کله و السلامه.

بدانید که هیچ چیز نیست مگر این که دارنده اش از آن سیر و دلزده می شود، به جز زندگی، زیرا او (شخص دنیا پرست) در مرگ آسایشی برای خود نمی یابد و آن به منزله حکمت است، حکمتی که موجب حیات دل مرده و بینایی چشم کور و شنوایی گوش کر و سیرابی شخص تشنه می باشد و بی نیازی کامل و سلامت در آن است. ( خطبه 133)


 

1013. فریبندگی دنیا

مثل من اغتربها کمثل قوم کانوا بمنزل خصیب فنبا بهم الی منزل جدیب، فلیس شیء اکره الیهم و لا افظع عندهم من مفارقه ما کانوا فیه الی ما یهجمون علیه، و یصیرون الیه.

حکایت کسی که فریفته این جهان شده، حکایت گروهی است که در منزلی پر نعمت و سرسبز باشند و نخواهند به منزلی خشک و قحطی زده روند. برای اینان چیزی ناخوش تر و سخت تر از این نیست که از جای خرم و پر نعمت خود جدا شوند و ناگهان به جایی آن چنان بی نعمت و خشک فرو آیند. ( نامه 31)


 

1014. زندگی مذموم دنیا

دار بالبلاء محفوفه، و بالغدر معروفه احوال مختلفه، و تارات متصرقه، العیش فیها مذموم، و الامان منها معدوم.

دنیا سرایی است پیچیده در بلاها و به بی وفایی و خیانت معروف … احوالش مختلف و حالاتش گذرا، زندگی در آن مذموم و امنیت در آن وجود ندارد. ( خطبه 226)


 

1015. تجارت بی سود

لبئس المتجر ان تری الدنیا لنفسک ثمنا، و مما لک عند الله عوضا!.

تجارت بدی است که انسان دنیا را بهای خویشتن ببیند و به جای نعمت ها و رضایت پروردگار در آخرت، زندگی این جهان را برگزیند. ( خطبه 32)


 

1016. ناپایداری دنیا

(یا بنی! اعلم) ان الدنیا لم تکن لتستقر الا علی ما جعلها الله علیه من النعماء، و الابتلاء و الجزاء فی المعدد او ما شاء مما لا تعلم، فان اشکل علیک شیء من ذلک فاحمله علی جهالتک، فنک اول ما خلقت به جاهلا ثم علمت.

(ای فرزندم! بدان) دنیا پایدار نباشد جز بر پایه نعمت هایی که خداوند در آن مقرر داشته و یا بر بنیاد گرفتاری و پاداش در آخرت، و یا آن چه او بخواهد و تو نمی دانی، بنابراین اگر چیزی بر تو مشکل آید آن را بر نادانی خود حمل کن؛ زیرا تو در آن آغاز آفریدنت نادان بودی، سپس دانا شدی. ( نامه 31)


 

1017. شادمانی همراه اندوه

(الدنیا) سرورها مشوب بالحزن.

دنیا شادمانی اش، آمیخته با اندوه است. ( خطبه 103)


 

1018. دگرگونی احوال دنیا

فی صفه الدنیا - حالها انتقال، و وطاتها زلزال، و عزها ذل، وجدها هزل، و علوها سفل.

در وصف دنیا می فرماید: دنیا کارش دگرگون شدن و جابجایی است و جایگاهش لرزان و عزتش خواری و کارهای حدی اش شوخی و بلندی اش پستی. ( خطبه 191)


 

1019. سیری ناپذیری آزمند

ان الدنیا مشغله عن غیرها، و لم یصب صاحبها منها شیئا الا فتحت له حرصا علیها، و لهجا بها و لن یستغنی صاحبها بما نال فیها عما لم یبلغه منها.

همانا دنیا آدمی را به کلی سرگرم خود می سازد و دنیاپرست به چیزی از آن نرسد، مگر آن که باب حرص و شیفتگی به آن بر رویش گشوده و به آن چه از این دنیا دست یافته بسنده نمی کند تا در پی چیزی که به دست نیامده است نرود. ( نامه 49)


 

1020. سرای رنج و فنا

ما اصف من دار اولها عناء و اخرها فناء! فی حلالها حساب، و فی حرامها عقاب.

چه بگویم در وصف سرایی که آغازش رنج است و فرجامش نیستی! حلال آن حساب و کتاب دارد و حرامش کیفر. ( خطبه 82)


 

1021. بر حذر باشید از تمایل به دنیا!

 یا اسری الرغبه اقصروا فان المعرج علی الدنیا لا یروعه منها الا صریف انیاب الحدثان.

ای اسیران تمایل! باز ایستید، هر که بر دنیا چرخید جز طنین صوت نیش گزنده حوادث او را به خود نیاورد و به هراس نیفکند. ( حکمت 395)


 

1022. سربلندی دنیوی

لا تنافسوا فی عز الدنیا و فخرها فان عزها و فخرها الی انقطاع.

برای سربلندی و افتخار دنیا، به رقابت برنخیزید؛ زیرا عزت و افتخارات ان در حال انقطاع و از بین رفتن است. ( خطبه 99)


 

1023. احوال متغیر دنیا

الدهر یومان: یوم لک علیک؛ فاذا کان لک فلا تبطر و اذا کان علیک فاصبر!

روزگار برای تو دو روز است: روزی که به سود توست و روزی که به زیان تو، پس آن روز که به سود توست، خوشگذرانی را از حد مگذران، و زمانی که به زیان توست و تهیدست گشتی، صابر و شکیبا باش. ( حکمت 396)


 

1024. دولت مستضعفان

لتعطفن الدنیا علینا بعد شما عطف الضروس علی ولدها، و تلا عقیب ذلک: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.

دنیا پس از تمرد و چموشی به سوی ما برمی گردد، همان گونه که ماده شتری به سوی فرزندش، و پس از جمله مزبور این آیه را تلاوت فرمود: و ما می خواهیم به آنان که در روی زمنی مستضعف شده اند، احسان نماییم …( حکمت 209)


 

1025. کلید رنج و بلا

الرغبه مفتاح النصب و مطیه التعب.

رغبت به دنیا، کلید رنج و بلا، و وسیله خستگی و ناراحتی است. ( حکمت 371)


 

1026. خستگی و رنج روزگار

الدهر یخلق الابدان، و یجدد الامال، و یقرب المنیه، و یباعد الامنیه؛ من ظفر به نصب، و من فاته تعب.

روزگار، بدن ها را کهنه و آرزوها را نو و مرگ را نزدیک و خواسته ها را درو می سازد، کسی که به آن دست یابد، خسته گردد و آن که به آن نرسد، رنج برد. ( حکمت 72)


 

1027. عمل نادانان

الرکون الی الدنیا مع ما تعاین منها جهل

تکیه بر دنیا زدن با آن چه که با چشم خود می نگری نادانی است. ( حکمت 384)


 

1028. از پستی دنیا

من هوان الدنیا علی الله، انه لا یعصی الافیها، و لا ینال ما عنده الا بترکها.

از پستی دنیاست که خداوند جز در آن نافرمانی نشود و بدانچه در مائده لطف اوست نتوان رسید مگر بر ترک آن. ( حکمت 385)


 

1029. آفت دلبتسگی به دنیا

من لهج قلبه بحب الدنیا التاط قلبه منها بثلاث: هم لا یغبه، و حرص لا یترکه، و امل لا یدرکه.

هر که دل به دنیا بندد به سه چیز دلبسته گردد: اندوهی دائم، حرصی که او را وا ننهد و آرزویی که به آن نخواهد رسید. ( حکمت 228)


 

1030. رو آوردن دنیا به انسان

اذا اقبلت الدنیا علی احد اعارته محاسن غیره، و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه.

هرگاه دنیا به کسی رو کند، نیکی های دیگران را برایش عاریه آورد و هنگامی که پشت کند، نیکی های خودش را هم از او سلب می نماید. ( حکمت 9)


 

1031. جرعه های سختی

مع کل جرعه شرق، و فی کل اکله غصص!

همراه هر جرعه آبی (از زندگی) گلوگیر شدنی است و با هر لقمه ای استخوانی. ( حکمت 191)


 

1032. غفلت اهل دنیا

اهل الدنیا کر کب یساربهم و هم نیام.

اهل دنیا همچون سوارانی هستند که آن ها را می برند و آنان در خواب اند. ( حکمت 64)


 

1033. دنیای زهر آلود

مثل الدنیا کمثل الحیه لین مسها، و السم الناقع فی جوفها، یهوی الیها الغر الجاهل، و یحذرها دواللب العاقل!

دنیا همانند مار است: لمس کردن آن، نرم و ملایم است، اما درونش از زهر آکنده است، لذا فریب خورده نادان به آن میل می کند و هوشیار عاقل از آن حذر می کند. ( حکمت 119)


 

1034. دنیا در نظر دوستان و دشمنان خدا

لم یصفها الله تعالی لاولیائه، ولم یضن بها علی اعدائه.

خداوند متعال این دنیا را برای اولیاء خود صاف (و بدون مشکلات) مقرر نفرموده و برای دشمنانش امساک از آن ننموده است. ( خطبه 113)


 

1035. پاداش برای اولیاء عذاب برای دشمنان

لم یرضها ثوابا الاولیائه، و لا عقابا لاعدائه.

خداوند به این دنیا به عنوان پاداش برای اولیاء خود و عذابی برای دشمنان خود راضی نشده است. ( حکمت 415)


 

1036. دنیای نیرنگباز

فاحذروا الدنیا فانها غدارهُ عراره خدوع.

از رزق و برق دنیا برحذر باشید که غدار و گول زننده و نیرنگباز است. ( خطبه 230)


 

1037. سرای خشم خدا

اقرب دار من سخط الله، و ابعدها من رضوان الله. فغضوا عنکم - عباد الله - غمومها و اشغالها لما قد ایقنتم به من فراقها و تصرف حالاتها.

دنیا نزدیک ترین سرای است به خشم خدا و دورترین سرای از خشنودی خدا. پس ای بندگان خدا! از گرفتاری ها و اندوه های آن چشم فرو پوشید، پون از جدایی و دگرگونی های آن نیک آگاهید. ( خطبه 161)


 

1038. تصاحب دنیا و آخرت با هم

الناس فی الدنیا عاملان: عامل عمل فی الدنیا للدنیا؛ قد شغلته دنیاه عن آخرته، یخشی علی من یخلفه الفقر و یامنه علی نفسه فیفنی عمره فی منفعه غیره، و عامل عمل فی الدنیا لما بعدها، فجاه الذی به من الدینا بغیر عمل، فاحرز الحظین معا، و ملک الدارین جمیعا، فاصبح وجیها عند الله، لا یسال الله حاجه فیمنعه.

مردم در دنیا دو گروه اند: گروهی تا ان جا برای دنیا عمل می کنند که دنیا آن ها را از آخرتشان باز می دارد که می ترسند بازماندگانشان فقیر گردند و خود را (از فقر معنوی اخروی) در امان می دانند، لذا عمر خود را برای سود دیگران تباه می کنند و گروهی دیگر در دنیا برای آخرت عمل می کنند، اما سهم آن ها از دنیا، بدون کار به آن ها می رسد، پس آن ها بهره دنیا و آخرت را با هم می برند و هر دو سرا را با هم تصاحب می کنند در درگاه خداوند آبرومند خواهند بود، در نتیجه هر حاجتی را از خدا بخواهند خداوند از آنها دریغ نیم دارد. ( حکمت 269)


 

1039. کلید رنج و بلا

من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه، و تبوا خفض الدعه و الرغبُ مفتاح النصب، و مطیه التعب.

هر کسی که به اندزاه معاش اکتفا کند، به آسایش و راحتی دست یافته و وسعت و آرامش را به دست آورده است، دنیاپرستی کلید رنج و بلا و مرکب سختی است. ( حکمت 371)


 

1040. توانگری و نیازمندی دنیا

من استغنی فیها فتن، و من افتقر فیها حزن.

هر که در دنیا توانگر شد، به فتنه افتاد و هر کس نیازمند شد، به اندوه گرفتار آمد. ( خطبه 82)


 

1041. اعراض از دنیا

اوصیکم بالرفض لهذه الدنیا التارکه لکم، و ان لم تحبوا ترکها.

شما را به اعراض از این دنیا توصیه می کنم که شما را رها خواهد ساخت، اگر چه شما جدایی از ان را دوست ندارید. ( خطبه 99)


 

1042. نفع دنیوی

لا یترک الناس شیئا من امر دینهم لاستصلاح دنیاهم الا فتح الله علیهم ما هو اضر منه.

مردم چیزی از امور دینشان را برای نفع دنیایشان ترک نمی کنند، مگر آن که خداوند زیانبارتر از آن را به رویشان خواهد گشود. ( حکمت 106)


 

1043. جایگاه نزول وحی

مهبط وحی الله، و متجر اولیاء الله اکتسبوا فیها الرحمه و ربحوافیها الجنه.

دنیا جایگاه نزول وحی خداوند و تجارتگاه اولیاء الله است. انسان های خردمند و عارف رحمت خداوندی را در این دنیا اندوختند و بهشت را از آنان سود بردند( حکمت131).


 

1044. پرهیز از دلبستگی به دنیا

کان لی فیما مضی اخ فی الله و کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه.

در گذشته برادری دینی داشتم که ناچیزی دنیا در نگاهش، او را در نظرم بزرگ کرده بود. ( حکمت 289)


 

1045. مهرورزی با دنیا

اقبلوا علی جیفه قد افتضحوا باکلها، و اصطلحوا علی حبها.

به مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا شدند و بر سر دوستی و عشق به آن با یکدیگر سازش کردند. ( خطبه 109)


 

1046. وصف دنیا از دیدگاه امام (علیه السلام)

قال له علیه السلام رجل: صف لنا الدنیا! فقال علیه السلام: ما اصف من دار اولها عناء، و آخرها فناء! فی حلالها حساب، و ف حرامها عقاب. من استغنی فیها فتن، و من افتقر فیها حزن.

شخصی به امام علیه السلام گفت: دنیا را برایم وصف کن! فرمود: چگونه برایت توصیف کنم منزلی را که آغازش سختی و پایانش فنا و نیستی است، در حلال آن حساب و در حرامش عقاب است، سالمش در امان و بیمارش پشیمان است، ثروتمندش فریب خورده و فقیر و تهیدستش غمگین گردد. ( خطبه 82)


 

1047. لغزشگاه های دنیا

من وطی دحضک زلق، و من رکب لججک غرق، و من ازور عن حبائلک وفق.

هیهات! هر کس که به لغزشگاه تو (دنیا) قدم گذاشت لغزید و هر کس که به دریاهای تو فرو رفت غرق گشت و هر کس که از تو رها شد، توفیق یافت. ( نامه 45)


 

1048. مهمانی موقت

انکم - و ما تاملون من هذه الدنیا - اثویاء موجلون.

همانا شما و آرزوهای شما در این دنیا، میهمانانی موقت هستید. ( خطبه 129)


 

1049. مقایسه بهره دنیوی و اخروی

ما المغرور الذی ظفر من الدنیا باعلی همته کالاخر الذی ظفر من الاخره بادنی سهمته.

شخص فریب خورده ای که با عالی ترین همتش بر دنیا پیروز شده است، مانند کسی دیگری نیست که از آخرت به مقدار نصیب خود دست یافته است. ( حکمت 370)


 

1050. دنیای بی وفا

الستم فی مساکن من کان قبلکم اطول اعمارا، و ابقی اثارا تعبدوا للدنیا ای تعبد، و آثروها ای ایثار. ثم ظعنوا عنها بغیر زاد مبلغ و لا ظهر قاطع.

آیا شما در جای گذشتگان خود به سر نمی برید؟ که عمرشان از شما طولانی تر و آثارشان بادوام تر بود؟ دنیا را چگونه پرستیدند و آن را چگونه بر خود گزیدند؟ سپس از آن رخت بر بستند و رفتند، بی توشه ای که آنان را برای رسیدن به منزلگاه کفایت کند و بی مرکبی که آن ها را به منزلشان  برساند. ( خطبه 111)


 

1051. دنیا اینگونه نیکوست!

 لنعم دار من لم یرض بها دارا، و محل من لم یوطنها محلا!

 دنیا چه سرای نیکویی است برای کسی که ان را خانه (همیشگی) خویش نداند و چه جایگاه خوبی است برای کسی که آن را وطن خود قرار ندهد. ( خطبه 223)


 

1052. شادی و اندوهگینی

ما بالکم تفرحون بالیسیر من الدنیا تدرکونه، و لا یحزنکم الکثیر من الاخزه تحرمونه؟!

چه شده به شما که از اندکی از دنیا که می یابید شادمان می شوید، ولی بسیاری از آخرت که از آن محروم می گردید شما را اندوهگین نمی سازد؟! ( خطبه 113)


 

1053. خیر در دنیا برای دو کس

لا خیر فی الدنیا الا لرجلین: رجل اذنب ذنوبا فهو یتدارکها بالتوبه و رجل یسارع فی الخیرات.

در دنیا خیری نیست مگر برای دو نفر: کسی که گناه کرده و با تو به جبران می کند و کسی که با سرعت به سوی کارهای خیر می شتابد . ( حکمت 94)


 

1054. تلاش دنیا برای آخرت

علیکم بالجد و الاجتهاد و التاهب و الاستعداد، و التزود فی منزل الزاد. و لا تعرنکم الحیاه الدنیا کما غرت من کان قبلکم من الامم الماضیه، و القرون الخالیه.

بر شما باد به تلاش و سخت کوشی و مهیا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سرای توشه (دنیا مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، چنان که ملت های گذشته و اقوام پیشین را فریفت. ( خطبه 230)


 

1055. سرای جنگ و هلاکت

دار حرب و سلب و نهب و عطب اهلها علی ساق و سیاق، ولحاق و فراق. قد تحیرت مذاهبها.

دنیا سرای جنگ و تاراج و خرابی و هلاکت است. مردمش آماده رفتن و یا رفتنی اند و در حال پیوستن (به گذشتگان) و جدا شدن (از ماندگان) راه هایش گیج کننده و حیرت زا است. ( خطبه 191)


 

1056. فریبکاری دنیا

تغر و تضر و تمر، ان الله تعالی لم یرضها ثوابا لاولیائه، و لا عقابا لا عدائه.

دنیا می فریبد و زیان می رساند و می گذرد. خدای تعالی راضی نشده است که دنیا را پاداش دوستان خود و کیفر دشمنانش قرار دهد. ( حکمت 415)


 

1057. برق گول زننده دنیا

لا ترفعوا من رفعته الدنیا. و لا تشیموا بارقها و لا تسمعوا ناطقها فان برقها خالب، و نطقها کاذب.

کسی را که دنیا او را بالا برده بالا نبرید و برق درخشنده دنیا شما را خیره نکند و سخن ستاینده دنیا را نشنوید؛ زیرا برق دنیای حرام بی فروغ است و سخنش دورغ . ( خطبه 191)


 

1058. نعمت های دنیا می فریبد!

 لا یغرنکم. اصبح فیه اهل الغرور فانما هو ظل ممدود، الی اجل معدود.

مبادا آن چه فریفتگان را می فریبد، شما را بفریبد؛ زیرا نعمت های فریبند (دنیا) چون سایه ای است که تا زمان معینی پهن است. ( خطبه89)


 

1059. نباید فریب دنیا را خورد!

احذر کم الدنیا، فانهادار شخوص و محله تنغیص، ساکنها ظاعن، و قاطنها بائن.

شما را از دنیا بر حذر می دارم؛ زیرا دینا سرای کوچیدن و جایگاه کدورت و سختی است. ساکن در آن بار سفر بر می بندد و مقیمش از آن جدا می شود.(خطبه 196)

 


 

1060. چون مهر فرزند به مادر

الناس ابناء الدنیا، و لا یلام الرجل علی حب امه.

مردم فرزندان دنیایند و هیچ کس برای دوست داشتن مادرش سرزنش نمی شود. ( حکمت303)


 

1061. هدف خلقت دنیا

الدنیا خلقت لغیرها، و لم تخلق لنفسها.

دنیا نه برای خودش که برای جز خود آفریده شده است. ( حکمت 463)


 

1062. دنیا مزرعه آخرت

الا ان الدنیا دار لا یسلم منها الا فیها و لا ینجی بشیء کان لها: ابتلی الناس بها فتنه. فما اخذوه منها لها اخرجوا منه و حوسبوا علیه. و ما اخذوه منها لغیرها، قدموا علیه و اقاموا فیه.

بدانید که دنیا سرایی است که هیچ کس از ان و هیچ کس به واسطه کاری که برای دنیا کند نجات نمی یابد. مردم برای آزمایش گرفتار دنیا شده اند. آن چه را از دنیا به خاطر دنیا برگرفتند، از کفشان برود و باید حساب پس دهند و آن چه را از دنیا برای غیر آن (آخرت) به دست آوردند به آن برسند و همیشه با آن ها است. (خطبه 63)


 

1063. حکایت مردم دنیا

انما مثلکم و مثلها کسفر سلکوا سبیلا فکانهم قد قطعوه، و اموا علما فکانهم قد بلغوه.

همانا حکایت شما و دنیا همچون حکایت مسافرانی است که در راهی می روند و گویی راه را به آخر رسانده اند و آهنگ رسیدن به علامت و نشانه ای می کنند و گویی به آن رسیده اند. (خطبه 99)


 

1064. دنیا در پی تو می آید اگر …

من ساعاها فاتته، و من قعد عنها واتته.

هر که در طلب دنیا بکوشد به آن نرسد و هر که دست بکشد دنیا خود نزد او آید. ( خطبه 82)


 

1065. نظر بصیرت به دنیا

انما الدنیا منتهی بصر الاعمی، لا یبصر مما وراها شیئا، و البصیر ینفذها بصره، و یعلم ان الدار وراها. فالبصیر منها شاخص، و الاعمی الیها شاخص. و البصیر منها متزود، و الا عمی لها متزود.

همانا دنیا آخرین دیدرس کور است و فراتر از ان را نمی بیند؛ اما شخص بینا و با بصیرت نگاهش را از دنیا فراتر می برد و می داند که سرای حقیقی در ورای این دنیاست. پس بینا از آن دل برمی کند و کور به آن روی می کند. شخص با بصیرت ان توشه بر می دارد، کور برای ان توشه فراهم می آورد. ( خطبه 133)


 

1066. حقارت دنیا

فلتکن الدنیا فی اعینکم اصغر من حثاله القرظ، و قراضه الجلم.

دنیا باید در دیده شما حقیرتر از پر کاه خشکیده و خرده های دم قیچی  باشد. ( خطبه 32)


 

1067. بهای جان آدمی

الا حر یدع هذه اللماظه لاهلها؟ انه لیس لا نفسکم ثمن الا الجنه، فلا تبیعوها الا بها.

آیا آزاده ای نیست که این خرده ریزه های لای دندان ها (دنیا) را برای اهلش واگذارد؟بدانید که جان های شما را بهایی جز بهشت نیست، پس آن ها را جز به این بها مفروشید. ( حکمت 456)


 

1068. بی اهمیتی دنیا

دارها هانت علی ربها، فخط حلالها بحرامها، و خیرها بشرها، و حیاتها بموتها، و حلوها بمرها. لم یصفها الله تعالی لاولیائه، و لم یضن بها علی اعدائه.

سرای دنیا نزد پروردگارش خوار و بی ارزش است و از این رو حلال آن را با حرامش آمیخت و خوبی اش را با بدی و زندگی اش را با مرگ و شیرینی آن با تلخی. خداوند بزرگ دنیا را برای دوستان خود صاف و گوارا نفرمود و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید. ( خطبه 113)


 

1069. پستی دنیا

احذروا الدنیا فانها غداره غراره خدوع، معطیه منوع، ملبسه نزوع.

از دنیا حذر کنید که دنیا بیوفا و پر مکر و فریب است، عطا کننده ای است خسیس و پوشاننده ای است که برهنه می سازد (چیزی را که بدهد پس می گیرد). ( خطبه 230)


 

1070. خانه مشکلات

اعلم! ان الدنیادار بلیه یفرغ صاحبها فیها قط ساعه الا کانت فرغته علیه حسره یوم القیامه.

توجه داشته باش که دنیا خانه مشکلات است و اگر انسان یک ساعت در مشکلات نباشد، روز قیامت افسوس می خورد که چرا لحظه ای در آسایش بودم. ( نامه 59)


 

1071. پرهیز از دنیا

احذرکم الدنیا فانها منزل قلعه. و لیست بدار نجعه.

شما را از دنیا پرهیز می دهم؛ زیرا دنیا منزلی است که باید از آن کوچ کرد و سرای ماندن نیست. ( خطبه 113)


 

1072. دنیا جاودانه نیست!

اوصیکم بالرفص لهذه الدنیا التارکه لکم، و ان لم تحبوا ترکها فلا تنافسوا فی عز الدنیا و فخرها، و لا تعجبوا بزینتها و نعیمها، و لا تجزعوا من ضرائها و بوسها، فان عزها و فخرها الی انقطاع، و ان زینتها و نعیمها الی زوال، و ضراها و بوسها الی نفاذ.

شما را به دور افکندن این دنیا سفارش می کنم، دنیایی که اگر هم نخواهید ترکش کنید او شما را ترک می کند … پس، در کسب عزت و افتخارات دنیوی با یکدیگر رقابت نکنید و زرق و برق و نعمت های آن شما را پسند نیفتد و از سختی و رنج آن بی تابی مکنید، زیرا که عزت ها و افتخارات آن به پایان می رسد و زرق و برق و نعمت های آن به سر می آید و سختی و رنج آن تمام می شود. ( خطبه 99)


 

1073. آن چه جای شگفتی دارد!؟

عجبت لعامردار الفناء، و تارک دار البقاء.

تعجب می کنم از آباد کنندگان سرای فانی و فروگذارندگان سرای باقی. ( حکمت 126)


 

1074. موارد عبرت آموز

ان الدنیادار فناء و عناء و غیر و عبر و من غیرها انک تری المرحوم مغبوطا، والمغبوط مرحوما؛ لیس ذلک الا نعیما زل، و بوسا نزل. و من عبرها ان المرء یشرف علی امله فیقتطعه حضور اجله.

دنیا سرای نیستی و رنج و دگرگونی ها و عبرت هاست … نمونه دگرگونی هایش این است که شخصی را می بینی که (تا دیروز) قابل ترحم بود و (امروز) بر او رشک برده می شود و دیگری را می بینی که (تا دیروز) بر او رشک برده می شد و امروز قابل ترحم است و این نیست مگر بدان سبب که نعمتی از چنگش بیرون رفته و بینوایی و مسکنتی بدو رسیده است. نمونه عبرت های آن این است که آدمی به آرزوی خود نزدیک می شود، اما فرا رسیدن مرگ مانع رسیدن او به آرزویش می گردد. ( خطبه 114)


 

1075. زایل کننده عقول

قد خرقت الشهوات عقله، و اماتت الدنیا قلبه.

شهوت ها عقل (دنیا پرست) را از میان می برند و دنیا دل او را می میراند. ( خطبه 109)


 

1076. حذر از دنیا

احذر کم الدنیا، فانها حلوه خصره، حفت بالشهوات.

شما را از دنیا برحذر می دارم؛ زیرا آن شیرین و با طروات است و پوشیده در خواهش های نفسانی است. ( خطبه 111)


 

1077. دنیا فانی است!

غراره غرور ما فیها، فانیه، فان من علیها لا خیر فی شیء من ازوادها الا التقوی.

دنیا بس فریبنده است و هر آنچه در ان است فریب باشد، نابود شدنی است و هر که در آن می زید فانی می شود، در هیچ یک از توشه های آن خیر و خوبی نیست مگر در توشه تقوا . ( خطبه 111)


 

1078. سخن علی علیه السلام در وصف دنیا

حکم عل مکثر منها بالفاقه، و اعین من غنی عنها بالراحه.

فزونخواه دنیا، محکوم به نیازمندی و درویشی است و کسی که از آن بی نیازی جوید، آسایش یارش باشد. ( حکمت 367)


 

1079. زیانکاری در دنیا و آخرت

معاشر الناس! اتقو الله فکم من مؤمل ما لا یبلغه، و بان ما لا یسکنه، و جامع ما سوف یترکه، و لعله من باطل جمعه، و من حق منعه: اصابه حراما، و احتمل به آثاما، فباء بوزره، و قدم علی ربه آسفا لا هفا، قد خسر الدنیا و الاخره، ذلک هو الخسران المبین.

ای مردم! از خدا بترسید؛ چه بسیار آرزومندی که به آرزوی خود نرسد و سازنده عمارتی که در آن ساکن نشود و مال اندوزی که همه را واگذارد و شاید که ان مال را از راه ناروا گرد آورده و یا با نپرداختن حقی، یا از راه رسیدن به حرامی که به خاطر آن زیر بار گناه رفته است؛ پس گناه آن را به دوش کشد و با دریغ و اندوه نزد پروردگارش رود. چنین کسی (در دنیا و آخرت زیانکار باشد و این همان زیان آشکار است.) ( حکمت 344)


 

1080. پرهیز از دنیاپرستی

اوصیکما بتقوی الله، و الا تبغیا الدنیا و ان بغتکما.

شما را به پرهیزگاری و ترس از خداوند سفارش می کنم، در پی دنیاپرستی مباشید اگر چه او شما را طلب کند. ( نامه 48)


 

1081. سرای گذر

الدنیادار ممر، لادار مقر، و الناس فیها رجلان: رجل باع فیها نفسه فاوبقها، و رجل ابتاع نفسه فاعتقها.

دنیا سرای گذر است نه خانه قرار؛ و مردم در آن دو گونه اند: قسمتی خود را به آن بفروشند و هلاک شوند؛ و قسمتی دیگر خود را بخرند و آزاد سازند. ( حکمت 133)


 

1082. سرای درد

دار بالبلاء محفوفه، و بالغدر معروفه لا تدوم احوالها، ولا یسلم نزالها.

این جهان سرایی است پر از درد و رنج، به مکر و خیانت و نادرستی معروف که همیشه بر یک حال باقی نمی ماند و ساکنانش جان سالم به در نمی برند. ( خطبه 226)