از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داورى مى كند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فضایل اخلاقی  >  فضیلت مشورت

فضیلت مشورت

1625. مشورت در امور

لا مظاهره اوثق من المشاوره.

هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست. ( حکمت 113)


1626. پند پیر از رای جوان به

رای الشیخ احب الی من جلد الغلام، و روی من مشهد الغلام.

رای پیران را از دلاوری جوانان (و به روایتی از اجتماع جوانان) بیشتر دوست دارم. ( حکمت 86)


1627. رابطه رای و بخت

صواب الرای بالدول: یقبل باقبالها، و یذهب بذهابها.

درستی به رای بسته به دولت بخت است: اگر دولت رو کند درستی رای نیز رو می کند و اگر آن پشت کند این نیز می رود. ( حکمت 339)


1628. دور باد رای کج اندیش!

عزب رای امری تخلف عنی، ما شککت فی الحق مذ اریته.

دور باد رای کسی که با من مخالفت کند، من از زمانی که حق به من نمایانده شد در آن تردید نکرده ام. ( خطبه 4)


1629. شریک عقل بزرگان

من استبد برایه هلک، و من شاور الرجال شارکها فی عقولها.

هر که استبداد ورزد نابود شود و هر که با بزرگان مشورت کند، در عقلشان شریک گردد. ( حکمت 161)


1630. شنیدن آرای گوناگون

لعبدالله بن العباس و قد اشار علیه فی شیء لم یوافق رایه: لک ان تشیر علی و اری، فان عصیتک فاطعنی.

به عبدالله بن عباس که آن حضرت را به چیزی راهنمایی کرد که با نظر ایشان سازگاری نداشت، فرمود: تو حق داری نظرت را به من بگویی و من هم نظر خاص خود را دارم. بنابراین اگر بر خلاف تو عمل کردم از من پیروی کن! ( حکمت 321)


1631. سودمند نبودن رای

لا تستعموا الرای فیما لا یدرک قعره البصر، و لا تتغلغل الیه الفکر.

در مسائل و موضوعاتی که بینش به ژرفایشان راه نمی برد و اندیشه به آن ها دسترسی ندارد، رای خود را به کار نگیرید. ( خطبه 87)


1632. بخیل را در مشورت داخل مگردان!

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر: لا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر، و لا جبانا یضعفک عن الامور، و لا حریصا یزین لک الشره بالجور.

در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می نویسد: در مشورت خود بخیل را داخل مگردان؛ زیرا او تو را از نیکی و بخشش کردن بازمی دارد و از تنگدستی می ترساند؛ و نه ترسو را، چه او تو را در اقدام به کارها سست می کند و نه آزمند را، چون آزمند ستمگری را در نظرت زیبا جلوه می دهد. ( نامه 53)


1633. راه صحیح اندیشی

من استقبل وجوه الاراء، عرف مواقع الخطا.

هر که آراء مختلف را بررسی کند، جاهای خطا را بشناسد. ( حکمت 173)


1634. بزرگ ترین پشتیبان

لا ظهیر کالمشاوره.

هیچ پشتیبانی، چون مشاوره نیست. ( حکمت 54)


1635. مشورت و مقصود

الاستشاره عین الهدایه، و قد خاطر من استغنی برایه.

مشورت عین به مقصود راه یافتن است و هر که خودسرانه کار کند دچار خطر شود. ( حکمت 211)