وقتى يكى از كارگزارانِ امام، خانة با شكوهى ساخت به او فرمود) سكه هاى طلا و نقره سر بر آورده خود را آشكار ساختند، همانا ساختن مجلل بى نيازى و ثروتمندى تو را مى رساند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فضایل اخلاقی  >  صبر و بردباری

صبر و بردباری

1301. صبر وسیله نجات

رحم الله امرا سمع حکما فوعی، ودعی الی رشاد فدنا و کذب مناه. جعل الصبر مطیه نجاته.

خداوند بیامرزد کسی را که سخن حکیمانه بشنود و آن را فرا گیرد و به جانب حق هدایت شود و آن را بپذیرد … و آرزوهای نا به جا را تکذیب کند و صبر را وسیله نجات خویش قرار دهد. ( خطبه 76)


1302. دعا در مورد صبر

اخذ الله بقلوبنا و قلوبکم الی الحق، و الهمنا و ایاکم الصبر.

خداوند دل های ما و دل های شما را به سوی حق متوجه سازد و به ما و شما صبر الهام فرماید. ( خطبه 173)


1303. دور کردن اندوه

اطرح عنک واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن الیقین.

اندوه ها را با صبری استوار و یقینی نیکو از خود دور کن. ( نامه 31)


1304. کمک از خدا در اندوهناکی

استعن بالله علی ما اهمک.

بر آن چه تو را اندوهگین می کند از خدا کمک بخواه. (نامه 46)


1305. نیکوترین خصلت

فی وصیته لابنه الحسن علیه السلام: عود نفسک التصبر علی المکروه، و نعم الخلق التصبر فی الحق!

در سفارش به فرزند بزرگوار خود امام حسن علیه السلام می فرماید: خویشتن را به صبوری در برابر ناخوشایندها عادت ده، و نیکو خصلتی است صبوری کردن در راه حق. ( نامه 31)


1306. شکیبا در ناراحتی

ان ابتلیتم فاصبروا، فان العاقبه للمتقین.

اگر (به رنج و ناراحتی) مبتلا شدید، شکیبا باشید که عاقبت (پیروزی) با پرهیزگاران است. ( خطبه 98)


1307. پیشه شکیبایی

استعشروا الصبر فانه ادعی الی النصر.

شکیبایی را شعار خود سازید که به نصرت و پیروزی فراخواننده تر است. ( خطبه 26)


1308. مایه شادی و شکر

فقلت علیه السلام یا رسول الله! اولیس قد قلت لی یوم احد حیث استشهد من المسلمین، و حیزت عنی الشهاده فشق ذلک علی، فقلت لی: ابشر فان الشهاده من ورائک؟

فقال لی: ان ذلک لکذلک، فکیف صبرک اذن؟

فقلت: یا رسول الله! لیس هذا من مواطن الصبر، و لکن من مواطن البشری و الشکر.

عرض کردم: یا رسول خدا! مگر در روز احد که تعدادی از مسلمانان شهید شدند من از شهادت محروم ماندم و این امر بر من گران آمد به من نفرمودی: مژده باد تو را که در آینده به شهادت خواهی رسید؟

رسول خدا به من فرمود: همین طور است.

در آن صورت صبر تو چگونه خواهد بود؟

عرض کردم: ای رسول خدا! این جا جای صبر نیست، بلکه جای شادی و شکر است! ( خطبه 156)


1309. دستاوردهای بردباری

بالحلم عن السفیه تکثر الانصار علیه.

بردباری کردن در برابر نادان یاران انسان را بر ضد او زیاد می کند. ( حکمت 224)


1310. امتحان الهی

من آتاه الله مالا فلیصل به القرابه و لیصبر نفسه علی الحقوق و النوائب.

هر که خداوند به او ثروتی دهد، باید به خویشاوندان خود رسیدگی کند … و در راه ادای حقوق (مالی خود) و مصایب و گرفتاری ها، خود را به صبر وادارد. ( خطبه 142)


1311. صبر علی (علیه السلام)

عند مسیر اصحاب الجمل الی البصره: ان هؤ لاء قد تمالاوا علی سخطه امارتی، و ساصبر ما لم اخف علی جماعتکم.

در زمانی که اصحاب جمل به سوی بصره حرکت کردند فرمود: اینان به خاطر ناخشنودی از خلافت من گرد هم آمده اند. اما من تا زمانی که برای اجتماع شما خطری حس نکنم، از خود صبر نشان می دهم. ( خطبه 169)


1312. ارزش ایمان

علیکم بالصبر؛ فان من الایمان کالراس من الجسد، و لا خیر فی جسد لا راس معه، و لا فی ایمان لا صبر معه.

بر شما باد که صبر و بردباری پیشه کنید؛ زیرا همان گونه که سر، نشانه حیات بدن است، صبر نیز دلیل ایمان است، و بدنی که سر در آن نباشد خیر و حیات در آن نیست و ایمانی که توام با صبر نباشد ارزشی ندارد. ( حکمت 82)


1313. صبر در هنگام مصیبت

و قال علیه السلام للاشعث بن قیس لما عزاه بابن له: یا اشعث! ان تحزن علی ابنک فقد استحقت منک ذلک الرحم، و ان تصبر ففی الله من کل مصیبه خلف. یا اشعث! ان صبرت جری علیک القدر و انت ماجور، و ان جزعت جری علیک القدر و انت مازور؛ یا اشعث! ابنک سرک و هو بلاء و فتنه، و حزنک و هو ثواب و رحمه.

امام علی علیه السلام در دلداری به اشعث بن قیس در مرگ فرزندش فرمود: ای اشعث! اگر برای از دست دادن فرزندت اندوهگین باشی، البته حق پدری را به جا آورده ای و اگر صبر کنی خدا هر مصیبتی را عوض می دهد، ای اشعث! اگر صبر کنی قضا و قدر الهی بر تو جاری شده و تو گناهکاری. ای اشعث! آمدن فرزندت که مایه آزمایش و گرفتاری است تو را شاد کرد و رفتنش که مایه ثواب و رحمت (برای توست) اندوهگینت ساخت. ( حکمت 291)


1314. بی صبری در تدفین پیامبر (ص)

و قال علیه السلام هو یدفن النبی صلی الله علیه و آله: ان الصبر لجمیل الا عنک، و ان الجزع لقبیح الا علیک. و ان المصاب بک لجلیل، و انه قبلک و بعدک لجلل.

امام علی در هنگام خاکسپاری پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شکیبایی زیباست، جز در برابر فقدان تو و بی تابی کردن زشت است، مگر بر غم از دست دادن تو، مصیبت رحلت تو بس بزرگ است و هر مصیبت دیگری، پیش از تو و پس از تو، خرد و ناچیز باشد. ( حکمت 292)


1315. صاحب صبری عظیم

من خطبته الشقشقیه: طفقت ارتئی بین ان اصول بید جذاء او اصبر علی طخیه عمیاء فرایت ان الصبر علی هاتا احجی، فصبرت و فی العین قذی، و فی الحلق شجا فصبرت علی طول المده، و شده المحنه.

در خطبه شقشقیه، می فرماید: با خود اندیشیدم که آیا با دست تنها حمله کنم یا آن که بر شر این تیرگی شکیبا باشم … دیدم که صبر در این جا خردمندانه تر است. پس صبر کردم در حالی که گویا در چشمانم خاشاک و در گلویم استخوانی است … در این مدت دراز و در این شدت غم و محنت صبر کردم. ( خطبه 3)


1316. آن چه بردباری می آورد

الحلم و الاناه توامان ینتجهما علو الهمه.

بردباری و وقار دو همزادند که مولود بلند همتی هستند. ( حکمت 460)


1317. تمرین بردباری

ان لم تکن حلیما فتحلم؛ فانه قل من تشبه بقوم، الا اوشک ان یکون منهم.

اگر بردبار نیستی خویشتن را بردبار جلو ده؛ زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و به زودی یکی از آنان نشود. ( حکمت 207)


1318. تباه شدن اجر صبر

ینزل الصبر علی قدر المصیبه. و من ضرب یده علی فخذه عند مصیبته، حبط عمله.

صبر و شکیبایی به اندازه مصیبت نازل شود و کسی که دستش را به هنگام مصیبت (از روی ناشکری) بر زانو زند، اجرش تباه گردد. ( حکمت 144)

 


1319. صبر آزادگان

من صبر صبر الاحرار، و الا سلا سلو الاغمار.

هرکه (در حوادث) شکیبایی می کند چون آزادگان صبر کند (اجر برد) وگرنه چون جاهلان مصیبت را فراموش کند و (اجری ندارد). ( حکمت 413)


1320. خطر بی تابی

من لم ینجه الصبر اهلکه الجزع.

هر کس که شکیبایی نجاتش ندهد، بی تابی اش نابودش کند. ( حکمت 189)


1321. دوگونه صبر

الصبر صبران: صبر علی ما تکره، و صبر عما تحب.

صبر بر دو گونه است: صبر بر پیشامدی که کراهت داری و صبر بر ترک چیزی که دوست داری. ( حکمت 55)


1322. حلم و عقل

الحلم غطاء ساتر، و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک، و قاتل هواک بعقلک.

حلم پرده ای پوشنده و عقل شمشیری برنده است، پس عیب های اخلاقی ات را با حلم بپوشان و هوس های سرکشت را با عقل از بین ببر. ( حکمت 424)


1323. مبارزه با حوادث

الصبر یناضل الحدثان، و الجزع من اعوان الزمان.

صبر مبارزه با حوادث است، و بی تابی خود به (کجروی) زمان کمک می کند. ( حکمت 211)


1324. صبر و ظفر

لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان.

فرد صبوری پیروزی را از دست ندهد گرچه به دستش رسد. ( حکمت 153)


1325. نتیجه حلم

اول عوض الحلیم من حلمه، ان الناس انصاره علی الجاهل.

اولین نتیجه ای که آدم حلیم از بردباری خود به دست می آورد، این است که مردم یاوران اویند در برابر نادان. ( حکمت 206)


1326. از پایه های ایمان

الصبر منها علی اربع شعب: علی الشوق و الشفق، و الزهد، و الترقب: فمن اشتاق الی الجنه سلا عن الشهوات؛ و من اشفق من النار اجتنب المحرمات؛ و من زهد فی الدنیا استهان بالمصیبات؛ و من ارتقب الموت سارع الی الخیرات.

صبر از پایه های ایمان است و بر چهار شعبه است: اشتیاق، ترس، زهد و انتظار، هر کس مشتاق بهشت است، از شهوات و خواهش های نفسانی به دور است و هر کس از آتش دوزخ بهراسد از محرمات دوری کند، هر کس در دنیا زهد ورزد مصیبت ها را سبک شمرد، هر کس که منتظر مرگ باشد به سوی نیکی ها بشتابد. ( حکمت 31)


1327. ایمان و صبر

علیکم بالصبر! فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد، و لا خیر فی جسد لا راس معه، و لا فی ایمان لا صبر معه.

بر شما باد به صبر و شکیبایی؛ زیرا صبر برای ایمان چون سر است برای تن، تنی که سر ندارد هیچ خیری ندارد، ایمان بی صبر هم هیچ فایده ای ندارد. ( حکمت 82)


1328. دهان بند بی خرد

الحلم فدام السفیه.

بردباری، دهان بند بی خرد است. ( حکمت 211)


1329. صبر و دلیری

الصبر شجاعه.

صبر، شجاعت و دلیری است. ( حکمت 4)


1330. فضیلت حلم

الحلم عشیره.

حلم و بردباری، قوم و عشیره است. ( حکمت 418)  


1331. حلم و عزت

لا عز کالحلم.

هیچ عزتی، همچون حلم نیست. ( حکمت 113)


1332. ابزار ریاست

آله الریاسه سعه الصدر.

گشادگی سینه (سعه صدر) ابزار ریاست است. ( حکمت 176)


1333. گور عیب ها

الاحتمال قبر العیوب.

تحمل، گور عیب ها است. ( حکمت 6)


1334. خرسندی

اذا لم یکن ما ترید فلا تبل ما کنت.

هرگاه به آن چه خواستی دست نیافتی، پس آن چه در آن هستی (یعنی دست نیافتن به آن چه می خواستی) باک نداشته باش و اندوه به خود راه مده. ( حکمت 69)


1335. حلم و زندگی با مردم

من حلم لم یفرط فی امره، و عاش فی الناس حمیدا.

کسی که بردبار باشد در کار خود کوتاهی نکند، و در میان مردم خوش نام زندگی خواهد کند. ( حکمت 31)


1336. مصیبت و شکایت به خلق

من اصبح یشکو مصیبه نزلت به، فقد اصبح یشکو ربه.

هر کس از مصیبتی که به او وارد شده به خلق شکایت برد، محققا از پروردگار خود شاکی است. ( حکمت 228)


1337. صبر بزرگان

ان صبرت صبر الاکارم، و الا سلوت سلو البهائم.

اگر همچون بزرگواران صبر کنی (چه بهتر) وگرنه همچون ستوران (رنج را) فراموش خواهی کرد. ( حکمت 414)


1338. توصیه به صبر

ان ابتلیتم فاصبروا؛ فان العاقبه للمتقین.

اگر گرفتار شدید صبر کنید که سرانجام نیکو از آن پرهیزگاران است. ( خطبه 97)


1339. بردبار حقیقی

حلما قد ذهبت اصغانهم.

(مردگان) بردباران اند و کینه های آنان از میان رفته است. ( خطبه 111)


1340. صبر و رضا

اغض علی القذی و الالم ترض ابدا.

ناملایمات و رنج ها را تحمل کن تا همواره خرسند باشی. ( حکمت 213)


1341. زکات ظفر

العفو زکاه الظفر، و السلو عوضک ممن غدر.

گذشت زکات پیروزی، و بردباری کیفر خیانتکار است. ( حکمت 211)


1342. صبر بر طاعت

استتموا نعم الله علیکم بالصبر علی طاعته، و المجانبه لمعصیته.

با صبر بر طاعت، نعمت های خدا را بر خود تمام کرده و از نافرمانی او دوری کنید. ( خطبه 188)


1343. شکیبا باش!

 عود نفسک التصبر علی المکروه، و نعم الخلق التصبر فی الحق!

 خویشتن را بر آن چه زشت و ناپسند است عادت ده و شکیبا بودن در راه حق چه خوبی نیکویی است! ( نامه 31)


1344. قضا و قدر

الذی عظم حلمه فعفا، و عدل فی کل ما قضی.

خداوندی که حلم او بزرگ است و با این حلم است که بندگانش را عفو می نماید و در هر چه که حکم کند عدالت فرماید. ( خطبه 191)