مردم ستمكار را سه نشان است: با سركشى به مافوق خود ستم روا دارد، و به زير دستان خود با زور و چيرگى ستم مى كند، و ستمكاران را يارى مى دهد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فروع دین  >  زکات

زکات

612.زکات طلب

ان الرجل اذا کان له الدین الظنون، یجب علیه ان یزکیه، لما مضی، اذا قبضه.

اگر کسی از دیگری طلبی داشته باشد که نمی داند می پردازد یا نه، واجب است از وصول طلب به خاطر مدتی که بر آن گذشته است، زکات آن را بپردازد. ( حکمت 6)


613. قسمت مال بین نیازمندان

فی کتاب له الی قثم بن العباس و هو عامله علی مکه: و انظر. لی ما اجتمع عندک من مال الله فاصرفه الی من قبلک من ذوی العیال و المجاعه مصیبا به مواضع الفاقه و الخلات. و ما فضل عن ذلک فاحمله الینا لنقسمه فیمن قبلنا.

نامه ای است از امیرالمؤمنین علیه السلام به قثم بن عباس که عامل و کارگزار آن حضرت در مکه بود: در آنچه از مال خدا در نزد تو گرد آمده، دقت و اندیشه کن! سپس آن را به مصرف کسانی از عیالمندان و گرسنگانی که در مکه در نزد و هستند برسان و این در حالی باشد که آن را به مواردی از فقر شدید و احتیاجات مردم نیازمند برسانی و هر چه از این مصارف زیاد بیاید نزد ما بفرست تا آن را در میان کسانی (از گرسنگان و محتاجان) که نزد ما هستند قسمت کنیم.(نامه 67)


614. وسیله نگاهداری اموال

حصنوا اموالکم بالزکاه.

اموال خویش را با دادن زکات نگاه دارید.  ( حکمت 146)


615. رشد دارایی

فرض الله … الزکاه تسبیبا للرزق.

خداوند زکات را و وسیله ای برای رسیدن (مردمان مستحق) به روزی قرار داد. ( حکمت 252)


616. تدبیر برای روز نیازمندی

امسک من المال بقدر ضرورتک، و قدم الفضل لیوم حاجتک.

مال را به اندازه ای که برایت لازم است نگاه دار و آنچه از احتیاجت افزون است برای روز احتیاجت (در قیامت و روز حساب) پیش بفرست. ( نامه 21)


617. جمع آوری زکات

من وصیته لمن یستعمله علی الصدقات: ثم احدر الینا ما اجتمع عندک نصیره حیث امر الله به، فاذا اخذها امینک فاوعز الیه الا یحول بین ناقُه و بین فصیلها و لا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها، و لا یجهدنها رکوبا، ولیعدل بین صواحباتها فی ذلک و بینها، و لیرفه علی اللاغب، و لیستان بالنقب و الظالع، و لیوردها ما تمر به من الغدر، و لا یعدل بها عن نبت الارض الی جواد الطرق، ولیروحها فی اساعات، و لیمهلها عندالنطاف و الاعشاب، حتی تاتینا باذن الله بدنا منقیات، غیر متعبات و لا مجهودات.

علی علیه السلام در توصیه به مامور جمع آوری زکات نوشت: اموالی را که از زکات نزد تو گرد آمده، برای ما بفرست تا آنها را در مواردی که خداوند دستور داده به مصرف رسانیم. وقتی چهار پایان را به امین خود سپردی، به او سفارش کن که میان شتر و کره اش جدایی نیفکند و همه شیرشان را ندوشد، به طوری که به بچه آن ها آسیب رسد و از آن ها زیاد سواری نگیرد و خسته شان نکند و در سواری گرفتن از آن ها عدالت را رعایت کند و چهارپای خسته و مانده را استراحت دهد و با چهارپایی که سمش آسیب دیده و از راه مانده است مدارا کند، و به هر آبگیری که می رسد آن ها را آب دهد و از زمین های سرسبز و علفزار به جاده های خشک و

خالی نراند و هر از چند گاهی آن ها را استراحت دهد و در جاهایی که آب و علف دارد، به آن ها فرصتی دهد که آب بیاشامند و بچرخند تا به اذن خداوند با تنی فربه و چاق و نا خسته و نا رنجور به دست ما رسند. ( نامه 25)


618. آداب جمع آوری زکات

فی وصیته لمن یستعمله علی الصدقات: ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار؛ حتی تقوم بیهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم.

امام علی علیه السلام در سفارش خود به کسی که او را مامور جمع آوری زکات می کرد فرمود: سپس با آرامش و متانت به طرف ایشان حرکت کن تا به میان مردم آن آبادی برسی و توقف کنی و به آنان سلام کن، بدون این که در سلام گفتن آنان را تحقیر نمایی. ( نامه 25)


619. زکات پیروزی

العفو زکاه الظفر.

گذشت، زکات پیروزی است. ( حکمت 211)


620. زکات با طیب خاطر

ان الزکاه جعلت مع الصلاه قربانا لاهل الاسلام، فمن اعطاها طیب النفس بها، فانها تجعل له کفاره و من النار حجازا و وقایه. فلا یتبعنها احد نفسه، و لا یکثرن علیها لهفه. فان من اعطاها غیر طیب النفس بها، یرجو بها ما هو افضل منها، فهو جاهل بالسنه، مغبون الاجر، ضال العمل، طویل الندم.

همانا زکات به همراه نماز برای نزدیکی مسلمانان به خداوند قرار داده شده است. بنابراین، کسی که با رضایت خاطر زکات را بپردازد، کفاره گناهان او و مایه نگهداری اش از آتش باشد، پس نباید کسی دلی در پی زکاتی که می پردازد داشته باشد و مرتبا افسوس خورد؛ زیرا کسی که آن را از روی بی میلی بپردازد و با این حال، در قبال آن، به بهتر از آن (یعنی بهشت) چشم آمدی بندد، به نسبت (پیامبر) نادان است و در پاداش مغبون به کارش بیهوده و پشیمانی اش طولانی باشد. ( خطبه 199)


621. حکم غنیمت

و من کلام له علیه السلام قاله لعبدالله بن زمعه لما طلب منه مالا فی خلافته: ان هذا المال لیس لی و لا لک، و انما هو فیء للمسلمین، و جلب اسیافهم فان شرکتهم فی حربهم، کان لک مثل حظهم، و الا فجناه ایدیهم لا تکون لغیر افواههم.

کلامی است از امیرالمؤمنین علیه السلام که با این کلام با عبدالله بن زمعه که در هنگام خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام بر آن حضرت وارد شد، در حالی که مالی از وی طلب می کرد. امیر فرمود: همانا این مال نه به من تعلق دارد نه به تو، و جز این نیست که آن مال غنیمت و خراج مسلمانان است و مالی است که شمشیرهای مسلمین آن را به دست آورده است، پس اگر تو در جنگ هایی که ایشان کرده اند شرکت داشته ای، تو هم مانند آنان، سهم و نصیبی داری و اگر چنین نیست، پس آنچه با دست های ایشان چیده شد (مقصود به دست آوردن غنایم است) جز برای خودشان مناسب نیست..)خطبه 232)


622. زکات بدن

لکل شیء رکاه، و زکاه البدن الصیام.

برای هر چیزی، زکاتی است و زکات بدن، روزه گرفتن است. ( حکمت 136)