رترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فصولی دیگر از نهج البلاغه  >  دین اسلام

دین اسلام

 

1988. جلوگیری کننده از ضلالت

من یبتغ غیر الاسلام دینا تتحقق شقوته، و تنفصم عروته، و تعظم کبوته، و یکن مابه الی الحزن الطویل و العذاب الوبیل.

هر که دینی جز اسلام بجوید به بدبختی گرفتار آید و دستاویزش از هم گسیخته شود و به رو در افتادن و سقوطش (در عذاب آتش) سخت باشد و به اندوه دراز و عذاب دردناک مبتلا گردد. ( خطبه 161)


1989. واژگونی اسلام

سیاتی علیکم زمان یکفا فیه الاسلام، کما یکفا الاناء بما فیه.

به زودی زمانی بر شما فرا می رسد که در آن زمان اسلام واژگون می شود، همچنان که ظرف واژگون می شود و آنچه در آن است می ریزد. (خطبه103)


1990. بالاترین شرف

لا شرف اعلی من الاسلام.

هیچ شرافتی بالاتر از اسلام نیست. ( حکمت 371)


 

1991. تفسیراسلام

لا نسبن الاسلام نسبه لم ینسبها احد قبلی. الاسلام هو التسلیم، و التسلیم هو الیقین، و الیقین هو التصدیق، و التصدیق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء، و الاداء هو العمل.

اسلام را چنان تفسیر کنم که هیچ کس قبل از من چنین تفسیر نکرده است: اسلام، تسلیم (در برابر خدا) است و تسلیم باور کردن است و باور کردن تصدیق است و تصدیق همان اقرار است و اقرار انجام وظیفه است و انجام وظیفه همان عمل شایسته است. ( حکمت 125)


1992. اسلام؛ کلید در نیکی

فس صفه الاسلام: فیه مرابیع النعم، و مصابیح الظلم. لا تفتح الخیرات الا بمفاتیحه، و لا تکشف الظلمات الا بمصابیحه.

در وصف اسلام فرمودند: در آن نعمت ها همانند باران بهاری و چراغ های روشن کننده تاریکی فراوان است، در نیکی ها را جز با کلیدهای آن نتوان گشود و تاریکی ها را جز با چراغ های آن فروغ نتوان بخشید. ( خطبه 152)


1993. مسابقه در خوبی ها

فی وصف الاسلام: متنافس السبقه، شریف الفرسان. التصدیق منهاجه، و الصالحات مناره، و الموت غایته، و الدنیا مضماره، و القیامه حلبته، و الجنه سبقته.

در توصیف اسلام می فرماید: جایزه مسابقه اش ارزشمند و لایق رقابت است، سوارکارانش شریف و بزرگوارند، مسیر و جاده اش تصدیق است و نشانه اش کارهای شایسته و خط پایانش مرگ است. دنیا میزان تمرین و کسب آمادگی آن است و قیامت محل گرد آمدن مسابقه دهندگان و بهشت جایزه آن. ( خطبه 106)


1994. روشن ترین راه

فهو ابلج المناهج، و اوضح الولائج؛ مشرف المنار، مشرق الجواد، مضیء المصابیح.

اسلام روشن ترین راه ها و آشکارترین گذرگاه ها است. نشانه های راهیابی آن بلند و مرتفع است و شاهراه هایش درخشان و چراغ هایش فروزان و روشنایی بخش. ( خطبه 106)


1995. دین برگزیده خدا

ان هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه، و اصطنعه علی عینه.

این اسلام دین خداست که برای خودش برگزیده و آن را از زیر نظر خویش پرورده است. ( خطبه 198)


1996. انجام دین و رضایت پروردگار

صار دین احدکم لعقه علی لسانه. صنیع من قد فرغ من عمله و احرز رضا سیده.

دین شما لقلقه زبانتان شده است؛ مانند کسی که کارش را انجام داده و رضایت سرورش را فراهم آورده باشد. ( خطبه113)


1997. اسمی از سلامت

ان الله تعالی خصکم بالاسلام و استخلصکم له، و ذلک لانه اسم سلامه، و جماع کرامه.

قطعا خداوند متعال شما را به اسلام مخصوص فرمود و شما را برای خود برگزید؛ زیرا اسلام اسمی از سلامت و مجمع کرامت است. ( خطبه 152)


1998. اسلام معاویه

لاصحابه عند الحرب: فو الذی فلق الحبه، و برا النسمه ما اسلموا، ولکن استسلموا و اسروا الکفر، فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه.

در هنگام جنگ به اصحاب خود فرمود: پس قسم به خدایی که دانه را شکافت و جان را (یا جانداران را) آفرید، آن ها (یعنی معاویه و یارانش) با قلب و اعتقاد خود، اسلام نیاوردند، لیکن از ترس اظهار اسلام کردند و کفر خویش را نهان داشتند و چون یارانی بر کفر خود یافتند آن را آشکار ساختند. ( نامه 16)


1999. غایت اسلام

ان لکم علما فاهتدوا بعلمکم. و ان للاسلام غایه فانتهوا الی غایته.

همانا برای شما نشانه ای است، پس با نشانه خود راه را بیابید و اسلام را غایت و هدفی است، پس به آن غایت برسید. ( خطبه 176)


2000. سهل الوصول بودن اسلام

الحمدلله الذی شرع الاسلام فسهل شرائعه لمن ورده

سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که اسلام را آشکار نموده و برای کسانی که به این دین درمی آیند، دسترسی به سرچشمه های آن را آسان گردانید. ( خطبه 106)


 

2001. مسلمانان دروغین

من کتاب له الی معاویه: ما اسلم مسلمکم الا کرها.

در نامه ای به معاویه می نویسد: مسلمان شما جز از روی کراهت و ناچاری اسلام نیاورد. ( نامه 64)


2002. اسلام ظاهری

و اعلموا انکم صرتم بعد الهجره اعرابا، و بعد الموالاه احزابا. ما تتعلقون من الاسلام الا باسمه. و لا تعرفون من الایمان الا رسمه. تقولون النار و لا العار! کانکم تریدون ان تکفئوا الاسلام علی وجهه انتهاکا لحریمه، و نقضا لمیثاقه

بدانید شما بعد از هجرت (به سوی کمال) به شیوه اعراب بدوی پیوستید و پس از برادری و هم پیمانی، به احزاب مختلف مبدل گشتید. از اسلام جز به اسم آن، تعلقی ندارید، و از ایمان نمی شناسید مگر صورتی از آن را. می گویید: آتش را می پذیریم ولی ننگ را بر خود نمی گیریم. گویا شما می خواهید اسلام را به رویش واژگون کنید تا حرمت آن بشکند و پیمان آن را که خداوند برای شما است نقض کنید.( خطبه 192)


2003. اثرات اعتقاد به خدا و اسلام

اظهر به الشرائع المجهوله، و قمع به البدع المدخوله، و بین به الاحکام المفصوله.

خدای بزرگ احکام مجهول شرع را به وسیله (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) آشکار ساخت و بدعت هایی را که در دین خدا شده بود، به وسیله او از بین برد و احکامی را که به تفصیل در کتاب سنت آورده است به وسیله او بیان فرمود. ( خطبه 160)


2004. راه های شرایع دین

الا و ان شرائع الدین واحده، و سبله قاصده. من اخذ بها لحق و غنم، و من وقف عنها ضل و ندم.

بدانید که طرق دین یکی و راه های آن در مجرای اعتدال است، هر کس راه های دین را پیش بگیرد و در آن مسیر گام بردارد به حقیقت و حمایتگران آن ملحق گردد و به عنیمت برسد و هر کس که توقف کند و از حرکت در آن راه ها امتناع بورزد گمراه گردد و عاقبت کار پشیمان شود. ( خطبه 120)


2005. مهاجر واقعی اسلام

الهجره قائمه علی حدها الاول. ما کان لله فی اهل الارض حاجه من مستسر الامه و معلنها. لا یقع اسم الهجره علی احد الا بمعرفه الحجه فی الارض. فمن عرفها و اقر بها فهو مهاجر. و لا یقع اسم الاستضعاف علی من بلغته الحجه فسمعتها اذنه و وعاها قلبه.

هجرت به همان هویت و مطلوبیت اول که داشت باقی است، برای خداوند سبحان هیچ نیازی به مردم روی زمین وجود ندارد، خواه آنان که هجرت خود را مخفی بدارند یا آنان که آن را آشکار بسازند، عنوان هجرت بر هیچ کس تطبیق نشود جز بر کسی که حجت در روی زمین را بشناسد. پس اگر کسی حجت را شناخت و به او اقرار نمود مهاجر است. عنوان استضعاف (قصور حجت شناسی) بر کسی که حجت به او رسیده و گوشش آن را شنیده و قلبش آن را دریافته است صدق نمی کند. ( خطبه 189)


2006. فضیلت اسلام

تبصره لمن عزم، و عبره لمن اتعظ.

بینایی برای انسانی است که دارای عزم و تصمیم (برای خیرات) است و عبرت برای کسی است که پند بپذیرد. ( خطبه 106)