در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فروع دین  >  دوستی و دشمنی

دوستی و دشمنی

 

695. برتر از نماز و روزه همه عمر

صلاح ذات البین افضل من عامه الصلاه و الصیام.

ایجاد صلح آشتی میان دو تن، از نماز و روزه همه عمر برتر است. ( نامه 47)


696. سه دستگی دوستان و دشمنان

اصدقاوک ثلاته و اعداوک ثلاثه، فاصدقاوک: صدیقک، و صدیق صدیقک، و عدو عدوک. و اعداوک: عدوک، و عدو صدیقک، و صدیق عدوک.

دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نیز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو. ( حکمت 295)


697. رفتار با دشمن در عرصه نبرد

لا تقاتلو هم حتی یبداء و کم، فانکم بحمدالله علی حجه، وتر ککم ایاهم حتی یبدا و کم حجه اخری لکم علیهم. فاذا کانت الهزیمه باذن الله فلا تقتلوا مدبرا، و لا تصیبوا معورا، و لا تجهزوا علی جریح. و لا تهیجوا النساء باذی. و فی خبر: ( و لا تکشفوا عوره و لا تمثلوا بقتیل).

با دشمن نجنگید تا او جنگ را آغاز کند؛ زیرا شما بحمدالله حجت دارید و این که شما آنان را بگذارید تا آغازگر جنگ باشند، حجت دیگری است در دست شما در برابر آنان. اگر به اذن خداوند دشمن شکست خورده و فراری شد، پشت کرده را نکشید و به آن در چنگتان گرفتار آمده است صدمه نزنید و کار زخمی را نسازید و زنان را با آزار و اذیت برنینگیزید و در خبر آمده است: (… عورتی را کشف مسازید و کشته را مثله نسازید!) ( نامه 14)


698. علاقه متقابل

لا ترغبن فیمن زهد عنک.

نسبت به کسی که به تو بی علاقه است علاقه مند مباش! ( نامه 31)


699. اهمیت رفیق

سل عن الرفیق قبل الطریق.

پیش از راه درباره همراه پرس و جو کن. ( نامه 31)


700. دوستی با برادر

احمل نفسک من اخیک عند صرمه علی الصله و عند جموده علی البذل و ایاک ان تضع ذلک فی غیر موضعه، او ان تفعله بغیر اهله.

چون برادرت از تو ببرد خود را به پیوند با او وادار … و چون بخل ورزد از بخشش دریغ مدار … مبادا این نیکی را آن جا کنی که نباید یا درباره آن کس که نشاید. ( نامه 31)


701. همه پل های پشت سر را خراب مکن!

 ان اردت قطیعه اخیک فاستبق له من نفسک بقیه یرجع الیها ان بدا له ذلک یوما ما.

هرگاه خواستی از برادرت ببری، مانده ای از دوستی خود برای او بگذار که اگر روزی آن مقدار برایش آشکار شود به آن باز گردد و همه پل ها را پشت سر او خراب نکن؛ بلکه جایی برای بازگشت او و پیوند مجدد دوستی باقی گذار). ( نامه 31)


702. دوستان حضرت محمد (ص)

ان ولی محمد صلی الله علیه و آله من اطاع الله و ان بعدت لحمته، و ان عدو محمد من عصی الله و ان قربت قرابته! همانا دوست و نزدیک حضرت محمد صلی الله علیه و آله کسی است که خدا را پیروی کند، هر چند پیوند نسبی اش دور باشد، و دشمن آن حضرت کسی است که خدا را معصیت کند، هر چند خویشاوندی اش نزدیک باشد. ( حکمت 96)


703. پند و اندرز برادر

و امحض اخاک النصیحه، حسنه کانت او قبیحه "

در پندی که به برادرت می دهی، زیبا باشد آن پند یا زشت، صمیمی باش. ( نامه 31)


704. هدایت دشمنان

قال فی القتال بصفین) و اما قولکم شکا فی اهل الشام! فو الله ما دفعت الحرب یوما الاو انا اطمع ان تلحق بی طائفه فتهتدی بی ت و تعشو الی ضوئی، و ذلک احب الی من ان اقتلها علی ضلالها، و ان کانت تبوء باثامها.

امام علیه السلام در جنگ صفین فرمود … امام این که گفتی: در مبارزه با شامیان در تردیدم به خدا سوگند، یک روز جنگ را به تاخیر نینداختم، جز به امید این که عده ای از آنها به جمعیت ما ملحق و به وسیله من هدایت گردند و از نور من بهره مند شوند و این کار برای من بهتر است از کشتن آنان در حال گمراهی، گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار شوند. ( خطبه 55)


705. سپری نگهدارنده!

 ایها الناس! ان الوفاء توام الصدق، و لا اعلم جنه اوقی منه.

ای مردم! همانا درستی وفاداری تؤام با صدق و راستگویی است و من سپری نگهدارنده تر از راستی سراغ ندارم. ( خطبه 41)


706. صلح مایه آرامش

لا تدفعن صلحا دعالک الیه عدوک و لله فیه رضا، فان فی الصلح دعه لجنودک و راحه من همومک، و امنا لبلادک، و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحد، فان العدو ربما قارب لیتغفل فخد باالحزم، و اتهم فی ذلک حسن الظن.

ای مالک! هرگز آشتی و صلحی که دشمن به تو پیشنهاد می کند و رضای خدا در آن است را رد مکن زیرا صلح مایه آسایش لشکر و آرامشی برای تو از غم ها و امنیت برای مملکت است؛ ولی زنهار! زنهار! هر چه می توانی پس از پذیرش صلح از دشمنت بر حذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد، پس دوراندیش را به کار گیر و در این مورد خوش بینی را متهم نما! ( نامه 53)


707. بال محبت

من تلن حاشیته یستدم من قمه الموده.

کسی که بال محبت بگستراند، محبت خویشانش ادامه خواهد یافت. ( خطبه 23)


708. دشمن ظالم، یار مظلوم

قال للحسن و الحسین علیه السلام کونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا.

امام علی علیه السلام به امام حسن و امام حسین علیه السلام فرمود: دشمن سرسخت ستمگر و یاور و همکار مظلوم باشید. ( نامه 47)


709. وای بر ایشان!

 بوسا لمن خصمه عند الله الفقراء و المساکین و السائلون و المدفوعون، و الغارمون و ابن السبیل!

وای بر کسانی که دشمنانشان در پیشگاه خداوند فقیران و بیچارگان و محرومان از حق و ورشکستگان و در راه ماندگان باشند! ( نامه 26)


710. خشنودی روز قیامت

من شنیء الفاسقین و غضب الله، غضب الله له و ارضاه یوم القیامه.

کسی که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشمگین شود، خدا به نفع او خشمگین شود و روز قیامت او را خشنود سازد  ( حکمت 31)


711. حذر از دوستی با فاجر نابکار

یا بنی! ایاک و مصادقه الفاجر، فانه یبیعک بالتافه.

کسی که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشمگین شود، خدا به نفع او خشمگین شود و روز قیامت او را خشنود سازد . ( حکمت 38)


712. مصونیت از دشمن

مقاربه الناس فی اخلاقهم امن من غوائلهم.

هماهنگی با اخلاق مردم در موارد مشروع ایمنی و مصونیت از دشمنی و کینه های آنان می باشد. ( حکمت 401)


713. پاس داشتن دوستی

اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان و اعجز منه من ضیع من ظفر به منهم.

ناتوان ترین مردم کسی است که از به دست آوردن برادران عاجز است و ناتوان از او کسی است که با برادران قبلی دوستی را نتواند پاس دارد و آن را ضایع کند! ( حکمت 12)


714. خویشاوندی اکتسابی

الموده قرابه مستفادُه.

دوستی، خویشاوندی اکتسابی است. ( حکمت 211)


715. گذشت بر دشمن

اذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو عنه شکر للقداره علیه.

زمانی که بر دشمنت قدرت یافتی، با گذشت بر او، شکر این نعمت را ادا کن. ( حکمت 11)


716. محبت و دوستی پدران

موده الاباء قرابه بین الابناء و القرابه الی الموده احواج من الموده الی.

محبت و دوستی پدران، خویشاوندی فرزندان است، و خویشاوندی به مهر و محبت نیازمندتر است از مهرورزی به خویشاوندی. ( حکمت 308)


717. ملامت دوستانه

عاتب اخاک بالاحسان الیه، و اردد شره بالانعام علیه.

دوستت را با احسان به او سرزنش کن و با انعام بر او، شرش را از خود برگردان. ( حکمت 158)

 


718. رغبت در دوستی

زهدک فی راغب فیک نقصان حظ ورغبتک فی زاهد فیک ذل نفس.

بی میلی نسبت به آن که به تو علاقه مند است دلیل کمی بهره تو در دوستی است و تمایل تو نسبت به کسی که به تو بی اعتناست، سبب خواری تو است. ( حکمت 451)


719. نیمی از خردمندی

التودد نصف العقل.

اظهار محبت و دوستی، نیمی از خردمندی است. ( حکمت 142)

 


720. رفاقت با رسولان الهی

بادروا باعمالک تکونوا مع جیران الله فی داره، رافق بهم رسله، و ازارهم ملائکته.

با اعمال خود (از یکدیگر) پیش بگیرید تا با همسایگان خدا در خانه او باشید؛ کسانی که خداوند پیامبران خود را با آنان رفیق و همنشین کرده و فرشتگانش را به دیدار آن ها فرستاده است. ( خطبه 183)


721. بپرهیز از دوست احمق!

یا بنی! ایاک و مصادقه الاحمق، فانه یرید ان ینفعک فیضرک و ایاک و مصادقه البخیل، فانه یبعد عنک احوج ما تکون الیه، و ایاک و مصادقه الفاجز، فانه یبیعک بالتافه، و ایاک و مصادقه الکذاب فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب.

فرزندم! از دوستی با احمق بر حذر باش؛ چرا که می خواهد به تو سود رساند؛ اما در عوض زیان می رساند، و از رفاقت با بخیل بپرهیز، زیرا هنگامی که به او نیازمندی از تو روی گردان می شود، و از دوستی با فاجر (گناهکار پرده در) دوری کن؛ چرا که تو را به اندک چیزی می فروشد، و از دوستی با دروغ پرداز خود داری نما؛ چرا که چون سراب است، دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور نشان می دهد. ( حکمت38)


722. فراوانی یاران

من لان عوده، کثفت اغصانه.

کسی که ساقه وجودش نرمش دارد، دوستان و یارانش فراوان اند. ( حکمت 214)


723. دشمنی با پیمان شکنان

انا حجیج المارقین، و خصیم الناکثین المرتابین.

من استدلال کننده با منحرفان از دین هستم؛ ولی با پیمان شکنان و شک کنندگان در حقیقت اسلام دشمنی آشتی ناپذیرم. ( خطبه 75)


724. نیکی و احسان

لا یزهدنک فی المعروف من لا یشکر لک، فقد یشکرک علیه من لا یستمتع بشیء منه، و قد تدرک من شکر الشاکر اکثر مما اضاع الکافر، و الله یحب المحسنین.

مبادا ناسپاسی افراد در برابر احسانت تو را بدان بی رغبت کند، بسا کسی که از احسان تو بهره مند نشده از کارت سپاسگزاری کند و تو از قدردانی او بیش از بی اعتنایی آن ناسپاس استفاده ببری و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد. ( حکمت 204)


725. دام محبت و دوستی

البشاشه حباله الموده.

خوشرویی دام محبت و دوستی است. ( حکمت 6)


726. دو گروه هلاک شدند!

 هلک فی رجلان: محب غال، و مبغض قال.

در راه من دو گروه هلاک شوند: دوست افراطی و دشمن کینه توز . ( حکمت 117)


727. حسد و دوستی

حسد الصدیق من سقم المودهُ.

حسد بردن بر دوست از نادرستی در محبت به اوست. ( حکمت 218)


728. از منافقان حذر کن!

 فی خطبه یصف فیها المنافقین: احذر کم اهل النفاق، فانهم الضالون المضلون، والزالون المزلون، یتلونون الوانا، و یفتنون افتنانا و یعمدونکم بکل عماد، و یرصدونکم بکل مرصاد، قلوبهم دویه، و صفاحهم نقیه. یمشون الخفاء و یدبون الضراء و صفهم دواء، و قولهم شفاء، و فعلهم الداء العیاء حسده الرخاء و موکدو البلاء و مقنطو الرجاء لهم بکل طریق صریع، و الی کل قلب شفیع، و لکل شجو دموع یتقارضون الثناء، و یتراقبون الجزاء: ان سالوا الحفوا، و ان عذلوا کشفوا و ان حکموا اسرفوا.

قد عدوا لک حق باطلا، و لک قائم ملائلا، و لک حی قاتلا، و لکل باب مفتاحا، و لک لیل مصباحا، یتوصلون الی الطمع بالیاس لیقیموا به اسواقهم، و ینفقوا به اعلاقهم، یقولون فیشبهون، و یصفون فیمودهون، قد هونوا الطریق، و اضلعوا المضیق، فهم لهه الشیطان، و حمه النیران؛ (اولئک حزب الشیطان، الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون).

امیرالمومنان علیه السلام در این خطبه منافقین را توصیف می فرماید: از اهل نفاق بر حذر می دارم؛ زیرا که آنان هستند که گمراهان و گمراه کنندگان و لغزندگان و عوامل لغزش. به طور دایم در حال رنگ عوض کردن و غوطه خوردن در آشوب ها می باشند و هدف آنان قرار دادن شما در سختی ها و حوادث سنگین است و برای شما از هر طرف کمین می گیرند. دل های آنان بیمار است و چهره های آنان پاک نما. کار آنان حرکت های مخفیانه است و برای، در پنهانی ها می خزند وصفشان دارو است و سخنشان وعده شفا می دهد و کارشان درد علاج ناپذیر است.

حاسدان رفاه و آسایش مردم و تقویت کننده بلا و مصیبت و نومید کنندگان امیدواران هستند در هر راهی (که در حیات اجتماعی برای سعادت انسان های کشیده شده است افتاده ای را بر خاک هلاکت افکنده اند و برا منحرف ساختن هر قلبی به سوی خویش وسیله ای آماده دارند و برای هر اندوهی اشک ها در اختیار، تبادل در مدح و تعریف یکدیگر دارند و در انتظار پاداش دادن به یکدیگرند، اگر سوالی کنند اصرار ورزند و اگر کسی را ملامت کنند اسرار او را فاش سازند و اگر حکم کنند اسراف بورزند. برای هر حقی باطلی آماده دارند و برای هر واقعیت راست، عاملی برای انحراف، و برای هر زنده ای کشنده ای و برای هر دری کلیدی در آستین و برای هر تاریکی چراغی مهیا.

برای وصول به آنچه که طمع در آن دارند اظهار نومیدی و استغناء از آن نمایند تا بازارهای خود را برپای دارند و کالای خود را به فروش برسانند، سخن می گویند تا مردم را به اشتباه بیاندازند و توصیف می کنند و باطل را با آن می آرایند و یا حق را با آن تیره و زشت می سازند. راه برای وصول به ضلالت را کج و پیچیده می نمایند. آنان هستند گروه شیطان و شدیدترین نقطه آتش ها آنان حزب شیطان اند، بدانید حزب شیطان اند که زیانکارند. ( خطبه 194)


729. جایگاه زبان مومن و دل منافق

ان لسان المؤمن من وراء قلبه و ان قلب المنافق من وراء لسانه.

قطعی است که زبان شخص با ایمان در پشت قلب او، و قلب منافق پشت زبان اوست. ( خطبه 176)


730. همنشینی با پیامبران

و اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا له مخرجا من الفتن. و نورا من الظلم، و یخلده فیما اشتهت نفسه، و ینزله منزل الکرامه عنده، فی دار اصطنعها لنفسه، ظلها عرشه، و نروها بهجته، و زوارها ملائکته، و رفقاؤ ها رسله.

بدانید هر کسی از خدا بترسد، خداوند برای بیرون شدن و رهایی اش از فتنه ها و گمراهی ها راهی قرار دهد و در تاریکی ها نوری و او را در آنچه که می خواهد بهشت جاویدان سازد و در جایگاهی با کرامت نزد خود جایش دهد، در سرایی که خداوند آن را برای خویش برگزیده است و سایه آن عرش خداست و روشنایی اش جمال و سرور او و زائرانش فرشتگان او و همنشینانش پیامبران او. ( خطبه 183)

 


731. بهترین همنشین

لا قرین کحسن الخلق.

هیچ همنشینی بهتر از الخلاق خوب نیست. ( حکمت 113)


732. دوست واقعی

لا یکون الصدیق صدیقا حتی یحفظ اخاه فی ثلاث: فی نکبته: و غیبته و وفاته.

دوست هنگامی به حقیقت دوست است که دوستی برادر خویش را در سه حال نگاه دارد، در حال نکبت و در حال زمان غیبت، و پس از رحلت. ( حکمت 134)


733. دشمن خدا

ان ابغض الخلائق الی الله رجلان: رجل و کله الله الی نفسه، فهو جائر عن قصد السبیل، مشغوف بکلام بدعه، و دعاء ضلاله، فهو فتنه لمن افتتن به، ضال عن هدی من کان قبله، مضل لمن اقتدی به فی حیاته و بعد وفاته، حمال خطایا غیره رهن بخطیئته.

همان خداوند دو کس را بیشتر از هر کس دیگر دشمن می دارد: نخست مردی که خدا او را به خودش واگذار کرد که به دنبال هوای نفس رود و گرد دین نگردد پس چنین کسی از راه راست منحرف و دلباخته سخنان بدعت آمیز و شیفته دعوت به گمراهی است، پی او برای کسانی که گول سخنان وی را بخورند موجب فتنه است و خود از راه راست آنان که قبل از او بوده اند به سوی گمراهی می کشاند، خطاها و گناهان دیگران را به گردن گرفته و خود در گرو خطاهای خویشتن می باشد. (خطبه 17)


734. خداوند دوست خود را وا نمی گذارد!

لا تجعلن اکثر شغلک باهلک و ولدک فان یکن اهلک و ولدک الیاء الله، فان الله لا یضیع اولیاه، و ان یکونوا اعداء لله فما همک و شغلک باعداء الله؟!

 اکثر اشتغالت را بر خانواده و فرزندت مگذار، زیرا اگر خانوده ات دوستان خدا باشند، خداوند هرگز دوستان خود را ضایع نمی سازد و اگر دشمنان خدا باشند، چرا باید به دشمنان خدا اهمیت بدهی و خود را به آنان مشغول بسازی. ( حکمت 352)


735. دشمنی مردم با آنچه نمی دانند

الناس اعدائ ما جهلوا.

مردم، دشمن چیزی هستند که نمی دانند. ( حکمت 172)


736. بدترین دوستان

شر لا خوان من تکلف له.

بدترین برادران و دوستان کسی است که انسان برای او در رنج و مشقت قرار گیرد. ( حکمت 479)

 


737. دعا به رفاقت پیامبران

نسال الله منازل الشهداء. و معایشه السعداء، و مرافقه الانبیاء.

از خدا مقام و منزلت شهیدان و زندگی کردن با نیک بختان و دوستی و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنم. (خطبه 23)


738. دوستان و دشمنان علی (علیه السلام)

لو ضربت خیشوم المؤمن بسیقی هذا علی ان یبغضنی؛ و لو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبنی ما احبنی؛ و ذلک انه قضی فانقضی علی لسان النبی الامی صلی الله علیه و آله؛ انه قال: یا علی! لا یبغضک مؤمن و لا یحبک منافق.

اگر با این شمشیرم به بینی شخص با ایمان بزنم که مرا دشمن بدارد، ندارد و اگر همه دنیا را به کیسه منافق بریزم که به من محبت بورزد هرگز نورزد، این برای آن است که قضا بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری گشته است که فرموده: ای علی! هیچ مؤمنی عداوت به تو نورزد و هیچ منافقی به تو محبت نکند. ( حکمت 45)


739. دوستی افراطی

سیهلک فی صنفان: محب مفرط یذهب به الحب الی غیر الحق، و مبغض مفرط یذهب به البغض الی غیر الحق، و خیر الناس فی حالا النمط الاوسط فالزموه.

به زودی درباره من دو گروه هلاک می شوند: دوست افراط گر که محبت من او را به سوی غیر حق باطل می کشاند و دشمن تفریط گر که عدوت با من، او را هم به سوی غیر حق باطل می کشاند و بهترین مردم از نظر تشخیص و وضع روحی درباره من، صنف متوسط و معتدل است که افراط و تفریط نمی کند. ( خطبه 127)


740. ناتوان در مقابل دشمن

والله ان امرا یکمن عدوه من نفسه یعرقی لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لغظیم عجزه، ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره.

به خدا سوگند، کسی که به دشمن آن فرصت را بدهد که گوشتش را از استخوان جدا کند، استخوانش را بشکند، پوستش را بیرون آورد، در عاجز بودن به انتها رسیده است و هیکلش ضعیف و بی ارزش است. ( خطبه 34)


741. سزاوار نام دشمن

من لم یبالک فهو عدوک.

کسی که به تو بی اعتنایی می کند، دشمن توست. (چون امر تو را اجرا نکرده است) ( نامه 31)


742. نباید خود را از دشمن ایمن پنداشت

من نام لم ینم عنه.

اگر کسی بخوابد، دشمنش نمی خوابد. ( نامه 62)


743. بخشش بر دشمن

تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب.

عصبانیت را فرو نشان و به هنگام غضب بردبار باش و آن موقع که بر دشمن دست یافتی او را ببخش. ( نامه 69)


744. دستیابی به دوستی با دیگران

من ضیعه الاقرب اتیح له الابعد.

هر کس که نزدیکانش او را ضایع کنند، دوستی و الفت با دیگران را به دست آورد. ( حکمت 14)