همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمى ماند جز به كاميابى توانگران ، و خداوند از آنان دربارة گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فروع دین  >  جهاد

جهاد

 

1. فلسفه جهاد، فضیلت جهاد

629. نیروی ایمان

لرجل یود حضور اخیه لیشهد نصر الله علی اعدائه فی الجمل: اهوی اخیک معنا! فقال: نعم. قال فقد شهدنا، و لقد شهدنا فی عسکر نا هذا اقوام فی اصلاب الرجال، و ارحام النساء، سیرعف بهم الزمان و یقوی بهم الایمان.

مردی دوست داشت برادرش نیز می بود تا پیروزی خدا بر دشمنانش را در جمل ببیند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام به آن شخص فرمود: آیا میل و اراده برادر با ما بود؟

عرض کرد: بلی! فرمود: آری! برادرت با ما حضور داشت در این لشکر و کارزار ما، گروه هایی حضور داشتند و شرکت کردند که هنوز در نهانگاه صلب مردان و یا رحم زنان قرار دارند و حتی دیده بر این دنیا نگشوده اند و روزی فرا می رسد که زمانه آنان را ناگهان و بی اختیار بیرون می آورد، ایمان به وسیله آنان تقویت می گردد. ( خطبه 12)


630. شهید معرفت

من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا، و وقع اجره علی الله، و استوجب ثواب ما نوی من صالح عمله، و قامت النیه مقام اصلاته لسیفه.

هر که در بستر خود بمیرد، در حالی که به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بیت رسولش معرفت داشته باشد، شهید مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش کردار نیکویی است که (انجام آن را) در نیت داشته است و این نیت جای شمشیر کشیدن او را می گیرد. ( خطبه 190)


631. دری از درهای بهشت

ان الجهاد باب من ابواب الجنه، فتحه الله لخاصه اولیائه، و هو لباس التقوی، و درع الله الحصینه، و جنته الوثیقه.

به راستی جهاد دری از درهای بهشت است، که خداوند به روی دوستان مخصوص خود گشوده است، و جهاد، لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداست. ( خطبه 27)


632. جهاد ناتوانان و زنان

الحج جهاد کل ضعیف و جهاد المراه حسن التبعل.

حج کردن جهاد هر ناتوان است و جهاد زن، خوش رفتار و اطاعت از شوهر است. ( حکمت 136)


633. عزت اسلام

فرض الله الجهاد عزا للاسلام.

خداوند … جهاد را برای عزت بخشیدن به اسلام واجب فرمود. ( حکمت 252)


634. جایگاه شهید راه حق

من کتاب له الی معاویُه جوابا عن کتاب منه الیه: و اما قولک ان الحرب قد اکلت العرب الا حشاشات انفس بقیت، الا و من اکله الحق فالی الجنه، و من اکله الباطل فالی النار.

در قسمتی از نامه جوابیه خود به معاویه می فرماید: اما این که گفته ای جنگ عرب را در کام خود فرو برده و جز نیمه جانی از او باقی نگذاشته است. بدان که هر کسی در راه حق فرو خورده شود، رهسپار بهشت گردد و هر که در راه باطل از بین رود راهی دوزخ گردد. ( نامه 17)


635. هم اجر جهادگر شهید

ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف؛ لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه.

کسی که در راه خدا جهاد و شهید شود، اجرش بزرگ تر از کسی نیست که بتواند گناه کند و عفت ورزد، انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته ای از فرشتگان خدا شود. ( حکمت 474)


636. جامه خواری

من ترکه - یعنی الجهاد - رغبه عنه البسه الله ثوب الذل و شمله البلاء، ودیث بالصغار و القماه، و ضرب علی قلبه بالاسهاب، و ادیل الحق منه بتضییع الجهاد.

کسی که به جهاد بی میلی کده، آن را فرو گذارد، خداوند جامه خواری و ردای بلا و گرفتاری بر او بپوشاند و به خواری و فرومایگی در افتد و بر دلش پرده های گمراهی زده شود و به سبب فرو گذاشتن جهاد، حق از او روی گردان شود و به باطل درافتد. ( خطبه 27)


637. چهار رکن جهاد

الجهاد منها من دائم الایمان علی اربع شعب: علی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و الصدق فی المواطن، و شنان الفاسقین. فمن ار بالمعروف شد ظهور المومنین، و من نهی عن المنکر ارغم انوف الکافرین، و من صدق فی المواطن قضی ما علیه، و من شنیء الفاسقین و غضب لله، غضب الله له و ارضاه یوم القیامه.

جهاد از پایه های ایمان، دارای چهار قسمت است: امر به معروف و نهی از منکر، صدق و راستی در هنگامه نبرد، کینه و دشمنی با فاسقان، آن که امر به معروف کند، پشت مؤمنان را محکم کرده و آن که نهی از منکر کند، بینی کافران را به خاک مالیده و کسی که در میدان های نبرد صادقانه بایستند، وظیفه اش را انجام داده و آن که فاسقان را دشمن بدارد و به خاطر خدا خشم گیرد، خداوند به خاطر او خشم کند و او را در روز قیامت خشنود خواهد ساخت. ( حکمت 31)


638. مایه اعتلای اسلام

الجهاد فی سبیله، فانه ذروه الاسلام.

جهاد در راه حق که مایه اعتلای اسلام است. ( خطبه ها 110)


639. نکات پیش از شروع جنگ

و قال علیه السلام فی صفین: فو الله ما دفعت الحرب یوما الا و انا اطمع ان تلحق بی طائفهُ فتهتدی بی ت و تعشو الی ضوئی، و ذلک احب من ان اقتلها علی ضلالها.

امام علی علیه السلام در صفین فرمود: به خدا سوگند، یک روز جنگ را به تاخیر نینداختم، مگر از این رو که امید داشتم گروهی به من ملحق شوند و به سبب من هدایت شوند و در پرتو من بیارامند؛ این را خوش تر دارم تا آنان را در حالی که گمراهند بکشم. ( خطبه 55)


2. دعاهایی قبل از شروع جنگ

640. دعا هنگام رو به روی شدن با دشمن

من دعائه لما عزم علی لقاء القوم بصفین: اللهم رب السقف المرفوع ان اظهرتنا علی عدونا، فجنبنا البغی و سددنا للحق، و ان اظهر تهم علینا فارزقنا الشهادُ، و اعصمنا من الفتنه.

دعای امام علی علیه السلام در آن هنگام که آهنگ رویارویی با سپاه معاویه در صفین کرد: خدایا! ای پروردگار آسمان برافراشته! … اگر ما را بر دشمنمان پیروز گردانیدی، از ستم و تجاوزگری به دورمان دار و در راه حق استوارمان گردان و اگر آنان را بر ما چیره ساختی، شهادت را روزیمان کن و از فتنه و گمراهی محفوظمان دار! ( خطبه 171)


641. دعای رویاروی

اللهم الیک افضت القلوب و مدت الاعناق اللهم انا نشکو الیک غیبه نبینا و کثره عدونا، و تشتت اهوائنا.

امام علی علیه السلام در هنگام رویارویی با دشمن در جنگ می گفت خدایا! دل ها به سوی تو پر کشیده و گردن ها سوی تو کشیده شده است … پروردگارا! از نبودن پیامبرمان و زیادی دشمنانمان و پراکندگی خواسته هایمان، به درگاه تو شکایت می آوریم. ( خطبه 171)


642. رحمت خدا بر شما باد!

انفروا - رحمکم الله - الی قتال عدوکم، و لا تثاقلوا الی الارض فتقروا بالخسف، و تبوؤ وا بالذل، و یکون نصیبکم الاخس، و ان اخا الحرب الارق و من نام لم ینم عنه.

رحمت خدا بر شما باد! به پیکار با دشمن خود بیرون روید و کندی نکنید که با خواری و خفت برجای خواهید ماند و پست ترین چیز دنیا (فرومایگی و ذلت) نصیبتان خواهد شد. همانا سرباز رزمنده، بیدار است و آن (رزمنده ای) که در خواب غفلت به سر برد، بداند که دشمنش از او غافل نیست. ( نامه 62)


3. اهتمام امیر مؤمنان علی علیه السلام در جهاد

643. نهی از فرار

لا تشتدن علیکم فره بعدها کره، و لا جوله بعدها حمله، و اعطوا السیوف حقوقها.

گریزی که در پی آن بازگشت باشد و شکستی که در پی اش حمله، بر شما سخت و ناگوار نیاید، حق شمشیرها را بگذارید! ( نامه 16)


644. محبوب ترین چیزها نزد علی علیه السلام

عندما یوبخ اصحابه علی التوانی عن الجهاد: و ان احب ما انا لاق الی الموت.

امام علی علیه السلام در ان جا که یاران خود را به دلیل سستی در امر جهاد توبیخ می کند، می فرماید: برای من محبوب ترین چیزی که ملاقاتش کنم مرگ است. ( خطبه 180)


645. پاکسازی زمین

من کتابه الی عثمان بن حنیف: و ساجهد فی ان اطهر الارض من هذا الشخص المعکوس.

در نامه خود به عثمان بن حنیف می فرماید: کوشش می نمایم که زمین را از این شخص واژگون و جسم منحرف (معاویه) پاک سازم. ( نامه 45)


646. دعوت به جهاد هر حال

الا و انی قد دعوتکم الی قتال هولاء القوم لیلا و نهارا، و سرا و اعلانا، و قلت لکم، اغزوهم قبل ان یغزوکم، فو الله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا.

هان! من شما را شب و روز، در آشکار و نهان به نبرد با این قوم فرا خواندم و به شما گفتم: پیش از آن که آنان به شما یورش آورند، شما بر آنان بتازید؛ زیرا به خدا سوگند، هیچ مردمی در دل سرزمین خودشان مورد حمله قرار نگرفت، جز آن که به خاک مذلت افتاد. ( خطبه 59)


647. پیشگویی علی علیه السلام در نبرد خوارج

فی حرب الخوارج: مصارعهم دون النطفه، و الله لا یفلت منهم عشره و لا یهلک منکم عشره.

در جنگ با خوارج فرمودند: قتلگاه آنان این سوی نهر است، به خدا سوگند، از آنان ده نفر نخواهند گریخت و از شما ده نفر کشته نخواهند شد. ( خطبه 59)


648. جنگ در رکاب پیامبر (ص)

لقد کنا مع رسول الله صلی الله علیه و آله نقتل ابانا و ابناء نا و اخواننا و اعمامنا؛ ما یزیدنا ذلک الا ایمانا و تسلیما، و مضیا علی اللقم، و صبرا علی مضض الالم، و جدا فی جهاد العدو.

ما در رکاب پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود می جنگیدیم و این پیکار بر ایمان و تسلیم ما می افزود، و ما را در جاده وسیع حق و صبر در برابر سوزش ناراحتی ها و کوشش در جنگ با دشمن ثابت قدم تر می ساخت. ( خطبه 56)


649. جانبازترین طایفه

اما نحن فابدل لما فی ایدینا، و اسمح عند الموت بنفوسنا.

ما (بنی هاشم) در آنچه درایم بخشنده تریم و در پیکار جانبازتریم. ( حکمت 120)


650. جنگ با حق ستیزان

لعمری ما علی من قتال من خالف الحق و خابط الغی من ادهان و لا ایهان. فتقوا الله عباد الله، و فروا الی الله من الله، و امضوا فی الذی نهجه لکم، و قوموا بما عصبه بکم. فعلی ضامن لفلجکم آجلا، ان لم تمنحوه عاجلا.

به جان خودم سوگند که در جنگ با حق ستیزان و فرورفتگان در ورطه گمراهی، هرگز سازشکاری و سستی روا نمی دارم. پس، ای بندگان خدا! از خدای بپرهیزید و از عذاب خدا، به خدا بگریزید و در راه روشنی که فرا پیش شما نهاده است پیش روید و به آنچه شما را بدان مکلف فرموده قیام کنید! اگر در این دنیا پیروزی نصیب شما نشد، علی پیروزی در آن دنیا را برای شما ضمانت می کند. ( خطبه 24)


651. اشتیاق علی به جنگ

و ایم الله لئن فررتم من سیف العاجله، لا تسلموا من سیف الاخره، و انتم لهامیم العرب، و اسنام الاعظم، ان فی الفرار موجده الله، و الذل اللازم، و العار الباقی. و ان الفار لغیر مزید فی عمره، و لا محجوز محجوب بینه و بین یومه. من الرائج الی الله کالظمان یرد الماء؟الجنه تحت اطراف العوالی! الیوم تبلی الاخبار! و الله لانا اشوق ای لقائهم منهم الی دیارهم.

به خدا سوگند، اگر از شمشیر این دنیا بگریزید، از شمشیر آن جهان نخواهید رهید. شما اشراف و بزرگان عرب هستید. همانا فرار از جنگ موج خشم خداوند و خواری و ننگ جاویدان است. به زندگی گریزنده هرگز چیزی افزوده نگردد و چیزی مانع مرگش نشود. کیست که همچون تشنه ای که به آب می رسد به سوی حق رود؟

بهشت زیر لبه های نیزه هاست. امروز نهان ها آزموده و آشکار می شوند. به خدا سوگند، که من به رویارویی آنان بیش از آن اشتیاق دارم که آن ها برای رسیدن به خانه های خود مشتاق اند. ( خطبه 124)


652. جنگ صفین

فی مقاتله صفین لما غلب اصحاب معاویه علی الفرات: قد استطعمو کم القتال، فاقروا علی مذله، و تاخیر محله، او رووا السیوف من الدماء ترووا من الماء؛ فالموت فی حیاتکم مقهورین، و الحیاه فی موتکم قاهرین.

در جنگ صفین آن گاه که سپاه معاویه آب فرات را در اختیار گرفت، فرمود: (با این اقدامشان) از شما خواستند تا دست به جنگ بگشایید، اینک شما یا به خواری اعتراف کنید و منزلت شجاعت و شرافت را از دست نهید، یا شمشیرها را از خون ها سیراب کنید تا از آب سیراب شوید، زیرا اگر زنده بمانید، اما شکست خورده باشید در حقیقت مرده اید و اگر بمیرید؛ اما پیروز شوید در حقیقت زنده اید! ( خطبه 51)


653. آموزش جنگی

من کتابه علیه السلام الی امرائه علی الجیش: من عبدالله علی بن ابی طالب امیرالمومنین الی اصحاب المسالح، اما بعد، فان حقا علی الوالی ان لا یغیر علی رعیته فضل ناله. فاذا فعلت ذلک وجبت لله علیکم النعمه ولی علیکم الطاعُه، و ان لا تنکصوا عن دعوه، و لا تفرطوا فی صلاح، و ان تخوضوا الغمرات الی الحق فان انتم لم تسقیموا لی علی ذلک لم یکن احد اهون علی ممن اعوج منکم، ثم اعظم له العقوبه و لا یجد عندی فیها رخصه، فخذوا هذا من امرائکم.

در قسمتی از نامه خود به فرماندهان سپاهش می فرماید: از بنده خدا علی بن ابی طالب امیرمؤمنان به نیروهایی مسلح: اما بعد، بر والی است که به سبب نعمت های فراوانی که بدو رسیده رفتارش نسبت به مردم تغییر نکند … اگر چنین کردم بر خداست که شما را نعمت ارزانی دار و بر شماست که از من فرمان برید.

و هرگاه شما را فرا خواندم درنگ نکنید و در انجام کارهای درست کوتاهی نورزید و در راه حق در گرداب سختی ها فرو روید، اما اگر در این کارها با من راست و صادق نباشید، هیچ کس در نظر من خوارتر از آن نباشد که کج راهه می رود. در این وقت او را کیفری سهمگین خواهم داد و او از کیفر من رهایی نخواهد یافت. شما نیز از فرماندهان خود همین پیمان را بگیرید. ( نامه 50)


654. هدایت به راه روشن بهشت.

و قد جمع الناس بعد صفین و حضهم علی الجهاد فسکتوا ملیا، فقال: لقد حملتکم علی الطریق الواضح التی لا یهلک علیها الا هالک من استقام فالی الجنه، و من زل فالی النار.

امام علیه السلام بعد از جنگ صفین و نهروان اصحابش را برای ادامه نبرد تحریص کرد و فرمود … شما را به راه روشنی وا داشتم که جز افراد ناشایسته در آن هلاک نشوند، هر کس در این راه استقامت کرد به جانب بهشت شتافت و کسی که پایش لغزید به جهنم روانه شد. ( خطبه 119)


4. آموزش نظامی

655. مبارز سرکش به خاک افتد؟

لا بنه الحسن: لا تدعون الی مبارزه، و ان دعیت الیها فاجب، فان الداعی باغ، و الباغی مصروع.

امام علی به فرزند خود حسن علیه السلام فرمود: هرگز مبارز مطلب، اما اگر به مبارزه دعوت شدی بپذیر، زیرا آن که به مبارزه فرا خواند سر کش است و سرکش به خاک افتد. ( حکمت 233)


656. حمایت از یکدیگر در عرصه میدان

من کلامه لاصحابه فی ساحه الحرب بصفین: و ای امری منکم احس من نفسه رباطه جاش عند اللقاء، و رای من احد من اخوانه فشلا، فلیذب عن اخیه بفضل نجدته التی فضل بها علیه کما یذب عن نفسه، فلو شاء الله لجعله مثله.

در قسمتی از سخنان آن حضرت در میدان جنگ صفین آمده است: هر کدام شما که در هنگام رویارویی با دشمن در دل خویش احساس دلیری داشت و در برابر خود ترس و خوفی دید، باید به سبب برتری و دلیری که خداوند ارزانی اش داشته است، از برادر خویش دفاع کند، همان گونه که از خویشتن دفاع می کند، زیرا که اگر خدا می خواست او را نیز همچون ولی دلیر می آفرید. ( خطبه 123)


657. ثابت قدم در جنگ

لابنه محمد بن الحنفیه لما اعطاه الرایه یوم الجمل: تزول الجبال و لا تزل! عض علی ناجذک. اعر الله جمحمتک. تد فی الارض قدمک. ارم ببصرک اقصی القوم و غض بصرک و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه.

امام علی علیه السلام به فرزندش محمد بن حنفیه هنگامی که پرچم را به دست او داد فرمود: فرزندم! اگر کوه ها از جای کنده شوند، تو پا برجا باش. دندان ها را روی هم بفشار. جمجمه ات را به خدا بسپار، قدمت را روی زمین چونان میخ فرورفته ثابت بدار، چشم به آخرین صفوف دشمن بدوز، و دیده از نیروها و بارقه های شمشیر آنان بپوش و خیره مباش و بدان که پیروزی از نزد خداوند سبحان است. ( خطبه 11)


658. آموزش فنون جنگی

فی تعلیم الحرب و المقاتله: معاشر المسلمین، استشعروا الخشیه، و تجلبوا السکینه و عضوا علی النواجذ، فانه انبی للسیوف عن الهام و اکملوا اللامه و قلقوا السیوف فی اغمادها قبل سلها. و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر، و نافحوا بالظبا، و صلوا السیوف بالخطات و اعلموا انکم بعین الله.

امام علی علیه السلام در آموزش فنون جنگ و جنگجویی می فرماید: ای گروه مسلمانان! خدا ترسی را جامه زیرین خود کنید و ردای آرامش را بپوشید و دندان هایتان را بر هم بفشرید؛ زیرا که این کار تاثیر شمشیرها را بر سر کمتر می کند، زره کامل بپوشید و پیش از برکشیدن شمشیرها آن ها را در نیامشان بجنبانید و خشمگنانه با گوشه چشم بنگرید و از چپ و راست نیزه بزنید و با تیزی شمشیرها ضربه زنید و با پیش نهادن گام هایتان شمشیرها را به دشمن برسانید و بدانید که زیر نظر خدا هستید. ( خطبه 66)


659. رموز شکست در جهاد

اول ما تغلبون علیه من الجهاد، الجهاد باید یکم، ثم بالسنتکم، ثم بقلوبکم؛ فمن لم یعرف بقلبه معروفا، و لم ینکر منکرا، قلب فجعل اعلاه اسفه و اسفله اعلاه.

او لین چیزی که در جهاد از آن شکست می خورید، جهاد با دست هایتان است، بعد با زبان هایتان، سپس با دل هایتان، پس آن که با دلش خوبی ها را نشناسد و با بدی ها به مبارزه برنخیزد، قلبش واژگونه می شود، بالای آن پایین و پایین آن بالا می شود. ( حکمت 375)


660. جایگاه سربازان مسلح و غیر مسلح

قدموا الدارع، و اخروا الحاسر، و عضوا علی الاضراس، فانه انبی للسیوف عن الهام؛ و التووا فی اطراف الرماح، فانه امور للاسنه؛ و عضوا الابسار، فانه اربط للجاش، و اسکن للقلوب، و امیتوا الاصوات، فانه اطرد للفشل.

زره پوشان را در صف جلو و بی زرهان را در صفوف عقب قرار دهید و دندان ها را برهم بفشارید که این کار تاثیر شمشیر را بر سر کمتر می کند و در اطراف نیزه ها پیچ و تاب خورید که با این کار در برابر نیزه ها بهتر می توان جا خالی کرد، دیدگان را فرو اندازید که این کار بیشتر قوت قلب و آرامش دل می بخشد، صداهای خود را خاموش کنید که این کار در زدودن ترس و سستی مؤثر است. ( خطبه 124)


661. جهاد سه گانه

الله الله فی الجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله.

خدا را، خدا را، در مورد جهاد با اموال، جان ها و زبان های خویش در نظر بگیرید. ( نامه 47)


662. نیروی خشم را تیز کنید!

من احد سنان الغضب لله قوی علی قتل اشداء الباطل.

هر که برای خدا سرنیزه خشم خود را تیز کند، بر کشتن سردمداران باطل نیرومند گشته و پیروز شود. ( حکمت 174)


663. گزیده ترین سران سپاه

ولیکن آثر رؤوس جندک عندک من واساهم فی معونته، و افضل علیهم من جدته، بما یسعهم و یسمع من وراء هم من خلوف اهلیهم، حتی یکون همهم هما واحدا فی جهاد العدو؛ فان عطفک علیهم یعطف قلوبهم علیک فافسخ فی آمالهم و ؤ اصل فی حسن الثناء علیهم و تعدید ما ابلی ذوو البلاء منهم؛ فان کثره الذکر لحسن افعالهم تهز الشجاع، و تحرض الناکل، ان شاء الله.

باید گزیده ترین سران سپاه نزد تو آن کسی باشد که با دیگران همیاری کند و آنچه دارد به آنان ببخشد، چندان که خود و خانواده شان را که بر جایی گذاشته اند به خوبی تامین کنند، تا همگی در جهاد و مبارزه با دشمن هماهنگ شوند؛ چه مهربانی تو با آنان دل های ایشان را به تو مهربان می کند … آرزوهای آنان را برآور و پیوسته از آنان ستایش و تقدیر کن و زحمت سختی دیدگان را به زبان آر، که یاد کردن فراوان از کارهای خوب آنان به خواست خدا دلیران را برانگیزد و ترسوی سست اراده را تشویق کند ان شاء الله. ( نامه 53)


664. نهی از آزار به زنان

من وصیه لعسکرده قبل لقاء العدو بصفین: لا تهیجوا النساء باذی. و ان شتمن اعراضکم و سببن اراء کم، فانهن ضعیفات القوی و الانفس و العقول، ان کنا لنومر بالکف عنهن و انهن لمشرکات.

وصیت امیرمؤمنان علیه السلام به سپاه خود پیش از برخورد با دشمن در صفین: با آزار به زنان، خشم آن ها را برنیانگیزید و آن ها را به هیجان نیاورید، اگر چه به آبرو و عرض شما ناسزا گویند و به امیرانتان دشنام دهند؛ که آن ها از جهت نیرو و جان و عقل ضعیف اند و به این امر توجه کنید که ما چنان بودیم که به خود داری از آزار زنان، در آن وقت که مشرک بودند فرمان داده شده بودیم. (پس از این خودداری در عصر اسلام، لازم تر است.) ( نامه 14)


665. خصوصیات فرمانده سپاه

للاشتر لما ولاه مصر: فالجنود - باذن الله - حصول الرعیه، و زین الولاه، و عز الدین، و سبل الامن، و لیس تقوم الرعیه الا بهم. ثم لا قوام للجنود الا بما یخرج الله لهم من الخراج الذی یقوون به علی جهاد عدوهم، و یعتمدون علیه فیما یصلحهم. فول من جنودگ انصحهم فی نفسک لله و لرسول و لامامک، و انقاهم جیبا، افضلهم حلما، ممن یبطی عن الغضب، و یستریح الی العذر، و یراف بالضعفاء، و ینبو علی الاقویاء و ممن لا یثیر العنف، و لا یعقد به الضعف.

در فرمان حکومت مصر به اشتر می فرماید: سپاهیان، به اذن خدا، دژهای مردم اند و زیور والیان و مایه توانمندی و ارجمندی دین و وسیله امنیت. مردم جز با بودن سپاهیان پایدار نمی مانند و سپاهیان نیز جز با خراجی که خداوند برای آن ها مقرر فرموده است، قوام نمی گیرند، آنان به وسیله خراج در جهاد با دشمنانشان توانا می شوند و کار خود را بدان سامان می دهند. پس از سپاهیان خود آن کس را به فرماندهی برگزیدن که به نظر تو برای خدا، و پیامبر او و پیشوایت از همه خیر خواه تر است و از همه خیر خواه تر است و از همه پاکدامن تر و بردبارتر می باشد. کسی که دیر به خشم آید و با پوزش فرد مورد غضب آرام گیرد، با ناتوانان مهربان باشد و با زورمندان قاطع، خشونت او را برنینگیزد و ناتوانی او را برجای ننشاند.


666. سفارش علی در میدان جنگ صفین

قال لعسکره قبل لقاء العدو بصفین: لا تقاتلو هم حتی یبدوکم، فانکم بحمدالله علی حجه، وتر ککم ایاهم حتی یبدوؤ کم حجه اخری لکم علیهم، فاذا کانت الهزیمه باذن الله فلا تقتوا مدبرا، و لا تصیبوا معورا، و لا تجهزوا علی جریح.

امام علیه السلام به سپاه خود قبل از برخورد با دشمن در صفین فرمود: با آن ها جنگ نکنید تا آن ها آغاز به جنگ کنند؛ زیرا بحمدالله شما بر حقید و حجت با شماست و آغاز نکردن شما به جنگ از طرف آن ها حجت دیگری برای شما و به زیان آنهاست و هنگامی که آن ها به خواست خدا شکست خوردند، فراری ها را نکشید و آن که از در ناچاری به کشف عورت خود پناهنده شد مکشید و مجروحان را نکشید. ( نامه 53)


667. جایگاه امیر لشکر

(وصیته علیه السلام لمعقل بن قیس الریاحی حین انفذه الی الشام): لا تقاتلن الا من قاتلک فاذا لقیت العدود فقف من اصحابک وسلطا، و لا تدن من القوم دنو من یرید ان ینشب الحرب و لا تباعد عنهم تباعد من یهاب الباس حتی یاتیک امری، و لا یحملنکم شنانهم علی قتالهم قبل دعائهم و الاعذار الیهم.

 

از سفارش های امام علیه السلام به معقل بن قیس هنگامی که او را به صفین می فرستاد فرمود: جز با کسی که با تو سر جنگ دارد، پیکار مکن … هرگاه دشمن را دیدی جایگاهت را در قلب لشکریانت قرار ده، نه آن قدر به دشمن نزدیک شو چون کسی که می خواهد آتش جنگ را روشن کند و نه آن قدر از دشمن دور شو چون کسی که از جنگ می ترسد تا فرمان من برسد، و مبادا با آنان قبل از آن که آن ها را به صلح دعوت کنید و عذر خود را تمام گردانید وارد جنگ شوید. ( نامه 14)


5. شکایت جنگی علی علیه السلام

668. خطبه پس از حکمین

بعد غاره الضحاک بن قیس صاحب معاویه علی الحاج بعد قصه الحکمین، و هو یستنهض اصحابه لماحدث فی الاطرف: ای دار بعد دارکم تمنعون؟و مع ای بعدی تقاتلون؟

این خطبه از داستان حکمین (ابوموسی اشعری و عمروبن عاص) پس از آن که ضحاک بن قیس به کاروان حج تاخت آن را غارت نمود، ایراد نموده است). کدامین خانه و وطن را جز خانه و وطن خود از اشغال بیگانگان ممنوع خواهید ساخت؟ و با کدامین رهبر پس از من، به میدان نبرد وارد خواهید شد؟! ( خطبه 29)


669. همه شما سیاهی لشکرید!

فی توبیخ بعض اصحابه: انکم - و الله لکثیر فی الباحات، قلیل تحت الرایات، و انی لعالم بما یصلحکم، و یقیم اودکم، و لکنی لا اری اصلاحکم بافساد نفسی.

امام علی علیه السلام در توبیخ اصحابش فرمود: سوگند به خدا، شما در صحنه میدان های آرام انبوه می نمایید؛ ولی در زیر پرچم های برافراشته در کارزار ذوب می شوید و اندک می گردید و من آنچه را که شما را اصلاح و کجی هایتان را راست می کند می دانم؛ ولی هرگز با فاسد کردن خویشتن شما را اصلاح نخواهم کرد. ( خطبه 69)


670. شکایت نامه به معاویه

من کتابه الی معاویه: الاتری غیر مخبر لک، و لکن بنعمه الله احدث - ان قوما استشهدوا فی سبیل الله تعالی من المهاجرین و الانصار، و لکل فضل، حتی اذا استشهد شهینا قیل: سیدالشهداء و خصه رسول الله صلی الله علیه و آله بسبعین تکبیره عند صلاته علیه!

امام علی علیه السلام در نامه خود به معاویه می نویسد: نه این که بخواهم به تو خبر دهم؛ بلکه به انگیزه یاد کردن نعمت خداوند می گویم، مگر نمی بینی که گروهی از مهاجران و انصار در راه خدای تعالی شهید شدند و هر یک از آنان را (به جای خود) ارزش و فضیلتی است، اما وقتی شهید ما (حمزه) به شهادت رسید، سیدالشهداء نام گرفت و رسول خدا صلی الله علیه و آله در هنگام نماز خواندن بر او اختصاصا هفتاد تکبیر گفت. ( نامه 28)


671. کاش یک روز هم با شما نبودم!

فو الله لو لا طمعی عند لقائی عدوی فی الشهاده؛ و توطینی نفسی علی المنیه لاحببت الا القی مع هولاء یوما واحدا، و لا التقی بهم ابدا.

به خدا سوگند، اگر من در هنگام پیکار با دشمن مشتاق نبودم و خود را برای مگر در راه خدا مهیا نکرده بودم، دوست داشتم حتی یک روز با این مردم رو به رو نشوم و هرگز آن ها را ملاقات نکنم. ( نامه 35)


672. شکوه از غفلت یاران

فس استنفار الناس الی اهل الشام: لعمر الله - سمعر نار الحرب انتم! تکادون و لا تکیدون، و تنتقص اطرافکم فلا تمتعضون، لا ینام عنکم و انتم فی غفله ساهون و الله ان امرا یمکن عدوه من نفسه یعرق لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لعظیم عجزه ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدر. انت فکن ذالک ان شئت: فاما انا فو الله دون ان اعطی ذلک ضرب بالمشرفیه تطیر منه فراش الهام، و تطیح السواعد و الاقدام، و یفعل الله بعد ذلک ما یشاء.

برای تشویق مردم به جنگ با اهل شام فرمود: سوگند به خدا، که شما بد شعله ای برای آتش هستید! زیرا به شما نیرنگ می زنند و شما نیرنگ نمی زنید. شهرهای شما را می گیرند و شما خشمگین نمی شوید (دشمن از شما غافل نیست و شما در غفلت و بی خبری به سر می برید … به خدا سوگند، مردی که دشمنش را بر خود چنان مسلط کند که گوشتش را تا استخوان بخورد و استخوانش را در هم شکند و پوستش را بکند، مردی بس ناتوان و زبون است و در سینه اش دلی ضعیف دارد. تو اگر خواهی چنین باشی باش! اما من به خدا سوگند، چنین نخواهم بود، بلکه با شمشیرهایی مشرفی چنان بر او خواهم نواخت که ریزه استخوان های سر او بپرد و دست ها و پاها به هر سو پراکنده شود، از آن پس خدا هر چه خواهد بکند. ( خطبه 27)


673. شکایت از سستی مردم

هو علیه السلام یستنهض الناس حین ورد خبر غزو الانبار بجیش معاویه، فلم ینهضوا: الا و انی قد دعوتکم الی قتال هؤ لاء القوم لیلا و نهارا، و سرا و اعلانا و قلت لکم: اغزوهم قبل ان یغزوکم، فو الله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا، فتوا کلتم و تخاذلتم حتی شنت علیکم الغارات، و ملکت علیکم الاوطان.

این خطبه را علی علیه السلام هنگامی که خبر هجوم لشکریان معاویه به انبار به او رسید و مردم از این خبر تحریک نشده بودند، برای تحریک مردم فرمود: آگاه باشید! من شما را شب و روز، مخفی آشکار برای پیکار با این قوم دعوت نمودم، و به شما گفتم: پیش از آن که هجوم بیاورند، شما بر آنان پیش دستی کنید و بر آنان هجوم ببرید، سوگند به خدا، هیچ قومی در خانه خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر این که ذلیل شد.

شما تکلیف جهاد را به گردن یکدیگر انداختید و از یکدیگر گسیختید و بی یاور گشتید تا در نتیجه غارتگری ها، شما را متلاشی ساختند و بر وطن های شما مسلط شدند. ( خطبه 27)


674. آیا زنانتان را نهی نمی کنید!

لما سمع علیه السلام بکاء السناء علی قتلی صفین: اتغلبکم نساؤ کم علی مااسمع الا تنهونهن عن هذا الرنین؟! هنگامی که امام علیه السلام صدای شیون زنان بر کشتگان صفین را شنید فرمود: آیا زنان شما با این فریاد گریه کن من می شنوم بر شما چیره شده اند؟چرا آنان را از این ناله و فغان باز نمی دارید؟!( حکمت 322)