بزرگ ترين عيب آن كه چيزى را در خوددارى، بر ديگران عيب بشمار!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  عبادت  >  انجام فریضه و عبادت خداوندی

انجام فریضه و عبادت خداوندی

1128. واجبات خالصانه

ولیکن فی خاصه ما تخلص به لله دینک: اقامه فرائضه التی هی له خاصه.

به مالک اشتر: از جمله کارهایی که باید خالصانه انجام دهی به پا داشتن فرایض و واجبات است که مخصوص ذات پاک خداوند است. ( نامه 53)


 

1129. ادای امانت الهی

من لم یختلف سره و علانیته، و فعله و مقالته، فقد ادی الامانه، و اخلص العباده.

آن که پنهان و آشکارش، عمل و حرفش با یکدیگر فرق نکند، امانت الهی را ادا کرده و در بندگی و عبادت به درجه خلوص رسیده است. ( نامه 26)


 

1130. تقسیم ساعات و اوقات

من کتاب کتبه للاشتر: و اجعل لنفسک فیما بینک و بین الله افضل تلک المواقیت، و اجزل تلک الاقسام، و ان کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیه، و سلمت منها الرعیه.

در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: بهترین اوقات هرروز و بیشترین بخش از آن را برای رابطه میان خود قرار ده، هر چند که اگر در همه اوقات نیت پاک و درست باشد و مردم در امنیت، اوقات همه از آن خدا است. ( نامه 53)


 

1131. عبادت بازرگان

ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار.

گروهی خدا را زا روی میل و رغبت (به بهشت) عبادت کردند، این عبادت بازرگانان و تجار است. ( حکمت 237)


 

1132. احتجاج با اعضای بدن

لا تقل ما لا تعلم، بل لا تقل کل ما تعلم، فان الله فرض علی جوارحک کلها فرائض یحتج بها علیک یوم القیامه.

آن چه را که نمی دانی مگو، بلکه هر آن چه را هم که می دانی همه را مگو، زیرا خداوند بر اعضائ و جوارح تو فرایضی مقدر داشته که در روز قیامت به آن ها با تو احتجاج خواهد کرد. ( حکمت 382)


 

1133. تجارت و سود

لا تجاره، کالعمل الصالح، و لا ربح کالثواب.

هیچ تجارتی مانند عمل نیک و هیچ سودی مانند ثواب و پاداش الهی نیست. ( حکمت 113)


 

1134. خوشا به حال این نفس!

طوبی لنفس ادت الی ربها فرضها، و عرکت بجنبها بوسها.

خوشا به حال آن نفسی که وظیفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا کرده، سختی و مشکلات را تحمل نموده است. ( نامه 45)


 

1135. عبادت آزادگان

ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده الاحرار.

همانا گروهی خدا را به خاطر سپاس از نعمت هایش عبادت می کنند، این عبادت آزادگان است. ( حکمت 237)


 

1136. عبادت آزادگان

حمل کل امری منکم مجهوده، و خفف عن الجهله. رب رحیم، و دین قویم، و امم علیم.

هر کس به اندازه توانش تکلیف شده و به نادانان تخفیف داده شده است. پروردگارتان مهربان است و دینتان استوار و پیشوایتان دانا. ( خطبه 149)


 

1137. خوشا به حال حزب خدا

طوبی لنفس ادت الی ربها فرضها فی معشر اسهر عیونهم خوف معادهم، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم، و همهمت بذکر ربهم شفاههم، و تقشعت بطول استغفار هم ذنوبهم، (اولئک حزب الله، الا ان حزب الله هم المفلحون).

خوشا نفسی که وظیفه خود را به پروردگارش ادا کرد … آنان که خوف روز رستخیز شب هنگام چشمانشان را بیدا نگه داشته و پهلوهایشان را از بستر نرم دور ساخته و لب هایشان را به ذکر خداوند می جنبند، از بسیاری استغفار گناهانشان زدوده شده است. آنان حزب و گروه خداوندند و بدانید که حزب خدا پیروزند! ( نامه 45)


 

1138. روزی تضمین شده

قد تکفل لکم بالرزق، و امرتم بالعمل فلا یکونن المضمون لکم طلبه اولی بکم من المفروض علیکم عمله، مع انه و الله لقد اعترض الشک و دخل الیقین، حتی کان الذی ضمن لکم قد فرض علیکم، و کان الذی قد فرض علیکم قد وضع عنکم.

خداوند روزی شما را تضمین کرد و به کار (انجام واجبات) فرمان داده شده اید.پس، طلب روی تضمین شده نباید برای شما مقدم بر اعمال واجب باشد، لیکن به خدا سوگند که شک بر شما عارض شده و اوهام نادرست با یقین در آمیخته است؛ چندان که آن چه برای شما تضمین شده گویی به صورت امری واجب در آمده و گویی آن چه واجب شده، از دوش شما برداشته شده است. ( خطبه 114)


 

1139. تقسیم ساعات و اوقات

للمؤمن ثلاث ساعات: فساعه یناجی فیها ربه، و ساعه یرم معاشه، و ساعد یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل.

مومن اوقات خود را به سه قسمت بخش می کند: زمانی که در ان با پروردگار خود به راز و نیاز می پردازد و زمانی که به تحصیل معاش دست می یازد و زمانی که به لذت های حلال و خوشایند می گذراند. ( حکمت 390)


1140. تشویق به در نظر داشتن خدا

رحم الله امرا سمع حکما فوعی، و دعی الی رشاد فدنا، و اخذ بحجزه هاد فنجا، راقب ربه، و خاف ذنبه.

خدا رحمت کند مردی (بنده ای) را که سخن حکیمانه ای بشنود و پذیرایش شود و به راه راست فراخوانده شود، پس به آن نزدیک گردد و کمربند راهنمایی را بگیرد و نجات یابد. پروردگارش را در نظر داشته باشد و از گناه خویش بترسد. ( خطبه 76)


 

1141. امید ثواب و عقاب

من کتاب له الی الاسود بن قطبه صاحب جند حلوان: و ابتذل نفسک فیما افترض الله علیک راجیآ ثوابه و متخوفا عقابه.

امام علی در نامه ای به اسود بن قطبه فرمانده لشکر حلوان چنین می نویسد: و خود را در راه انجام کارهای واجب به امید ثواب خدا و ترس از کیفرش فدا کن! ( نامه 59)


 

1142. نقش یقین در عبادت

قد سمع رجلا من الحروریه یتهجد و یقرا فقال: نوم علی یقین، خیر من صلاه فی شک!.

چون شنید که مردی از خوارج حروراء شب را به عبادت و قرائت قرآن به سر می برد، فرمود: خوابی که همراه با یقین (به حق باشد، بهتر از نمازی است که همراه با شک و تردید (در حق) بوده باشد. ( حکمت 97)


 

1143. اینگونه نزد خدا برو!

اخرجوا الی الله بما افترض علیکم من حقه، و بین لکم من وظائفه.

به ادای حقوقی که خداوند برای شما مقرر داشته است و با عمل به وظایفی که برای شما تبیین فرموده است به درگاه خدا بروید. ( خطبه 176)


 

1144. سکوت معنی دار

ان الله افترض علیکم الفرائض، فلا تضیعوها و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا، فلا تتکلفوها.

قطعی است که خداوند بر شما واجباتی مقرر فرموده است، پس آن ها را ضایع مسازید و در مورد اشیایی برای شما سکوت کرده و سخنی نفرموده است، این سکوت از فراموشی نبوده است، لذا خود را برای شناخت آن ها به مشقت نیاندازید. ( حکمت 105)


 

1145. بر پایی حدود

فرض الله اقامه الحدود اعظاما للمحارم.

بر پا داشتن حدود برای اهمیت دادن به حرام های خداست. ( حکمت 252)


 

1146. تعیین ساعت عبادت خدا

من کتبه للاشتر لما ولاه مصر: ولیکن فی خاصه ما تخلص به لله دینک: اقامه فرائضه التی هی له خاصه، فاعط الله من بدنک فی لیلک و نهارک، ووف ما تقربت به الی الله من ذلک کاملا غیر مثلوم و لا منقوص بالغا من بدنک ما بلغ.

در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می فرماید: باید در کارهایی که برای خدا خالصانه انجام می دهی برپای داشتن واجباتی که مخصوص اوست در راس کارها باشد، بنابراین در شب و روزت بخشی از نیروی جسمی ات را برای عبادت خدا در نظر بگیر و آن چه را باعث نزدیک شدنت به خدای عزیز می گردد بدون کم و کاست اجرا کن، هر چند تلاش تو موجب رنج بدنت گردد. (نامه 53)


 

1147. ترغیب به انجام فرایض

الفرائض الفرائض! ادوها الی الله تود کم الی الجنه.

واجبات را مراعات کنید واجبات را. آن ها را برای خدا ادا کنید، تا شما را رهسپار بهشت نماید. ( خطبه 167)


 

1148. والاترین عبادت

لا عباده کاداء الفرائض.

هیچ عبادتی مانند، انجام فریضه ها و واجبات دینی نیست. ( حکمت 113)


 

1149. یاری خواستن از خدا

اکثر الا ستعانه بالله یکفک ما اهمک، و یعنک علی ما ینزل بک، ان شاء الله.

همیشه از خدای بزرگ بسیار یاری بخواه تا تو را بی نیاز گرداند و در مشکلاتی که به تو رسیده است یاری ات کند، ان شاء الله. ( نامه 34)


 

1150. فلسفه ایمان

فرض الله الایمان تطهیرآ من الشرک.

خداوند ایمان را برای پاک کردن و زدودن شرک فریضه و واجب ساخت. ( حکمت 252)


 

1151. فلسفه عبادت

فی بیان فلسفه العبادات: لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا، و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.

در بیان فلسفه عبادت فرمودند: به جهت مالیدن چهره های نازنین به خاک از روی تواضع و چسباندن اعضای شریف بر زمین برای احساس حقارت در بارگاه الهی و چسبیدن شکم ها به پشت ها به جهت روزه داری برای دریافت ذلت. ( خطبه 192)


 

1152. عبادت به وقت

من کتابه الی الحارث الهمدانی: خادع نفسک فی العباده، وارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما کان مکتوبا علیک من الفریضه، فانه لا بد من قضائها و تعاهدها عند محلها.

امام علی علیه السلام در نامه خود ره حارث همدانی می فرماید: به خودت برای عبادت حیله بزن و با خودت مدارا کن. روح خود را تحت فشار قرار مده و به هنگام آزادی و نشاط او را (برای کارهای مستحب) دریاب. فقط در کارهای واجب نگاه به نشاط خود مکن، زیرا باید آن را به موقع انجام دهی (خواه نشاط داشته باشی یا نه). ( نامه 69)


 

1153. زمان کنار گذاشتن مستحبات

اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها.

در ان هنگام که مستحبات به واجبات ضرر وارد کند آن مستحبات را رها کنید. ( حکمت 279)


 

1154. مستحبات مضر

لا قربه بالنوافل اذ اضرت بالفرائض.

با آن عبادات مستحب که به واجبات ضرر می زند، نمی توان به خدا نزدیک شد. ( حکمت 39)


 

1155. تنها قدردان خوبی

لا یزهدنک فی المعرف من لا یشکره لک، فقد یشکرک عیلیه من لا یستمتع بشیء منه، و قد تدرک من شکر الشاکر اکثر مما اضاع الکافر، و اله یحب المحسنین.

تشکر نکردن دیگران از تو، نباید تو را به خوبی کردن بی رغبت سازد؛ زیرا کسی که از ان نیکی کمترین بهره ای نمی برد (یعنی خداوند) از تو قدردانی می کند و از سپاسگزاری این سپاسگزار به بیش از آن چیزی می رسی که فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. ( حکمت 204)