وقتى يكى از كارگزارانِ امام، خانة با شكوهى ساخت به او فرمود) سكه هاى طلا و نقره سر بر آورده خود را آشكار ساختند، همانا ساختن مجلل بى نيازى و ثروتمندى تو را مى رساند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اعتقادی
سمت‌گیری اندیشه آدمی به سوی حق و حقیقت است. از میان افکار گوناگون و تفکرهای متفاوت و ضد و نقیض، درک و تشخیص حق، مهم‌ترین هنر انسان است. مکتب‌های انحرافی و افکار نادرست با هزاران ترفند، لباس حق به جانب پوشیده و ادعای هدایت و روشنگری دارند و با استخدام الفاظ فریب او یدک کشیدن مفاهیم کلی پر جاذبه، دنبال طعمه و قربانی می‌گردند تا چراغ عقل و اندیشه او را خفه و خاموش کرده و در تاریکی به غارت سعادت او بپردازند؛ لذا گزینش راه حق از میان صدها بیراهه نشانه رشد و تکامل آدمی است. در شبانگاه جهل و ستم و در روزگاری که بشریت در بعد وسیعی در منجلاب جهل و فساد غوطه می‌خورده و در دورانی که جامعه‌ها به آخرین درجه‌ی انحطاط و انحراف کشیده می‌شدند و در زمانی که ملت‌ها منشور مقدس توحید و یکتاپرستی را فراموش کرده و پیمان فطری خداجوئی را دستخوش نسیان می‌ساختند
واضح می گردد كه هر شرطی برای شمول مغفرت هست برای شمول شفاعت نيز هست. از نظر عقلی شرط مغفرت چيزی جز قابليت داشتن شخص برای آن نيست . اگر كسی از رحمت خدا محروم گردد صرفا به موجب قابل نبودن خود او است نه آنكه (معاذ الله) در رحمت خدا محدوديت وضيقی باشد. رحمت خدا همچون اعتبار بانكی يك بازرگان نيست كه محدود باشد .
امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «اسلام ظاهرش علم و باطنش حکمت است. نوآوری های آن پایان نمی گیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود. در اسلام برکات و خیرات چونان سرزمین پُرگیاه در اوّل بهاران فراوان است. اسلام، چراغ های روشنی بخش تاریکی هاست که دَرِ نیکی ها جز با کلیدهای اسلام باز نشود و تاریکی ها را جز با چراغ های آن نمی توان روشنایی بخشید. مرزهایش محفوظ و چراگاه هایش را خود نگهبان است. هر درمان خواهی را درمان، و هر بی نیازی طلبی را کافی است».
گویی او (عبد الملک بن مروان) را می بینم که از شام فریاد برمی آورد و با پرچمهایش پیرامون کوفه را پر می کند و چونان شتر خشمگین به کوفه یورش می آورد و زمین را با سرهای بریده فرش می کند. دهانش را گشاد کرده و گامهایش را سخت و سنگین بر زمین می کوبد. تاخت و تاز او بی امان و پایدار و هجوم او سخت و دشوار است.
توصیه می کنم شما را به تقوا و پرهیز از خدایی که با انذار خود راه عذر را [بر شما ] مسدود ساخته و با دلیل روشن حجت را تمام کرده و شما را بر حذر داشته از دشمنی که مخفیانه در سینه های شما راه می یابد و آهسته در گوش ها می دمد، گمراه و پست می سازد و نوید می دهد و انسان رابه خواهش وا می دارد، گناهان و جرایم زشت را نیکو جلوه می دهد
ذهن بشر سرشار از پرسش هایی در مورد مبدا آفرینش عالم است: آیا جهان را خالقی است؟ آیا می توان خالق عالم را شناخت؟ آیا می توان وجود چنین خالقی را از راه عقل اثبات کرد؟ آیا در متون دینی راهی برای اثبات وجود خدا وجود دارد؟ تقریر آن چگونه است؟ و پیش فرض های پذیرفته آن کدام اند؟ آیا خداوند دارای صفت است؟ رابطه صفت با ذات خداوندی چگونه است؟ آیا صفت عین ذات خداست یا زائد بر ذات اوست؟ آنچه می خوانید تلاشی است که درصدد پاسخ گویی به پرسش های فوق از منظر حضرت علی علیه السلام است.
اما اگر انسان از راه تامل در خود پی به وجود خدا برد، و در برابر او که کمال مطلق است، سر تعظیم فرود آورد، از راه انفس یا فطرت، خدا را یافته است . آیه مشهور قرآن در این باره، بدین قرار است: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم لکن اکثر الناس لا یعلمون »
نگارنده در این گفتار، سه اصل برای بیان توحید از نظر قرآن یاد می کند: عدم مشابهت خداوند تعالی با دیگر موجودات، مبرّا بودن خداوند از هر نقص، توفیقیّت اسماء و صفات الهی. اصل اول (عدم مشابهت)، تعبیری دیگر از توحید خدا است که مطلق و حقیقی است و با یگانه بودن برخی از آفریدگان در بعضی از ویژگی ها تفاوت دارد. براساس اصل دوم، مبرّا بودن خداوند از هر نقص و عیب، اصلی فطری است که انسان به محض شنیدن، آن را سازگار با فطرت خود می یابد. اصل سوم، انسان را از بیان صفات و اسماء الهی براساس عقل و درک خود بازمی دارد.
ادله اى كه بر وجود خدا اقامه مى شود مثل برهان حدوث و نظم و عنايت بر قدرت خدا نيز دلالت دارند و خلق آسمان و زمين و تمام مخلوقات از كوچك و بزرگ با نظامات دقيقى كه در آنها برقرار است و با تناسبى كه دارند همه و هر يك دليلى بر قدرت بى پايان او مى باشند.