با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  نهج البلاغه موضوعی  >  فضایل اخلاقی  >  آداب معاشرت

آداب معاشرت

1636. آداب معاشرت با خانواده

لا تجعلن اکثر شغلک باهلک و ولدک؛ فان یکن اهلک و ولدک اولیاالله، فان الله لا یصیع اولیاه، و ان یکونوا اعداالله، فما همک و شغلک باعداالله؟!

 بیشترین وقت خود را صرف زن و فرزندت مکن؛ زیرا اگر زن و فرزند تو دوستان خدا باشند، خداوند دوستان خود را وا نمی گذارد و اگر دشمنان خدا باشند، چرا باید هم و غمت متوجه دشمنان خدا باشد. ( حکمت 352)


1637. برتر از خویشاندی

الکرم اعطف من الرحم.

کرامت و جوانمردی (در جلب عاطفه ها) از خویشاوندی برتر است. ( حکمت 247)


1638. بهترین همنشینان

من کتاب له للاشتر لما ولاه مصر: ثم الصدق بذوی المروءات و الاحساب، و اهل البیوتات الصالحه، و السوابق الحسنه؛ ثم اهل النجده والشجاعه، و السخاء و السماحه، فانهم جماع من الکرم.

در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر می نویسد: دیگر آن که با ارباب مروت و آنان که از خانواده های شریف و شایسته هستند و پیشینه های نیکو دارند و سپس با کسانی که دلاور و شجاع و بخشنده و گشاده دست اند، همنشین باش که آنان همه بزرگواری را در خود جمع کرده اند. ( نامه 53)


1639. آداب معاشرت با مردم

زهدک فی راغب فیک، نقصان حظ. و رغبتک فی زاهد فیک، ذل نفس.

بی اعتنایی تو به کسی که به تو راغب است کم سعادتی است و تمایل تو به کسی که به تو راغب است، خواری نفس است. ( حکمت 451)


1640. جایگاه نرمی

من کتاب له الی بعض عمآله: اخلط الشده بضغث من اللین، و ارفق ما کان الرفق ارفق.

سختی و شدت را با نرمی و ملایمت بیامیز، در جایی که نرمی مناسب تر و به مصلحت نزدیک تر است نرمی کن. ( نامه 46)


1641. اینگونه معاشرت نما

خالطوا الناس مخالصه ان متم معها بکوا علیکم، و ان عشتم حنوا الیکم.

با مردم چنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر شما بگریند و اگر زنده باشید (غایب شوید) مشتاق دیدن شما باشند. ( حکمت 10)


1642. کفایت ادب

کفاک ادبا لنفسک اجتناب ما تکرهه من غیرک.

برای ادب خود همین بس که از آن چه که بر دیگری نمی پسندی، دوری کنی. ( حکمت 412)


1643. زیورهای تازه

الاداب حلل مجدده.

آداب، زیورهای همیشه تازه اند. ( حکمت 5)


1644. موجب فضیلت و برتری

اذا حییت بتحیه فحی باحسن منها، و اذا اسدیت الیک ید فکافئها بما یربی علیها، والفضل مع ذلک للبادی.

هنگامی که درودی به تو گفته شد با درودی بهتر آن را پاداش بده و هنگامی که دستی به تو عطایی کند تو بیش از آن عطا مقابله بکن و با این حال برتری از آن کسی است که آغاز کرده است. ( حکمت 62)


1645. میراث بزرگ

لا میراث کالادب.

هیچ میراثی همانند ادب نیست. ( حکمت 113)


1646. پاداش نیکان

ازجر المسیء بثواب المحسن.

بدکاری را پاداش نیکان ده تا او را از بدی باز داری. ( حکمت 177)


1647. دوری از سخن چین

من اطاع التوانی ضیع الحقوق، و من اطاع الواشی ضیع الصدیق.

هر آن کس که از سستی اطاعت کند، حقوق افراد را تباه سازد و کسی که از گفته سخن چین پیروی کند دوست صمیمی خویش را از دست بدهد. ( حکمت 239)


1648. نهی از بلند کردن صدا

لاصحابه عند الحرب: امیتوا الاصوات، فانه اطرد للفشل.

به یاران خود در هنگام جنگ می فرمود: آهسته سخن بگویید، زیرا ترس و اختلاف را بهتر ریشه کن می سازد.( نامه 16)